تاریخ : شنبه, ۲ آبان , ۱۴۰۵ 13 جماد أول 1448 Saturday, 24 October , 2026

یهودیان آسیای مرکزی: تحرکات جمعیتی، شبکه‌های فراملی و پیوندهای آنان با آذربایجان و اسرائیل

  • ۰۲ آبان ۱۴۰۵ - ۱۲:۳۶
یهودیان آسیای مرکزی: تحرکات جمعیتی، شبکه‌های فراملی و پیوندهای آنان با آذربایجان و اسرائیل
یهودیان بخارایی از نظر تاریخی بخشی از شبکه تجاری شهرهای جاده ابریشم بودند. بخارا، سمرقند، تاشکند و دیگر مراکز شهری آسیای مرکزی محل فعالیت تجار یهودی بودند و این جمعیت برخلاف تصور رایج، کاملاً منزوی از جهان یهودی خارج از منطقه نبود.

نویسنده:  محمدصالح داوری

حضور یهودیان در آسیای مرکزی را نمی‌توان صرفاً به‌عنوان بقایای یک اقلیت مذهبی در جمهوری‌های پساشوروی تحلیل کرد. این جامعه، به‌ویژه یهودیان بخارایی، طی یک قرن گذشته از یک جمعیت محلیِ شهری و تجاری به یک شبکه فراملی تبدیل شده است که مراکز اصلی آن امروز بیش از آنکه در ازبکستان و تاجیکستان باشند، در اسرائیل، ایالات متحده و تا حدی اروپا قرار دارند. فروپاشی اتحاد شوروی نقطه عطف این فرایند بود؛ زیرا همزمان با گشایش مرزها، بحران اقتصادی و ضعف دولت‌های تازه‌استقلال‌یافته، موج بزرگی از مهاجرت یهودیان آسیای مرکزی به اسرائیل و آمریکا شکل گرفت. در این میان، اسرائیل به مهم‌ترین مرکز سازمان‌دهی هویت بخارایی و شبکه‌های دیاسپورایی تبدیل شد.

با این حال، تحرک یهودیان آسیای مرکزی را نباید با «مهاجرت به اسرائیل» یکسان دانست. بخش مهمی از این جمعیت در شبکه‌ای چندمرکزی میان اسرائیل، آمریکا، اتریش، روسیه و سرزمین‌های مبدأ حرکت می‌کند. رابطه آنان با یهودیان آذربایجان نیز بیشتر از آنکه ناشی از یک هویت قومی واحد باشد، در چارچوب شبکه‌های یهودی پساشوروی، سازمان‌های فراملی، تجارت، رفت‌وآمد و پیوندهای مذهبی شکل گرفته است.

یهودیان بخارایی که قرن‌ها در فضای فرهنگی فارسی‌زبان آسیای مرکزی زندگی کرده بودند، در چند دهه اخیر به شبکه‌ای فراملی تبدیل شده‌اند. بخش بزرگی از آنان اکنون در اسرائیل و آمریکا زندگی می‌کنند، اما پیوندهای خانوادگی، فرهنگی و اقتصادی آنان با آسیای مرکزی کاملاً از بین نرفته است.

یهودیان بخارایی در اصل یهودیان بومی آسیای مرکزی‌اند که حضور آنان در منطقه سابقه‌ای بسیار طولانی دارد. نام «بخارایی» تا حدی گمراه‌کننده است، زیرا همه آنان ساکن شهر بخارا نبودند. این جامعه در مناطقی که امروز میان ازبکستان، تاجیکستان و بخش‌هایی از قرقیزستان تقسیم شده‌اند، به‌خصوص در بخارا، سمرقند، تاشکند، دره فرغانه و دوشنبه، حضور داشت.

آنچه این جامعه را از بسیاری از جوامع یهودی دیگر متمایز می‌کرد، محیط فرهنگی ایرانی–اسلامی آسیای مرکزی بود. زبان اصلی آنان عبری نبود؛ زبان روزمره و فرهنگی آنان گونه‌ای از فارسی بود که به تدریج ویژگی‌های خاص خود را پیدا کرد و به «بخاری» یا «یهودی–تاجیکی» معروف شد.

