#اختصاصی
به قلم: حسن بهشتی پور، کارشناس ارشد روابط بینالملل و عضو شورای علمی ایراس
مقدمه
توافق ۱۷ مرداد ۱۴۰۴ میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان با حضور دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، نقطه عطفی در تحولات قفقاز جنوبی محسوب میشود. بر اساس این توافق، آذربایجان میتواند از طریق خاک ارمنستان، نخجوان را به سرزمین اصلی خود متصل کند. این مسیر که با نام «TRIPP» یا «مسیر ترامپ برای صلح و رفاه بینالمللی» شناخته میشود، قرار است توسط کنسرسیومی مشترک از ارمنستان و ایالات متحده ساخته و مدیریت شود.(۱)
بیانیه وزارت امور خارجه ایران در واکنش به این توافق، رویکردی متوازن و هوشمندانه را نشان داد. ایران ضمن استقبال از صلح پایدار، نگرانی خود را از مداخلات خارجی در مجاورت مرزهایش ابراز کرد. این موضع، حکایت از درک دقیق منافع ملی و منطقهای ایران دارد. در عین حال، ایران میتواند با موجسواری منطقی، به جای ایستادن در برابر تحولات، از فرصتهای جدید بهرهبرداری کند. همکاریهای منطقهای با روسیه، چین، هند و کشورهای قفقاز جنوبی میتواند مکمل مسیرهای شرقی–غربی و شمال–جنوبی باشد و نقش ایران را در ترانزیت منطقهای حفظ کند.
پرسشهای کلیدی و چالشهای آینده
با توجه به اطلاعات منتشرشده درباره پروژه موسوم به «مسیر ترامپ برای صلح و رفاه بینالمللی» یا TRIPP، میتوان ابعاد مختلف این توافق را از منظر ژئوپلیتیکی، اقتصادی و امنیتی در پاسخ به پرسشهای اساسی زیر بررسی کرد:
۱. آیا پانترکیسم در مرزهای شمال ایران گسترش پیدا میکند؟
یکی از نگرانیهای مطرحشده درباره این توافق، احتمال گسترش پانترکیسم در منطقه قفقاز جنوبی و شمال ایران است. با این حال، شواهد نشان میدهد که جمهوری آذربایجان با کنار گذاشتن نام «زنگزور» و به رسمیت شناختن حاکمیت ارمنستان بر استان سیونیک، از ادعاهای تاریخی خود در عمل عقبنشینی کرده است. تأکید طرفین بر التزام به اعلامیه آلماتی(۲) دسامبر ۱۹۹۱ (که در آن مرزهای شوروی سابق به رسمیت شناخته شده بود) نشاندهنده پایبندی دو طرف به مرزهای بینالمللی و کاهش تنشهای قومی و ارضی است. این موضوع بیانگر آن است که توافق جدید قصد ندارد جغرافیای سیاسی قفقاز جنوبی را دستخوش تغییرات بنیادین کند.
بنابراین، برخلاف تبلیغات پیشین، جمهوری آذربایجان حداقل در کوتاهمدت از موضعگیریهای پانترکیستی فاصله گرفته است. به رسمیت شناختن مرزهای بینالمللی بر اساس معاهده آلماتی، از یک سو ادعای ارضی ارمنستان بر قرهباغ را منتفی میکند و از سوی دیگر نشان میدهد که باکو از تغییرات ژئوپلیتیکی مورد نظر خود (که با ابزار زور پیش میبرد) دست کشیده است. همچنین، با ورود آمریکا به عنوان شریک زیرساختی ارمنستان، نفوذ ترکیه در این مسیر محدود شده و از تبدیل آن به ابزار پانترکیسم جلوگیری میشود.
۲. آیا با این توافق مرز ایران و ارمنستان مخدوش میشود؟
هیچ نشانهای از تغییر یا تهدید مرز ایران و ارمنستان در بیانیههای رسمی دیده نمیشود. بر این اساس، دسترسی ایران به قفقاز جنوبی همچنان میتواند از مسیرهای جادهای و ریلی از طریق خاک ارمنستان ادامه یابد و حتی توسعه پیدا کند.
