#اختصاصی
به قلم: ویدا یاقوتی، مدیر گروه افپاک مرکز پژوهش های علمی و مطالعاتی استراتژیک خاورمیانه
مقدمه
میدان هوایی بگرام، با دو باند بتنی بزرگ که باند اصلی آن حدود ۳۶۰۰ متر و زیرساختهایی چون چند آشیانه بزرگ، برج کنترل، بیش از ۱۳ هکتار رمپ و بیش از ۱۱۰ محافظت پروازی، از منظر ظرفیت پذیرش هواپیماهای سنگین ترابری و پشتیبانی عملیاتی یکی از معدود نقاط کلیدی در افغانستان است که کارکردِ همزمان لجستیک، فرماندهی-کنترلی و پشتیبانی پزشکی و مهندسی را ممکن میسازد. این مشخصات فنی، که در نقشهها و گزارشهای فنی بازتاب یافتهاند، بگرام را به کانون استراتژیک در شمال کابل تبدیل میکند. از دید راهبردی، توانایی میزبانی هواپیماهای سنگین و فضای قابل توجه، بگرام را به نقطهای بدل میسازد که نه تنها برای عملیات نظامی بلکه برای مأموریتهای ضدتروریسم، امدادی و لجستیک فرامنطقهای اهمیت دارد. لذا اظهارات اخیر دونالد ترامپ در سفر به بریتانیا برای بازپسگیری یا استفاده مشترک از این فرودگاه معادل بازگشتِ بالقوه نفوذِ پُرتأثیر بر تراز عملیاتیِ منطقهای است. از این رو، توجه و رصد معادلات امنیتی پیرامونی برای ایران حائز اهمیت راهبردی است.
سنجش تلاش آمریکا برای احیای بگرام
اظهارنظرهای علنی رئیسجمهور ایالاتمتحده و گزارشهای رسانهای نشان میدهد که واشنگتن در ماههای اخیر دستکم گفتگوهایی را درباره بازگشت به بگرام دنبال کرده است؛ برخی گزارشها از مذاکرات و تبادلنظرهای پشتپرده خبر میدهند. اما در عین حال طالبان این ایده را صراحتا رد کرده و آن را مغایر با حاکمیت ملی و توافقات دوحه توصیف کرده است. این تقابلِ بیانی، نشاندهنده شکاف عمیق میان منطقِ عملیاتیِ واشنگتن و منطقِ سیاسی-نمادینِ طالبان است. در جزئیات ادعاها نیز اختلافهایی وجود دارد: گزارشهایی درباره پیشنهادی مالی ماهانه از سوی آمریکا و ارقامِ نامتقارن (رقمی که در برخی گزارشها ۳۰۰ هزار دلار و در برخی دیگر ادعاهایی متضاد منعکس شده) منتشر شد؛ اما رسانههای معتبر بر اصلِ گفتگوها و رد طالبان تأکید کردهاند و از ارائه معنای قطعیِ توافق یا واگذاری خودداری کردهاند. بنابراین، تا وقتی سندی رسمی منتشر نشود، باید میان گفتگو/فشار و توافقِ اجراشده تفاوت قائل شد.
چرا بگرام مهم است؟
اگر با زاویه رویکرد کلاسیک به قدرت نگاه کنیم، کنترل زیرساختهای کلیدی مانند بگرام هم نمادِ مشروعیت و هم ابزارِ قدرت سخت است. بازپسگیری بگرام برای واشنگتن نه صرفا بهعنوان دستاورد زمینی، که بهعنوان سیگنال بازگشتِ ظرفیت نمایشدهندۀ نفوذ در آسیا عمل خواهد کرد؛ پیامی که به رقبایی چون چین و روسیه و نیز به همسایگان منطقه پاکستان، ایران ارسال میشود. علم ژئوپلیتیک نوین نیز بر این نکته تأکید دارد که گرهگاههای لجستیکی در نظام بینالملل به نوعی اثرِ ضربهای دارند: یعنی تصرف یا کنترل آنها میتواند توانی نامتناسب دربارۀ تراکمِ نیرو و تحرکِ سیاسی بهبار آورد. افزون بر این، زمانیکه تواناییهای عملیاتی محدودِ قدرتهای خارجی در نظم پساجنگ که حاصل پذیرش شکست در جنگ است نمایان میشود تمایل به بازآفرینی دوبارۀ قدرت مطرح میشود. نمونههای مشابه این رخداد خروج آمریکا از پایگاه کلارک در فیلیپین در ۱۹۹۱ و بازگشت از طریق پیمان تقویت همکاری دفاعی در ۲۰۱۴٫ یا خروج از عراق در ۲۰۱۱ و بازگشت مجدد در ۲۰۱۴ به بهانه تهدید نوظهور «داعش»، یا نمونه فالکلند در ۱۹۸۲، و همچنین پیشتر از آن بحران سوئز است که هرکدام از این رویدادها برای کشورهای ذینفع با هزینه و شانس متفاوت همراه بود. به این ترتیب، ورود مجدد آمریکا به بگرام با هزینههای اخلاقی و سیاسی در داخل این کشور و در عرصه بینالملل همراه خواهد بود؛ چرا که خاطره خروجِ ۲۰۲۱ و هزینههای انسانی و مالی آن هنوز در افکار عمومی جهان و در نهادهای سیاسی ایالاتمتحده زنده است. این تئوری بر این نکته تأکید میکند که دستاورد میدانی بیپشتوانۀ سیاسی در بلندمدت پایدار نخواهد بود.
