تاریخ : شنبه, ۲۱ شهریور , ۱۴۰۵ 30 ربيع أول 1448 Saturday, 12 September , 2026

هند و معماری نوین بریکس ۲۰۲۶؛ دیپلماسی چندهمسو، توسعه پایدار و فرصت‌های راهبردی ایران

  • ۲۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۲:۲۹
هند و معماری نوین بریکس ۲۰۲۶؛ دیپلماسی چندهمسو، توسعه پایدار و فرصت‌های راهبردی ایران
روایتی میدانی و تحلیلی از دو منظر راهبردی و زیست‌محیطی

#اختصاصی

نویسنده: گروه مطالعات آسیای جنوب شرقی و شبه‌قاره ایراس

مقدمه‌

مازیار مظفری فلارتی، دانشیار دانشگاه تهران و مدیر گروه مطالعات آسیای جنوب شرقی و شبه‌قاره

ریاست هندوستان بر گروه بریکس در سال ۲۰۲۶ و میزبانی هجدهمین اجلاس سران در دهلی‌نو، در یکی از پیچیده‌ترین و سرنوشت‌سازترین مقاطع ژئوپلیتیکی معاصر رقم می‌خورد. بریکسِ توسعه‌یافته با دربرگیری نزدیک به نیمی از جمعیت جهان و سهمی حدود ۴۰ درصدی از تولید ناخالص داخلی جهانی (بر مبنای برابری قدرت خرید)، از یک مجمع صِرفاً اقتصادی فراتر رفته و به کانون بازتعریف حکمرانی جهانی، توسعه، فناوری، امنیت، فرهنگ و پایداری زیست‌محیطی بدل شده است.

برای دهلی‌نو، ریاست بریکس در سال ۲۰۲۶ تنها میزبانی یک رخداد دیپلماتیک نیست؛ بلکه بخشی از راهبرد کلان این کشور برای تثبیت موقعیت خود به‌عنوان “صدای پیشرو جنوب جهانی” (Voice of Global South) و پیشبرد دکترین “چندهمسویی” (Multi-alignment) و “خودمختاری راهبردی” به شمار می‌رود. هند می‌کوشد بریکس را نه به‌مثابه یک بلوک تقابلی و ضدغربی، بلکه در قامت سازوکاری “اصلاح‌گر و عمل‌گرا” در بستر حقوق بین‌الملل صورت‌بندی کند؛ چارچوبی که در آن قدرت نرم، دیپلماسی فرهنگی، تاب‌آوری اقلیمی، تحول دیجیتال و دیپلماسی شهری به محرک‌های بازتعریف نظم بین‌المللی تبدیل می‌شوند.

اهمیت این گذار راهبردی برای جمهوری اسلامی ایران—به‌ویژه در شرایط بحران‌های فزاینده منطقه‌ای و ضرورت بازآرایی مناسبات خارجی—دوچندان است. عضویت رسمی ایران در بریکس زمانی می‌تواند به منافع ملموس ملی، اقتصادی و توسعه‌ای ترجمه شود که سیاست‌گذاری کشور از سطح مشارکت‌های نمادین و بیانیه‌های دیپلماتیک فراتر رفته و به لایه‌های تخصصی، نهادی و شبکه‌سازی‌های چندجانبه پیوند بخورد.

در همین راستا، یادداشت تحلیلی حاضر تلفیقی است از دو روایت دست‌اول و مکمل میدانی از سوی دو پژوهشگر دانشگاه تهران که هم‌زمان دارای پیوندها و تجارب ملموس اجرایی و تخصصی در ساختار سیاست‌گذاری کشور هستند:

  • روایت نخست؛ از منظر راهبردی و دیپلماتیک: حاصل مشاهدات و ارزیابی تحلیلی دکتر امید بابلیان (پژوهشگر دانشگاه تهران و همکار در بخش امور خارجه سفارت جمهوری اسلامی ایران در دهلی‌نو) است که با همراهی مستقیم هیئت‌های رسمی ایران در برنامه‌های بریکس در هندوستان، به واکاوی دکترین هند، اصلاح نظم جهانی و الزامات گذار ایران از “حضور سیاسی” به “اثرگذاری تخصصی” می‌پردازد.
  • روایت دوم؛ از منظر توسعه پایدار و دیپلماسی شهری: حاصل تجربه زیسته و مشارکت میدانی علی صالح‌کریمی (پژوهشگر دانشگاه تهران و متخصص حقوق و سیاست‌گذاری محیط‌زیست) در نشست تخصصی شهرهای بریکس در بمبئی (Mumbai First Conclave) است که تغییر پارادایم جنوب جهانی در زمینه زیست‌پذیری شهری، تاب‌آوری اقلیمی و فرصت‌های بکر سرمایه‌گذاری و انتقال فناوری برای نوسازی زیرساخت‌های ایران را بررسی می‌کند.