یهودیان بخارایی از نظر تاریخی بخشی از شبکه تجاری شهرهای جاده ابریشم بودند. بخارا، سمرقند، تاشکند و دیگر مراکز شهری آسیای مرکزی محل فعالیت تجار یهودی بودند و این جمعیت برخلاف تصور رایج، کاملاً منزوی از جهان یهودی خارج از منطقه نبود. در اواخر قرن نوزدهم، توسعه راه‌آهن، تلگراف و فرصت‌های تجاری جدید موجب تقویت تحرک جغرافیایی آنان شد. بخشی از تجار بخارایی تا چین، هند و حتی اروپای غربی رفت‌وآمد داشتند و در همین دوره ارتباط با اورشلیم نیز افزایش یافت.

از منظر جمعیتی، نقطه ثقل تاریخی این جامعه در قلمرو امروزی ازبکستان و تاجیکستان قرار داشت. برآوردهای تاریخی نشان می‌دهد که در اواخر قرن نوزدهم حدود ۱۶ تا ۱۷ هزار یهودی در آسیای مرکزی حضور داشتند؛ اما در دوره شوروی، به دلیل مهاجرت داخلی، تخلیه جمعیت‌های یهودی از مناطق جنگی و تمرکز شهری، ساختار جمعیت یهودی تغییر کرد. در سرشماری‌های اواخر شوروی، شمار یهودیان ازبکستان به ده‌ها هزار نفر می‌رسید.

اتحاد شوروی در عین حال یک تناقض مهم ایجاد کرد: از یک طرف یهودیان را در ساختار آموزشی، صنعتی و شهری شوروی ادغام کرد و از طرف دیگر شبکه‌های مذهبی و فراملی آنان را محدود ساخت. تعطیلی مدارس یهودی، محدودیت مذهبی و کنترل ارتباطات خارجی موجب شد بسیاری از شبکه‌های قدیمی تجاری و مذهبی از بین بروند. بنابراین جامعه یهودی آسیای مرکزی در اواخر دوره شوروی، از نظر جغرافیایی هنوز بزرگ بود، اما از نظر ارتباطات فراملی بسیار ضعیف‌تر از دوره پیشاشوروی شده بود.

مهم‌ترین تحول معاصر در تاریخ یهودیان آسیای مرکزی، مهاجرت گسترده آنان از اواخر دهه ۱۹۸۰ است. گشایش تدریجی مرزهای شوروی و سپس فروپاشی این کشور در سال ۱۹۹۱ امکان خروج گسترده یهودیان را فراهم کرد.

این مهاجرت یک موج واحد نبود. می‌توان آن را در سه مرحله اصلی بررسی کرد:

مرحله اول: مهاجرت‌های محدود پیش از دهه ۱۹۷۰

بخشی از یهودیان بخارایی از دهه ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ به شکل مخفیانه یا نیمه‌مخفی از آسیای مرکزی خارج شدند. مقصد مهم آنان فلسطین تحت قیمومت بریتانیا بود. این روند بعدها با محدودیت شدید مهاجرت یهودیان شوروی متوقف شد.

مرحله دوم: مهاجرت دهه ۱۹۷۰ و اوایل دهه ۱۹۸۰

با تغییر نسبی سیاست مهاجرت شوروی، مهاجرت یهودیان آسیای مرکزی به اسرائیل افزایش یافت. برای مثال، منابع تاریخی از خروج حدود ۱۷ هزار یهودی بخارایی از شوروی تا سال ۱۹۸۷ خبر می‌دهند که حدود ۱۵۵۰۰ نفر از آنان در اسرائیل مستقر شدند.

مرحله سوم: فروپاشی شوروی

این مرحله از نظر مقیاس تعیین‌کننده بود. در ازبکستان، جمعیت یهودی در اواخر دهه ۱۹۸۰ بسیار بیشتر از جمعیت کنونی بود و پس از گشایش مرزها، بیش از ۸۰ هزار یهودی از کشور خارج شدند؛ مقصدهای اصلی اسرائیل و آمریکا بودند و گروه‌های کوچک‌تری به روسیه، اتریش و آلمان رفتند.

در تاجیکستان، جنگ داخلی ۱۹۹۲–۱۹۹۷ مهاجرت را تشدید کرد. جمعیت یهودی این کشور که در سال ۱۹۵۹ حدود ۱۳۴۰۰ نفر برآورد شده بود، به چند صد نفر کاهش یافت.

