تاریخ : سه شنبه, ۱ خرداد , ۱۴۰۳ 14 ذو القعدة 1445 Tuesday, 21 May , 2024

تحلیل تحرکات نظامی جمهوری آذربایجان علیه ارمنستان

  • ۰۹ فروردین ۱۴۰۲ - ۱۱:۴۸
تحلیل تحرکات نظامی جمهوری آذربایجان علیه ارمنستان
سیاست غلط دیگری که آقای علی اف در پیش گرفته همان اشتباهی است که همه حکومتهای اقتدارگرا  انجام می دهند. یعنی توسعه سرزمینی از طریق مطرح کردن ادعاهای تاریخی و اعمال قوه نظامی. در صورتی که این سیاست  به دلایل زیر هیچ نتیجه ای جز در خطر قرار گرفتن منافع جمهوری آذربایجان در منطقه ندارد.

#اختصاصی

به قلم: حسن بهشتی پور

در چند هفته اخیر مرتب اخباری از تحرکات نظامی جمهوری آذربایجان منتشر می شود که حکایت از حمله احتمالی جمهوری آذربایجان به استان سیونیک ارمنستان دارد. این مساله بویژه زمانی با حساسیت بیشتری دنبال شد که آقای علی اف به بهانه اینکه مانع از تدارکات نظامی ارمنستان در قراباغ  شود، در عمل دستور داد ارتش آذربایجان برخلاف توافق آتش بس سال ۲۰۲۰ ، این منطقه را محاصره کند. اما چرا چنین اخباری منتشر می شود و اصولا تبعات اقدام نظامی احتمالی آذربایجان علیه استان جنوبی ارمنستان  چه خواهد بود؟

باید توجه داشت که آقای الهام علی اف بعد از آنکه توانست به کمک ترکیه و اسرائیل مناطق اشغالی کشورش را از نیروهای ارمنستان پس بگیرد، به نظر می رسد بر اساس محاسبات غلط خود که با تحریک ترکیه و حمایت اسرائیل بوجود آمده است؛ تصمیم گرفته از طریق اشغال بخش جنوبی استان سیونیک ارمنستان، نخجوان را به خاک اصلی جمهوری آذربایجان متصل کند. تقریبا شبیه همان کاری که پوتین با اشغال چهار استان شرقی اوکراین تلاش کرد دسترسی روسیه از راه زمین به شبه جزیره استراتژیک کریمه در شمال دریای سیاه را برقرار کند.  با این تفاوت که کریمه بخشی از خاک اوکراین بود که روسیه اشغال و سپس ضمیمه خاک خود کرد، اما نخجوان از لحاظ بین المللی بخشی از جمهوری آذربایجان محسوب می شود.

سیاست غلط دیگری که آقای علی اف در پیش گرفته همان اشتباهی است که همه حکومتهای اقتدارگرا  انجام می دهند. یعنی توسعه سرزمینی از طریق مطرح کردن ادعاهای تاریخی و اعمال قوه نظامی. در صورتی که این سیاست  به دلایل زیر هیچ نتیجه ای جز در خطر قرار گرفتن منافع جمهوری آذربایجان در منطقه ندارد.

۱- ادعاهای تاریخی ملاک برای مشروعیت سازی نیست

اگر قرار باشد ادعای تاریخی آذربایجان که بر طبق قرار داد ۱۹۱۹ مطرح می کند، استان سیونیک و کل جنوب ارمنستان تحت عنوان زنگزور غربی بخشی از خاک آذربایجان بوده و در دوران استالین جدا شده است، ملاک عمل قرار گیرد در این صورت  تمام جغرافیای سیاسی منطقه قفقاز برهم خواهد خورد زیرا تقریبا همه کشورهای منطقه از این نوع ادعاهای تاریخی داشته و دارند.  ازجمله ارمنستان که قره باغ را با استناد به تقسیم های استالینی جدا شده از ارمنستان می داند و معتقدند زمانی کل نخجوان هم بخشی از ارمنستان بوده که در دوره استالین به آذربایجان واگذار شده است. در صورتی که  هم جمهوری آذربایجان و هم ارمنستان در ۱۲ دسامبر ۱۹۹۱ توافق مهم آلماتی را پذیرفتند و در عالی ترین سطح  امضاء کردند و با استناد به همین توافق به عضویت سازمان ملل در آمدند و دیگر کشورها استقلال آنها را به رسمیت شناختند. بنابراین  دیگر نمی توانند به صرف مصوبات مجلس ملی یا محلی خود،  مفاد توافق مهم آلماتی را که مرزهای بین المللی کشورهای برجای مانده از شوروی را مشخص کرد و نیز مرزهای داخلی بین کشورهای به استقلال رسیده را از شوروی تعیین کرد،  رد  یا بی اعتبار کنند.

۲- چرا سیاست تجاوزگری و اشغال خاک همسایه به نتیجه نمی رسد؟

اگر قرار بود سیاست اشغال خاک همسایگان به پیشبرد سیاست های توسعه طلبانه حکومتهای اقتدارگرا کمک کند، صدام حسین  دیکتاتور سرنگون شده  عراق همچنان بر سر قدرت باقی بود. اما دیدم که چگونه  با تجاوز به ایران در سال ۱۳۵۹  و چند سال بعد به کویت، زمینه را برای سرنگونی حکومت خود فراهم  کرد. ضمن آنکه باید به آقای الهام علی اف یادآور شد که از تکرار همان سیاست اشتباهی که ارامنه به بهانه آزادی قراباغ  با اشغال هفت منطقه در جمهوری آذربایجان در سال ۱۳۷۱ مرتکب شده اند، اجتناب کند. زیرا او به خوبی می داند چگونه این اقدام ۳۰ سال بدبینی و نفرت را بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان  بوجود آورد. امکانات بسیاری از دو طرف  که می توانست در جهت توسعه اقتصادی و همکارهای های منطقه ای به کار گرفته شود،  نابود شد. در نهایت هم دیدیم  چه سرنوشتی برای اشغالگران ارمنی رقم خورد. بنابراین آقای علی اف نباید صرفا برای خشنودی ترکیه یا  اجرای سیاست های ضد ایران اسرائیل وارد کارزاری شود که در نهایت نتیجه آن جز نابودی امکانات کشورش نتیجه دیگری ندارد.