سناریوهای واقعگرایانه از چشمانداز ایران و منطقه
سناریوی اول: سازشِ مدیریتشده با محوریت بازیگران منطقهای
هرگونه توافق محدود میان ایالات متحده و طالبان باید بهدقت نگریسته شود. اگر واشنگتن بتواند با میانجیگری برخی دولتهای منطقهای یا سازمان ملل به استفادۀ مشترک از بگرام دست یابد، بیتردید پایگاه هواییای در قلب آسیای میانه دوباره به بازوی لجستیکی و اطلاعاتی ایالات متحده بدل خواهد شد؛ امری که مستقیما معادلات امنیتی پیرامونی ایران را تحتتأثیر قرار میدهد. چنین توافقی، حتی اگر در قالب عملیات بشردوستانه معرفی شود، عملاً امکان نظارت هوایی و شنود الکترونیک را به آمریکا بازمیگرداند و میتواند موازنۀ بازدارندگی تهران در مرزهای شرقی را به چالش بکشد. از این منظر، سازش واشنگتن و طالبان نه یک اتفاق فنی، بلکه زنگ هشداری ژئوپلیتیکی برای ایران و سایر کشورهای منطقه است.
سناریوی دوم: تعمیق پیوند طالبان با رقبای آمریکا و بازآرایی موازنه قدرت
سناریوی دوم، که محتملتر نیز مینماید، استمرار بنبست میان واشنگتن و طالبان است؛ بنبستی که طالبان را بیش از پیش به سوی مسکو و پکن سوق خواهد داد. این مسیر، اگرچه نفوذ مستقیم آمریکا را مهار میکند، اما پیامدهای دوگانهای برای تهران دارد: از یک سو، حضور پررنگ چین و روسیه در پیرامون افغانستان میتواند دیواری نرم در برابر بازگشت نظامی غرب باشد؛ از سوی دیگر، وابستگی بیش از حد طالبان به شرق میتواند افغانستان را به میدان رقابت شدید میان قدرتهای نوظهور بدل کند و حریم امنیتی ایران را از زاویهای تازه تهدید نماید. تهران ناگزیر است در این حالت با دیپلماسی فعال و همکاریهای مرزی چندلایه، مانع از شکلگیری ترتیباتی شود که منافع بلندمدت او را قربانی موازنهسازی مسکو یا پکن کند.
سناریوی سوم: تشدید رقابتهای پنهان و درگیریهای نیابتی
احتمال سوم، رویآوری ایالات متحده به ابزارهای غیرمستقیم از نفوذ اطلاعاتی گرفته تا حمایت از گروههای محلی است. چنین رویکردی افغانستان را به عرصۀ جدیدی از منازعات نیابتی بدل خواهد کرد؛ وضعیتی که هم بیثباتی مرزی ایران را افزایش میدهد و هم هزینههای امنیتی جمهوری اسلامی در شرق کشور را بالا میبرد. در این حالت، تهران باید همزمان دو مسیر را بپیماید: تقویت زیرساختهای امنیتی در مرز و گسترش گفتوگو با همه طیفهای سیاسی و قومی افغانستان تا از تبدیل بحران به موج تازهای از مهاجرت و قاچاق جلوگیری کند.
توصیههای راهبردی برای جمهوری اسلامی ایران
- حفظ توازن در چارچوب یک دیپلماسی چندسطحی
ایران باید درک کند که هر نوع بازگشت عملیاتی آمریکا به بگرام حتی در پوشش مأموریتهای بشردوستانه ظرفیت نفوذ اطلاعاتی، پروازهای شناسایی و تحرک سریع نیروهای غربی در شعاعی گسترده را دوباره فعال میکند. بر این اساس، تهران میتواند با استفاده از ابزارهای دیپلماتیک، بهویژه همکاری نزدیکتر با سازمان همکاری شانگهای و گفتوگو با همسایگان آسیای مرکزی، راههای فشار و مهار سیاسی را طراحی کند. این رویکرد، علاوه بر جلوگیری از استقرار مجدد غرب، فرصت همگرایی با قدرتهای منطقهای را نیز تقویت میکند.
- تقویت امنیت مرزی و سیاست تعامل مستقیم
فارغ از چگونگی سرنوشت بگرام، افغانستانِ تحت حاکمیت طالبان واقعیت ژئوپلیتیک امروز ایران است. گفتوگوهای منظم با رهبران طالبان و همسایگان ضروری است. علاوه بر موضوع بگرام این تعامل مستقیم میتواند به مدیریت موضوعات حیاتی همچون آب هیرمند، مبارزه با ترانزیت مواد مخدر و کنترل موج مهاجرت کمک کند.
