تاریخ : چهارشنبه, ۲۹ مهر , ۱۴۰۵ 10 جماد أول 1448 Wednesday, 21 October , 2026

لاوروف در تهران: سفری فراتر از روابط دوجانبه

  • ۲۹ مهر ۱۴۰۵ - ۱۶:۰۴
لاوروف در تهران: سفری فراتر از روابط دوجانبه
در نشست منامه لاوروف ساختاری برای «امنیت جمعی» منطقه‌ای پیشنهاد کرد که ابتکارهای منطقه‌ای را با طرح‌های روسیه و چین ترکیب می‌کند و از عراق و اردن خواست در آن شرکت کنند.

#اختصاصی

نویسنده: حسن بهشتی‌پور، کارشناس ارشد روابط بین‌الملل و عضو شورای علمی ایراس

دیدار سرگی لاوروف وزیر خارجه روسیه از تهران در روز ۲۷ مهر ۱۴۰۵(۱۹اکتبر۲۰۲۶)، نخستین سفر او به ایران از بهمن ۱۴۰۴ محسوب می شود. این سفر در متن بحران روابط  ایران با آمریکا و درگیری با اسرائیل، بحران امنیت دریایی در تنگه هرمز و خلیج فارس و رقابت قدرت‌های بزرگ قابل توجه است. اهمیت آن فقط در اظهارات رسمی دو طرف  از همکاری اقتصادی نیست؛ پرسش اصلی این است که مسکو در شرایط بحرانی منطقه چه اهدافی را دنبال می‌کند، تا چه حد می‌تواند در مدیریت بحران نقش ایفا کند و رابطه با تهران را چگونه با روابطش با واشنگتن، پکن و خلیج فارس تنظیم می‌کند.

زمان‌بندی سفر معنادار است. لاوروف یک روز پیش از تهران، در منامه در نهمین نشست وزیران گفت‌وگوی راهبردی روسیه و شورای همکاری خلیج فارس شرکت کرد و پیشنهاد ساختاری برای «امنیت جمعی» منطقه‌ای را مطرح کرد. این توالی نشان می‌دهد مسکو می‌خواهد هم‌زمان با حفظ رابطه نزدیک با ایران، به عنوان بازیگری تاثیر گذار در منطقه، نقش آفرینی ایران را در سایه همکاری با کشورهای عربی خلیج فارس با میانجیگری خود برقرار سازد .

این سفر را باید در سه سطح جداگانه اما مرتبط با هم تحلیل کرد، دوجانبه، منطقه‌ای و بین‌المللی. هر دیدگاه به یکی از سه دسته تعلق دارد که در متن همواره از هم جدا می‌شوند: آنچه رخ داده و تایید شده، آنچه طرف‌ها اعلام کرده‌اند، و آنچه تنها فرضیهٔ تحلیلگر است.

سطح اول: روابط دوجانبه؛ از توافق سیاسی تا اجرای تعهدات

در تهران، لاوروف به تعهد مسکو به قرارداد مشارکت راهبردی بیست ساله استناد کرد که از دهم مهر ۱۴۰۴ لازم‌الاجرا شده است. این قرارداد ماده‌هایی برای مقابله با تهدیدهای مشترک دارد، اما بند دفاع متقابل در برابر تهدیدات ندارد، برخلاف پیمان روسیه و کره شمالی، ایران همچنان می خواهد استقلال خود را در برابر قدرتهای بزرگ حفظ کند . همین نکته هستهٔ ارزیابی این تحلیل است: همکاری امنیتی دو کشور واقعی است، و ایران در برابر تجاوز آمریکا و اسرائیل نشان داد قادر است از خود در برابر هر گونه تهدیدی دفاع کند. این مساله برای  روسیه و چین نیز درس‌های بزرگی داشت که می شود با استفاده از جنگ نامتقارن هم در برابر دو قدرت نظامی جهان ایستادگی کرد. اگرچه گزارش‌هایی هم از کمک اطلاعاتی روسیه به ایران مطرح شده است، اما مقام‌های آمریکایی تاثیرگذاری آن را در مقاومت ایران  کم‌اهمیت اعلام کردند.