این دو گزارش در کنار یکدیگر، تصویری دقیق و فراتر از مواضع رسمی از “بریکس ۲۰۲۶ در خوانش هندوستان” ارائه می‌دهند؛ تلاشی برای نشان دادن این‌که چگونه تلفیق دیپلماسی کلان با تخصص‌گرایی محیط‌زیستی و شهری می‌تواند افق‌های نوینی پیش‌روی منافع ملی ایران بگشاید.

بریکس در خوانش هند؛ بازتعریف یک نظم

دکتر امید بابلیان، کارشناس مطالعاتی و نماینده مرکز مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه در هند

ریاست هند بر بریکس[۲]در سال ۲۰۲۶ را نمی‌توان صرفاً میزبانی یک اجلاس بین‌المللی دانست. دهلی‌نو از این فرصت برای ارائه تصویری از خود به‌عنوان یکی از بازیگران مؤثر در شکل‌دهی به نظم در حال تحول جهانی استفاده کرده است؛ نظمی که از نگاه هند باید هم چندقطبی‌تر شود و هم از گرفتار شدن در منطق رویارویی میان بلوک‌های رقیب پرهیز کند. برگزاری حدود ۴۰۰ نشست و برنامه در نزدیک به ۳۰ شهر هند نیز بخشی از همین نگاه بود. هند عملاً ریاست بریکس را از یک برنامه دیپلماتیک محدود به پایتخت، به یک پروژه گسترده سیاسی، دانشگاهی،اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی تبدیل کرد تا نشان دهد بریکس صرفاً در اتاق‌های مذاکره میان دولت‌ها شکل نمی‌گیرد، بلکه می‌تواند شبکه‌ای از ارتباط میان جوامع، دانشگاه‌ها، اندیشکده‌ها، بخش خصوصی و نهادهای فرهنگی کشورهای عضو ایجاد کند. از این منظر، پرسش اصلی درباره هند این نیست که صرفاً «از بریکس چه می‌خواهد»، بلکه این است که دهلی‌نو می‌خواهد بریکس چه جایگاهی در معماری آینده جهان داشته باشد. پاسخ هند به این پرسش، در مفهوم «خودمختاری راهبردی» و سیاست «چندهمسویی» آن قابل مشاهده است. هند نمی‌خواهد بریکس را جایگزین روابط خود با غرب، گروه بیست[۳]، چهارگانه امنیتی[۴]یا سازمان همکاری شانگهای کند؛ بلکه می‌خواهد در همه این میدان‌ها حضور داشته باشد و آزادی انتخاب خود را حفظ کند. بنابراین، بریکس برای دهلی‌نو بیش از آنکه اردوگاهی در برابر اردوگاه دیگر باشد، یکی از میزهای اصلی شکل‌گیری نظم آینده است.

یکی از ظریف‌ترین وجوه ریاست هند، بازخوانی خود واژه بریکساست. این عنوان در ابتدا صرفاً از حروف نخست نام برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی گرفته شده بود و به مجموعه‌ای از اقتصادهای نوظهور اشاره داشت؛ اما هند در سال ۲۰۲۶ کوشیده است این اختصار تاریخی را به یک چارچوب مفهومی جدید پیوند بزند و حروف بریکس را با چهار مفهوم «تاب‌آوری، نوآوری، همکاری و پایداری»[۵] بازتعریف کند. اهمیت این اقدام بیش از آنکه در بازی زبانی آن باشد، در تلاش برای تغییر معنای سیاسی این عنوان نهفته است. دهلی‌نو در واقع می‌کوشد بریکس را از یک دسته‌بندی تاریخی کشورها به یک چارچوب موضوعی و هنجاری برای همکاری بین‌المللی تبدیل کند؛ به‌گونه‌ای که حتی با گسترش اعضا نیز بتواند هویت و کارکرد خود را حفظ کند. در این خوانش، بریکس دیگر فقط پاسخ به این پرسش نیست که «چه کشورهایی در آن حضور دارند»، بلکه پاسخی به این پرسش است که «برای چه نوع همکاری و چه نوع نظمی گرد هم آمده‌اند». تاب‌آوری، نوآوری، همکاری و پایداری در این معنا تلاش هند برای ساختن یک زبان مشترک میان کشورهایی با نظام‌های سیاسی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی متفاوت است. این بازتعریف همچنین کمک می‌کند بریکس از تصویریک سازوکار عمدتاً معترض به وضع موجود فاصله بگیرد و به سمت تولید ظرفیت، همکاری و راه‌حل حرکت کند. هند از این طریق می‌خواهد معنای بریکس را از «ما با چه چیزی مخالفیم» به «با یکدیگر چه چیزی می‌توانیم بسازیم» منتقل کند.

