#اختصاصی
نویسنده: فائزه محمدنیا حنائی، دانشجو دکتری مطالعات روسیه
جنگ کنونی میان روسیه و اوکراین را میتوان از جنبههای مختلف نظامی، ژئوپلیتیکی، اقتصادی، امنیتی و سیاسی بررسی کرد. بااینحال، در تحلیل جنگها، فرهنگ گاهی در مقایسه با این عوامل کمتر مورد توجه قرار میگیرد؛ درحالیکه هر جنگی در بستری تاریخی و فرهنگی رخ میدهد که بر نحوه درک آن، شکلگیری روایتهای سیاسی و تجربه مردمان تأثیر میگذارد. این بستر میتواند شامل تاریخ ادیان، هویتهای جمعی، خاطرات تاریخی و اهمیت مکانهای فرهنگی و مذهبی باشد. از این منظر، بررسی جایگاه یهودیت در جنگ روسیه و اوکراین امکان میدهد تا ارتباط میان گذشته تاریخی منطقه و تحولات سیاسی و اجتماعی امروز آن را بهتر درک کنیم. منظور از یهودیت در این یادداشت، نه یک بازیگر مستقل در جنگ، بلکه مجموعهای از پیوندهای تاریخی، دینی، فرهنگی و هویتی است که در روایتها و تجربههای مرتبط با این منازعه حضور دارند.
برای درک این پیوندها، ابتدا باید به تاریخ حضور یهودیان در سرزمینهای اوکراین امروزی بازگشت. این سرزمینها برای قرنها از مراکز مهم زندگی یهودیان در اروپای شرقی بودهاند و حضور جوامع یهودی در آنها به دورههای پیش از شکلگیری دولتهای مدرن بازمیگردد. پس از تقسیمات لهستان در اواخر قرن هجدهم، جمعیت بزرگی از یهودیان در قلمرو امپراتوری روسیه قرار گرفتند. بخش قابل توجهی از آنان در محدودهای زندگی میکردند که به «منطقه اسکان یهودیان» یا Черта́ осе́длости معروف شد و بخشهایی از اوکراین و بلاروس امروزی را دربرمیگرفت. بنابراین، حضور یهودیان در اوکراین را نمیتوان صرفاً نتیجه مهاجرتهای معاصر دانست؛ این حضور بخشی از تاریخ اجتماعی و فرهنگی منطقه است. شهرهای اوکراین در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم دارای جوامع یهودی، کنیسهها، مدارس، انجمنها و شبکههای فرهنگی بودند که در شکلگیری زندگی شهری و تحولات فکری منطقه نقش داشتند.
این پیشینه تاریخی تنها در جمعیت و نهادهای اجتماعی باقی نمانده، بلکه در مکانهایی نیز تجسم یافته است که همچنان برای یهودیان اهمیت مذهبی و فرهنگی دارند. اومان یکی از نمونههای برجسته چنین مکانهایی است. این شهر در قرن نوزدهم جمعیت یهودی قابل توجهی داشت و امروزه بیش از همه با آرامگاه نحمان من بریسلوف، از رهبران مهم جنبش حسیدی، شناخته میشود. نحمان در سال ۱۸۱۰ در اومان درگذشت و آرامگاه او بهتدریج به یکی از مهمترین مقاصد زیارتی پیروان جنبش حسیدی تبدیل شد. هر سال در زمان روش هشانا، سال نوی یهودی، هزاران زائر از سرزمینهای اشغالی و کشورهای دیگر برای برگزاری مراسم مذهبی به این شهر سفر میکنند. ادامه این سنت پس از آغاز جنگ نیز نشان میدهد که پیوندهای مذهبی و فرهنگی لزوماً با آغاز یک منازعه نظامی از میان نمیروند. در سال ۲۰۲۴ نیز هزاران زائر یهودی به اومان رفتند؛ سفری که با هشدارهای امنیتی و شرایط جنگی همراه بود. بدین ترتیب، اومان نمونهای از استمرار حضور فرهنگی یهودیت در جغرافیای اوکراین، حتی در شرایطی است که امنیت و امکان رفتوآمد تحت تأثیر جنگ قرار گرفته است.