تجارت: رشد مبادلات یا مشارکت استراتژیک؟

لاوروف در این سفر از رشد مبادلات اقتصادی بین دو کشور به میزان ۲۱ درصد آن هم در شرایط جنگی و تحریم،  سخن گفت. به نظر می رسد  اجرای موافقتنامه تجارت آزاد ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا از اردیبهشت ۱۴۰۴ زمینه‌ای نهادی برای آن فراهم کرده است. اما ارزیابی عمق این تحول مستلزم پاسخ به چند پرسش است: آیا رشد اعلام‌شده ناشی از حجم پایدار مبادلات است یا تغییر قیمت‌ها و ترکیب کالا است؟ سهم کالاهای با ارزش افزوده چقدر است؟ چه میزانی از تجارت با سازوکار مالی پایدار انجام می‌شود؟ و آیا این رشد به سرمایه‌گذاری مشترک و انتقال فناوری انجامیده است؟ تا پاسخ این پرسش‌ها روشن نشود، صرف رشد تجارت نشانه تقویت همکاری است، نه اثبات مشارکت راهبردی تحقق‌یافته.

راه‌آهن رشت–آستارا: آزمون اعتبار با سابقه‌ای طولانی

خط آهن ۱۶۲ کیلومتری حلقه‌ای از کریدور شمال–جنوب است. به گزارش اینترفکس در ۱۵ اکتبر، آغاز ساخت آن برای ۲۰۲۷ برنامه‌ریزی شده است، مدت اجرا حدود سه سال و هزینه ۱٫۶ میلیارد یورو است که قرار است  ۱٫۳ میلیارد آن را روسیه تأمین کند. لاوروف نیز در تهران گفت پیمانکاران روسی کار مهندسی را ادامه می‌دهند.

این طرح سال‌هاست در دستور گفت‌وگوی دو کشور است و موعد آغاز آن از سال ۲۰۲۳ به بعد بارها در گزارش‌ها مطرح شده است. بنابراین «اآغازپروژه در سال ۲۰۲۷» را باید نشانه پیشرفت یک طرح زمین مانده دانست که سالها به دلیل  تأمین مالی، تکمیل اسناد و آماده‌سازی زمین، هماهنگی اجرایی و بقای پروژه در شرایط جنگ به تاخیر افتاده بود. اهمیت این راه آهن فقط اقتصادی نیست، تکمیل کریدور وابستگی متقابل را افزایش می‌دهد و جایگاه ایران را در شبکه حمل‌ونقل اوراسیا تقویت می‌کند. اما باید توجه داشت منافع دو طرف کاملاً یکسان نیست. از یکسو مسکو به مسیری مطمئن برای دسترسی به  آب‌های جنوبی نیاز دارد و از سوی دیگر ایران به درآمد ترانزیتی و سرمایه‌گذاری در طرح ها زیر ساختی توسعه حمل و نقل ترانزیتی رقیب در قفقاز نیاز دارد ، اینها متغیرهایی هستند که باید در ارزیابی ارزش این خط راهبردی حتما دیده شوند.

انرژی و همکاری هسته‌ای: همکاری محدود و تفکیک‌شده

لاوروف گفت متخصصان روسی به‌تدریج به نیروگاه بوشهر بازمی‌گردند و برای استخراج و انتقال هیدروکربن‌ها هم چشم‌اندازهای مهمی وجود دارد او همچنین گفت مسکو قصد کنار گذاشتن تعهدات اقتصادی و سرمایه‌گذاری خود را در ایران ندارد. بازگشت کارشناسان روسی به بوشهر در شرایط جنگ اهمیت عملی دارد. اما چشم‌انداز همچنان به  تحقق سرمایه‌گذاری یا افزایش تولید  و همکاری فنی در شرایط غیر جنگی بستگی دارد.

به نظر می رسد روابط مسکو و تهران پس از سالها به سوی  رابطه شبکه‌ای متراکم‌تر از پروژه‌های اقتصادی، زیرساختی و فنی حرکت کرده، اما تحقق آن را باید تحت تاثیر حل و فصل بحران فعلی در منطقه  دانست.

سطح دوم: مسائل منطقه‌ای؛ همکاری امنیتی بدون پیمان دفاعی

در نشست منامه (یکشنبه ۱۹ مهر)، لاوروف ساختاری برای «امنیت جمعی» منطقه‌ای پیشنهاد کرد که ابتکارهای منطقه‌ای را با طرح‌های روسیه و چین ترکیب می‌کند و از عراق و اردن خواست در آن شرکت کنند. اما همان نشست به گزارش الجزیره صحنه طرح مطالبات شورا هم بود: دبیرکل شورا گفت اعضا با بیش از ۷۰۰۰ موشک و پهباد ایرانی روبه‌رو شده‌اند، از مسکو خواسته شد از نفوذ خود در تهران برای گفت‌وگوی جدی و بازگشت کشتیرانی در هرمز استفاده کند، و بیانیه پایانی خواسته برنامه هسته‌ای و موشکی ایران و حمایت از گروه‌های منطقه‌ای آن در گفت‌وگوهای آتی گنجانده شود. از سوی دیگر لاوروف در تهران اسرائیل را مسئول «گسترش خطرناک» خصومت‌ها خواند و بازگشت تردد دریایی در هرمز را به تضمین امنیت برای ایران در برابر حمله مجدد مرتبط کرد.

