#اختصاصی
نویسنده: تحریریه ایراس
سخنرانی ولادیمیر پوتین در نشست عمومی بیست و نهمین «اجلاس بینالمللی اقتصادی سنپترزبورگ» (SPIEF 2026) که در تاریخ ۵ ژوئن ۲۰۲۶ برگزار شد، حاوی گزارههای راهبردی مهمی درباره بازآرایی ساختار اقتصادی جهان، مواضع مسکو در قبال بحرانهای بینالمللی و به طور ویژه تحولات جاری پیرامون جنگ آیالات متحده آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران و موضوع تحولات بازار انرژی بود.
این سخنرانی در شرایطی ایراد شد که نظام بینالملل با سه بحران یا مسئله همزمان مواجه است: تداوم جنگ اوکراین، تشدید تنشها در خاورمیانه و تشدید رقابت قدرتهای بزرگ بر سر شکلدهی به نظم جهانی آینده. در چنین شرایطی، در حالی که فضای اجلاس تحتالشعاع حملات همزمان پهپادی اوکراین به تأسیسات نفتی نزدیک سنپترزبورگ قرار داشت، پوتین تلاش کرد تصویری از جایگاه روسیه در جهان پساغربی ارائه دهد و چشمانداز کرملین را درباره تحولات بینالمللی تبیین کند.
۱. گذار به جهان چندقطبی و پیشتازی بریکس
رئیسجمهور روسیه بخش عمدهای از تبیین خود را به افول ساختار عمودی و سلسلهمراتبی غرب اختصاص داد؛ سیستمی که به باور او، ساختارهای مالی، لجستیکی و فناوری جهان را به ابزارهای فشار سیاسی، مجازات کشورهای مستقل و استخراج منابع تبدیل کرده بود.
در مقابل این مدل، پوتین فرآیند انتقال به یک ساختار پیچیدهتر، توزیعشده و چندقطبی را به تصویر کشید که ثبات آن ناشی از گسترش رشد اقتصادی میان میلیاردها نفر در حاشیه جهان است. شاهدی که او برای این ادعا مطرح کرد، پیشی گرفتن چشمگیر کشورهای عضو «بریکس» از «گروه هفت» در شاخصهای کلیدی تولید ناخالص داخلی (بر پایه برابری قدرت خرید)، نرخ رشد سالانه و سهم تجارت جهانی است؛ روندی که آمار صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی نیز آن را تایید میکنند و انتظار میرود تا پایان دهه جاری با شتاب بیشتری به نفع بریکس ادامه یابد.
۲. بازآفرینی جغرافیای اقتصادی و فرسایش نهادهای غربی
از نگاه روسیه، مرکز ثقل تجارت و ساختار مالی جهان در حال تغییر به سمت بازارهایی با رشد پویا است. پوتین با اشاره به پایان عصر انحصار مراکز غربی بر جریان کالا و اطلاعات، از ظهور «کشورهای رابط» و توسعه مسیرهای لجستیکی جدید و مستقیم (نظیر کریدور شمال-جنوب و مسیر ترانس-قطب شمال) سخن گفت؛ زیرساختهایی که با تکیه بر پرداخت با ارزهای ملی، واسطهها را حذف و هزینهها را کاهش میدهند.
او همچنین معتقد است معماری تجارت بینالملل به دلیل رفتار خود کشورهای غربی دستخوش فرسایش شده است؛ چرا که غرب پس از شکست در رقابت، با اعمال تحریمهای یکجانبه قوانین سازمان تجارت جهانی را به حاشیه راند و اعتماد عمومی را نابود کرد؛ رفتاری که دولتها را ناگزیر به سمت توافقات دوجانبه و چندجانبه سوق داده است.
از نظر پوتین، در جهان جدید، فناوریهای کلیدی مانند هوش مصنوعی، سیستمهای خودران و پلتفرمهای دیجیتال، ارکان اصلی حاکمیت ملی هستند و کشورها میان دو گزینه ایجاد اکوسیستم بومی خود یا تبدیل شدن به حاشیه دیجیتال غرب، دست به انتخابی تاریخی خواهند زد؛ مسابقهای برای حاکمیت که بریکس اکنون در آن جایگاه قدرتمندی دارد.