۳- گره ای که با دست  باز می شود با دندان باز نمی کنند

دسترسی جمهوری آذربایجان به بخشی از سرزمین برون گان خود یعنی نخجوان بر اساس قواعد بین المللی کاملا مشروع و پذیرفته شده است همچنانکه طی سه دهه گذشته ایران امکان دسترسی زمینی و هوایی جمهوری آذربایجان به نخجوان را برقرار کرده و حتی در طول سالهای جنگ هیچگاه این دسترسی مختل نشده است. حتی آذربایجان برای تنوع بخشیدن به مسیر های دسترسی می تواند از طریق مذاکرات با طرف ارمنی، با تاکید بر حفظ تمامیت ارضی و حاکمیت ملی ارمنستان از خطوط مواصلاتی و جاده ای ارمنستان برای دسترسی به نخجوان استفاده کند. همچنانکه طرف ارمنستان نیز باید با به رسمیت شناختن حق تمامیت ارضی و حاکمیت ملی آذربایجان ، بتواند از مسیر ارتباطی شوشا – لاچین استفاده کند.

۴- آزموده را آزمودن خطاست

اقدام های نظامی و به کارگیری زور به منظور توسعه طلبی جغرافیایی  بویژه زمانی که حق مشروع دیگر کشورها را در مرزهای تاریخی خود با چالش جدی روبرو سازد، در عمل بحران را از سطح روابط دو جانبه بین دو کشور آذربایجان و ارمنستان خارج ساخته و به یک بحران منطقه ای تبدیل می کند که بی شک نتایج آن هر چه باشد به زیان کشورهای کوچکی است که ناخواسته وارد بازی بزرگان شده اند و یا مجبور به تن دادن به خواسته قدرتهای سلطه جو در منطقه گردیده اند.

۵- مرز تاریخی ایران و ارمنستان غیرقابل تغییر است

در ارتباط با مرز حدود  ۴۰ کیلومتری ایران و ارمنستان، مسئولین ایران  در عالی ترین سطح بارها اعلام کرده اند مرز تاریخی ایران و ارمنستان را نمی توان به صرف مطرح کردن ادعاهای تاریخی و یا اجرای سیاستهای توسعه طلبانه سایر کشورها مخدوش یا از بین برد. این مرز در واقع تنها مسیر ارتباطی بین  ارمنستان محصور در خشکی با ایران نیست . این مرز نقش بسیار مهمی برای ممانعت از اجرای سیاست های پان ترکیستی از سوی ترکیه  و گسترش توسعه نفوذ ناتو در مرزهای شمالی ایران است. بنابراین ایران برای طرف جمهوری آذربایجان کاملا روشن کرده است در صورت هر گونه اقدامی که منجر به از بین رفتن یا مخدوش شدن مرز ایران با ارمنستان شود ، ایران نه می تواند و نه می خواهد که در این خصوص بی طرف باقی بماند. پس می توان نتیجه گرفت جمهوری آذربایجان بسیار بعید است که دست به اقدامی بزند که می داند مستقیما منافع ایران را به خطر می اندازد و در نهایت بحران را  از سطح دوجانبه با ارمنستان به سطح منطقه ای خواهد کشاند و این تنها به نفع اسرائیل و آمریکا در منطقه است .

نتیجه:

با در نظر گرفتن مجموعه مواردی که تحلیل شد می توان نتیجه گرفت که احتمال حمله جمهوری آذربایجان به استان سیونیک ارمنستان بسیار کم خواهد بود. حتی اگر به اندازه پنج درصد هم احتمال بدهیم اقای علی اف چنین تصمیم خطرناکی را اجرا کند، نباید شک کرد که این اقدام تصمیم او نبوده و از سوی  ترکیه ، اسرائیل و آمریکا تحمیل شده است . بنابراین به نظر می رسد  علاوه بر اقدام های تاکتیکی ایران که در قالب رزمایش ارتش و سپاه در شمال غرب ایران کاملا مشهود است، نیاز به گفت وگوهای بیشتری برای پیدا کردن راه حل های دیپلماتیک برای بحرانی است که زمان برای پایان دادن آن فرار رسیده است.

پس از سه دهه جنگ و دشمنی، زمان برای برقراری ثبات و امنیت دائمی در قفقاز جنوبی فرا رسیده است. دامن زدن به اتش اختلاف ها تنها به نفع کسانی است که در این اختلاف ها سود سرشاری برای فروش سلاح دارند و بقای خود در منطقه را بر اساس آن توجیه می کنند.

وقت همکاری بر اساس مدل ۳+۳  با در نظر گرفتن همه اختلاف منافعی که از یک سو بین ایران، ترکیه و روسیه و از سوی دیگر ارمنستان، آذربایجان و گرجستان  وجود دارد؛ همین امروز است.

راههای بسیاری وجود دارد که بتوان بر اساس آن به منافع مشترک بین کشورهای منطقه دست پیدا کرد بدون آنکه این منافع  الزاما در تعارض با سایر قدرتهای  فرا منطقه ای قرار گیرد.

لینک کوتاه : https://www.iras.ir/?p=7736
  • نویسنده : دکتر حسن بهشتی پور
  • 727 بازدید

برچسب ها

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.