این مهاجرت صرفاً نتیجه گرایش مذهبی یا ایدئولوژیک به اسرائیل نبود. سه عامل اقتصادی، سیاسی و شبکه‌ای در کنار هم عمل کردند:

  1. فروپاشی اقتصاد شوروی و از بین رفتن نظام رفاه
  2. ظهور دولت‌های ملی و تقویت پروژه‌های هویت‌سازی قومی
  3. وجود شبکه‌های مهاجرتی آماده در اسرائیل، آمریکا و اروپا

بنابراین مهاجرت یهودیان آسیای مرکزی را باید نمونه‌ای از مهاجرت زنجیره‌ای مبتنی بر شبکه‌های خویشاوندی و دیاسپورایی دانست، نه صرفاً مهاجرت فردی. پس از مهاجرت نخستین خانواده‌ها، آنان اطلاعات، سرمایه، ارتباطات و مسیرهای حقوقی مهاجرت را در اختیار خویشاوندان خود قرار دادند و هزینه مهاجرت برای نسل‌های بعدی کاهش یافت.

نقش اسرائیل در این فرایند بسیار فراتر از نقش یک کشور مقصد است. اسرائیل به تدریج به مرکز سازمانی دیاسپورای بخارایی تبدیل شد.

جامعه بخارایی اسرائیل در مناطقی مانند رمت‌گان و شهرهای دیگر شکل گرفت و سازمان‌های اجتماعی و فرهنگی ویژه خود را توسعه داد. در سال ۲۰۰۰ نیز World Congress of Bukharian Jews ایجاد شد که به یکی از مهم‌ترین سازوکارهای سازمان‌دهی این دیاسپورا تبدیل گردید. پژوهش‌های جدید نشان می‌دهند که شبکه بخارایی پس از فروپاشی شوروی به یک فضای سه‌ضلعی مهم میان ازبکستان، اسرائیل و آمریکا تبدیل شده است.

در این ساختار، اسرائیل سه نقش دارد:

نخست؛ مرکز مذهبی

اسرائیل برای بخش قابل توجهی از یهودیان بخارایی نه فقط یک کشور، بلکه مرکز تاریخی و مذهبی یهودیت محسوب می‌شود. همین امر سبب شده مهاجرت به اسرائیل بتواند با حفظ هویت قومی–مذهبی همراه شود.

دوم؛ مرکز سازمانی

بخش مهمی از سازمان‌های فراملی یهودیان بخارایی در اسرائیل مستقر شده‌اند. در نتیجه، حتی یهودیانی که در آمریکا یا اروپا زندگی می‌کنند، از طریق شبکه‌های سازمانی، فرهنگی و خانوادگی با جامعه بخارایی اسرائیل در ارتباط باقی می‌مانند.

سوم؛ مرکز بازتولید هویت

یک نکته مهم این است که مهاجرت به اسرائیل لزوماً موجب حذف هویت آسیای مرکزی نشده است. برعکس، در بسیاری موارد، «بخارایی بودن» در خارج از آسیای مرکزی به یک هویت دیاسپورایی تبدیل شده است. پژوهش‌های مربوط به رسانه‌های دیاسپورایی نشان می‌دهند که ارتباط با ازبکستان به حفظ تصور «سرزمین خاستگاه» کمک کرده، در حالی که اسرائیل نقش مرکز مذهبی و آمریکا نقش مهمی در سازمان‌دهی دیاسپورا پیدا کرده است.

این موضوع یک تحول مهم ایجاد کرده است: مرکز جغرافیایی جامعه و مرکز هویتی آن از یکدیگر جدا شده‌اند.

امروزه بخش بزرگی از یهودیان بخارایی دیگر در بخارا یا سمرقند زندگی نمی‌کنند؛ اما همین نام و میراث تاریخی، در اسرائیل، آمریکا و اروپا به عنصر اصلی سازمان‌یابی اجتماعی آنان تبدیل شده است.

یهودیان بخارایی در اسرائیل؛ از مهاجران آسیای مرکزی تا یک شبکه اقتصادی و سیاسی

مهاجرت یهودیان بخارایی به اسرائیل را نباید صرفاً یک جابه‌جایی جمعیتی دانست. بخشی از این مهاجران، به‌خصوص آنهایی که از خانواده‌های تجاری آسیای مرکزی می‌آمدند، سرمایه، مهارت‌های تجاری و شبکه‌های خانوادگی خود را نیز با خود به اسرائیل منتقل کردند. این ویژگی در واقع ریشه قدیمی‌تری دارد. در اواخر قرن نوزدهم، یهودیان بخارایی ساکن اورشلیم از طریق تجارت پنبه، چای، جواهرات و سنگ‌های قیمتی با آسیای مرکزی و روسیه ارتباط اقتصادی داشتند و محله بخارایی اورشلیم در آن دوره به یکی از محله‌های مرفه شهر تبدیل شده بود. برای مثال، شلومو موسیایف، از بازرگانان ثروتمند بخارا، در تجارت چای و املاک فعالیت داشت و از بنیان‌گذاران محله بخارایی اورشلیم بود.

