تاریخ : سه شنبه, ۸ خرداد , ۱۴۰۳ 21 ذو القعدة 1445 Tuesday, 28 May , 2024

واگرایی ایران و روسیه در قفقاز جنوبی

  • ۱۰ تیر ۱۴۰۲ - ۱۵:۱۳
واگرایی ایران و روسیه در قفقاز جنوبی
جنگ در اوکراین همزمان تمرکز روسیه بر قفقاز جنوبی را کاهش و در عین حال وابستگی روسیه به آذربایجان و ترکیه را برای روابط اقتصادی و ترانزیتی افزایش داده است. و نتیجه آن تقویت روابط بین باکو، آنکارا و اورشلیم پس از جنگ دوم قره باغ است که ایران را به شدت نگران تغییرات ژئوپلیتیکی، توازن قوا و تغییر مرزهای بین المللی در منطقه کرده است.

#اختصاصی

 

به قلم:  دکتر ولی کالجی، عضو شورای علمی موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) در موسسه آسیای مرکزی و قفقاز (شورای سیاست خارجی آمریکا)

 

علی رغم برخی شباهت هایی که در رویکردهای ایران و روسیه در قبال مناقشه ارمنستان و آذربایجان از مقطع فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی وجود داشته است، تهران و مسکو در سال های اخیر در رابطه با کریدور زنگه زور، تاثیر احتمالش اش بر مرز ایران و ارمنستان و روابط اسرائیل با آذربایجان، واگرایی هایی را تجربه کرده اند. روابط روسیه با اسرائیل، نیاز روسیه به حفظ پیوندهای اقتصادی و گزینه های ترانزیتی با آذربایجان و ترکیه پس از جنگ اوکراین، موجب انعطاف هایی از سوی مسکو در قبال تحولات قفقاز جنوبی شده است که مطلوب ایران نیست. این شرایط، اتحاد نانوشته ایران، روسیه و ارمنستان در قفقاز جنوبی را با اختلال مواجه ساخته و یک تنگنا و معمای استراتژیکی و امنیتی برای ایران در مرزهای شمال غربی ایجاد کرده است.

پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، ایران و روسیه رویکردهای مشابهی را در قبال سه کشور تازه استقلال یافته قفقاز جنوبی اتخاذ کردند و با مداخله قدرت‌های غربی به‌ویژه ناتو و ایالات متحده و تغییر رژیم به وسیله انقلاب‌های رنگی مخالفت کردند. ایران، ارمنستان و روسیه به تدریج نوعی اتحاد نانوشته در قفقاز جنوبی ایجاد کردند. با این حال، در سال‌های اخیر، علی‌رغم روابط نزدیک تهران و مسکو، دیدگاه‌ها و رویکردهای دو طرف نسبت به درگیری ایروان و باکو به طور فزاینده‌ای با یکدیگر مغایرت دارند

این روند با جنگ دوم قره باغ آغاز و با حمله تمام عیار روسیه به اوکراین تشدید شد. از آغاز بحران قره باغ در اوایل دهه ۱۹۹۰، دولت ایران منطقه قره باغ و مناطق اطراف آن را به عنوان بخشی از آذربایجان به رسمیت شناخته است. با این وجود، برخلاف ترکیه، ایران در عمل به دنبال حفظ تعادل در روابط با باکو و ایروان بوده است. روسیه از طریق پایگاه های نظامی خود و عضویت ارمنستان در سازمان پیمان امنیت جمعی (CSTO)، نقش مهمی در حفظ تعادل بین ارمنستان، آذربایجان و ترکیه ایفا کرد. با این حال، تهران و مسکو هر دو از به قدرت رسیدن نیکول پاشینیان در ماه مه ۲۰۱۸ و رویکردهای غرب محور دولت جدید ارمنستان ناراضی بودند. هیچ یک از این دو کشور به طور کامل از شریک خود در قفقاز جنوبی در طول جنگ دوم قره باغ حمایت نکردند. آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران در ۱۲ آبان ۱۳۹۹ اعلام کرد که «سرزمین‌های متصرف شده ارمنستان باید بازگردانده و آزاد شوند». رئیس جمهور پوتین گفت که “درگیری نظامی‌ای در خاک ارمنستان رخ نداده است”، و همین جمله مانع از واکنش و مداخله پایگاه های نظامی روسیه در ارمنستان و همچنین سازمان پیمان امنیت جمعی در جنگ دوم قره باغ شد. در حالی که عدم حمایت از ارمنستان مواضع هماهنگ مسکو و تهران را در جنگ دوم قره باغ آشکار کرد، مواضع آنها در مورد تحولات جدید به طور فزاینده ای متفاوت شده است.

