تاریخ : سه شنبه, ۱۹ خرداد , ۱۴۰۵ 24 ذو الحجة 1447 Tuesday, 9 June , 2026

جنگ ایران نشانه‌ای از یک دگرگونی عمیق در ساختار نظم جهانی قرن ۲۱ است!

  • ۰۵ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۳:۴۶
جنگ ایران نشانه‌ای از یک دگرگونی عمیق در ساختار نظم جهانی قرن ۲۱ است!
آن‌ها اشتباه کردند.

#اختصاصی

نویسنده: فیودور  لوکیانوف؛ سردبیر نشریه روسیه در امور جهانی

جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، باعث شده که ماهیت و محدودیت‌های ائتلاف‌ها در قرن بیست‌ویکم از نو مورد بررسی قرار گیرد. در نیمه دوم قرن بیستم، سیاست بین‌الملل بر یک منطق نسبتاً ساده استوار بود. جهان به بلوک‌هایی تقسیم شده بود. قدرت‌های بزرگ، امنیت ارائه می‌دادند و دولت‌های ضعیف‌تر، وفاداری. تضمین‌های امنیتی در ازای هم‌سویی سیاسی مبادله می‌شد. این نظام «حامی-پیرو» ستون فقرات ژئوپلیتیک دوران جنگ سرد را تشکیل می‌داد. حتی پس از پایان جنگ سرد نیز این ساختار تا حد زیادی باقی ماند. شفافیت ایدئولوژیک کمرنگ شد، اما عادت‌های نهادی پابرجا ماندند.

به‌جای بلوک‌های سخت و متقابل، غرب شروع به صحبت درباره «ارزش‌های مشترک» و «منافع مشترک» کرد. پیام ساده بود: «با هم قوی هستیم.» شواهد هم پیروزی‌های دوره قبل بود. غرب بر رقبای خود غلبه کرده بود، پس این سیستم کارآمد تلقی می‌شد. در مقابل، ائتلاف‌های روسیه پس از فروپاشی اتحاد شوروی دوام بسیار کمتری داشتند. روابطی که از دوره شوروی به ارث رسیده بودند، تا حدی از روی inertia (اینرسی) و تا حدی به‌دلیل دشواری جدایی فوری ادامه یافتند. پیوندهای اقتصادی و منافع سیاسی مشترک نیز نقش داشتند، اما با ظهور نسل‌های جدید رهبران در فضای پساشوروی، این پیوندها تضعیف شدند. اصطلاح «شراکت راهبردی» باقی ماند، اما محتوای واقعی آن به‌تدریج فرسایش یافت.

امروز، نیروی محرکه‌ای که سیستم ائتلافی قرن بیستم را حفظ می‌کرد، در حال از بین رفتن است. در اوراسیا، این موضوع در روابط پیچیده‌تر روسیه با کشورهای همسایه‌اش کاملاً مشهود است. امروزه کمتر رابطه‌ای را می‌توان به‌سادگی در قالب دوقطبی «با ما یا علیه ما» دوران جنگ سرد قرار داد. کشورها با استقلال بیشتری به دنبال منافع خود هستند و سیاست‌هایشان را بر اساس شرایط، به‌صورت عمل‌گرایانه تنظیم می‌کنند. این روند محدود به اوراسیا نیست؛ بلکه به ویژگی تعیین‌کننده نظام جهانی تبدیل شده است.

تا همین اواخر، به نظر می‌رسید ائتلاف غربی یک استثنا باشد. انسجام آن به‌طور غیرمعمولی قوی به نظر می‌رسید. حتی زمانی که آمریکا، شرکایش را از نظر اقتصادی یا سیاسی در موقعیت نامطلوب قرار می‌داد، این متحدان به‌ندرت به‌طور علنی مقاومت می‌کردند. آن‌ها غر می‌زدند، اما وفادار باقی می‌ماندند. دلیل این وضعیت ساده بود: در دهه‌های گذشته، توانایی اروپای غربی برای تأمین امنیت خود به‌طور مداوم کاهش یافته است. در نتیجه، کشورهای آن به‌شدت به قدرت آمریکا وابسته شده‌اند. هزینه استقلال بیش از حد بالا رفته است.