گذرگاه ارس و پروژه آقبند، شاهراه راهبردی ایران محسوب میشود. اجرای بهموقع و دقیق پروژه گذرگاه ارس (شامل مسیر ۱۰۷ کیلومتری از جلفا تا کلاله و پل مرزی آقبند) با سرمایهگذاری بیش از ۱۰ هزار میلیارد تومان در حال ساخت است. این پروژه شامل ۴ پل بزرگ، ۱۵ تونل و پایانه مرزی کلاله خواهد بود. این مسیر، دسترسی جمهوری آذربایجان به نخجوان را در مقایسه با مسیر قبلی کوتاهتر و سریعتر میکند و در صورت توسعه مناسب زیرساختها، میتواند بخشی از کریدور میانی چین به اروپا باشد.
۳. آیا منافع ایران در ترانزیت با نخجوان به خطر میافتد؟
تجارت ایران با نخجوان عمدتاً مبتنی بر پیلهوری و بازارهای محلی است که کمتر تحت تأثیر مسیر جدید قرار میگیرد. با این حال، این توافق فرصت رقابتی برای ایران فراهم میکند. اگر ایران بتواند پروژههای خود را در دو سال آینده تکمیل کند، مزایای زیر حاصل خواهد شد:
حفظ مزیت ترانزیتی در رقابت با مسیرهای جایگزین
افزایش صادرات و واردات از طریق پایانههای مرزی جلفا و نوردوز
تقویت همکاری منطقهای با آذربایجان و ارمنستان
توسعه همکاری شمال–جنوب با مشارکت هند، روسیه و چین
بنابراین، اگرچه ایران ممکن است بخشی از درآمدهای ترانزیتی خود را از دست بدهد، اما در صورت تکمیل پروژههای در دست اجرا، میتواند از طریق درآمدهای جدید این خسارت را جبران کند.
۴. حضور ناتو در مرزهای شمالی ایران چه خواهد شد؟
واقعیت این است که گسترش ناتو به مرزهای شمالی ایران، در صورت رضایت کشورهای منطقه، قابل جلوگیری نیست. همانطور که روسیه نتوانست مانع عضویت سوئد و فنلاند در ناتو شود، ایران نیز باید به جای تقابل، به سمت همکاریهای منطقهای حرکت کند. افزایش مشارکت با روسیه و چین در پروژههای مشترک، تقویت کریدور شمال–جنوب و توسعه زیرساختهای داخلی میتواند نقش ایران را تثبیت کند.
پروژه گذرگاه ارس (آقبند) یکی از مهمترین ابزارهای ایران برای حفظ مزیت ترانزیتی است. اگر ایران بتواند این مسیر را در دو سال آینده تکمیل کند و با ارائه تسهیلات ویژه، بازرگانان را جذب کند، میتواند تهدید را به فرصت تبدیل کند. احداث خط جنوبی–شمالی در خاک ارمنستان نیز مکمل این راهبرد خواهد بود.
نقش ارمنستان و آمریکا در گذرگاه ترامپ
نقش آمریکا در این توافق قابل توجه است. برخلاف تصور اولیه، ایالات متحده نه مالک انحصاری مسیر، بلکه شریک برابر در کنسرسیوم مشترک با ارمنستان معرفی شده است. بر اساس منابع ارمنی، قوانین این کشور به طور کامل در این مسیر اعمال خواهد شد و هیچ نیروی امنیتی آمریکایی در آن مستقر نخواهد شد. این ساختار، حاکمیت ارمنستان را حفظ کرده و از تبدیل مسیر به ابزار ژئوپلیتیکی صرف جلوگیری میکند.(۳)
سرمایهگذاری از طریق کنسرسیوم مشترک (در قالب یک شرکت مشترک ارمنی–آمریکایی) مطابق قوانین ارمنستان انجام میشود و مالکیت زمین به آمریکا واگذار نمیشود. ایالات متحده سرمایهگذاری مالی قابل توجهی در زیرساختهای جادهای و ریلی انجام خواهد داد، اما مدیریت آن مشترک خواهد بود.