- همگرایی امنیتی با قدرتهای آسیایی به جای اتکاء به بلوکبندی سخت
هرچند روابط با روسیه و چین مزیتهای آشکاری برای محدودسازی نفوذ آمریکا دارد، اما سیاست خارجی ایران نباید به پیوندهای صرفاً موازنهجویانه تقلیل یابد. تشکیل ائتلافهای منعطف و موضوعمحور با کشورهای آسیای میانه، پاکستان و حتی هند میتواند تنوع گزینهها را بالا برده و مانع از انحصار تصمیمگیری توسط هر قدرتی در معادلات افغانستان شود.
- توسعه ظرفیتهای بومی پایش و بازدارندگی
در نهایت، آنچه امنیت ایران را پایدار میکند اتکا به ظرفیتهای داخلی است. تقویت سامانههای راداری شرقی، گسترش زیرساختهای مرزبانی، و ایجاد مراکز لجستیکی در شرق کشور راهبردی است که به تهران امکان میدهد حتی در صورت تحولات ناخواسته در بگرام، موازنۀ امنیتی خود را حفظ کند.
جمعبندی
درکِ واقعبینانه از پویاییهای فعلی میگوید بازپسگیری بگرام بیش از آنکه صرفا معاملهای مالی باشد، نبردی نمادین و راهبردی است که پیوندهای امنیتی، دیپلماتیک و اقتصادی افغانستان با بازیگران منطقهای را بازتعریف میکند. واشنگتن در موقعیتی دشوار است: یا باید هزینه بالای حضور مستقیم را بپذیرد یا از رهگذر دیپلماسیِ پیچیده و طرحهای چندجانبه تلاش کند نفوذِ عملیاتی خویش را حفظ نماید. طالبان نیز، با انگیزۀ حفظِ مشروعیتِ داخلی و تداومِ سودهای ژئوپلتیک، پذیرشِ پیشنهاداتِ سطحی را بعید میسازد. بنابراین تحلیلِ دقیقِ هزینه-فایده و حرکت بر پایه ترکیبی از اهرمهای نرم و سخت و تضمینهای شفاف بینالمللی تنها راه ملموسِ پیشِ روست. بگرام نه یک موضوع صرفاً افغانستانی–آمریکایی، که نمادی از تداوم رقابتهای بزرگ در حاشیۀ مرزهای کشورهای منطقه است. هر تحول در این فرودگاه، چه بازگشت محدود آمریکا باشد، چه چرخش کامل طالبان به سمت مسکو و پکن، مستقیماً بر امنیت، اقتصاد و جایگاه منطقهای کشورهای منطقه و ایران میگذارد. راهبرد برنده برای تهران، ترکیبی است از دیپلماسی هوشمند، حضور فعال در معادلات آسیای میانه، و تقویت پایدار توان دفاعی داخلی؛ رویکردی که میتواند در برابر هر سناریویی از سازش تاکتیکی گرفته تا درگیری نیابتی حاشیه امن واقعی برای منافع ملی ایران فراهم آورد.
منابع
- Al Jazeera. (2025, September 6). Taliban rejects reported US offer to regain Bagram air base. Retrieved from
https://www.aljazeera.com/news/2025/9/6/taliban-rejects-reported-us-offer
- BBC News. (2025, September 7). Afghanistan: US bid to re-enter Bagram base denied by Taliban. Retrieved from https://www.bbc.com/news/world-asia-66742899
- (۲۰۲۵, September 8). Trump’s disclosure on Bagram negotiations underscores US strategic concerns. Retrieved from
https://edition.cnn.com/2025/09/08/politics/trump-bagram-taliban
- Institute for the Study of War. (2024). Afghanistan security and strategic infrastructure report. Retrieved from
https://www.understandingwar.org/report/afghanistan-security-infrastructure
- (۲۰۲۵, September 19). U.S. talks with Taliban to reestablish Counterterrorism forces at Afghan base: WSJ. Retrieved from https://www.reuters.com/world/asia-pacific/us-talks-with-taliban-re-establishing-counterterrorism-forces-afghan-base-wsj-2025-09-19/
- The Guardian. (2025, September 18). US seeking to regain control of Afghanistan’s Bagram airbase, says Trump. Retrieved from https://www.theguardian.com/us-news/2025/sep/18/us-seeking-to-regain-control-of-afghanistans-bagram-airbase-says-trump
- Council on Foreign Relations (CFR). (n.d.). War in Afghanistan. Global Conflict Tracker. Retrieved from https://www.cfr.org/global-conflict-tracker/conflict/war-afghanistan
- World Bank. (2023). Afghanistan economic monitor: Post-2021 developments. Retrieved from
https://www.worldbank.org/en/country/afghanistan/publication/economic-monitor-2023
- United States Air Force. (2021). Bagram Airfield capabilities and infrastructure overview. Retrieved from https://www.af.mil/News/Article-Display/Article/2714554/bagram-airfield-overview