این سنت تجاری در قرن بیستم نیز ادامه پیدا کرد و در دهه‌های بعد، به‌ویژه پس از مهاجرت گسترده از شوروی، بخشی از یهودیان بخارایی توانستند در اقتصاد اسرائیل جایگاه قابل توجهی پیدا کنند. نمونه شاخص این روند لِو لِوِیِف (Lev Leviev) است؛ فردی که در سال ۱۹۵۶ در تاشکند و در یک خانواده یهودی بخارایی به دنیا آمد و در سال ۱۹۷۱ به اسرائیل مهاجرت کرد. او کار خود را در صنعت الماس آغاز کرد و بعدها به یکی از مهم‌ترین فعالان صنعت الماس اسرائیل تبدیل شد. فعالیت‌های او سپس از الماس فراتر رفت و به املاک، ساخت‌وساز و سرمایه‌گذاری در کشورهای مختلف گسترش پیدا کرد. فعالیت او تنها به کسب‌وکار محدود نماند و بخش قابل توجهی از فعالیت‌هایش به امور خیریه، آموزش یهودی و تقویت نهادهای اجتماعی جامعه بخارایی اختصاص یافت. منابع درباره جامعه بخارایی نیز از او به عنوان یکی از مهم‌ترین خیرین این جامعه یاد کرده‌اند که از مدارس و نهادهای یهودیان بخارا در اسرائیل و ایالات متحده حمایت کرده است.

اهمیت لویف برای بحث حاضر، بیش از ثروت شخصی او، در جایگاه سازمانی و شبکه‌ای او قرار دارد. او ریاست کنگره جهانی یهودیان بخارا را بر عهده داشته و از این طریق توانسته است میان جوامع بخارایی در اسرائیل، آمریکا، روسیه و آسیای مرکزی ارتباط برقرار کند. در سال ۲۰۰۸، لویف هیأتی بیش از صدنفره از کنگره جهانی یهودیان بخارا را در سفری به ازبکستان رهبری کرد؛ این سفر با هدف تقویت ارتباط جامعه مهاجر با سرزمین تاریخی خود انجام شد و در آن رهبران جامعه بخارایی از اسرائیل و دیگر کشورها با مقام‌های محلی و جامعه یهودی ازبکستان دیدار کردند.

اهمیت سیاسی این نقش در ۱۳ فوریه ۲۰۱۸ آشکارتر شد؛ زمانی که لویف در مقام رئیس کنگره جهانی یهودیان بخارا، هیأتی از این سازمان را به دیدار عبدالعزیز کامل‌اف، وزیر خارجه وقت ازبکستان، برد. در این دیدار درباره وضعیت و چشم‌انداز روابط میان ازبکستان و کنگره جهانی یهودیان بخارا گفت‌وگو شد و طرف ازبک بر اهمیت حفظ ارتباط افراد مهاجر از ازبکستان با کشور مبدأ تأکید کرد. در همان مقطع، هیأت بخارایی از اجرای رژیم ورود بدون ویزای ۳۰روزه برای شهروندان اسرائیلی نیز استقبال کرد.

این دیدار نشان می‌دهد که لویف را نمی‌توان صرفاً یک «ثروتمند بخارایی» دانست؛ او در مقاطعی در جایگاه واسطه میان یک شبکه دیاسپورایی و دولت ازبکستان قرار گرفته است. البته نباید از این موضوع نتیجه گرفت که لویف به تنهایی سیاست خارجی اسرائیل یا ازبکستان را تعیین می‌کند. تعبیر دقیق‌تر آن است که او از طریق سرمایه اقتصادی، اعتبار اجتماعی و رهبری یک سازمان فراملی، امکان برقراری ارتباط میان بازیگران دولتی و غیردولتی را افزایش داده است. به همین دلیل، نقش او را می‌توان نمونه‌ای از «دیپلماسی دیاسپورایی» دانست؛ دیپلماسی‌ای که در آن تاجر، خیر، رهبر جامعه مهاجر و نماینده یک سازمان قومی می‌تواند در کنار کانال‌های رسمی دیپلماتیک، در ایجاد ارتباط میان کشور مبدأ و کشور مقصد نقش ایفا کند.

