تاریخ : چهارشنبه, ۱ بهمن , ۱۴۰۴ 3 شعبان 1447 Wednesday, 21 January , 2026

تاثیر چشم انداز هندی بر تفکر هنری نیکلای رریخ : بررسی موضوعی آثار نقاشی

  • ۱۸ شهریور ۱۴۰۴ - ۱۳:۵۴
تاثیر چشم انداز هندی بر تفکر هنری نیکلای رریخ : بررسی موضوعی آثار نقاشی
رریخ همواره تحت تاثیر عمیق مفاهیم بودایی و هندوییسم قرار داشته است، در آثار او میتوان روح معنویت بودایی و یوگ هندی را به خوبی مشاهده کرد.

#اختصاصی

به قلم: محمدامین کریمی، دانشجوی کارشناسی ارشد هند شناسی

نیکلای کنستانتینویچ رریخ، متولد ۹ اکتبر ۱۸۷۴ در سنپترزبورگ بود، وی نقاش، باستان شناس، و نویسنده توانای روسی است که آثارش از اهمیتی زیادی به خصوص در حوزه هنرهای بصری از جمله نقاشی برخوردار است. وی در جرگه هنرمندانی قرار داشت که به دنبال چشم اندازهای خود همواره در سفر به سر میبردند. این نگاه زیبایی شناسانه رریخ را میتوان در علاقه او به فرهنگ هند و تبت به خوبی مشاهده کرد. سال ۱۹۲۳ او به همراه همسرش هلنا، باشگاهی با نام اَگنی یوگا در لندن تاسیس کردند و سپس در سال ۱۹۲۵ به هند آمدند و همراه با خانواده اش در تپه های ناگار در هیماچال پرادش ساکن شدند. رریخ در هند با بزرگانی همچون رابیندرانات تاگور که قبلا با او در لندن آشنا شده بود، دیدار کرده بود. همچنین فرزند وی، سویتاسلاف نیکلایویچ رریخ که او نیز به عنوان نقّاشی برجسته پیشه‌ی هنری خاندان رریخ را ادامه داد، به دنباله روی از پدر، و با ابراز علاقه فراوان به فرهنگ هند این راه را ادامه داد. وی بعد ها با دویکا رانی ملکه سینمای هند درسال ۱۹۴۵ ازدواج کرد و در نهایت در ۱۹۹۳ در بنگلور هند درگذشت. نیکلای رریخ در ۱۹۲۸ با توجه به علاقه زیاد خود به محیطی که در آن ساکن بود ( هیماچال پرادش) موسسه اوروسوَتی (درخشش ستارگان صبح) را در زمینه مطالعات هیمالیا در همین منطقه تاسیس کرد که امروزه به منظور نگهداری و به نمایش در آوردن آثار این هنرمند، به عنوان موزه از آن استفاده می‌شود.

رابطه میان نیکلای رریخ با فرهنگ و هنر هند را میتوان به رابطه نزدیک ماهاتما گاندی و لف تالستوی تشبیه کرد؛ که گاندی بنیان‌های فلسفی ساتیاگراها (پایداری بدون خشنونت) را مدیون او میداند. این هنرمند برجسته عمیقا تحت تاثیر فرهنگ معنوی هندو-بودایی قرار داشت و حتی به گفته بعضی از محققان مانند جویتی ساینی و ایلای گوپتا، روش نقاشی او را میتوان تاثیرپذیرفته از هنر نگارگری هندی دانست، این محققان بر این نکته تاکید می‌کنند که بسیاری از ویژگی‌های هنر مینیاتوری هند، از جمله در تصویرسازی، موضوع و دیگر جنبه های مرتبط در آثار هنری رریخ دخیل هستند. بنابراین با بررسی زندگی نامه نیکلای رریخ، تاثیر چشم اندازهای هندی را در آثار نقاشی این هنرمند میتوان به خوبی مشاهده کرد، و در نهایت به تاثیر علاقه ی زیاد او به فرهنگ هندی و تاثیر معنویت هندو- بودایی در نگاه ریبایی شناسانه او میتوان به خوبی پی برد.  آنچه که به یقین میتوان آن را مایه شکل گیری بخش زیادی از تفکر هنری نیکلای رریخ دانست، منظره‌ای است که در زمان سکونت او در هیماچال پرادش در مقابلش قرار داشت.  جرج رریخ فرزند دیگر نیکلای رریخ در توصیف مکان زندگی‌شان در هیماچال پرادش چنین مینویسد:”در اینجا در درّه کیولو، هوای کوهستانی بسیار سرد، با آفتاب جنوبی در هم آمیخته است. اینجا به شکلی باور نکردنی، نژادها، زبان ها، ادیان، هنرها و پدیده های گوناگون چنان در هم آمیخته شده اند و بهشتی پدید آورده اند که برای آن دسته از دانشمندانی که تنها به حال مینگرند و در عین حال انسان و واحدهای طبیعی را در چارچوب هزاره ها مطالعه میکنند بسیار مناسب است”.

