#اختصاصی
نویسنده: زکیه یزدانشناس، عضو هئیت علمی دانشگاه تهران و مدیر گروه مطالعات چین موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)
هجدهمین نشست سران بریکس در روزهای ۱۲ و ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۶ در دهلی نو و به میزبانی هند برگزار میشود. هند در سال جاری ریاست دورهای بریکس را بر عهده دارد و شعار این دوره را «ساختن برای تابآوری، نوآوری، همکاری و پایداری[۱]» تعیین کرده است. بریکس که در ابتدا با تمرکز بر همکاری میان اقتصادهای نوظهور شکل گرفت، در طول سالهای گذشته دامنه فعالیت خود را به حوزههای متنوع اقتصادی، مالی، سیاسی، امنیتی، فناورانه و فرهنگی گسترش داده و با افزایش اعضا، به یکی از مهمترین بسترهای همکاری میان کشورهای جنوب جهانی تبدیل شده است. در حال حاضر ۱۱ کشور شامل برزیل، روسیه، هند، چین، آفریقای جنوبی، مصر، اتیوپی، ایران، امارات متحده عربی، عربستان سعودی و اندونزی عضو این گروه هستند.
اهداف چین از نشست و نقش بریکس در راهبرد پکن
نشست ۲۰۲۶ بریکس از جهات مختلف برای پکن حائز اهمیت است. در نگاه چین، بریکس میتواند بستری برای تقویت همکاری میان کشورهای جنوب جهانی و افزایش نقش آنها در شکلدهی به نظم بینالمللی باشد. اهمیت بریکس برای چین صرفاً به ظرفیت اقتصادی این گروه محدود نمیشود، بلکه این سازمان میتواند بهعنوان پلی میان چین و مجموعه گستردهای از کشورهای در حال توسعه عمل کرده و امکان هماهنگی بیشتر مواضع کشورهای غیرغربی در مسائل بینالمللی را فراهم کند.
از این منظر، گسترش بریکس برای چین همزمان یک فرصت اقتصادی، سیاسی و هنجاری است. افزایش تعداد اعضا و حضور کشورهای مهمی از آسیا، آفریقا، خاورمیانه و آمریکای لاتین، وزن بریکس را در میان کشورهای جنوب جهانی افزایش داده است. چین میتواند از این ظرفیت برای تقویت همکاریهای جنوب-جنوب و افزایش نقش کشورهای در حال توسعه در نهادهای بینالمللی استفاده کند. در عین حال، تنوع منافع و اولویتهای اعضای بریکس موجب میشود این گروه از انسجام و یکدستی لازم برای تبدیل شدن به یک بلوک سیاسی برخوردار نباشد. از همین رو، هدف چین بیش از ایجاد یک ائتلاف منسجم ضدغربی، تقویت بریکس بهعنوان بستری برای همکاری و هماهنگی میان کشورهای جنوب جهانی است.
یکی از مهمترین ابعاد اهمیت بریکس برای پکن، امکان استفاده از این چارچوب برای پیشبرد روایت چین از حکمرانی جهانی است. چین در سالهای اخیر «ابتکار حکمرانی جهان[۲] » را بر پایه پنج اصل برابری حاکمیت کشورها، پایبندی به قوانین بینالمللی، چندجانبهگرایی، رویکرد مردممحور و دستیابی به نتایج واقعی مطرح کرده است. از منظر پکن، حکمرانی جهانی باید در جهت افزایش نمایندگی و نقش کشورهای در حال توسعه و اصلاح ساختارهای بینالمللی موجود حرکت کند.
بریکس، با توجه به ترکیب متنوع اعضا و تأکید آن بر همکاری میان کشورهای جنوب جهانی، میتواند بستر نهادی مناسبی برای تقویت این روایت باشد. به بیان دیگر، چین میتواند از بریکس برای نشان دادن امکان شکلگیری الگویی از همکاری بینالمللی مبتنی بر برابری حاکمیتی، اجماع و چندجانبهگرایی استفاده کند؛ الگویی که از نگاه پکن میتواند مکمل و در برخی حوزهها جایگزینی برای سازوکارهای موجود تحت سلطه کشورهای غربی باشد.