بااینحال، تاریخ یهودیان در این منطقه تنها با استمرار زندگی دینی و فرهنگی تعریف نمیشود. این تاریخ همچنین با دورههای خشونت و آزار جمعی پیوند خورده است؛ گذشتهای که برای درک حساسیتهای هویتی و اهمیت حافظه تاریخی در اروپای شرقی ضروری است. در سالهای ۱۸۸۱ و ۱۸۸۲، موجی از پوگرومهای ضدیهودی در بخشهایی از امپراتوری روسیه، از جمله سرزمینهای اوکراین امروزی، گسترش یافت. این خشونتها در کنار عوامل سیاسی و اجتماعی دیگر، بر تحولات فکری و سیاسی جوامع یهودی تأثیر گذاشتند و به تقویت برخی جریانهای مهاجرتی، سوسیالیستی و صهیونیستی کمک کردند. در جریان جنگ داخلی روسیه، بهویژه در فاصله سالهای ۱۹۱۸ تا ۱۹۲۱، اوکراین شاهد موج گسترده دیگری از پوگرومها بود. این رویدادها نشان میدهند که تجربه یهودیان در منطقه را نمیتوان جدا از تحولات سیاسی و خشونتهای جمعی تاریخ آن بررسی کرد.
اوج فاجعه در دوره اشغال آلمان نازی در جنگ جهانی دوم رخ داد. در ۲۹ و ۳۰ سپتامبر ۱۹۴۱، نیروهای اساس و پلیس آلمان، با مشارکت نیروهای کمکی، در دره بابینیار در کییف یهودیان زیادی را به قتل رساندند. بابینیار از این جهت اهمیت دارد که نهتنها یکی از محلهای اصلی کشتار یهودیان در اوکراین بود، بلکه پس از جنگ به نمادی از کشمکش بر سر چگونگی یادآوری هولوکاست در اتحاد شوروی تبدیل شد. برای مدت طولانی، نحوه بازنمایی قربانیان یهودی در روایت رسمی شوروی با تنشها و محدودیتهایی همراه بود و گاه هویت مشخص آنان در چارچوب کلیتر قربانیان شهروند شوروی قرار میگرفت. از این رو، بابینیار بخشی از جغرافیای تاریخی خشونت علیه یهودیان و درعینحال بخشی از تاریخ مناقشه بر سر حافظه جنگ جهانی دوم است.
اهمیت این گذشته برای بررسی جنگ کنونی در آن است که مفاهیمی مانند نازیسم، هولوکاست و مبارزه با فاشیسم همچنان در روایتهای سیاسی مرتبط با روسیه و اوکراین حضور دارند. در این میان، هویت یهودی ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، به یکی از نقاط اتصال تاریخ یهودیان با سیاست معاصر تبدیل شده است. زلنسکی بهصورت علنی درباره تجربه خانوادگی خود در هولوکاست سخن گفته است. او در سال ۲۰۲۰ توضیح داد که سه برادر پدربزرگش در جریان هولوکاست به دست نیروهای اشغالگر آلمانی کشته شدند، درحالیکه پدربزرگش از جنگ جان سالم به در برد. این سابقه خانوادگی بهخودیخود توضیحدهنده سیاستهای اوکراین یا ماهیت جنگ نیست، اما نشان میدهد که حافظه هولوکاست در زندگی و روایت عمومی رهبران معاصر نیز حضور دارد.
در سوی دیگر، ولادیمیر پوتین در سخنرانی خود در فوریه ۲۰۲۲، «نازیزدایی» اوکراین را یکی از اهداف اعلامشده عملیات نظامی روسیه معرفی کرد. این ادعا در سطح بینالمللی بهشدت مناقشهبرانگیز بوده است و نباید آن را با ارزیابی تاریخی یا سیاسی مستقلی درباره ماهیت دولت اوکراین یکسان دانست. بااینحال، استفاده از مفهوم نازیزدایی نشان میدهد که حافظه جنگ جهانی دوم همچنان ابزاری مهم در صورتبندی روایتهای سیاسی است. در نتیجه، تاریخ یهودیان و هولوکاست در این منازعه نه صرفاً بهعنوان گذشتهای دور، بلکه در مقام بخشی از زبان سیاسی و مناقشه بر سر مشروعیت، هویت و تاریخ به عرصه عمومی بازمیگردد.