رریخ همواره تحت تاثیر عمیق مفاهیم بودایی و هندوییسم قرار داشته است، در آثار او میتوان روح معنویت بودایی و یوگ هندی را به خوبی مشاهده کرد. مجموعه نقاشی های او که به تصویرگری هیمالیا و مردمان آن اختصاص دارد بسیار مورد توجه قرار گرفته است. او دلبستگی‌اش به فرهنگ هندی را اینگونه توصیف میکند: ” قلب هند به شکلی بی نهایت به روسیه نزدیک است. آهن ربای بزرگ هندی دلهای روسی را جذب میکند. و چقدر لذت بخش است دیدن این پویایی در روابط هند و روسیه”.  رریخ نقاشی را از سال ۱۸۹۳ در آکادمی امپراطوری هنرهای زیبا آغاز کرد، و از همان ابتدا معتقد بود که افسانه های محلی و عامیانه مردم روسیه عمیقا تحت تاثیر فرهنگ‌های کهن شرقی، از جمله هند و ایران قرار دارند. در همین راستا قلم رریخ نیز از این تاثیر بی نسیب نماند و در عمل نیز آن ها را به کار گرفت. برای مثال: برخی از تابلوهای نقاشی رریخ شباهت های زیادی به هنر مینیاتوری هند دارند؛ از جمله آنها میتوان به تابلوی “آهنگ صبح” اشاره کرد که به سبک هنر میناتوری راجستانی  که بومی هند است در تابلوی نقاشی این هنرمند نقش بسته است.

نیکلای رریخ هنرمندی بود که میتوانست ارتباط میان باورهای مذهبی گوناگون را به خوبی پیدا کند. به عنوان مثال ایده بهشت مانند شامبالا که با مفاهیم اخرالزمان گونه مسیحی، مانند ظهور مسیح و یا آرماگدون تطبیق داشت، و یا ایجاد یک نظم جدید را توضیح میداد. این مفاهیم برای رریخ از اهمیت ویژه ای برخوردار بودند، چرا که او این مفاهیم را پیوندهایی بین برداشت های بودایی و هندویی درباره آینده ای ماورایی تلقی میکرد و از این طریق توانسته بود با هندوییسم و بودیسم ارتباط برقرار کند.

نام اثر: راهی به سمت شامبالا_اثر نیکلای رریخ_۱۹۳۳

 

شکل ۲                                                                                                        شکل۱

                                                               

نام اثر: آهنگ صبح  اثری از : نیکلای رریخ                                                          رن۱۴م اثر مینیاتور راجستانی_ق

سال : ۱۹۲۰    محل نگهداری: موزه آثار نیکلای رریخ_نیویورک

در این جا میتوان تشابهات دو تصویر را به خوبی مشاهده کرد. در هر دو اثر زن با حالت جانبی نشان داده شده اند و همچنین حالت ایستادن مشابهی دارند. از سویی دیگر هر دو سبک هنری، پیکره ای خطی و خالص با خطوط تند و شامل شکل های انحنایی شبیه به هم دارند. از طرفی دیگر پوشش سنتی و ترکیب طبیعت و انسان در هر دو نمونه دیده میشود که اشاره به هویت تاریخی و فرهنگی دارد. البته با تمام این شباهت ها، تفاوت هایی نیز در جزئیات این دو اثر دیده میشود که میتوان آن را در به تصویر کشیدن زن با ترکیب نمادهای مدرنیته توسط رریخ دید.