۳. بیاعتمادی به ابزارهای مالی غرب و پایداری اقتصاد روسیه
بلوکه کردن داراییهای بینالمللی روسیه، محرک یک واقعیت عینی جدید در جهان شد: ایجاد هراس در میان تمام کشورها نسبت به امنیت داراییهای دلاری و یورویی خود. پوتین با اشاره به ابزارسازی سیاسی از دلار، آن را یک خطای استراتژیک از سوی مدیریت قبلی واشنگتن دانست که پایههای قدرت اقتصادی آمریکا را متزلزل کرده و خطر تورم ناشی از نوسانات انرژی را برای آن به همراه دارد.
در سوی دیگر، او تصویر مثبتی از اقتصاد داخلی روسیه ارائه داد. پوتین با مقایسه بدهی پایین و کسری بودجه ناچیز کشورش با بحران بدهیهای کلان در منطقه یورو و آمریکا، بر تابآوری روسیه پای فشرد. بر اساس تحلیل وی، شاخصهای کلان روسیه از جمله رشد تولید صنعتی، افزایش دستمزدهای واقعی و دستیابی به یکی از پایینترین نرخهای بیکاری در میان کشورهای صنعتی (حدود ۲.۲ درصد)، نشاندهنده پویایی اقتصاد داخلی است. علاوه بر این، او توسعه شتابان پلتفرمهای دیجیتال بومی و افزایش چشمگیر گردش مالی تجارت الکترونیک در بستر بازارهای منطقهای را به عنوان موتور محرک جدید اقتصاد روسیه معرفی کرد.
۴. وضعیت بازار انرژی
رئیس جمهور روسیه در سخنرانی خود در خصوص ارزیابی روسیه از پیامدهای جنگ بین ایران و ایالات متحده برای اقتصاد جهانی و این ادعا که آیا روسیه از این درگیری سود برده است؟ به شدت این گمانهزنی غربیها که «روسیه بزرگترین ذینفع افزایش قیمت انرژی ناشی از جنگ ایران و ناامنی مسیرهای کشتیرانی خلیج فارس است» را رد کرد. او استدلال کرد که اگرچه شرکتهای نفتی روسیه ممکن است از این جهش قیمتی منافع مقطعی کسب کنند، اما این سودآوری «موقت و کوتاهمدت» است. او تأکید کرد اولویت راهبردی مسکو مناسبات پایدار، بلندمدت و برقراری ثبات است و مصلحت روسیه در پایان یافتن هرچه سریعتر این درگیری است. پوتین در این سخنران تاکید کرد که برای روسیه، مانند همه اقتصادهای در حال توسعه، موضوع مهمتر ثبات بازار است. «البته، شرکتهای نفت و گاز روسیه در رابطه با قراردادهای بلندمدت ترجیحات خاصی دریافت میکنند و افزایش قیمت نفت به طور طبیعی بر بودجه روسیه تأثیر میگذارد که همه اینها یک مزیت است. اما آنچه مهمتر است ثبات بازار است. اگر قیمتهای جهانی نفت خیلی بالا باشد، بر آن بخش از اقتصاد روسیه که بخش تولید واقعی را نشان میدهد، تأثیر میگذارد.» پوتین همچنین به این موضوع اشاره کرد که روسیه به همراه عربستان سعودی در تلاش هستند تا منافع تأمینکنندگان و مصرفکنندگان را متعادل کنند و تاکنون تا حد زیادی در این امر موفق بودهاند
۵. جنگ اوکراین
اگرچه موضوع اصلی اجلاس اقتصاد بود، اما جنگ اوکراین همچنان در مرکز محاسبات راهبردی روسیه قرار داشت. پوتین بار دیگر تأکید کرد که اهداف روسیه در اوکراین تغییر نکرده و مسکو همچنان بر تحقق آنچه «واقعیتهای جدید میدانی» مینامد اصرار دارد.
در عین حال، او کوشید روسیه را طرفدار مذاکره و راهحل سیاسی معرفی کند. از منظر کرملین، پایان جنگ تنها زمانی ممکن است که غرب و اوکراین تغییرات ژئوپلیتیکی ناشی از جنگ را بپذیرند. این موضع نشان میدهد که روسیه به دنبال پایان سریع جنگ نیست، بلکه خواهان توافقی است که دستاوردهای راهبردی آن را تثبیت کند.
یکی از نکات قابل توجه سخنان پوتین، تفکیک میان آمریکا به عنوان یک قدرت ساختاری و دونالد ترامپ به عنوان یک بازیگر سیاسی بود. برخلاف انتقادات شدید او از سیاستهای دولتهای پیشین آمریکا، پوتین درباره ترامپ لحنی نسبتاً مثبت اتخاذ کرد و او را سیاستمداری «پخته و باتجربه» توصیف نمود.