از سوی دیگر، رابطه لویف با ازبکستان صرفاً بر پایه منافع اقتصادی نیست، بلکه دارای یک مؤلفه هویتی نیز هست. او و دیگر رهبران جامعه بخارایی تلاش کرده‌اند میراث تاریخی یهودیان بخارا را به عنوان بخشی از تاریخ آسیای مرکزی حفظ کنند. همین پیوند تاریخی باعث شده است که دولت ازبکستان نیز جامعه مهاجر یهودی بخارا را صرفاً به عنوان جمعیتی مهاجرت‌کرده نبیند، بلکه در برخی موارد آن را به عنوان پلی برای ارتباط با اسرائیل، آمریکا و سایر جوامع یهودی خارج از کشور مورد توجه قرار دهد. در نتیجه، مورد لو لویف به‌خوبی نشان می‌دهد که چگونه ثروت، هویت قومی، سازمان اجتماعی و روابط بین‌الملل می‌توانند در یک شخصیت دیاسپورایی به یکدیگر متصل شوند.

البته لِوِیف تنها نمونه نیست. خانواده موسیایف نمونه قدیمی‌تری از پیوند میان سرمایه بخارایی، اسرائیل و اقتصاد بین‌المللی هستند. شلومو موسیایف، که در خانواده‌ای یهودی بخارایی در اورشلیم متولد شد، از طریق تجارت جواهرات به ثروت قابل توجهی رسید و بعدها در لندن زندگی کرد. ثروت خانواده موسیایف به تجارت جواهرات گران‌قیمت و ارتباط با مشتریان ثروتمند در اروپا و خاورمیانه گره خورد. شلومو موسیایف علاوه بر فعالیت اقتصادی، یکی از مجموعه‌داران مهم آثار باستانی خاور نزدیک و کتاب‌های مرتبط با تاریخ باستان نیز بود.

نمونه دیگری که نشان می‌دهد شبکه اقتصادی یهودیان بخارایی از اسرائیل فراتر رفته، یاکوب آرابو (Jacob Arabo) است که در تاشکند و در یک خانواده یهودی بخارایی متولد شد و بعدها در آمریکا برند جواهرات لوکس Jacob & Co. را تأسیس کرد. مسیر او نشان می‌دهد که مهاجرت یهودیان بخارایی تنها به ایجاد یک جامعه در اسرائیل منجر نشد، بلکه بخشی از این جامعه در صنایع جواهرات، الماس، تجارت لوکس و سرمایه‌گذاری بین‌المللی وارد شد.

اهمیت صنعت الماس و جواهرات در این میان اتفاقی نیست. یهودیان بخارایی پیش از مهاجرت نیز سابقه طولانی در تجارت سنگ‌های قیمتی و کالاهای ارزشمند داشتند. به همین دلیل، بخشی از مهارت‌های تجاری و شبکه‌های خانوادگی آنان در محیط جدید قابل انتقال بود. در اسرائیل نیز این سرمایه انسانی در صنعت الماس و تجارت جواهرات به کار گرفته شد؛ به‌گونه‌ای که گزارش JTA از سهم قابل توجه یهودیان بخارایی در صنعت الماس اسرائیل سخن می‌گوید.

اما نفوذ این جامعه محدود به اقتصاد نیست. در سیاست اسرائیل نیز تعدادی از یهودیان بخارایی توانسته‌اند وارد ساختار رسمی قدرت شوند.

منو‌ن کوهن یکی از مهم‌ترین نمونه‌هاست. کوهن در سمرقند متولد شد، در سال ۱۹۷۳ به اسرائیل مهاجرت کرد و از سال ۱۹۹۹ تا ۲۰۱۵ عضو کنست از حزب شاس بود. او پیش از ورود به پارلمان نیز در مدیریت شهری رامله فعالیت داشت.

اهمیت کوهن برای مطالعه روابط اسرائیل و آسیای مرکزی فقط در سابقه پارلمانی او نیست؛ بلکه در پیوند مستقیم او با جامعه مهاجران بخارایی نیز قرار دارد. در سال ۲۰۰۷، یک هیأت پارلمانی اسرائیل به ریاست امنون کوهن، که زاده سمرقند بود، به ازبکستان سفر کرد. بنابراین، در این مورد با یک رابطه صرفاً نمادین روبه‌رو نیستیم؛ یک سیاستمدار اسرائیلی دارای پیشینه بخارایی در مقطعی مستقیماً در چارچوب روابط پارلمانی اسرائیل و ازبکستان حضور داشته است.

