تاریخ : پنج شنبه, ۳۰ بهمن , ۱۴۰۴ 3 رمضان 1447 Thursday, 19 February , 2026

داغستان؛ سرزمین موسیقی و رقص‌های سنتی

  • ۰۴ شهریور ۱۴۰۴ - ۱۳:۳۴
داغستان؛ سرزمین موسیقی و رقص‌های سنتی
ترانه‌های مردمی داغستان، پیوندی موزون از زبان مادری و نغمه‌های بومی‌اند که در ژانرهای گوناگون جلوه می‌کنند

#اختصاصی

به قلم: رضوانه حسنی، کارشناسی ارشد زبان روسی

موسیقی و رقص‌های سنتی داغستان، همچون نسیم خنک کوه‌های بلند قفقاز شمالی، روح و جان این سرزمین را می‌نوازند و هویت قومی مردمانش را در قالب نغمه‌ها و حرکات موزون به نمایش می‌گذارند. از همان لحظات نخستین زندگی، کودکان داغستانی در آغوش مادران و زیر سایه‌ی کوه‌های باشکوه با صدای نی چوپان[۱]، چونگور[۲]، کمانچه و سرنا آشنا می‌شوند؛ نغمه‌هایی که هم آرامش‌بخش روح‌اند و هم بذر خلاقیت و فهم زیبایی را در ذهن و دل آن‌ها می‌کارند. این سازها و ترانه‌های مردمی، همچون پلی میان گذشته و آینده، تجربه‌های زندگی، ارزش‌های اخلاقی و دنیای زیبایی‌شناسی قوم را به نسل نو منتقل می‌کنند.

ترانه‌های حماسی، لالایی‌ها، سرودهای کارجمعی و ملودی‌های رقص‌های مردمی، هر یک آیینه‌ای‌اند که بازتاب فرهنگ معنوی، عشق به میهن و شور زندگی در دل مردمان داغستان هستند. رقص‌های ملی، با حرکات موزون و دقیق، تاریخ و باورهای اقوام را بازگو می‌کنند و توانایی‌های جسمانی، خلاقیت و هماهنگی ذهن و جان را در کودکان پرورش می‌دهند. حتی اگر کودک روزی نوازنده یا رقصنده‌ای حرفه‌ای نشود، این تجربه‌های نخستین در شکل‌دهی به ذوق و فهم زیبایی، ارزش‌های اخلاقی و هویت فرهنگی او نقشی بی‌بدیل ایفا می‌کنند.

با گذر زمان و ظهور موسیقی شهری و سبک‌های مدرن، موسیقی و رقص سنتی داغستان همچنان به عنوان ستون اصلی هویت فرهنگی باقی مانده است؛ میراثی که خانواده‌ها، آموزگاران و گروه‌های فولکلوریک با عشق و دقت به نسل جوان منتقل می‌کنند. این نوشتار قصد دارد با نگاهی ژرف و دقیق، هنر موسیقی و رقص سنتی داغستان را نه تنها به عنوان جلوه‌ای زیبایی‌شناسانه، بلکه به عنوان ابزاری زنده برای تربیت اخلاقی، فرهنگی و جسمانی نسل‌های نو تحلیل کند.

در موسیقی مردمی داغستان، در نغمه‌های روح‌انگیز نی چوپان، چونگور، آغاج‌قوموز[۳]، کمانچه، سرنا، دودوک[۴]، دایره و طبل، و در رقص‌های پرشور و ملی، عشق پاک و صادقانه به میهن، عظمت کوه‌های سترگ و تمامیت فرهنگ معنوی مردم جلوه‌گر است. ترانه‌های حماسی و جنگاورانه، لالایی‌های لطیف و کودکانه، بازی‌های موزون، سرودهای کار و نغمه‌های کشاورزی، همچنین آوای شکار و چوپانی و ملودی‌های رقص، همچون آیینه‌ای زنده، تاریخ و زندگی مردم داغستان را بازتاب می‌دهند، به گونه‌ای که «نه افراد به طور جداگانه، بلکه تمامی قوم، در یادگارهای حکمت مردمی خویش کوشیدند موسیقی را از سوی کل بشریت به‌عنوان نیازی بنیادین برای رشد انسان تفسیر کنند» (Столетова, ۱۹۸۲, p. 99).