پیامدها: ایران و روسیه پس از جنگ دوم قره باغ سیاست های مشترکی را شکل دادند، زیرا مسکو از قالب پیشنهادی ۳+۳ ایران برای همکاری منطقه ای در قفقاز جنوبی حمایت کرد. این قالب با رویکرد سنتی اشتراک آنها مبنی بر عدم مشارکت و مداخله قدرت های غربی به ویژه ایالات متحده و ناتو در قفقاز جنوبی مطابقت داشت. پس از جنگ دوم قره باغ، ایران و روسیه هر دو از احیای مسیر ریلی دوران شوروی در قفقاز جنوبی حمایت کردند.

ایران و روسیه پیش از این رویکردهای مشابهی را در قبال تحولات سیاسی در منطقه قره باغ کوهستانی اتخاذ کرده بودند – هر دو از به رسمیت شناختن جمهوری آرتساخ خودداری، از حقوق و امنیت ارامنه قره باغ حمایت، به استفاده از زور برای حل مناقشه قره باغ مخالفت و در برابر استقرار نیروهای حافظ صلح بین المللی در امتداد مرز ایران مقاومت کردند.

پس از جنگ دوم قره باغ، به تدریج اختلافات بین رویکرد تهران و مسکو به منصه ظهور رسید. در بند پنجم توافقنامه آتش‌بس ۲۰۲۰ قره باغ کوهستانی بین ارمنستان، آذربایجان و روسیه آمده است: «برای نظارت مؤثرتر بر اجرای توافقات طرفین، یک مرکز صلح‌ برای نظارت بر آتش‌بس ایجاد می‌شود». ترکیه به مرکز نظارت بر آتش بس در “آغ‌دام” ملحق شد، اما ایران در آن مشارکتی نداشت. اگرچه نام ترکیه در این توافقنامه ذکر نشده بود، اما یک یادداشت تفاهم همکاری باعث ایجاد یک مرکز مشترک میان ترکیه و روسیه شد. در حالی که ایران و مرزهای شمال غربی آن عمیقاً تحت تأثیر نتیجه جنگ قرار گرفته اند، از ایران برای پیوستن به این مرکز دعوت نشده است، که نشان دهنده آمادگی روسیه برای نادیده گرفتن منافع ایران در این زمینه است.

روسیه برخلاف ایران با کریدور زنگزور مخالفت نکرد. به عنوان مثال، به گفته میخائیل بوچارنیکوف، سفیر روسیه در آذربایجان، «پروژه موسوم به کریدور زنگزور که به وسیله آن باکو می خواهد به طور مداوم از طریق خاک ارمنستان با نخجوان ارتباط داشته باشد، همه نیازهای اولیه را برای اجرا دارد و من هیچگونه مشکل لاینحلی در این موضوع نمی بینم». اما ایران موضع متفاوتی اتخاذ کرده و به شدت نگران اجرایی شدن این کریدور است زیرا این پروژه خطر مسدود و یا تخریب احتمالی مرز ایران با ارمنستان را به دنبال دارد، به ویژه بعد از اینکه الهام علی اف رئیس جمهور آذربایجان تهدید کرد که اگر ارمنستان آنچه را که باکو میخواهد به آن ندهد، آذربایجان هر قدر از خاک کریدور را بخواهد به زور می گیرد.