رابرت ایلاتوف نمونه دیگری از این روند است. ایلاتوف در اندیجان ازبکستان و در خانواده‌ای یهودی بخارایی متولد شد و در سال ۱۹۸۵ به اسرائیل مهاجرت کرد. او از اعضای حزب اسرائیل بیتنا بود و در دوره‌های مختلف عضو کنست شد. فعالیت او بیشتر در فضای سیاسی راست‌گرا و در میان مهاجران اتحاد شوروی سابق شکل گرفت.

اهمیت ایلاتوف از نظر روابط فرامنطقه‌ای نیز قابل توجه است. در سال‌های اخیر، او علاوه بر فعالیت سیاسی، در چارچوب «Jerusalem Prayer Breakfast» فعالیت کرده است؛ نهادی که با شبکه‌ای از سیاستمداران و رهبران مذهبی مسیحی در خارج از اسرائیل ارتباط دارد. در سال ۲۰۲۶ نیز ایلاتوف در گفت‌وگویی درباره ریشه بخارایی خود، بر پیوندهای تاریخی و فرهنگی یهودیان بخارا با ایران و آسیای مرکزی تأکید کرد. این نمونه نشان می‌دهد که هویت بخارایی در میان برخی از نخبگان سیاسی اسرائیل صرفاً یک مشخصه خانوادگی نیست، بلکه می‌تواند بخشی از نحوه تعریف آنان از جایگاه اسرائیل در فضای گسترده‌تر آسیای مرکزی، ایران و جهان پساشوروی باشد.

در این میان، گیدئون ساعر از نظر جایگاه سیاسی اهمیت بیشتری دارد. ساعر را باید در زمره سیاستمداران اسرائیلی با ریشه بخارایی از طرف مادری قرار داد. مادر او، بروخیا، از یک خانواده یهودی بخارایی با سابقه چند نسل در سرزمین اسرائیل بود. بنابراین، برخلاف امنون کوهن یا رابرت ایلاتوف، ساعر خود مهاجر از ازبکستان نیست؛ اما از طریق خانواده مادری دارای تبار بخارایی است.

اهمیت این موضوع با توجه به جایگاه کنونی ساعر در ساختار دولت اسرائیل افزایش می‌یابد. او از نوامبر ۲۰۲۴ وزیر خارجه اسرائیل بوده و در سال ۲۰۲۶ همچنان در این سمت قرار دارد. بنابراین، در تحلیل روابط اسرائیل با ازبکستان، نام ساعر اهمیت بیشتری از یک سیاستمدار عادی با ریشه بخارایی پیدا می‌کند؛ زیرا او در سطح عالی سیاست خارجی اسرائیل قرار دارد.

با این حال، از نظر روش‌شناسی باید میان «تبار بخارایی» و «تأثیر مستقیم بر سیاست خارجی اسرائیل در قبال ازبکستان» تفاوت گذاشت. شواهد موجود نشان نمی‌دهد که سیاست‌های رسمی اسرائیل نسبت به ازبکستان صرفاً یا عمدتاً تحت تأثیر ریشه خانوادگی ساعر قرار گرفته باشد. روابط دو کشور از سال ۱۹۹۲ برقرار است و بر مجموعه‌ای از عوامل ژئوپلیتیکی، اقتصادی، علمی، گردشگری و امنیتی استوار است. اما وجود یک وزیر خارجه با ریشه بخارایی در ساختار سیاسی اسرائیل، در کنار حضور سیاستمدارانی مانند کوهن و ایلاتوف و شبکه‌های اقتصادی و اجتماعی جامعه بخارایی، یک ظرفیت ارتباطی مهم ایجاد می‌کند.

این ظرفیت را می‌توان در قالب مفهوم «دیپلماسی دیاسپورایی» توضیح داد. در این مدل، دولت‌ها لزوماً تنها از کانال سفارتخانه‌ها و وزارتخانه‌های خارجه با یکدیگر ارتباط برقرار نمی‌کنند؛ بلکه مهاجران، انجمن‌های قومی، رهبران مذهبی، تجار، دانشگاهیان و سازمان‌های اجتماعی نیز می‌توانند نقش واسطه را ایفا کنند. در مورد یهودیان بخارا، این موضوع اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا بخش عمده جمعیت تاریخی این جامعه از ازبکستان مهاجرت کرده‌اند اما ارتباط هویتی خود را با سمرقند، بخارا، تاشکند و سایر شهرهای آسیای مرکزی حفظ کرده‌اند. مطالعات دانشگاهی نیز جامعه بخارایی پساشوروی را یک شبکه فراملی توصیف کرده‌اند که میان اسرائیل، آمریکا و آسیای مرکزی ارتباط برقرار می‌کند.