نخستین سازهایی که گام‌های کودک را به دنیای موسیقی پیوند می‌داد، سوتک‌های کوچک چوبی و سفالی بودند؛ آوای آن‌ها در گوش خردسال، همچون نسیمی دل‌انگیز از سرزمین مادری می‌گذشت. این سازهای ساده که در هر قوم نامی داشتند: «فیت‌گالان»[۵] در آذری، «شوتوخی»[۶] در آغول، «فیت»[۷] در یهودیان کوهستان، «سیزغیرچیک»[۸] در قمیق، «پیس‌پیار»[۹] در لزگی، «سیزغیرشیک» در نغای، «شوت»[۱۰] در طبرسران، «شینکیرو» [۱۱]و «تیونک»[۱۲] در آوار، «شوتیتوخی»[۱۳] و «شورشوتالا»[۱۴] در لک و «ایزوتانه»[۱۵] در دارگین ــ نه تنها کودک را با ریتم و لحن آشنا می‌کردند، بلکه نگهبانان کوچکی در برابر ارواح خبیث بودند. احتمالاً همین اسباب‌بازی‌های جادویی، ساخته‌ی دست بزرگسالان برای نوزادان و خردسالان، نخستین نغمه‌های آموزش موسیقایی را در جان کودک جاری می‌کردند، و کودک از طریق آن‌ها درمی‌یافت که حتی پرندگان نیز آواهایی خوش‌آهنگ می‌سازند.

در سراسر قفقاز، هر خانه‌ی مهمان‌پذیر یا اتاقی ویژه‌ی پذیرایی همانند «کوناتسکایا» یا «اتاق آراسته» گنجینه‌ای از سازهای موسیقی همچون چونگور، قوموز، سرنا و تار را در خود جای داده بود؛ گویی این سازها نگین‌های روحانی زندگی مردمان بودند، همانند دیگر اشیای ارزشمند؛ و هنگامی که مهمان مورد انتظار پا به درون می‌گذاشت، این سازها نوای جشن می‌سرودند و هر نت موسیقی، دل‌ها را به رقص و شادی وامی‌داشت، بهانه‌ای برای به هم پیوستن خانواده‌ها در آیین و شادی‌های مشترک.

ترانه‌ها از همان لحظه‌های نخستین زندگی کودک، هم‌نواز و همراه او بودند؛ در آغاز همچون نگهبانانی مهربان و حافظانی وفادار، کودک را در آغوش خود می‌گرفتند و سپس به همراهانی همیشگی در بازی‌ها، کارهای روزمره و لحظات فراغت بدل می‌شدند. مادران با آمیختن سخن و حرکت با نغمه‌های مردمی، کودک را به آرامش می‌سپردند؛ برای او مثل‌ها و ترانه‌های کودکانه می‌خواندند و بازی‌های لفظی را با شور و شادابی اجرا می‌کردند. موسیقی، کلمات موزون، شعرهای دلنشین، ترانه‌های محبت‌آمیز و بازی‌ها در لحظات قنداق‌کردن، پوشاندن یا شستن کودک، به شکلی شگفت‌انگیز هم‌آغوشی مهربانی و هنر بودند و روح کوچک او را با زیبایی و ریتم زندگی آشنا می‌کردند (Соловьева, ۱۹۹۵, p. 58).

نغمه‌های آرام‌بخش کودک را آرام می‌کردند؛ با شنیدن آن‌ها گریه را قطع می‌کرد، به سوی صدا (آواز) برمی‌گشت، با شگفتی سکوت می‌کرد و بی‌حرکت می‌ماند.

در گرجستان کودکان از سنین بسیار پایین نواختن ساز را می‌آموختند. پسران از چهارـپنج‌سالگی نی‌های سفالی می‌نواختند، از هشت‌سالگی با فلوت «ستویری» و از ۱۴سالگی با نی «سالاموری» که به‌ویژه نزد چوپانان محبوب بود. کودکان از همان خردسالی با مشاهده‌ی بزرگسالان ترانه و رقص را می‌آموختند (Курбанов, ۲۰۰۶, p. 101) در جشن‌ها، از سن ۱۲ـ۱۳سالگی، آنان در رقص‌ها دوشادوش بزرگسالان شرکت می‌کردند.