اما تأثیر جنگ بر جامعه یهودی اوکراین تنها به بازنمایی تاریخ در سخنرانیهای سیاسی محدود نیست. جنگ، زندگی روزمره، امنیت و امکان ماندن یا ترک کردن کشور را نیز تحت تأثیر قرار داده است. پس از آغاز تهاجم روسیه در فوریه ۲۰۲۲، سازمانهای یهودی، از جمله آژانس یهود، برنامههایی برای کمک به یهودیان اوکراین و تسهیل مهاجرت آنان به کشورهای دیگر اجرا کردند. آژانس یهود در سپتامبر ۲۰۲۲ اعلام کرد که تا آن زمان هزاران مهاجر جدید از اوکراین وارد سرزمینهای اشغالی شدهاند. دادههای مربوط به مهاجرت در سالهای بعد نیز نشان میدهند که سرزمینهای اشغالی برای بخشی از یهودیان اوکراین یکی از مسیرهای مهم خروج از کشور در شرایط جنگی بوده است؛ هرچند تصمیم به مهاجرت را نمیتوان صرفاً با هویت دینی توضیح داد، زیرا امنیت، خانواده، وضعیت اقتصادی و امکان اقامت در کشورهای دیگر نیز در آن نقش دارند.
در این زمینه، پرونده یوگنی گورویچ که شبکه اسرائیلی N12 در ۲۴ سپتامبر ۲۰۲۶ گزارش کرد، نمونهای از پیچیدگی پیوندهای حقوقی و خانوادگی میان اوکراین و سرزمینهای اشغالی در شرایط جنگ است. بر اساس گزارش این شبکه، گورویچ، شهروند ۴۲ ساله اسرائیلی که حدود پانزده سال پیش از اوکراین به سرزمینهای اشغالی مهاجرت کرده بود، در تابستان ۲۰۲۵ برای دیدار مادر سالخوردهاش به اوکراین سفر کرد. طبق گزارش، مقامهای اوکراینی همچنان او را شهروند این کشور میدانستند و اجازه خروج به او ندادند؛ درحالیکه او و خانوادهاش معتقد بودند تابعیت اوکراینی وی سالها پیش لغو شده است. گزارش N12 همچنین به تلاش او برای عبور غیرقانونی از مرز لهستان، زخمی شدنش بر اثر تیراندازی و اعزام اجباری او به ارتش اوکراین اشاره میکند. این جزئیات بر اساس روایت رسانه و خانواده اوست و برای نتیجهگیری قطعی درباره وضعیت حقوقی او یا مسئولیت اشخاص و نهادهای درگیر، به تأیید مستقل نیاز دارد.
با وجود این محدودیت، پرونده گورویچ مسئلهای مهم را مطرح میکند: در شرایط جنگ، تابعیت، محل اقامت، پیوندهای خانوادگی و تعلق هویتی ممکن است با یکدیگر در تعارض قرار گیرند. فردی که سالها در سرزمینهای اشغالی زندگی کرده و تابعیت این کشور را به دست آورده است، ممکن است همچنان از نظر حقوقی مشمول قوانین کشور محل تولد خود باشد. بنابراین، تجربه جنگ برای افرادی که میان اوکراین و سرزمینهای اشغالی پیوند دارند، تنها مسئلهای تاریخی یا نمادین نیست؛ بلکه میتواند بر آزادی رفتوآمد، امنیت شخصی، آینده خانوادگی و تصمیمهای مربوط به مهاجرت تأثیر مستقیم بگذارد.
در مجموع، بررسی جایگاه یهودیت در جنگ روسیه و اوکراین نشان میدهد که این موضوع را نمیتوان به یک عامل یا روایت واحد تقلیل داد. تاریخ طولانی حضور یهودیان در سرزمینهای اوکراین امروزی، مکانهای مذهبی مانند اومان، تجربه خشونتهای ضدیهودی و هولوکاست، بازتاب حافظه تاریخی در روایتهای سیاسی و جابهجایی جمعیت در نتیجه جنگ، همگی ابعاد متفاوت این پیوند را تشکیل میدهند. از یک سو، گذشته تاریخی در شکلگیری حافظه جمعی و زبان سیاسی امروز حضور دارد؛ از سوی دیگر، جنگ کنونی بر زندگی افرادی اثر میگذارد که پیوندهای دینی، خانوادگی یا حقوقی آنان از مرزهای ملی فراتر میرود. در این چارچوب، یهودیت نه بهعنوان یک بازیگر مستقل در جنگ، بلکه بهمثابه لایهای تاریخی، فرهنگی و انسانی قابل مطالعه است؛ لایهای که در آن مسئله حافظه گذشته با پرسشهای امروز درباره امنیت، مهاجرت، تابعیت و تعلق به یک سرزمین تلاقی پیدا میکند.