آینده صلح و راهبرد ایران؛ از بازتعریف تا فرصتسازی
در شرایط جدید پس از توافق، ایران باید سیاست خود در قبال قفقاز جنوبی را بازتعریف کند. ورود ایران به درگیریهای منطقهای نهتنها سودی ندارد، بلکه جبهه مخالفان را تقویت میکند. در عوض، ایران باید با تعریف جدیدی از سیاست قفقازی خود، به سمت رقابت زیرساختی و اقتصادی حرکت کند.
همکاری با روسیه و چین در پروژههای مشترک میتواند نقش ایران را تثبیت کند. تسهیلات ویژه برای بازرگانان در مسیر ارس، مزیت رقابتی ایران را حفظ خواهد کرد. در نهایت، نگاه ایران به قفقاز جنوبی باید به رقابت سازنده با توافق جدید تغییر یابد. این تغییر نگاه، نهتنها منافع ملی را حفظ میکند، بلکه ایران را به بازیگری فعال و مؤثر در تحولات منطقهای تبدیل خواهد کرد.
نتیجهگیری
گذرگاه ترانزیتی از خاک ارمنستان به نخجوان، آذربایجان را به ترکیه متصل میکند و ممکن است نقش ایران در ترانزیت منطقهای را کاهش دهد.
واگذاری حقوق توسعه این مسیر به آمریکا، نفوذ واشنگتن در قفقاز جنوبی را افزایش میدهد و ممکن است توازن منطقهای را به ضرر ایران تغییر دهد.
با این حال، اداره مسیر طبق قوانین ارمنستان و حفظ حق حاکمیت این کشور، میتواند به عنوان تقویت تمامیت ارضی ارمنستان تعبیر شود—نکتهای که ایران از آن استقبال میکند.
ایران از صلح پایدار در قفقاز جنوبی حمایت میکند، زیرا امنیت این منطقه بر امنیت مرزهای شمال غرب ایران تأثیر مستقیم دارد. به همین دلیل، نسبت به حضور پررنگ آمریکا در مرزهای شمالی خود نگران است. همانطور که بیانیه وزارت امور خارجه ایران تصریح کرده، ایران از هر اقدامی که به استقرار صلح و ثبات در منطقه کمک کند، استقبال میکند و در عین حال با هوشیاری، تحرکات آمریکا و قدرتهای فرامنطقهای را رصد میکند. این نشاندهنده درک دقیق منافع ملی و تلاش برای حفظ روابط با هر دو طرف (آذربایجان و ارمنستان) است.
ایران میتواند از این توافق (که در ظاهر تهدید محسوب میشود) فرصتهایی خلق کند، به شرطی که با تغییر رویکرد، هوشمندانه از فرصتهای جدید بهرهبرداری کند و در مسیر توسعه همکاریهای شمال–جنوب با روسیه، هند و چین پیش برود.
بیتردید، مشارکت در پروژههای مکمل ترانزیتی با کشورهای قفقاز جنوبی و تقویت نقش ایران در مسیرهایی مانند چابهار–زاهدان–سرخس میتواند مزیتهای ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیک ایران را در سالهای آینده تقویت کند.
این توافق اگرچه نفوذ روسیه را در قفقاز کاهش میدهد، اما روسیه میتواند از طریق همکاری با شرکای ایرانی، هندی و چینی، همچنان به عنوان بازیگر اصلی در قفقاز جنوبی حضور داشته باشد
پانویس ها:
https://www.venice.coe.int/webforms/documents/?pdf=CDL(1994)054-e
(۳).https://asbarez.com/text-of-declaration-signed-by-pashinyan-and-aliyeve