در کار جمعی و جشن‌ها، چوپانان و کشاورزان برای کودکان نی، طبل و دیگر سازها می‌ساختند و آن‌ها را به نواختن ساده‌ترین ملودی‌ها و اجرای ترانه‌های کار آموزش می‌دادند. کودکان خردسال بیشتر با نی ساده (دودوک) که از ساقه‌ی نی ساخته می‌شد تمرین می‌کردند (Гаджиева, ۱۹۸۵, p. 119)

برای نوازنده‌ی کوچک، موسیقی نه‌تنها پلی به سوی اعتبار و احترام در میان همسالان بود، بلکه دریچه‌ای برای پیوندهای دوستانه و اجتماعی نیز محسوب می‌شد. موسیقی‌دانان مردمی نسل‌های پیشین بارها تأکید می‌کردند که بنیان هنر و مهارت‌هایشان از همان کودکی شکل گرفته است. چوپانان کوهستان با نی، دودوک، دایره‌های کوچک و جغجغه‌هایی از مثانه‌ی گاو، نه فقط برای ترساندن حیوانات، بلکه برای آفریدن نغمه‌ها و ریتم‌های منظم و ملودی‌های واقعی بهره می‌جستند، تا موسیقی در زندگی روزمره و کارشان جاری شود.

ترانه ها‌ی مردمی

ترانه‌های مردمی داغستان، پیوندی موزون از زبان مادری و نغمه‌های بومی‌اند که در ژانرهای گوناگون جلوه می‌کنند: لالایی‌ها، ترانه‌های کودکانه و بازی، متل‌ها، ترانه‌های شوخ‌طبعانه، کار و روزمره، حماسی، سرودهای فراخوان، میهنی و عاشقانه. این آوازها در زندگی مردم همواره حضور داشته‌اند و هم شادی و هم غم، کار و بازی را به زیبایی همراهی می‌کنند. برخی ترانه‌ها ارزش‌های اجتماعی را ستوده و برخی دیگر رفتارهای ضد اجتماعی را به طنز یا نکوهش می‌کشند. گروهی از آن‌ها حتی به‌صورت معماهایی برای آزمودن هوش و ذکاوت عرضه شده‌اند. امروزه نیز در آیین‌های شادمانه، همچون استقبال از کاروان داماد در عروسی‌ها، طبل و سرنا فضا را با سرور و شور زندگی آکنده می‌کنند (Хайбуллаев, ۱۹۷۹, pp. 8–۱۰).

رقص‌های مردمی داغستان به همان اندازه متنوع‌اند که اقوام و روستاهای این سرزمین؛ هر رقص نه‌تنها نمایانگر سنت و هویت قومی است، بلکه جلوه‌ای از حرفه‌ها، قهرمانان و پدیده‌های ملی نیز محسوب می‌شود. در این رقص‌ها ویژگی‌های سنی و جنسیتی جامعه نیز بازتاب یافته است: رقص دخترانه، رقص سه سوارکار (جِگیت)، رقص پیرمرد و دیگر گونه‌ها. تنها استثنا، رقص ویژه کودکان است که کودکان حرکات بزرگسالان را به‌شیوه‌ای کودکانه تقلید می‌کردند. پایداری عناصر کهن در ساختار و طرح رقص‌ها، آن‌ها را به منبعی ارزشمند برای پژوهش‌های تاریخی و قوم‌نگارانه بدل کرده و نشانه‌هایی از نظام اجتماعی، باورها و فرهنگ مادی مردم را نمایان می‌سازد.

نگرش به کسانی که موسیقی و رقص را به حرفه بدل می‌کردند، تا نیمه دوم سده‌ی بیستم تغییر نکرده بود؛ موسیقی و رقص بخشی از فراغت و مراسم اجتماعی مردان و زنان بود. دختران تنها در جمع زنان یا در محیط خانوادگی که حضور پدر و برادر یا دیگر نزدیکان مجاز بود، می‌توانستند آواز بخوانند. رقص اما از ارزش اجتماعی ویژه‌ای برخوردار بود و شهرت دختری خوش‌رقص، با رعایت آداب و سنت‌ها، مایه سربلندی بود. در برخی روستاها، حضور جمعی زنان در رقص، جایگاه و اعتبار مردان را در جامعه تضمین می‌کرد.

