#اختصاصی
نویسنده: هارش وی. پنت؛ نائب رئیس بنیاد تحقیقات آبزرور هند و آلکسی زاخاروف؛ عضو برنامه مطالعات استراتژیک بنیاد تحقیقات آبزرور هند
امروز هند خود را نه به عنوان دنبالهرو یک اردوگاه در جنگ سرد جدید، بلکه به عنوان یک قطب خودمختار در نظم چندقطبی در حال ظهور میبیند. سفر مارکو روبیو به هند از ۲۳ تا ۲۶ می بسیار فراتر از یک توقف دیپلماتیک معمولی است. این سفر نشاندهنده تلاشی دوباره از سوی واشنگتن برای تثبیت روابطی است که اخیراً دستخوش تلاطمی غیرعادی بوده و همزمان بر رویکرد روزافزون پیچیده هند در قبال سیاست قدرتهای بزرگ تأکید دارد.
در شرایطی که چندپارگی به ویژگی نظام بینالملل تبدیل شده است، دهلی نو به دنبال حفظ انعطافپذیری استراتژیک با تعمیق تعاملات خود هم با ائتلافهای غربمحور مانند کواد و هم با پلتفرمهای غیرغربی مانند بریکس است.
سفر روبیو در بستر تنش در روابط دوجانبه صورت میگیرد
سفر روبیو – اولین سفر او به هند به عنوان وزیر امور خارجه آمریکا – هم بار نمادین و هم بار استراتژیک دارد. برنامه سفر دقیقاً تنظیمشده او که از کلکته و جیپور تا آگرا و دهلی نو را در بر میگیرد، تعامل تمدنی را با پیامهای ژئوپلیتیکی قاطع ترکیب میکند. با این حال، در پسپرده این نمادها، دستور کار دیپلماتیک جدی متمرکز بر امنیت انرژی، اصطکاک تجاری، همکاری دفاعی و بازسازی زنجیرههای تأمین حیاتی قرار دارد. زمانبندی این سفر قابل توجه است. روابط آمریکا و هند در دولت فعلی ترامپ تنش قابل توجهی را در مورد تعرفهها، تعامل مستمر هند با روسیه و تأخیر در تحکیم ابتکارات کواد تجربه کرده است.
هند برای استراتژی هند-آرام آمریکا ضروری است
در این زمینه، سفر روبیو نشان میدهد که واشنگتن تشخیص داده است که علیرغم اختلافات مقطعی، هند برای استراتژی آمریکا در هند-آرام ضروری باقی میماند. در مرکز این سفر، نشست وزیران امور خارجه کواد قرار دارد که توسط هند میزبانی میشود و ایالات متحده، ژاپن و استرالیا در آن مشارکت دارند. کواد به تدریج از یک مکانیسم مشورتی به ستونی مرکزی در معماری استراتژیک هند-آرام تبدیل شده است. برای واشنگتن، کواد ابزاری برای متوازن کردن حضور رو به گسترش چین در منطقه و در عین حال ترویج همکاری فناورانه، امنیت دریایی و تابآوری زنجیره تأمین است. بنابراین حضور روبیو برای اطمینانبخشی به شرکا مبنی بر ادامه تعهد ایالات متحده به هند-آرام با وجود حواسپرتیهای جهانی گستردهتر، در نظر گرفته شده است.
هند به انعطافپذیری کواد نیاز دارد
با این حال، برای هند، کواد دقیقاً به این دلیل مفید است که یک اتحاد رسمی نیست. دهلی نو همچنان به این گروه به عنوان یک مشارکت استراتژیک انعطافپذیر و نه یک ترتیب امنیتی مبتنی بر پیمان نزدیک میشود. این تمایز حیاتی است. هند برای فرصتهایی که کواد در زمینه فناوری دفاعی، همکاری دریایی و هماهنگی ژئوپلیتیک ارائه میدهد برای آن ارزش قائل است، اما همچنان تمایلی به تابع کردن خودمختاری سیاست خارجی خود در برابر سیاست بلوکی ندارد.