این شواهد می‌گویند مسکو همزمان در دو اتاق مذاکره می‌نشیند که کارنامه متضاد دارند. «میانجیگری» مسکو همان‌قدر که کانال است، موضع چانه‌زنی نیز هست. این خواسته‌ها موضع شورای همکاری خلیج فارس است بدون توجه به اینکه در عمل کشورهای منطقه پایگاهی برای حمله به ایران شده‌اند. روشن است که روسیه به خوبی این موضوع را درک می کند زیرا حمایت‌های انگلیس، فرانسه، آلمان و آمریکا از اوکراین در جنگ همیشه مورد انتقاد روسیه بوده است. اما حضور لاوروف و مشارکت وی در نشست با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، خود یک انتخاب سیاسی است. این تمایز را باید در  متن رسمی بیانیه صادر شده می دیدم. مسکو سال‌هاست طرح «امنیت جمعی خلیج فارس» را پیگیری می‌کند و بازنشر آن در شرایط جنگ بیش از آنکه ابتکار تازه باشد، بهره‌گیری از فرصت است. اما باید این طرح قدیمی که توسط روسیه اخیرا روزآمد شده است با  تحولات جنگ در هفت ماه اخیر تطبیق داده شود. زیرا در اثر جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل به ایران و مقاومت همه جانبه ایران در برابر این تهاجم گسترده ،  همه معادلات گذشته در منطقه را تغییر داده است.

امنیت جمعی: نیاز واقعی، موانع جدی

طرح روسیه با یک نیاز واقعی مرتبط است زیرا ترتیبات امنیتی  موجود بی کشورهای عربی خلیج فارس با آمریکا ، نتوانسته‌اند از گسترش بحران و آسیب‌پذیری مسیرهای انرژی و تجارت جلوگیری کنند. اما توافق بر سر ضرورت امنیت منطقه‌ای با توافق درباره ماهیت، اعضا و تعهدات یک سازوکار امنیتی متفاوت است. ایران و کشورهای عربی خلیج فارس برداشت‌های یکسانی از تهدید ندارند؛ برخی دولت‌های عربی به همکاری امنیتی با آمریکا وابسته‌اند و ایران حضور نظامی آمریکا را بخشی از ناامنی در منطقه می‌داند. اختلاف بر سر نقش بازیگران خارجی، برنامه‌های موشکی، امنیت دریایی و ضمانت اجرا تشکیل یک توافق امنیتی الزام‌آور را دشوار می‌کند. زیرا مسیر همگرایی را باید فرایندی مشروط دانست، نه خطی و تضمین‌شده، بنابراین جدای از طرح روسیه به نظر می رسد ابتدا باید همکاری اقتصادی و ترانزیتی بین کشورهای منطقه و فرا منطقه ای شکل بگیرد بعد این همکاری  به سمت  گفت‌وگوی امنیتی منظم سامان داده شود و درنهایت به  ترتیبات اعتمادساز و توافق‌های الزام‌آور احتمالی بینجامد. این توالی چارچوبی تحلیلی است، یک قانون قطعی نیست اما بی شک نیاز واقعی برای امنیت پایدار در آبراهی است که حداقل ۲۰ درصد انرژی جهان از آنجا می گذرد.

اختلاف نفتی: رقابت ساختاری یا رفتار تاکتیکی؟

ایران و روسیه هر دو صادرکننده بزرگ هیدروکربن‌اند و در بازارهایی مانند چین منافع رقابتی دارند. به گفته نیکیتا سماگین ، محدودیت صادرات نفت ایران، چین را به خرید نفت گران‌تر روسی وامی‌دارد. در این باره الجزیره می‌نویسد «جنگ، قیمت نفت و درآمد نفتی روسیه را افزایش داده و واشنگتن برای کاهش قیمت سوخت معافیت‌های تحریمی برای روسیه صادر کرده است.» همه‌ی این نشانه‌ها نشان می‌دهند رقابت ساختاری  بین دو کشور در بازارهای مبادلاتی وجود دارد بطوریکه هر محدودیت بر صادرات ایران می‌تواند سهم روسیه را در بازار چین بیشتر کند.