اهمیت این موضوع در شرایطی که اعتبار نظم لیبرال بینالمللی به دلیل جنگها و بحرانهای ژئوپلیتیکی اخیر با چالش مواجه شده، افزایش یافته است. جنگ جاری و پیامدهای آن برای امنیت منطقهای و جهانی، از جمله امنیت انرژی و تجارت دریایی، میتواند به بریکس امکان دهد نقش فعالتری در طرح مسائل مربوط به امنیت، توسعه و حکمرانی جهانی ایفا کند. در چنین شرایطی، چین نیز میتواند خود را بهعنوان قدرتی بزرگ که بر توسعه، ثبات و حلوفصل مسائل بینالمللی از طریق همکاری و چندجانبهگرایی تأکید دارد، معرفی کند.
بعد اقتصادی بریکس نیز برای چین اهمیت ویژهای دارد. کشورهای عضو این گروه از ظرفیتهای قابل توجهی در حوزه انرژی، مواد غذایی، مواد معدنی، بازارهای مصرف و زنجیرههای تأمین برخوردارند. از این رو، گسترش همکاری اقتصادی میان اعضا میتواند به افزایش تابآوری اقتصادی، تنوعبخشی به زنجیرههای تأمین و کاهش آسیبپذیری کشورهای عضو در برابر فشارهای خارجی کمک کند. دستورکار اقتصادی بریکس در سال ۲۰۲۶ نیز بر موضوعاتی همچون تجارت، تأمین مالی، زنجیرههای ارزش جهانی و همکاریهای اقتصادی میان اعضا تأکید دارد.
در همین چارچوب، میان ظرفیتهای بریکس و «ابتکار توسعه جهانی[۳]» چین نیز همپوشانی قابل توجهی وجود دارد. این ابتکار بر همکاری در زمینه توسعه، کاهش شکافهای توسعهای و تقویت همکاری میان کشورهای در حال توسعه تأکید دارد و بریکس میتواند بستری گستردهتر برای پیشبرد بخشی از این اهداف فراهم کند. همکاریهای اقتصادی، فناورانه و توسعهای میان اعضای بریکس میتواند به چین امکان دهد برخی از اهداف توسعهای خود را در قالب یک چارچوب چندجانبه و با مشارکت طیف گستردهای از کشورهای جنوب جهانی دنبال کند. از این منظر، بریکس نه جایگزین ابتکارهای جهانی چین، بلکه میتواند یکی از بسترهای نهادی برای تقویت و عملیاتی کردن آنها باشد.
در کنار اقتصاد و توسعه، بریکس در سالهای گذشته به حوزههای سیاسی و امنیتی نیز وارد شده است. این تحول با تلاش چین برای افزایش همکاری کشورهای عضو در مواجهه با چالشهای مشترک و تقویت نقش کشورهای جنوب جهانی در مسائل امنیتی و سیاسی بینالمللی همخوانی دارد. با این حال، تفاوت قابل توجه میان منافع و رویکردهای اعضا، بهویژه در موضوعات حساس ژئوپلیتیکی، همچنان محدودیتی جدی برای تبدیل بریکس به یک سازوکار امنیتی منسجم محسوب میشود.
از همین رو، گسترش بریکس برای چین همزمان یک فرصت و یک چالش است. افزایش اعضا ظرفیت نمایندگی این گروه را افزایش میدهد، اما در عین حال دستیابی به اجماع و هدایت دستورکار گروه را دشوارتر میکند. چین ناگزیر است در استفاده از ظرفیت بریکس برای افزایش نقش خود در جنوب جهانی، میان ایفای نقش رهبری و پرهیز از ایجاد تصور سلطه یا جهتدهی یکجانبه به گروه توازن برقرار کند.