در این چارچوب، یکی از مهم‌ترین ابعاد رویکرد هند، تعریف رابطه بریکس با نظم بین‌المللی است. دهلی‌نو از یک سو منتقد نابرابری‌های موجود در ساختار حکمرانی جهانی، توزیع نامتوازن قدرت و نمایندگی محدود کشورهای جنوب جهانی در نهادهای بین‌المللی است و از سوی دیگر، علاقه‌ای ندارد بریکس به پروژه‌ای برای فروپاشی نظم موجود یا شکل‌گیرییک بلوک ضدغربی تبدیل شود. در روایت هندی، میان اصلاح نظم و نفی نظم تفاوتی بنیادین وجود دارد. بریکس می‌تواند خواهان اصلاح نهادهای بین‌المللی و افزایش نقش کشورهای جنوب جهانی باشد و هم‌زمان از اصول حقوق بین‌الملل، چندجانبه‌گرایی و قواعد بین‌المللی دفاع کند. به همین دلیل، می‌توان جایگاه مورد نظر هند برای بریکس را نوعی مدافع اصلاح‌طلب نظم بین‌المللی دانست؛ سازوکاری که به جای آنکه در پی جایگزین کردن یک هژمونی با هژمونی دیگر باشد، می‌کوشد ظرفیت‌های موجود نظم بین‌المللی را با واقعیت جدید توزیع قدرت سازگار کند. این نکته در نگاه هند اهمیت ویژه دارد، زیرا دهلی‌نو نمی‌خواهد جهان چندقطبی آینده به معنای بازتولید رقابت‌های بلوکی در شکلی جدید باشد. از نظر هند، چندقطبی‌گرایی مطلوب، صرفاً تقسیم قدرت میان چند قدرت بزرگ نیست؛ بلکه افزایش فضای انتخاب، نمایندگی و امکان اثرگذاری کشورهای مختلف در تصمیم‌گیری‌های جهانی است. از همین رو، بریکس در این روایت نه ویرانگر نظم، بلکه یکی از ابزارهای بازتنظیم و متوازن‌سازی نظم است؛ نظمی که اصول آن باید حفظ شود، اما ساختار آن دیگرنمی‌تواند بدون توجه به ظهور قدرت‌های جدید و افزایش وزن جنوب جهانی ادامه یابد.

این نگاه با سیاست خارجی گسترده‌تر هند نیز سازگار است. دهلی‌نو بریکس را در کنار دیگر ترتیبات بین‌المللی خود قرار می‌دهد، نه در برابر آنها. عضویت هم‌زمان در گروه بیست، بریکس، چهارگانه امنیتی، سازمان همکاری شانگهای و دیگر سازوکارهای منطقه‌ای و جهانی نشان می‌دهد که هند به دنبال انتخاب یک اردوگاه ثابت نیست. آنچه برای دهلی‌نو اهمیت دارد، حفظ آزادی عمل در یک محیط بین‌المللی متکثر است. به همین دلیل، هند از تبدیل بریکس به یک بلوک ژئوپلیتیکی صلب پرهیز می‌کند؛ زیرا چنین تحولی می‌تواند دقیقاً همان فضای انتخابی را که هند برای خود ضروری می‌داند، محدود کند. این رویکرد در شرایط گسترش عضویت بریکس اهمیت بیشتری پیدا کرده است. هرچه تعداد اعضا و تنوع سیاسی، اقتصادی و منطقه‌ای آنها افزایشیابد، دستیابی به موضع مشترک درباره مسائل حساس ژئوپلیتیکی دشوارتر می‌شود. راه‌حل هند برای این وضعیت، تأکید بر همکاری‌های موضوعی و عملی در حوزه‌هایی است که امکان اجماع بیشتری دارند؛ از انرژی و فناوری و هوش مصنوعی گرفته تا سلامت، تجارت، سرمایه‌گذاری، زنجیره‌های تأمین، اتصال و توسعه. در این معنا، چندقطبی‌گرایی هند بیش از آنکه یکپروژه صرفاً ژئوپلیتیکی باشد، نوعی مدیریت تنوع در نظام بین‌الملل است. دهلی‌نو می‌خواهد بریکس آن‌قدر قدرتمند باشد که بتواند بر ساختار جهانی اثر بگذارد، اما آن‌قدر ایدئولوژیک نشود که اعضای آن را در برابر یکدیگریا در برابر قدرت‌های خارج از گروه قرار دهد.

