#اختصاصی
به قلم: رضوانه حسنی، کارشناسی ارشد زبان روسی
در شرایطی که تحولات سیاسی و نگرانیهای امنیتی دائما ثبات جوامع را دستخوش تغییر میکنند، دانشگاه میتواند نقشی اساسی در ایجاد محیطی پایدار و امن ایفا کند؛ جایی که فرصت گفتوگو، تفاهم و همکاری میان ملتها فراهم میشود. روابط ایران و قفقاز جنوبی با وجود تأثیرپذیری از معادلات ژئوپلیتیک همچنان ظرفیتهای ارزشمندی در عرصه علمی و دانشگاهی دارند. این ظرفیتها میتوانند بستری مطمئن برای نزدیکی مردم و گسترش همکاریهای پژوهشی باشند. درست در زمانی که سیاست به بنبست میرسد زبان علم و فرهنگ همچون پلی میان ملتها عمل میکند و راهی تازه برای همکاری و دوستی پیش روی ما میگذارد.
پیشینه تاریخی روابط علمی ایران با قفقاز جنوبی نشان میدهد که این منطقه نه تنها از لحاظ جغرافیایی و تاریخی با ایران پیوندی استوار دارد، بلکه در عرصه تولید دانش و پرورش نخبگان نیز همواره محل تلاقی و تعامل بوده است. از دوران قاجار که دانشجویان قفقازی برای تحصیل به دارالفنون تهران میآمدند، تا عصر شوروی که بسیاری از ایرانیان در دانشگاههای مسکو، باکو و تفلیس به تحصیل پرداختند، همواره جریانی پنهان اما قدرتمندی از تبادل علمی میان ایران و قفقاز جاری بوده است. این تجربه تاریخی نشان میدهد که دانشگاهها، برخلاف نهادهای سیاسی، کمتر تحت تأثیر تغییرات کوتاهمدت قرار میگیرند و میتوانند با ایجاد اعتماد به ساختن آیندهای روشن کمک کنند.
یکی از مهمترین تواناییهای دانشگاهها در این زمینه زبان است. بویژه زبان روسی . این زبان همچنان در قفقاز جنوبی بهعنوان زبان واسطه علمی و فرهنگی حضوری پررنگ دارد و این امر برای ایران که سرمایهای ارزشمند در حوزه مطالعات روسی دارد فرصتی ممتاز فراهم میآورد. ایجاد دورههای مشترک آموزش زبان روسی و فارسی، ترجمه مقالات علمی و همچنین طراحی پروژههای پژوهشی مشترک در حوزه زبانشناسی و کشور شناسی میتواند به تحکیم روابط کمک کند. از سوی دیگر، تقویت آموزش زبانهای محلی قفقاز همچون گرجی و ارمنی در دانشگاههای ایران نیز اهمیت ویژهای دارد، زیرا هر زبان نه تنها وسیله ارتباط بلکه حامل هویتی تاریخی و فرهنگی است که زمینهساز اعتماد و ارتباط متقابل خواهد بود.
دانشگاههای مرزی ایران، بهویژه در آستارا، پارس آباد مغان، بیله سوار و جلفا میتوانند نقش مهمی در این مسیر ایفا کنند. نزدیکی جغرافیایی و پیوندهای تاریخی، قومی و فرهنگی با مردم قفقاز این دانشگاهها را به مکانهایی برای گسترش همکاریهای علمی بدل میسازد. برگزاری کنفرانسهای مشترک، راهاندازی کرسیهای مطالعات قفقاز و تاریخ منطقه و همچنین ارائه بورسهای تحصیلی به دانشجویان قفقازی اقداماتی هستند که فراتر از ارتقای سطح علمی به ایجاد شبکهای انسانی و پایدار میان نسل جوان ملتها کمک میکنند. چنین شبکهای به مراتب بیش از هر قرارداد سیاسی توان آن را دارد که روابط ایران و قفقاز جنوبی را در بلندمدت تقویت و تضمین کند.
علاوه بر این، همکاریهای پژوهشی در حوزههای علوم انسانی و اجتماعی همچون تاریخ مشترک، قومنگاری، موسیقیشناسی و ادبیات تطبیقی میتواند افقهای تازهای بگشاید. قفقاز جنوبی با تنوع قومی و فرهنگی خود آزمایشگاهی زنده برای پژوهشگران ایرانی است تا درک عمیقتری از فرآیندهای هویتسازی، زبان و فرهنگ در منطقه به دست آورند. این مطالعات نه تنها برای شناخت بهتر همسایگان ضروری است، بلکه به این امکان را به ایران می دهد که در مجامع علمی بینالمللی به عنوان یکی از مراکز اصلی مطالعات قفقاز مطرح گردد.