اما رقابت ساختاری به معنای خصومت راهبردی نیست. فرضیه این تحلیل این است که رفتار مسکو در موضوع نفت بیشتر وابسته به موقعیت است و در کوتاه‌مدت از قیمت‌های بالا سود می‌برد، اما نمی‌خواهد جنگ به مرحله‌ای برسد که امنیت منطقه، تجارت یا روابطش با قدرت‌های دیگر را تهدید کند. این دو گزاره متناقض نیستند. اما سود بردن روسیه از قیمت بالا به‌تنهایی نمی‌تواند مدعای تمایل عامدانه‌ی آن به ادامه جنگ باشد. شاخص‌های سنجش این فرضیه در جدول فرضیه‌ها آمده است.

سطح سوم: روابط بین‌المللی؛ مسکو به‌عنوان واسطه و بازیگر در چانه‌زنی بزرگ‌تر

نقش بین المللی سفرلاوروف را بهتر است در سه بخش سنجید: کانال ارتباطی (انتقال پیام میان طرف‌هایی که رابطه مستقیم ندارند)، تسهیل‌گر مذاکرات (کمک به دستور کار و زمینه‌های توافق) و میانجی مؤثر (دارای نفوذ و ابزار برای نزدیک‌کردن طرف‌ها به پذیرش و اجرای توافق). شواهد موجود نقش مسکو را دست‌کم در سطح کانال تأیید می‌کنند: تماس ۹ اکتبر پوتین با ترامپ و حضور لاوروف در هر دو پایتخت، به مسکو جایگاه ارتباطی می‌دهد. اما توان تحمیل توافق نشانه‌ای از آن نیست؛ نه سازوکاری برای اجرای توافق، نه پیشنهاد مشخصی از سوی مسکو اعلام شده است. بی‌طرفی نیز محل تردید است: لاوروف در تهران مبارزه ایران را «مبارزه‌ای محق» خواند. ترامپ نیز گفته روسیه و چین اگر به ایران کمک کنند «خیلی چیز برای از دست دادن خواهند داشت» و گزارش‌های اطلاعاتی آمریکا را مبنی بر کمک نظامی این دو کشور نادرست خوانده است. نتیجه اینکه مسکو با تهران نزدیک است، اما در موضع واسطه‌گری بی‌طرف نیست؛ همین دوگانگی می‌تواند توان ارتباطی روسیه  را بالا ببرد و همزمان بی‌طرفی او را کاهش دهد.

نشست سه‌جانبه آمریکا، روسیه و چین: اوکراین محور است، نه ایران

به گزارش وال‌استریت‌ژورنال، پوتین در تماس ۹ اکتبر با ترامپ دیداری سه‌جانبه با شی جین‌پینگ را برای مذاکره درباره اوکراین پیشنهاد کرد؛ محل احتمالی آن حاشیه نشست اپک در شنژن است (نوایا گازتا). به گزارش رویترز، ترامپ گفته با گفت‌وگوی سه‌جانبه درباره سلاح هسته‌ای و نفی تسلیحات هسته‌ای موافق است و تجارت نیز احتمالاً مطرح می‌شود؛ نشست ممکن است ماه آینده برگزار شود ولی قطعی نیست. وزارت خارجه چین گفته پیوستن به مذاکرات هسته‌ای سه‌جانبه «در این مرحله» واقع‌بینانه نیست (رویترز). هیچ‌یک از دو گزارش از ایران نام نمی‌برند.

بنابراین دو پرسش باید جدا شوند: آیا نشست برگزار می‌شود و چه دستور کاری دارد؟ و اگر برگزار شد، آیا پرونده ایران مستقیماً بررسی می‌شود؟ پاسخ مثبت به پرسش اول به معنای پاسخ مثبت به پرسش دوم نیست. فرضیه «معامله بزرگ» را می‌توان به‌عنوان سناریویی ممکن مطرح کرد؛ اما تا اکنون نه سند و نه اظهار رسمی‌ای پرونده ایران را به اوکراین گره نزده است. تازه‌ترین شواهد بیشتر به نفع این است که مسکو نشست را برای اوکراین می‌خواهد، و اگر ایران در حاشیه مطرح شود، در چارچوبی وابسته به آن خواهد بود. از سوی دیگر، این نشست برای ایران حتی اگر به پرونده او نپردازد، مهم است: میزان هماهنگی قدرت‌های بزرگ بر محیط جنگ او اثر می‌گذارد.