از منظر ایران، این بازخوانی اهمیت ویژه‌ای دارد. ایران پس از عضویت در بریکس، حضور خود را به اجلاس‌های سیاسی محدود نکرده و در حوزه‌های فرهنگی، دانشگاهی، اندیشکده‌ای، اقتصادی و تخصصی نیز مشارکت فعال داشته است. با این حال، میان نگاه ایران و هند به ظرفیت بریکستفاوت‌هایی وجود دارد. هند بیش از هر چیز بریکس را ابزاری برای افزایش فضای انتخاب و حفظ خودمختاری راهبردی خود می‌بیند؛ در حالی که ایران علاوه بر این ظرفیت، به امکان بریکس برای کاهش آثار فشارهاییکجانبه و محدودیت‌های ناشی از ساختار کنونی نظام بین‌الملل نیز توجه دارد. این تفاوت نباید به مانعی برای همکاری تبدیل شود؛ بلکه می‌تواند زمینه‌ای برای تعریف حوزه‌های مشترک و واقع‌گرایانه باشد. تجربه ریاست هند نشان داده است که ظرفیت واقعی بریکس الزاماً در بیانیه‌های سیاسی خلاصه نمی‌شود، بلکه در شبکه‌های همکاری‌ای شکل می‌گیرد که بتوانند در میان اعضا ظرفیت مشترک تولید کنند. انرژی، فناوری، هوش مصنوعی، اتصال و حمل‌ونقل، همکاری‌های علمی و دانشگاهی، سلامت، سازوکارهای مالی، زنجیره‌های تأمین و همکاری‌های فرهنگی از جمله حوزه‌هایی هستند که ایران می‌تواند در آنها حضور خود را از سطح مشارکت سیاسی به سطح اثرگذاری تخصصی ارتقا دهد. در این معنا، تجربه هند برای تهران واجد یک درس مهم است: عضویت در بریکس باید از حضور در نشست‌ها به حضور در فرایندهای تولید ظرفیت تبدیل شود. این همان نقطه‌ای است که عضویت سیاسی می‌تواند به یک سرمایه راهبردی پایدارتبدیل شود.

در نهایت، پاسخ به پرسش «هند از بریکس چه می‌خواهد؟» را می‌توان در چند گزاره فشرده کرد: هند می‌خواهد بریکس بزرگ‌تر باشد، اما بلوک نشود؛ اثرگذارتر باشد، اما تقابلی نشود؛ نظم جهانی را اصلاح کند، اما اصول حقوق بین‌الملل و چندجانبه‌گرایی را نفی نکند؛ و بیش از آنکه صرفاً تریبونی برای بیان نارضایتی باشد، به بستری برای تولید ظرفیت‌های مشترک تبدیل شود. این چهارگانه در واقع عصاره نگاه هند به جایگاه بریکس در نظم آینده است. دهلی‌نو نه در پی بی‌اعتبار کردن قواعد بین‌المللی است و نه خواهان تثبیتساختاری است که سهم و نمایندگی قدرت‌های جدید را نادیده می‌گیرد. هدف، ایجاد نوعی تعادل میان تداوم و تغییر، قواعد و اصلاح، قدرت و نمایندگی است. در چنین چارچوبی، بریکس برای هند می‌تواندیکی از ابزارهای انتقال جهان از وضعیت تک‌مرکزی به نظمی متکثرتر باشد، بی‌آنکه این گذار الزاماً به رویارویی میان بلوک‌ها منجر شود. از همین رو، اهمیت بریکس برای هند تنها در وزن اقتصادییا جمعیتی اعضای آن نیست؛ اهمیت اصلی در این است که این سازوکار می‌تواند به محلی برای بازتعریف رابطه میان قدرت‌های نوظهور، جنوب جهانی و نهادهای نظم بین‌المللی تبدیل شود. بریکس مطلوب دهلی‌نو، نه بریکسی در بیرون از نظم، بلکه بریکسی مؤثر در بازتنظیم نظم است.