                                   نام اثر: کریشنا، اثری از: نیکلای رریخ سال:۱۹۳۲محل نگهداری: موزه نووسیبیرسک_روسیه

تابلوی کریشنا اثر رریخ، بر اساس اسطوره هندوییسم کریشنا کشیده شده است. رریخ در اینجا، لُرد کریشنا، خدای آفریننده در آیین هندوییسم را که از سویی دیگر مظهر عشق خداوندی در جهان مادی است، به تصویر کشیده است. در این اثر کریشنا در وسط تصویر دیده میشود و در حال نواختن فلوت است. میتوان حس تصویر را که با ریتم آرامش بخش فلوت کریشنا چارپایان و انسان ها را به دور خود جمع کرده است را به خوبی مشاهده کرد. همچنین رنگ های اصلی در این اثر آمیخته ای هستند از بنفش، زرد روشن و سبز که فضایی زیبا را خلق کرده است. نکته حائز اهمیت دیگر تاثیر محیط در به تصویر کشیدن کریشنا است، چرا که کریشنا و شخصیت های اطرافش لباس های بومی مردم هیمالیا را بر تن دارند و غروبی که به تصویر کشیده است، با توجه به کوه سفید در پس زمینه نشان از آن دارد که همچنان محیط طبیعی هیماچال پرادش بر نگاه زیبایی شناسانه رریخ تسلط دارد و او با الهام گرفتن از چشم اندازهای این منطقه تخیل خود را بر بوم نقاشی به تصویر کشیده است.

   تابلوی مینیاتور سبک هندی، ۱۸۰۰_۱۷۹۰م، راجپوت

در اثری دیگر که به سبک مینیاتوری راجستانی کشیده است، میتوان نزدیکی اثر را به متون حماسی و اسطوره های آیین هندوییسم به وضوح مشاهده کرد. همچنین بر خلاف رریخ که کریشنا را مانند انسان هیمالیایی نشان داده است، در این اثر کریشنا با رنگ آبی و با تاجی بر سر نشان داده شده است. در این اثر زنان عاشقی را میتوان دید که دور تا دور کریشنا حلقه زدند و گویی در حال تشویق او هستند. این تفاوت در تصویرگری کریشنا را میتوان نتیجه ی تلاش رریخ برای گنجاندن نمادهای مدرنیته در بطن فرهنگ و هنر کهن هند قلمداد کرد.

نیکلای رریخ در دسامبر ۱۹۴۷ در هیماچال پرادش درگذشت. آثار نقاشی نیکلای رریخ انعکاس علاقه او به فرهنگ ها و آیین های بومی و کهن به خصوص فرهنگ هند است. این هنرمند با استفاده از آنچه که در سفر به هند و به خصوص هیماچال پرادش آموخته بود، آثار خود را به معنویت هندو-بودایی پیوند زد و همین امر موجب شهرت آثار او در هند و روسیه شد. فلسفه ی هندوییسم نقش بسیار مهمی در آثار وی دارد، با توجه به این مورد، بسیاری از نقاشی های او را میتوان ظهور تفکرات هندوییسم در تابلوهای نقاشی دانست. همچنین علاوه بر اینکه بسیاری از آثار او با تمرکز بر محیط طبیعی و چشم انداز های هند کشیده شده اند، اما میتوان در میان این آثار، اسطوره های هندی را نیز به خوبی مشاهده کرد که برای مثال تابلوی کریشنا و یا رامایانا از جمله آنها هستند. بنابراین میتوان گفت نیکلای رریخ نقش مهمی در حفظ روابط فرهنگی و هنری میان روسیه و هند داشته است، و علاوه بر اینکه توانسته است هند را از منظر یک هنرمند روسی به نمایش بگذارد، شناخت هند را در منظر جامعه روسیه، موضوعی پر اهمیت جلوه داده است.

                             به یاد بیاور_اثری از نیکلای رریخ_۱۹۲۴                                                     دربلندی ها_اثری از نیکلای رریخ_۱۹۳۶                                            بودا_اثری از نیکلای رریخ_۱۹۲۵

 

 

منابع:

Saini, J., & Gupta, I. (2016). Manifestation of Indian Miniature Style in the Paintings of Nicholas Roerich. Chitrolekha Journal, Vol. 1 No. 1, 2017, 60.‏

Mamoon, T. R. (2003). The Landscapes of Nikolai Roerich: East Meets West. Comparative Civilizations Review۴۸(۴۸), ۳٫‏

Klimentieva, V. (2009). Nicholas Roerich: in search of Shambhala.‏  https://repositories.lib.utexas.edu/

FERRER-VENTOSA, R. (2021). The Quest for Paradise: Nicholas Roerich’s Oeuvre as a Crucible of Eastern and Western Aesthetics. Studia Orientalia Slovaca۲۰(۲).‏

لینک کوتاه : https://www.iras.ir/?p=12994
  • نویسنده : محمدامین کریمی، دانشجوی کارشناسی ارشد هند شناسی 
  • منبع : موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)
  • 2179 بازدید

برچسب ها

ثبت دیدگاه

انتشار یافته : ۰

دیدگاهها بسته است.