از این رهگذر، موسیقی و رقص کودکان را با توانایی‌های خلاقانه، جسمانی، اخلاقی و زیبایی‌شناختی آشنا می‌کرد و پایه‌های درک فرهنگ ملی را در جان آنان می‌نشاند. حتی اگر کودک بعدها به رقصنده یا موسیقی‌دان حرفه‌ای بدل نمی‌شد، تأثیر هنر و موسیقی مردمی در شکل‌گیری شخصیت هماهنگ و متوازن او پایدار می‌ماند. خانواده‌ها و گروه‌های فولکلوریک امروزه این سنت‌ها را زنده نگه داشته و آموزش موسیقی و رقص را از همان کودکی ادامه می‌دهند، زیرا هرچه موسیقی و رقص زودتر وارد زندگی کودک شود، جایگاه هنر در جان او عمیق‌تر و تأثیر آن پایدارتر خواهد بود.

 

منابع:

  1. Gadzhieva, S. Sh. (1985). Sem’ya i brak u narodov Dagestana v XIX – nachale XX v. Moscow: Nauka.
  2. Stoletova, V. N. (Ed.). (1982). Dialogi o vospitanii. Moscow: Pedagogika.
  3. Khaibullaev, S. M. (Ed.). (1979). Zhanry fol’klora narodov Dagesta na. Makhachkala: IIYAL DagFAN SSSR.
  4. Kurbanov, M.-Z. Yu. (2006). Syurgintsy: Istoriko-etnograficheskoe issledovanie (XIX – nachalo XX v.). Makhachkala: Izd-vo DNTs RAN.
  5. Solov’eva, L. T. (1995). Gruziya: Etnografiya detstva. Moscow: IEA RAN

[۱] свирель

[۲] чунгур

[۳] агач-кумуз

[۴] дудук

[۵] фитгалан

[۶] шутухи

[۷] фит

[۸] сызгъырчыкь

[۹] писпияр

[۱۰] шут

[۱۱] щинкьеро

[۱۲] тIонкъ

[۱۳] щютIтIухи

[۱۴] щюрщютIала

[۱۵] изоттане

لینک کوتاه : https://www.iras.ir/?p=12936
  • نویسنده : رضوانه حسنی، کارشناسی ارشد زبان روسی
  • منبع : موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)
  • 1950 بازدید

برچسب ها

ثبت دیدگاه

انتشار یافته : ۰

دیدگاهها بسته است.

برچسب ها
آسیای مرکزی،روسیه،اوکراین آفریقا،روسیه آمریکا،روسیه،تحریم ارمنستان،باکو،ترکیه،ایران افغانستان،طالبان،قدرت اوراسیا،ایران،تجارت اوکراین،آمریکا،روسیه اوکراین،روسیه،آمریکا،جنگ اوکراین،روسیه،جنگ ایران،آذربایجان ترکیه،زلزله ترکیه،زلزله،امنیت رشت،روسیه،ایران،آستارا روسیه،اعراب،اوکراین روسیه،اوکراین،آمریکا روسیه،ایبورسک روسیه،ایران روسیه،ایران،اتحاد روسیه،ایران،تجارت روسیه،تاجیکستان روسیه،خاورمیانه روسیه،خاورمیانه،آفریقا روسیه،دریای سرخ روسیه،سند،سیاست روسیه،سیاست خارجی غلات،روسیه،اوکراین قزاقستان،ازبکستان قزاقستان،انتخابات قطار، ریل نفت،روسیه،آذربایجان هند،چین،بالون چین،آمریکا چین،آمریکا،بالن چین،اوکراین،جنگ،ر.سیه چین،ایران چین،ایران،اوکراین،روسیه چین،ایران،رئیسی چین،ایران،عربستان چین،ترکیه،روسیه،آسیای مرکزی چین،روسیه چین،روسیه،اوکراین چین،روسیه،ایران چین،هند چین،هژمونی،غرب چین،پاکستان،هند،هسته ای