البته نباید از چالشها غافل شد. محدودیتهای اداری و سیاسی برای صدور ویزا، کمبود بودجه برای پروژههای مشترک و رقابت قدرتهای دیگر همچون روسیه، ترکیه و کشورهای غربی در فضای علمی قفقاز موانعی جدی به شمار میروند. اما تاریخ نشان داده که همکاری علمی میتواند حتی در دشوارترین شرایط نیز راه خود را بیابد. ایران میتواند با اتکا به دیپلماسی علمی، فضایی مستقل از رقابتهای قدرتهای بزرگ بیافریند و جایگاهی ویژه در ذهنیت نخبگان قفقاز به دست آورد.
آنچه در نهایت اهمیت دارد، نگاهی انسانی و بلندمدت به روابط دانشگاهی است؛ نگاهی که فراتر از آمار و شاخصها به سرنوشت واقعی انسانها و ملتها توجه میکند. یک دانشجوی قفقازی که چند سال از عمر خود را در ایران میگذراند نه تنها علوم و مهارتهای دانشگاهی میآموزد، بلکه با فرهنگ، زبان، آداب و حتی سبک زندگی مردم این سرزمین آشنا میشود. او پس از بازگشت به کشور خود دیگر صرفاً یک فارغالتحصیل نیست؛ بلکه به سفیری فرهنگی بدل میشود که میتواند پلی تازه میان دو ملت بنا کند. پلی که بر پایه اعتماد، دوستی و تجربههای مشترک ساخته شده است.
به همین روند، استادی ایرانی که برای تدریس به دانشگاهی در تفلیس ، ایروان یا باکو میرود علاوه بر انتقال دانش تخصصی با دانشجویان خود درباره ایران سخن میگوید. او تصویری زنده و مثبت از کشورش ارائه میدهد؛ تصویری که متفاوت از آن چیزی است که اغلب رسانهها با روایتهای سیاسی و یکسویه منتقل میکنند. چنین ارتباطاتی در لایههای عمیق اجتماعی اثر میگذارند. دانشجویان و استادان در سفرهای علمی یا حتی در زندگی روزمرهشان در خلال گفتوگوها درکی ملموس از یکدیگر به دست میآورند و کلیشهها و سوءتفاهمهای دیرینه کمرنگ میشود.
این تجربهها نشان میدهد که روابط دانشگاهی و علمی اگرچه در نگاه سیاستمداران ممکن است کماهمیت یا فرعی به نظر برسند اما در حقیقت زیربنای روابط پایدار میان ملتها هستند. قراردادهای سیاسی میآیند و میروند، توافقها تغییر میکنند و دولتها جابهجا میشوند اما تجربه انسانی یک نسل دانشجو یا استاد ماندگار و بازتولیدشدنی است. این تجربهها به شکل شبکههای انسانی ادامه پیدا میکند؛ شبکههایی از دوستی، همکاری و اعتماد که سالها بعد در زمانهای بحران یا حتی فرصت، میتوانند نقش کلیدی ایفا کنند.
در نهایت، زبان علم و فرهنگ به گونهای عمل میکند که سیاست بهسختی قادر به انجام آن است مثل ایجاد فضایی برای شنیدن، برای فهمیدن و برای ساختن آیندهای مشترک. این همان سرمایهای است که میتواند روابط ایران و قفقاز جنوبی را نه فقط در سطح دولتها، بلکه در عمق جامعهها پایدار و زنده نگه دارد.
بنابراین، ظرفیت دانشگاهی ایران و قفقاز جنوبی نه تنها یک فرصت علمی بلکه ابزاری راهبردی برای گسترش روابط دو طرف است. اگر ایران بتواند با برنامهریزی منسجم، بورسیههای تحصیلی هدفمند، ایجاد مراکز مطالعاتی مشترک و حمایت از پروژههای پژوهشی بینالمللی، این ظرفیت را بالفعل کند، آنگاه حتی در میان بحرانهای سیاسی نیز میتوان امید داشت که رشتههای فرهنگی و علمی همچنان استوار بمانند. آینده روابط ایران و قفقاز بیش از هر چیز در دست نخبگان علمی و دانشگاهی است که با زبان مشترک دانش از مرزهای سیاست عبور کرده و افقهایی تازه برای همکاری و همزیستی میگشایند.








