#اختصاصی
به قلم: بابک بوذری، دانشجوی دکتری مطالعات روسیه ،دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران
مقدمه
کریدور زنگزور، یک مسیر ارتباطی ۳۵ کیلومتری در استان سیونیک ارمنستان است و موجب اتصال جمهوری آذربایجان به نخجوان و ترکیه میشود که پتانسیل تبدیل شدن به شاهراه ارتباطی اوراسیا بین اروپا، آسیای مرکزی و خاورمیانه را دارد. ولی در سالهای اخیر، این کریدور، از یک طرح ترانزیتی فراتر رفته و به یکی از کانونهای تنش ژئوپلیتیکی در قفقاز جنوبی تبدیل شده است، بطوریکه پیامدهای آن برای بازیگران منطقهای و فرامنطقهای، فراتر از ابعاد اقتصادی آن شده و توازن قدرت در اوراسیا را دستخوش تغییر قرار داده است. بر اساس نظریه توازن قوا، تشکیل این کریدور میتواند توازن منطقهای را به ضرر ایران تغییر دهد و منجر به از بین رفتن ظرفیتهای ژئوپلیتیکی کشور شود. اهمیت این پروژه منجر به تحولات امنیتی، بازتعریف توازن قوا و بازآرایی الگوهای همکاری و رقابت منطقهای میگردد. این نوشتار به بررسی پیچیدگیهای ژئوپلیتیک و تأثیرات مثبت و منفی کریدور زنگزور برای ایران و سایر بازیگران کلیدی میردازد.
پیشزمینه تاریخی و جغرافیایی کریدور زنگزور
امروزه از کریدور زنگزور بهعنوان یک منطقه ژئوپلیتیکی و مسیر حمل ونقل پیشنهادی یاد میشود که هدف آن ایجاد دسترسی بدون مانع آذربایجان به جمهوری خودمختار نخجوان از طریق استان سیونیک ارمنستان است. این ایده پس از توافق آتش بس ۲۰۲۰ قره باغ توسط الهام علیف، رئیسجمهور آذربایجان، مطرح شد و بهسرعت بهعنوان بخشی از طرح گستردهتر اتصال ترکیه به جهان ترک زبان مورد حمایت آنکارا قرار گرفت. پیشینه تاریخی این منطقه به دوران امپراتوری روسیه بازمیگردد که زنگزور بهعنوان بخشی از فرمانداری الیزاوتپول اداره میشد. پس از فروپاشی روسیه تزاری در ۱۹۱۸، این منطقه بین جمهوری های تازه تأسیس ارمنستان و آذربایجان مورد مناقشه بود. در دوره شوروی، دو خط ریلی، از جمله مسیری از سیونیک، نخجوان را به آذربایجان متصل میکردند که پس از درگیریهای قرهباغ در ۱۹۹۲ متروک ماندند. پس از جنگ ۲۰۲۰ قرهباغ و خروج نیروهای ارمنی از مناطق اشغالی، اجرای بند ۹ توافقنامه آتشبس که بازگشایی ارتباطات اقتصادی و ترانزیتی منطقه را الزامی میکند، این کریدور به اولویت باکو و متحدانش تبدیل شد، لیکن بر سر تفسیر آن مناقشاتی بهوجود آمده است. آذربایجان اصرار دارد که این مسیر باید به صورت یک “کریدور” بدون کنترل مرزی ارمنستان و با تأمین امنیت، توسط گارد مرزی روسیه انجام شود (مانند کریدور لاچین)، درحالیکه ارمنستان آن را نقض حاکمیت خود میداند و صرفاً به بازسازی خطوط ریلی تاریخی تحت حاکمیت کامل خود تمایل دارد. این تنشها با اظهارات علیف در آوریل ۲۰۲۱ تشدید شد که هشدار داد در صورت مقاومت ارمنستان، این کریدور “با زور” ایجاد خواهد شد. امروزه این گذرگاه نه تنها روابط ایران و آذربایجان را تحتالشعاع قرار داده، بلکه رقابت قدرتهایی مانند روسیه، ترکیه و آمریکا را نیز تشدید کرده است، اما هم ایران و هم روسیه بر حفظ حاکمیت ارمنستان بر مسیر تأکید دارند.[۱]
نقش کریدور زنگزور برای کشورهای منطقهای و فرامنطقهای
جمهوری اسلامی ایران: تهدیدهای امنیتی و اقتصادی
کریدور زنگزور برای ایران، مزایایی ندارد و در مقابل سه تهدید راهبردی ایجاد میکند. نخست، مرز ۳۵ کیلومتری با ارمنستان به عنوان تنها مسیر ترانزیت زمینی به اروپا است. فعال شدن زنگزور این مرز را حذف و موجب اخلال در دسترسی مستقیم تهران به قفقاز و اروپا شده و آن را منوط به موافقت ترکیه و آذربایجان میکند. بر اساس برآوردها، ایران ۲۰-۳۰٪ از ترانزیت کالا (معادل ۴۳,۰۰۰ کامیون تراک سالانه) را از دست میدهد. این امر سالانه میلیاردها دلار به اقتصاد ایران آسیب میزند. همچنین، ایران با از دست دادن مرز مشترک با ارمنستان، اهرم ژئوپلیتیک گاز خود علیه ترکیه را از دست میدهد. این در حالی است که آذربایجان میتواند گاز خود را بدون واسطه به ترکیه صادر کند. دوم اینکه موجب تهدیدهای امنیتی علیه ایران میشود. ضمن اینکه پیوستگی سرزمینی ترکیه به عنوان عضو ناتو با نخجوان و از طریق زنگزور با آذربایجان میتواند (طبق ماده پنچ پیمان ناتو) به پیوستن آذربایجان و ارمنستان به ناتو منجر شود. در حال حاضر نیز، افزایش نفوذ ناتو (از طریق ترکیه) و رژیم صهیونیستی (از طریق باکو) در نزدیکی مرزهای شمال غربی محسوس بوده و گزارشها حاکی از تشدید فعالیتهای جاسوسی علیه ایران بهویژه پس از جنگ ۱۲ روزه اخیر با اسرائیل در این محور است. نکته سوم، تغییر توازن منطقهای میباشد. بعبارت دیگر، تشکیل اتحاد نظامی ترکیه-آذربایجان در مجاورت مرزهای شمال غرب ایران، فضایی برای تقویت فعالیتهای ضدایرانی (با حمایت اسرائیل) ایجاد میکند. تحلیلگران ایرانی از این پروژه به عنوان “کریدور تورانی ” یاد میکنند که هدف آن اتحاد جهان ترک زبان از بالکان تا آسیای مرکزی، با حذف ایران است.