ازبکستان نیز به این ظرفیت توجه کرده است. در سال ۲۰۱۸، وزارت خارجه این کشور در دیدار با هیأت کنگره جهانی یهودیان بخارا به رهبری لو لویف، صراحتاً از این موضوع استقبال کرد که افرادی که از ازبکستان به اسرائیل، آمریکا و دیگر کشورها مهاجرت کرده‌اند، ارتباط خود را با سرزمین مبدأ حفظ کنند و در توسعه همکاری‌های متقابل مشارکت داشته باشند. این مسئله نشان می‌دهد که تاشکند در سال‌های اخیر به جای نگاه کردن به مهاجرت یهودیان صرفاً به عنوان یک خروج جمعیتی، تا حدی آن را به عنوان یک سرمایه ارتباطی و اقتصادی نیز دیده است.

حتی در سال‌های اخیر نیز این روند ادامه یافته است. در سپتامبر ۲۰۲۵، کنفرانس بین‌المللی «میراث یهودیان بخارا در امتداد جاده ابریشم» در دانشگاه دولتی سمرقند با حضور پژوهشگرانی از ازبکستان، اسرائیل، آلمان، جمهوری آذربایجان و ایالات متحده برگزار شد. سفارت اسرائیل در ازبکستان در گزارش این نشست، نقش جامعه یهودیان بخارا را در تاریخ اسرائیل و همچنین در توسعه روابط دو کشور مورد تأکید قرار داد. این امر نشان می‌دهد که میراث بخارایی در روابط دو کشور فقط یک موضوع تاریخی نیست و می‌تواند در حوزه‌های فرهنگی، دانشگاهی و دیپلماسی عمومی نیز مورد استفاده قرار گیرد.

سیاستمداران بخارایی‌تبار اسرائیل را نیز باید در همین چارچوب تحلیل کرد. علاوه بر ساعر، کوهن و ایلاتوف، چهره‌هایی مانند رافائل پینهاسی و یولیا شامالوف-برکوویچ نیز در سیاست اسرائیل حضور داشته‌اند. پینهاسی از خانواده‌ای با ریشه بخارایی بود که در افغانستان زندگی کرده بودند و در سال ۱۹۵۰ به اسرائیل مهاجرت کردند؛ او از رهبران حزب شاس، عضو کنست و در فاصله ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۲ وزیر ارتباطات اسرائیل بود. شامالوف-برکوویچ نیز به عنوان یکی از چهره‌های سیاسی جامعه بخارایی در کنست فعالیت کرد و در دوره هجدهم کنست ریاست «اورشلیم کَوکِس» را بر عهده داشت؛ خود منابع جامعه بخارایی نیز او را به عنوان نخستین زن بخارایی معرفی کرده‌اند که به پارلمان اسرائیل راه یافت.

در نتیجه، نفوذ سیاسی بخارایی‌ها در اسرائیل را نباید صرفاً بر اساس تعداد نمایندگان آنان در کنست سنجید. اهمیت واقعی این جامعه در پیوند میان چند نوع سرمایه است: سرمایه اقتصادی تجار و کارآفرینان، سرمایه اجتماعی انجمن‌های بخارایی، سرمایه سیاسی نمایندگان و سیاستمداران، و سرمایه نمادین ناشی از پیوند تاریخی آنان با آسیای مرکزی. این چهار نوع سرمایه در کنار یکدیگر می‌توانند ظرفیت تأثیرگذاری بر دیپلماسی عمومی اسرائیل در قبال ازبکستان و سایر جمهوری‌های آسیای مرکزی را افزایش دهند.