ظرفیتهای بریکس برای ایران
اهمیت بریکس برای جمهوری اسلامی ایران را میتوان در دو سطح سیاسی و اقتصادی مورد توجه قرار داد. در سطح سیاسی، هجدهمین نشست بریکس فرصتی برای ایران فراهم میکند تا در یکی از مهمترین مجامع کشورهای جنوب جهانی حضور فعال داشته باشد و روایت خود از تحولات اخیر منطقه و جنگ جاری را با حضور طیف گستردهای از قدرتهای مهم در حال توسعه مطرح کند. حضور ایران در چنین چارچوبی همچنین میتواند به تقویت روابط دوجانبه و چندجانبه با اعضای بریکس و افزایش ظرفیت دیپلماتیک کشور کمک کند.
در شرایطی که جنگ و تنشهای ژئوپلیتیکی اخیر پیامدهای گستردهای برای امنیت منطقه، امنیت انرژی و تجارت جهانی ایجاد کرده است، اهمیت چنین بستری برای ایران افزایش مییابد. بریکس میتواند فضایی برای گفتوگو درباره پیامدهای این تحولات و همچنین طرح دیدگاه کشورهای جنوب جهانی درباره امنیت منطقهای و بینالمللی فراهم کند.
در حوزه اقتصادی، بریکس میتواند بستری برای دسترسی ایران به بازارهای جدید و گسترش همکاریهای تجاری خارج از چارچوبهای غربمحور باشد. همکاری در حوزههایی همچون امنیت غذایی، تابآوری صنعتی، زنجیرههای تأمین و همکاریهای اقتصادی و فناورانه، بهویژه برای کشوری که تحت تحریمهای یکجانبه آمریکا قرار دارد، میتواند اهمیت ویژهای داشته باشد. ظرفیت اقتصادی اعضای بریکس و تنوع جغرافیایی آنها این امکان را فراهم میکند که ایران بخشی از روابط اقتصادی خارجی خود را متنوعتر کند.
حوزه مالی نیز از دیگر ظرفیتهای مهم بریکس برای ایران است. تلاش برای تقویت همکاریهای مالی میان اعضا، توسعه سازوکارهای پرداخت و کاهش وابستگی به نظامهای مالی تحت سلطه غرب، در صورت تبدیل شدن به سازوکارهای عملی، میتواند فرصتهایی برای کاهش برخی محدودیتهای ناشی از تحریمهای مالی علیه ایران ایجاد کند. با این حال، بهرهگیری مؤثر از این ظرفیت مستلزم آن است که همکاریهای مورد توافق اعضا از سطح کلی و سیاسی به سازوکارهای اجرایی و قابل استفاده در تجارت و مبادلات مالی ارتقا یابد.
همچنین، حضور چین و سایر کشورهای دارای ظرفیتهای فناورانه قابل توجه در بریکس میتواند زمینه را برای توسعه همکاریهای فناورانه ایران فراهم کند. در این میان، ظرفیتهای چین در حوزههای فناوری، زیرساخت و همکاریهای دیجیتال میتواند برای ایران اهمیت خاصی داشته باشد. استفاده از ظرفیتهای موجود در بریکس میتواند به ایران در کاهش بخشی از محدودیتهای ناشی از دسترسی محدود به فناوری و سرمایه خارجی کمک کند.
با وجود این ظرفیتها، نباید بریکس را نهادی یکپارچه و همسو با منافع همه اعضا تصور کرد. تفاوت در منافع اقتصادی، روابط خارجی و اولویتهای ژئوپلیتیکی اعضا موجب میشود که ظرفیت بریکس برای ایران نیز تابعی از میزان آمادگی اعضا برای تبدیل توافقات سیاسی به همکاریهای عملی باشد. بنابراین، اهمیت بریکس برای ایران نه در شکلگیری یک بلوک واحد در برابر غرب، بلکه در فراهم کردن شبکهای گسترده از فرصتهای سیاسی، اقتصادی و مالی برای متنوعسازی روابط خارجی کشور است.
[۱] Building for Resilience, Innovation, Cooperation and Sustainability
[۲] Global Governance Initiative
[۳] Global Development Initiative