در این چارچوب، شاید بتوان رویکرد هند را در یک گزاره روشن‌تر خلاصه کرد: دهلی‌نو می‌کوشد بریکس را از اجماع صرف بر سر آنچه اعضا با آن مخالف‌اند، به همکاری بر سر آنچه می‌توانند با یکدیگر بسازند، نزدیک‌تر کند. این تغییر جهت، شاید مهم‌ترین پیام ریاست هند باشد. بریکس اگر تنها به عرصه بیان نارضایتی از نابرابری‌های موجود، اعتراض به یکجانبه‌گرایییا نقد ساختارهای حکمرانی جهانی محدود شود، در نهایت با همان محدودیتی مواجه خواهد شد که بسیاری از سازوکارهای سیاسی جنوب جهانی با آن روبه‌رو بوده‌اند: فاصله میان موضع‌گیری و توانایی ایجاد نتیجه. اما اگر بتواند در کنار دفاع از حقوق بین‌الملل و چندجانبه‌گرایی، شبکه‌هایی از همکاری واقعی در انرژی، فناوری، اقتصاد، علم، سلامت، فرهنگ و اتصال ایجاد کند، آن‌گاه می‌تواند به عاملی مؤثر در شکل‌دهی به نظم آینده تبدیل شود. شاید بتوان این نگاه را مهم‌ترین وجه تمایز رویکرد هند دانست: بریکس نباید صرفاً زبان اعتراض به وضع موجود را تولید کند؛ باید زبان همکاری برای ساختن وضع بهتر را نیز بیافریند.

بریکس و پارادایم نوین توسعه شهری؛ از نشست بمبئی (Mumbai First: BRICS Friendship Cities Conclave 2026) تا افق‌های همکاری برای ایران

علی صالح کریمی

پیرو دعوت‌نامه‌ای که در ۲۰ ژوئیه سال جاری با توجه به پیشینه پژوهشی و اجرایی‌ام در حوزه مطالعات توسعه شهری، حقوق آب، محیط‌زیست و بخش مسکن دریافت کردم، در نشست تخصصی بریکس در روزهای ۱۱ و ۱۲ اوت در بمبئی حضور یافتم. میزبانی هند از این نشست با محوریت مدیریت شهری و محیط‌زیست، پیش‌درآمدی بر اولویت‌های راهبردی دهلی‌نو در آستانه اجلاس سران بریکس به شمار می‌رود و نشان می‌دهد که هندوستان در پی بازتعریف ‘دیپلماسی شهری’  و ‘توسعه پایدار’ به‌عنوان یکی از ارکان محوری همکاری‌ها در متن جنوب جهانی-Global South است.

محور اصلی این نشست تخصصی، اشتراک‌گذاری و بازنمایی تجارب ‘شهرهای دوست بریکس‘ در حوزه‌هایی چون توسعه پایدار شهری، رقابت‌پذیری اقتصادی، نوآوری، تاب‌آوری، تحرک‌پذیری شهری، تحول دیجیتال و تبادلات فرهنگی بود.

نکته بسیار پررنگ  تأکید بر مولفه های زیست محیطی بر سکونت گاه های انسانی ( زیست پذیری انسانی) بود . موضوعاتی نظیر چگونگی دسترسی به منابع آب ، تأثیر و عوارض تغییر اقلیم بر بافت جوامع  محلی ساحلی و یا  آلودگی هوا در کیفیات زیست اجتماعات محلی .

با نگاهی به اعضای فعال و اصلی بریکس که در صدر آنها چین و هندوستان ( برزیل علیرغم چالش ها همیشه واجد ارزش های زیست محیطی چه در سطح نرم چه در سطح ساختار – کنوانسیون ریو دو ژانیرو بوده است ) قرار دارند و ملاحظه گزارش ها و رویکردهای ابرازی از سوی نمایندگی رسمی اعزامی در پنل ها با محوریت محیط زیست در یک آن فلش بکی جالب توجه از تاریخ صدور اعلامیه  ۱۹۷۲ استکهلم تاکنون قابل مشاهده بود.