از این منظر، رابطه اسرائیل و ازبکستان را می‌توان در سه سطح تحلیل کرد. در سطح نخست، روابط رسمی میان دولت‌ها قرار دارد که از سال ۱۹۹۲ آغاز شده و شامل همکاری‌های دیپلماتیک، اقتصادی، علمی و گردشگری است. در سطح دوم، روابط اجتماعی و تاریخی میان یهودیان بخارا در اسرائیل و جامعه تاریخی یهودیان در ازبکستان قرار دارد. در سطح سوم، شبکه‌ای از افراد و سازمان‌ها قرار گرفته است که می‌توانند میان این دو سطح ارتباط برقرار کنند؛ از لو لویف و کنگره جهانی یهودیان بخارا گرفته تا سیاستمدارانی مانند امنون کوهن و رابرت ایلاتوف و، در سطح بسیار بالاتر، گیدئون ساعر که به دلیل موقعیت خود در وزارت خارجه اسرائیل دارای دسترسی مستقیم به فرآیند سیاست‌گذاری خارجی است.

بنابراین، اهمیت سیاسی یهودیان بخارا برای روابط اسرائیل و ازبکستان را می توان به این معنا تفسیر کرد که آنان یک «لابی بخارایی» مستقل و تعیین‌کننده در سیاست خارجی اسرائیل تشکیل داده‌اند. تعبیر دقیق‌تر این است که جامعه بخارایی یک شبکه واسط دیاسپورایی ایجاد کرده که در شرایط مناسب می‌تواند هزینه ارتباط میان اسرائیل و ازبکستان را کاهش دهد، تماس‌های اقتصادی و فرهنگی را تسهیل کند و حافظه تاریخی مشترک را به ابزار دیپلماسی عمومی تبدیل سازد. اهمیت این شبکه زمانی بیشتر می‌شود که سیاست خارجی ازبکستان در سال‌های اخیر تلاش کرده است روابط خود را با طیف متنوعی از قدرت‌ها، از روسیه و چین گرفته تا ترکیه، کشورهای عربی، اروپا و اسرائیل، متوازن کند.

از این منظر، تداوم پیوند یهودیان بخارا با ازبکستان یک پدیده صرفاً نوستالژیک نیست. بخارا و سمرقند برای جامعه بخارایی همچنان بخشی از هویت تاریخی آنان محسوب می‌شوند، در حالی که اسرائیل مرکز اصلی سیاسی و بخش مهمی از سازمان‌دهی دیاسپورای آنان شده است. به همین دلیل، جامعه بخارایی در عمل در نقطه تلاقی سه حوزه قرار گرفته است: آسیای مرکزی به عنوان سرزمین تاریخی، اسرائیل به عنوان مرکز سیاسی و هویتی، و شبکه جهانی دیاسپورا به عنوان بستر اقتصادی و اجتماعی. همین ساختار سه‌لایه است که به چهره‌های اقتصادی و سیاسی بخارایی اجازه می‌دهد در برخی مقاطع، فراتر از وزن جمعیتی جامعه خود، در ارتباط میان اسرائیل و ازبکستان نقش‌آفرینی کنند.

لینک کوتاه : https://www.iras.ir/?p=14896
  • نویسنده : محمدصالح داوری
  • منبع : موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)
  • 4 بازدید

برچسب ها

ثبت دیدگاه

انتشار یافته : ۰

دیدگاهها بسته است.

برچسب ها
آسیای مرکزی،روسیه،اوکراین آفریقا،روسیه آمریکا،روسیه،تحریم ارمنستان،باکو،ترکیه،ایران افغانستان،طالبان،قدرت اوراسیا،ایران،تجارت اوکراین،آمریکا،روسیه اوکراین،روسیه،آمریکا،جنگ اوکراین،روسیه،جنگ ایران،آذربایجان ترکیه،زلزله ترکیه،زلزله،امنیت رشت،روسیه،ایران،آستارا روسیه،اعراب،اوکراین روسیه،اوکراین،آمریکا روسیه،ایبورسک روسیه،ایران روسیه،ایران،اتحاد روسیه،ایران،تجارت روسیه،تاجیکستان روسیه،خاورمیانه روسیه،خاورمیانه،آفریقا روسیه،دریای سرخ روسیه،سند،سیاست روسیه،سیاست خارجی غلات،روسیه،اوکراین قزاقستان،ازبکستان قزاقستان،انتخابات قطار، ریل نفت،روسیه،آذربایجان هند،چین،بالون چین،آمریکا چین،آمریکا،بالن چین،اوکراین،جنگ،ر.سیه چین،ایران چین،ایران،اوکراین،روسیه چین،ایران،رئیسی چین،ایران،عربستان چین،ترکیه،روسیه،آسیای مرکزی چین،روسیه چین،روسیه،اوکراین چین،روسیه،ایران چین،هند چین،هژمونی،غرب چین،پاکستان،هند،هسته ای