بحران کنونی خاورمیانه ممکن است نقطه عطفی باشد. برای بسیاری از اروپایی‌ها، ماهیت تهاجمی و از نظر حقوقی محل تردید اقدامات آمریکا در منطقه، به‌شدت ناراحت‌کننده شده است. آن‌ها به درجه‌ای از ریاکاری در سیاست بین‌الملل عادت دارند، اما آنچه اکنون آن‌ها را نگران کرده، بی‌اعتنایی آشکار و فزاینده به قواعد تثبیت‌شده است. با این حال، همین عامل به‌تنهایی باعث شکاف بزرگ نمی‌شد. در سال ۲۰۰۳ نیز بخش زیادی از اروپای غربی هنگام حمله آمریکا به عراق واکنشی مشابه نشان داد. اما این اختلاف به‌سرعت فروکش کرد و چند سال بعد، بسیاری از همان دولت‌ها به آمریکا در مدیریت پیامدهای جنگ عراق کمک کردند. اما وضعیت امروز متفاوت به نظر می‌رسد. مشکل اصلی این است که همان قدرتی که مسئول تضمین امنیت است، با اقدامات خود در حال تضعیف آن است. نگران‌کننده‌تر اینکه واشنگتن اکنون از متحدانش انتظار دارد در حل بحرانی کمک کنند که خود در ایجاد آن نقش داشته و حتی راه‌حل مشخصی برای آن ندارد.

دولت دونالد ترامپ پیشنهاد داده است که شرکای اروپایی و آسیایی، نیروهای دریایی خود را برای تضمین آزادی کشتیرانی به تنگه هرمز اعزام کنند. در عمل، این به معنای درخواست از آن‌ها برای حفاظت از منابع انرژی خودشان است، آن هم پس از آنکه همین منابع به‌واسطه حمله آمریکا و اسرائیل به ایران به خطر افتاده‌اند. تهران بارها هشدار داده بود که در صورت حمله، ممکن است تلاش کند تنگه را ببندد. واشنگتن و تل‌آویو این تهدیدها را جدی نگرفتند و تصور می‌کردند ایران یا جرأت چنین کاری را ندارد یا توان انجام آن را نخواهد داشت.

آن‌ها اشتباه کردند.

اکنون اعضای اروپایی ناتو، همراه با کانادا، ژاپن، کره جنوبی و استرالیا با انتخابی دشوار روبه‌رو هستند: یا وارد یک رویارویی نظامی فزاینده شوند که خود آغازگر آن نبوده‌اند و خطر تلفات و بی‌ثباتی بیشتر را بپذیرند، یا در برابر خواسته متحد اصلی خود مقاومت کنند. فعلاً به نظر می‌رسد بیشتر آن‌ها گزینه دوم را انتخاب کرده‌اند.

وضعیت برای پادشاهی‌های خلیج فارس حتی حساس‌تر است. این کشورها در قلب منطقه درگیری قرار دارند و میزبان پایگاه‌های متعدد نظامی آمریکا هستند که پس از عملیات «طوفان صحرا» در سال ۱۹۹۱ ایجاد شدند. این پایگاه‌ها در ابتدا به‌عنوان سپری دفاعی معرفی می‌شدند، اما در واقع به اهدافی بالقوه نیز تبدیل شده‌اند.

کشته شدن یک سرباز فرانسوی در جریان گلوله‌باران یک پایگاه نظامی در عراق نشان می‌دهد که این درگیری در حال کشاندن بازیگران بیشتری فراتر از میدان اولیه نبرد است. این اتفاق از آن جهت طعنه‌آمیز است که ترامپ پیش‌تر متحدان ناتو را به فرار از ریسک در افغانستان متهم کرده بود، در حالی که نیروهای آمریکایی بار اصلی را به دوش می‌کشیدند؛ اظهاراتی که در آن زمان خشم زیادی برانگیخت و او را وادار به تعدیل لحنش کرد.