این که محیط زیست که یکی از محورهای چالش برانگیز میان جهان توسعه یافته عمدتاً غربی با کشورهای توسعه نیافته عمدتاً غیر غربی پسا استعماری به مدت چند دهه بوده در  نقطه ای جدید قرار گرفته است.

آنچه که نه صرفاً در متن جنوب جهانی انعکاس می یابد بلکه از لحاظ ساختاری تحت عنوان (( غیرمتعهدها )) و (( گروه ۷۷ ))  خودنمایی می کرد  با توجه به واقعیات برگرفته از سرعت بالای تغییرات در چند دهه اخیر در وضعیت جدیدی قرار دارد،  موضوعی که طی دو سه دهه یک نقطه تقابلی نهادی در سطح بین المللی میان آنچه  جنوب جهانی و غرب نامیده می شوند بود.

اکنون صدا ها توسعه یافته هایی به سمع می رسند که دیگر محیط زیست و ابعاد آن تبدیل به مسأله شان شده و نمی توان آن به پروپاگاندای جهان توسعه یافته تقلیل داد و در صدر این موضوعات تغییر اقلیم  قرار دارد.

توسعه مفهومی محیط زیست  از مرزهای محیط زیست طبیعی

تمرکز بر موضوع زیست شهری بعنوان تابعی از شرایط اقلیمی و زیست محیطی که بخش دیگری از دستور کار این اجلاس بود  ویترینی از دغدغه های متنوع جوامع بریکس رو نشان می دهد و به ظرفیت تاب آوری جوامع محلی و نیز ظرفیت های این جوامع حل موضوعات و لزوم استفاده از خود جوامع به صورت مشارکت اشاره داشت .

مشارکتی که البته یکی از محورهای آن اعتمادسازی مقامات رسمی اعلام گردید که در صورت تحقق حل موضوعات سهل تر می شود و این موضوعی است که حاضران به آن  واقف بودند که بستر اجتماعی در این موضوع موضوع کلیدی است.

این که امروزه زیست انسان  عمدتاً در شهرها رخ می دهد نکته ای است که  عناصر زیست محیطی را در پیوند با زندگی شهری حائز اهمیت می کند. بویژه که شرق و جنوب آسیا ، نقاط ساحلی آمریکای جنوبی و بخش هایی از آفریقا که با رشد جمعیت فزاینده مواجهند. در این شرایط می توان (( توسعه کالبدی مفهوم محیط زیست از دایره محیط زیست طبیعی به سایر ابعاد محیط زیست همچون محیط زیست اجتماعی محیط زیست شهری)) به وضوح لمس نمود.

موضوعی که بالتبع عبور از  سنت اصطکاک با محیط زیست بعنوان رویه جنوب جهانی ( تغییر پارادایم)  را در رویکرد عملگرایانه در راستای  حل موضوعات زیست محیطی‌ تسهیل می کند. لذا اقتضائات ناشی از توسعه زندگی شهری  به شکلی پراگماتیستی شرایط جدیدی را رقم زده است.

از دیپلماسی شهری تا فرصت‌آفرینی اقتصادی: ره‌آورد بریکس برای ایران

حضور پررنگ فعالان بخش خصوصی، صاحبان صنایع و سازمان‌های مردم‌نهاد در کنار مقامات رسمی در این نشست، حاکی از آن است که بریکس زیست‌بوم جدیدی از ’ اقتصاد شهری’ را شکل داده است. در این چارچوب، ارتقای کیفیات زیستی تنها یک دغدغه رفاهی نیست، بلکه محوری برای سرمایه‌گذاری‌های فراملی در حوزه فناوری‌های هوشمند، حمل‌ونقل پاک، و زیرساخت‌های زیستی محسوب می‌شود.

بررسی گفتمان غالب در پنل‌ها آشکار می‌سازد که کشورهای پیشرو بریکس، انتقال فناوری شهری و سرمایه‌گذاری برون‌مرزی را کلید توسعه تاب‌آور می‌دانند. در این میان، ایران به‌عنوان بازیگری نوورود، موقعیتی کاملاً استثنایی دارد؛ بازار ایران برای صاحبان حرف و صنایع آسیایی، آفریقایی و آمریکای جنوبی هنوز ’ سرزمینی ناپیوسته و کمترشناخته‌شده’ است. این عدم شناخت دقیق، در کنار جذابیت‌های بالقوه بازار ایران، نوعی فرصت بکر ایجاد کرده است؛ فرصتی که البته در صورت کندی دیپلماسی اقتصادی ما، به‌سرعت دچار فرسایش شده و رو به بوته فراموشی خواهد سپرد.