دیدگاه روسیه در مورد نقش اسرائیل در قفقاز جنوبی، به ویژه در آذربایجان، به طور قابل توجهی با ایران متفاوت است. در حالی که ایران به شدت نگران تهدیدات مربوط به اطلاعات و جاسوسی در مجاورت مرزهای شمال غربی خود و همچنین تهدید پهپادهای اسرائیلی به مراکز نظامی و هسته ای ایران است، مسکو روابط نزدیکی با اسرائیل دارد. روسیه رویکردی مشابه رویکرد سوریه را در قبال حضور اسرائیل در قفقاز جنوبی اتخاذ کرده است که قطعاً برای تهران مطلوب نیست.

جنگ در اوکراین همزمان تمرکز روسیه بر قفقاز جنوبی را کاهش و در عین حال وابستگی روسیه به آذربایجان و ترکیه را برای روابط اقتصادی و ترانزیتی افزایش داده است. و نتیجه آن تقویت روابط بین باکو، آنکارا و اورشلیم پس از جنگ دوم قره باغ است که ایران را به شدت نگران تغییرات ژئوپلیتیکی، توازن قوا و تغییر مرزهای بین المللی در منطقه کرده است.

در سه سال گذشته، روسیه به طور فزاینده ای نگرانی های ژئوپلیتیکی ایران در قفقاز جنوبی را نادیده گرفته است. هنگامی که تنش ها بین تهران و باکو در سپتامبر و اکتبر ۲۰۲۱ به اوج خود رسید، ایران به دنبال جلب همکاری مسکو در برابر تهدیدات ژئوپلیتیکی در قفقاز جنوبی بود. با این حال، سرگئی لاوروف، وزیر امورخارجه روسیه در دیدار با امیرحسین عبداللهیان، وزیر امور خارجه ایران در ۶ اکتبر ۲۰۲۱ در مسکو، به صراحت اعلام کرد که مسکو با رزمایش نظامی تهران (فاتحان خیبر) در امتداد مرز آذربایجان مخالف است.

نتیجه‌گیری: نگرش‌ها و رویکردهای متفاوت ایران و روسیه نسبت به تنش بین ارمنستان و آذربایجان نشان‌دهنده مواضع متفاوت آنها در قفقاز جنوبی در مقایسه با رویکردهای مشترک آنها قبل از جنگ دوم قره باغ است. روابط نزدیک روسیه و اسرائیل و همچنین روابط اقتصادی روسیه با آذربایجان و ترکیه، مسکو را مجبور کرده است تا رویکردی انعطاف‌پذیر در قفقاز جنوبی اتخاذ کند که به ضرر تهران است. در واقع، پس از حمله تمام عیار روسیه به اوکراین و تشدید تنش ها بین ایران و آذربایجان، قالب ۳+۳ بسیار تضعیف شده است. این قضایا اتحاد نانوشته ایران، ارمنستان و روسیه را دچار مشکل و ایران را در مرزهای شمال غربی خود در یک دوگانگی امنیتی و استراتژیک قرار داده است. بنابراین ایران می تواند خود را مجبور به واکنش تدافعی (و نه تهاجمی) برای حفظ مرز مشترک خود با ارمنستان و مقابله با حضور اطلاعاتی و امنیتی اسرائیل در امتداد مرزهای شمال غربی ایران ببیند (همانند واکنش ایران به گروه های مخالف کرد در اقلیم کردستان عراق).

 

 

 

مترجم: مرضیه مرادی

 

لینک منبع اصلی

لینک کوتاه : https://www.iras.ir/?p=8500
  • نویسنده : دکتر ولی کالجی
  • منبع : http://www.cacianalyst.org/publications/analytical-articles/item/13758-russia-and-iran-diverge-in-the-south-caucasus.html
  • 835 بازدید

برچسب ها

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.