با این حال، این به آن معنا نیست که ناتو یا کل سیستم ائتلافی غرب در آستانه فروپاشی است. پس از فروکش کردن درگیری‌ها، احتمالاً ظاهر وحدت دوباره بازخواهد گشت. اما پیامدهای بلندمدت ممکن است مهم‌تر باشند. سیستمی که بر پایه حمایت (patronage) بنا شده، تنها زمانی کار می‌کند که حامی مسئولیت‌های خود را بپذیرد. امنیت باید مزایای ملموسی برای طرف‌های تحت حمایت داشته باشد. اگر این رابطه صرفاً در خدمت منافع حامی قرار گیرد، نارضایتی به‌طور اجتناب‌ناپذیر افزایش می‌یابد. به زبان دنیای زیرزمینی جرم، «حمایت» تنها زمانی معنا دارد که حامی به تعهدات خود عمل کند. در غیر این صورت، کسانی که تحت حمایت هستند، دیر یا زود به دنبال گزینه‌های جایگزین خواهند رفت.

در حال حاضر، تصور این گزینه‌های جایگزین دشوار است. اروپا به‌سادگی نمی‌تواند به‌تنهایی از خود دفاع کند و هیچ قدرت دیگری نیز قادر نیست جایگزین آمریکا به‌عنوان ستون اصلی امنیت غرب شود. با این حال، تغییرات سیاسی معمولاً ناگهانی رخ نمی‌دهند، بلکه به‌تدریج انباشته می‌شوند. مانند قطره‌های آب که بر سنگ می‌چکند، فشار در طول زمان افزایش می‌یابد تا سرانجام سطح سنگ ترک بخورد. بحران اخیر خاورمیانه ممکن است فقط یک قطره دیگر باشد؛ اما این قطره‌ها هر روز محسوس‌تر می‌شوند.

لینک کوتاه : https://www.iras.ir/?p=13859
  • نویسنده : فیودور  لوکیانوف؛ سردبیر نشریه روسیه در امور جهانی
  • منبع : https://eng.globalaffairs.ru/articles/iran-war-lukyanov/
  • 41 بازدید

برچسب ها

ثبت دیدگاه

انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برچسب ها
آسیای مرکزی،روسیه،اوکراین آفریقا،روسیه آمریکا،روسیه،تحریم ارمنستان،باکو،ترکیه،ایران افغانستان،طالبان،قدرت اوراسیا،ایران،تجارت اوکراین،آمریکا،روسیه اوکراین،روسیه،آمریکا،جنگ اوکراین،روسیه،جنگ ایران،آذربایجان ترکیه،زلزله ترکیه،زلزله،امنیت رشت،روسیه،ایران،آستارا روسیه،اعراب،اوکراین روسیه،اوکراین،آمریکا روسیه،ایبورسک روسیه،ایران روسیه،ایران،اتحاد روسیه،ایران،تجارت روسیه،تاجیکستان روسیه،خاورمیانه روسیه،خاورمیانه،آفریقا روسیه،دریای سرخ روسیه،سند،سیاست روسیه،سیاست خارجی غلات،روسیه،اوکراین قزاقستان،ازبکستان قزاقستان،انتخابات قطار، ریل نفت،روسیه،آذربایجان هند،چین،بالون چین،آمریکا چین،آمریکا،بالن چین،اوکراین،جنگ،ر.سیه چین،ایران چین،ایران،اوکراین،روسیه چین،ایران،رئیسی چین،ایران،عربستان چین،ترکیه،روسیه،آسیای مرکزی چین،روسیه چین،روسیه،اوکراین چین،روسیه،ایران چین،هند چین،هژمونی،غرب چین،پاکستان،هند،هسته ای