تعامل با بریکس بر رویکرد چندهمسویی تأکید دارد
اینجاست که تعامل همزمان هند با بریکس قابل توجه میشود. تنها چند روز پیش از میزبانی نشست کواد، هند ریاست مذاکرات وزیران امور خارجه بریکس را بر عهده داشت و نقش خود را در گروهی که اکنون شامل کشورهایی مانند روسیه، چین و ایران است، تأیید کرد. برای بسیاری از ناظران، مشارکت در هر دو چارچوب ممکن است متناقض به نظر برسد. در واقعیت، این نشاندهنده منطق سیاست خارجی معاصر هند است: چندهمسویی (multi-alignment) به جای همسویی (alignment) صرف.
تعامل هند با بریکس اهداف متعددی را دنبال میکند. این تعامل، اعتبار دهلی نو را به عنوان صدای جنوب جهانی تقویت میکند، فضای استراتژیک را در قبال روسیه حفظ مینماید، و تعهد آن را به نظم بینالمللی چندقطبی مستحکم میسازد.
در عین حال، بریکس پلتفرم مهمی را در اختیار هند قرار میدهد تا بدون وابستگی بیش از حد به نهادهای غربی، بحثهای مربوط به اصلاح حکمرانی جهانی و بازسازی اقتصادی را شکل دهد. همچنین بریکس ضمن حفظ بافت غیرغربی خود، از تبدیل شدن به یک پلتفرم ضدغرب جلوگیری میکند.
هند در برابر انتخابهای دودویی مقاومت میکند
این ناهماهنگی نیست، بلکه یک تنظیم استراتژیک است. هند از پذیرش انتخابهای دودویی که به طور فزایندهای ژئوپلیتیک معاصر را تعریف میکنند، سر باز میزند. در عوض، در تلاش است تا اهرم فشار خود را در میان مراکز قدرت رقیب به حداکثر برساند. میزبانی از نشستهای بریکس و کواد در توالی نزدیک تصادفی نبود؛ این یک نمایش عمدی از توانایی هند برای فعالیت آسان در پلتفرمهای ژئوپلیتیک رقیب بود.
همه انتخابها با پیچیدگیهایی همراه هستند
این عمل متوازنسازی بدون پیچیدگی نیست. واشنگتن همچنان از هند انتظار همگرایی بیشتری در مسائل مربوط به روسیه و چین به ویژه در میان رقابتهای ژئوپلیتیکی فزاینده دارد. همزمان، هند در حالی که آسیبپذیریهای اقتصادی، وابستگیهای دفاعی و نگرانیهای امنیتی منطقهای را پیمایش میکند، در مورد تحریک پکن یا مسکو محتاط باقی میماند. چالش پیش روی دهلی نو حفظ خودمختاری استراتژیک بدون اینکه دچار ابهام استراتژیک به نظر برسد، است.
بنابراین، سفر روبیو باید به عنوان بخشی از بازتنظیم گستردهتر در سیاست جهانی درک شود. برای ایالات متحده، هند برای هر چارچوب پایدار هند-آرام محوری باقی میماند. برای هند، تعامل با ایالات متحده برای نوسازی فناورانه، تحول دفاعی و رشد اقتصادی ضروری است. با این حال، هند به همان اندازه مصمم است که از جذب شدن در هر اردوگاه ژئوپلیتیک انحصاری اجتناب کند.
از این نظر، این سفر ماهیت هویت استراتژیک معاصر هند را به تصویر میکشد. دهلی نو دیگر صرفا به دنبال متوازن کردن قدرت نیست؛ بلکه در حال متوازن کردن روابط، نهادها و انتظارات در جهانی به طور فزاینده قطبیشده برای شکلدهی به نتایج جهانی است.
موفقیت سفر روبیو در نهایت به اظهارات کلامی بستگی نخواهد داشت، بلکه به این بستگی دارد که آیا هر دو طرف میتوانند الزامات استراتژیک یکدیگر را در عین گسترش همکاری در زمینه تجارت، دفاع، فناوری و حکمرانی منطقهای تطبیق دهند. پیام بزرگتر غیرقابل انکار است: هند امروز خود را نه به عنوان دنبالهرو یک اردوگاه در جنگ سرد جدید، بلکه به عنوان یک قطب خودمختار در نظم چندقطبی در حال ظهور میبیند.