از دیدگاه پوتین، مشکل اصلی در روابط روسیه و آمریکا نه اشخاص، بلکه ساختار سیاست خارجی ایالات متحده و تلاش آن برای حفظ هژمونی جهانی است. با این حال، او تلویحاً نشان داد که دولت ترامپ را نسبت به دولتهای دموکرات عملگراتر میداند و معتقد است امکان دستیابی به توافقات سیاسی با چنین رویکردی بیشتر است.
در زمینه جنگ اوکراین نیز پوتین بار دیگر این ایده را مطرح کرد که اگر ترامپ در سال ۲۰۲۰ در قدرت باقی میماند، احتمالاً بحران اوکراین به شکل کنونی بروز نمیکرد. این دیدگاه نشان میدهد که کرملین ترامپ را نه متحد روسیه، بلکه سیاستمداری میداند که درک واقعبینانهتری از موازنه قدرت دارد.
۶. جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران
در حوزه سیاست خارجی و تنشهای خاورمیانه، پوتین با رد فرضیه تحریکآمیز بودن اقدامات ایران، ریشه بحران جاری را نقض توافقات هستهای گذشته دانست. او با ابراز نگرانی از وخامت روابط میان کشورهای همسایه به دلیل درگیریها، موضع مسکو را موازنهگرایانه و متکی بر روابط خوب با هر دو جبهه ایران و جهان عرب توصیف کرد. پوتین با استقبال از تصمیم دونالد ترامپ برای توقف خصومتها، از آمادگی روسیه برای احیای فرمولهای میانجیگرانه گذشته (نظیر مدیریت اورانیوم غنیشده) خبر داد؛ هرچند تاکید کرد مسکو اصراری بر این موضوع ندارد و تنها در صورت تمایل واشنگتن، تهران و تلآویو اقدام خواهد کرد. وی گفت: «روسیه نقش مهمی در حل بحران سال ۲۰۱۵ داشت و امروز نیز اگر کاری از دستمان بربیاید، آماده همکاری برای حل مسالمتآمیز این مسئله هستیم. ….پیشنهاد روسیه برای تکرار فرمول آرامسازی اوضاع (مانند غنیسازی و انتقال اورانیوم در سال ۲۰۱۵) همچنان روی میز است، مشروط بر اینکه همه طرفها تمایل داشته باشند و خواستههای خود را سختتر نکنند.»
در خصوص امنیت نیروگاه هستهای بوشهر، او ضمن اشاره به تخلیه بخشی از پرسنل به دلیل واقع شدن در منطقه جنگی، اعلام کرد که «ما دو واحد جدید در نیروگاه بوشهر در دست ساخت داریم و به دلیل وقوع این نیروگاه در منطقه جنگی ساحل تنگه هرمز، برخی زنان و کودکان پرسنل خود را تخلیه کردهایم اما هر دو طرف (آمریکا و اسرائیل) به ما اطمینان دادهاند که شلیکها به آنجا تصادفی بوده است.»
پوتین همچنین ارسال هرگونه سلاح به ایران را رد کرد اما یادآور شد که مبادلات دادههای ماهوارهای تجاری در جهان امروز امری دردسترس است. «در مورد سلاح، ایران از ما سلاح نخواست و ما هیچ سلاحی به ایران ندادیم؛ اما در حوزه اطلاعات ماهوارهای، ایرانیها احتمالاً علاوه بر ما، از ماهوارههای تجاری دیگر نیز داده دریافت میکردند.»
وی در نهایت، تحلیلهای غربی مبنی بر فروپاشی درونی ایران در اثر حملات خارجی را نادرست خواند و تاکید کرد که این تقابل برعکس، به انسجام، تثبیت و بسیج تودهای چندمیلیونی در جامعه ایران منجر شده است؛ عاملی راهبردی که به باور او، در محاسبات قدرت همواره باید مد نظر قرار گیرد.
به گفته پوتین «برخلاف تصور و تحلیل ناقص غربیها مبنی بر فروپاشی ایران از درون، وقوع خصومتها و حملات خارجی برعکس موجب تثبیت، انسجام و یکپارچگی در جامعه ایران شده است…. اعلام آمادگی داوطلبانه بیش از ده میلیون نفر در ایران برای فدا کردن جانشان در راه کشور پس از آغاز مناقشات، عاملی بسیار مهم است که همیشه باید در تحلیلها مد نظر قرار گیرد.»