برای بهره‌برداری عملیاتی از این فضا، ایران می‌تواند اولویت‌های همکاری شهری خود با پیمان بریکس را در چندین محور راهبردی تعریف کند:

۱. فناوری‌های هوشمند شهری: ایجاد بسترهای جذب و انتقال دانش در توسعه شبکه شهرهای هوشمند.

۲. صنعت سبز و مدیریت پسماند: تبادل تجربیات فنی و انتقال تکنولوژی در حوزه اقتصاد چرخشی و مهار آلودگی هوا.

۳. حمل‌ونقل انسان‌محور: گذار از مدیریت خودرو‌محور به سمت شبکه‌های جابه‌جایی پاک و عمومی با استفاده از الگوی کشورهای پیشرو بریکس.

۴. توسعه مسکن متناسب و پایدار: زنجیره‌سازی و دعوت از شرکت‌های بزرگ ساختمانی هند و چین جهت نوسازی بافت‌های شهری و تامین مسکن زیست‌پذیر.

در نهایت، نشست بمبئی اثبات کرد که دیپلماسی شهری در جنوب جهانی، از سطح بیانیه‌های تشریفاتی عبور کرده و به حوزه «عمل‌گرایی اقتصادی و زیست‌محیطی» وارد شده است. برای جمهوری اسلامی ایران، پیوستن به این زنجیره صرفاً یک انتخاب دیپلماتیک نیست، بلکه ضرورتی برای نوسازی زیرساخت‌های زیستی کشور است. اگر امروز از این فرصت‌های نوظهور برای تجدید بن‌مایه‌های شهری خود بهره نگیریم، فردا در مسابقه تاب‌آوری منطقه، به تماشاچی توسعه دیگران تبدیل خواهیم شد؛ چراکه در زیست‌بوم جدید بریکس، ’ شهرها دیگر صرفاً محل سکونت نیستند، بلکه پیش‌ران‌های قدرت ملی و دیپلماسی فراملی در قرن بیست‌ویکم به شمار می‌روند. ’

 

[۲]BRICS

[۳]G20

[۴]QUAD

[۵]Building Resilience, Innovation, Cooperation and Sustainability

لینک کوتاه : https://www.iras.ir/?p=14704
  • نویسنده : مازیار مظفری فلارتی، دانشیار، دانشگاه تهران
  • منبع : موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)
  • 3 بازدید

برچسب ها

ثبت دیدگاه

انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برچسب ها
آسیای مرکزی،روسیه،اوکراین آفریقا،روسیه آمریکا،روسیه،تحریم ارمنستان،باکو،ترکیه،ایران افغانستان،طالبان،قدرت اوراسیا،ایران،تجارت اوکراین،آمریکا،روسیه اوکراین،روسیه،آمریکا،جنگ اوکراین،روسیه،جنگ ایران،آذربایجان ترکیه،زلزله ترکیه،زلزله،امنیت رشت،روسیه،ایران،آستارا روسیه،اعراب،اوکراین روسیه،اوکراین،آمریکا روسیه،ایبورسک روسیه،ایران روسیه،ایران،اتحاد روسیه،ایران،تجارت روسیه،تاجیکستان روسیه،خاورمیانه روسیه،خاورمیانه،آفریقا روسیه،دریای سرخ روسیه،سند،سیاست روسیه،سیاست خارجی غلات،روسیه،اوکراین قزاقستان،ازبکستان قزاقستان،انتخابات قطار، ریل نفت،روسیه،آذربایجان هند،چین،بالون چین،آمریکا چین،آمریکا،بالن چین،اوکراین،جنگ،ر.سیه چین،ایران چین،ایران،اوکراین،روسیه چین،ایران،رئیسی چین،ایران،عربستان چین،ترکیه،روسیه،آسیای مرکزی چین،روسیه چین،روسیه،اوکراین چین،روسیه،ایران چین،هند چین،هژمونی،غرب چین،پاکستان،هند،هسته ای