موضع چین: همکاری با مسکو با دستور کار مستقل

روابط نزدیک پکن و مسکو را نباید به معنای یک بلوک یکپارچه دانست. چین در مواضع رسمی خود بر استقلال دیپلماتیک تاکید می‌کند؛ نمونه آن، پاسخ احتیاط‌آمیز پکن به دعوت به مذاکرات هسته‌ای سه‌جانبه است. گزارش‌هایی از دیدار لاوروف و وانگ یی در ۱۴ اکتبر و ابتکار پنج‌ماده‌ای چین و پاکستان در مارس ۲۰۲۶ نیز نشان می‌دهند پکن هم‌زمان هماهنگی با مسکو و چارچوب دیپلماتیک مستقل خود را دنبال می‌کند: توقف خصومت‌ها، مذاکره، حفاظت از زیرساخت‌های غیرنظامی، امنیت کشتیرانی در هرمز و نقش منشور ملل متحد. از این رو، مواضع عمومی چین درباره صلح را نمی‌توان نشانه آمادگی آن برای پذیرش هر توافق آمریکایی–روسی دانست.

جمع‌بندی

سفر لاوروف به تهران نشانه تلاش روسیه برای حفظ نفوذ در سه سطح است. در سطح دوجانبه همکاری اقتصادی، زیرساختی و هسته‌ای ادامه دارد، اما موفقیت آن به اجرای توافق‌ها و عبور از موانع مالی و اجرایی وابسته است. در سطح منطقه‌ای، مسکو هم‌زمان با تهران و شورای همکاری خلیج فارس می‌نشیند و خود را مؤثر در شکل‌دهی به ترتیبات امنیتی آتی نشان می‌دهد؛ این رویکرد با نقش واسطه سازگار است، اما هنوز به معنای پیمان امنیتی منطقه‌ای نیست. در سطح بین‌المللی، مسکو کانال ارتباطی میان تهران و واشنگتن است، اما شواهد موجود نشست آتی آمریکا، روسیه و چین را بیشتر به اوکراین و کنترل تسلیحات مرتبط می‌کنند تا ایران.

در نتیجه  نزدیکی ایران و روسیه واقعی و در برخی حوزه‌ها رو به گسترش است، اما به معنای یکسانی منافع در همه مسائل نیست. مسکو می‌تواند هم‌زمان شریک ایران، رقیب آن در بخشی از بازار انرژی، واسطه در بحران منطقه‌ای و بازیگری درگیر چانه‌زنی با آمریکا باشد. فهم سیاست روسیه در قبال ایران، بیش از آنکه به برچسب‌هایی مانند «اتحاد راهبردی» یا «معامله بزرگ» وابسته باشد، به بررسی رفتار مشخص مسکو در هر پرونده و سنجش منافع، هزینه‌ها و محدودیت‌های آن نیاز دارد.

لینک کوتاه : https://www.iras.ir/?p=14885
  • نویسنده : حسن بهشتی‌پور، کارشناس ارشد روابط بین‌الملل و عضو شورای علمی ایراس
  • منبع : موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)
  • 6 بازدید

برچسب ها

ثبت دیدگاه

انتشار یافته : ۰

دیدگاهها بسته است.

برچسب ها
آسیای مرکزی،روسیه،اوکراین آفریقا،روسیه آمریکا،روسیه،تحریم ارمنستان،باکو،ترکیه،ایران افغانستان،طالبان،قدرت اوراسیا،ایران،تجارت اوکراین،آمریکا،روسیه اوکراین،روسیه،آمریکا،جنگ اوکراین،روسیه،جنگ ایران،آذربایجان ترکیه،زلزله ترکیه،زلزله،امنیت رشت،روسیه،ایران،آستارا روسیه،اعراب،اوکراین روسیه،اوکراین،آمریکا روسیه،ایبورسک روسیه،ایران روسیه،ایران،اتحاد روسیه،ایران،تجارت روسیه،تاجیکستان روسیه،خاورمیانه روسیه،خاورمیانه،آفریقا روسیه،دریای سرخ روسیه،سند،سیاست روسیه،سیاست خارجی غلات،روسیه،اوکراین قزاقستان،ازبکستان قزاقستان،انتخابات قطار، ریل نفت،روسیه،آذربایجان هند،چین،بالون چین،آمریکا چین،آمریکا،بالن چین،اوکراین،جنگ،ر.سیه چین،ایران چین،ایران،اوکراین،روسیه چین،ایران،رئیسی چین،ایران،عربستان چین،ترکیه،روسیه،آسیای مرکزی چین،روسیه چین،روسیه،اوکراین چین،روسیه،ایران چین،هند چین،هژمونی،غرب چین،پاکستان،هند،هسته ای