ارمنستان: مقاومت در برابر فشارهای خارجی
ایروان در مواجهه با کریدور زنگزور بر حفظ حاکمیت و بر کنترل کامل مسیر در چارچوب “چهارراه صلح” و مخالفت با اصطلاح “کریدور” که به معنای حاکمیت محدود است، اصرار دارد. در همین زمینه سخنگوی دولت ارمنستان تأکید کرده که اجاره زمینهای ارمنستان فقط برای مصارف کشاورزی امکانپذیر است[۲]. علاوه بر این، ارمنستان پس از بی عملی روسیه در جنگ ۲۰۲۳، به سمت غرب گرایش یافته که الحاق به اتحادیه اروپا در آوریل ۲۰۲۵ و امضای منشور راهبردی با آمریکا از این جمله است.
جمهوری آذربایجان: اتحاد سرزمینی و توسعه اقتصادی
باکو اجرای کریدور زنگزور را گامی حیاتی برای تحقق حاکمیت کامل بر قلمرو خود و پایان دادن به انزواى نخجوان که از خاک اصلی جدا افتاده است، میبیند. نکته دیگر، تنوعبخشی اقتصادی و کاهش وابستگی به مسیرهای ترانزیتی ایران و ایجاد دسترسی مستقیم به بازارهای اروپا از طریق ترکیه میباشد. مطالعات نشان میدهد این کریدور میتواند سالانه ۷۰۰ میلیون دلار به صادرات غیرنفتی افزوده و ۲٪ رشد GDP غیرنفتی برای آذربایجان ایجاد کند[۳]. ضمن اینکه همپیمانی آذربایجان با غرب بهویژه پس از تصمیمگیری برای افزایش صادرات گاز به اروپا به ۲۰ میلیارد مترمکعب تا ۲۰۲۷، میتواند موجب بهرهگیری این کشور از حمایت ضمنی آمریکا و اروپا برای تبدیل شدن به کانون انرژی اوراسیا گردد.
ترکیه : رؤیای جهان ترک و هاب انرژی
زنگزور ترکیه را بدون نیاز به ایران یا روسیه، ایجاد مسیر مستقیم زمینی به جمهوریهای ترکزبان آسیای مرکزی از طریق آذربایجان و دریای خزر متصل نموده. ضمن اینکه، ترکیه با کنترل مسیر انتقال گاز قزاقستان و آذربایجان به اروپا، به کانون جدید انرژی اوراسیا تبدیل میشود. از طریق این مسیر، هزینههای شرکتهایی مانند برتیش پترولیوم (BP) کاهش ۱۵% خواهد داشت. همچنین با حذف ایران از معادلات ترانزیتی منطقه، پیشبینی میشود درآمد سالانه ترکیه از ترانزیت کالا تا ۲۰۳۰ به ۱۵ میلیارد دلار برسد.
روسیه: فرصتطلبی در مقابل انزوا
مسکو در مواجهه با کریدور زنگزور رویکردی دوگانه دارد. از یکطرف، خروج نیروهای روسی برای جنگ اوکراین و عدم حمایت از ارمنستان در جنگ ۲۰۲۳ قرهباغ، اعتبار روسیه به عنوان نگهبان امنیت قفقاز را تخریب کرد و این کشور در حال حاضر تلاش میکند از طریق همکاری با آذربایجان نفوذ خود در قفقاز را حفظ کند. این جهت گیری را میتوان در حمایت روسیه از کریدور زنگزور که مغایر منافع ایران( با وجود ادعای همکاری راهبردی) ،مشاهده نمود. این موضوع در سفر پوتین به باکو (۲۰۲۴) و اعلام حمایت سرگئی لاوروف از بازگشایی مسیر آشکار شد که منجر به احضار سفیر روسیه در تهران گردید[۴]. از طرف دیگر، استفاده از این مسیر برای دور زدن تحریمها و افزایش صادرات انرژی به اروپا ضروری بوده و منافع اقتصادی برای روسیه به همراه دارد. ولی این کریدور گاز قزاقستان-آذربایجان-ترکیه، منتقل نموده و وابستگی اروپا به گاز روسیه را کاهش میدهد که براوردها نشان میدهد، سالانه ۱۰-۲۰ میلیارد دلار به اقتصاد روسیه آسیب میزند. ضمن اینکه به احتمال قوی در پیوستن آذربایجان و ارمنستان به ناتو و همچنین ایجاد کریدور تورانی ، روسیه را در مرزهای جنوبی، بویژه در جمهوری های مسلمان نشین خود با چالش های امنیتی جدی داخلی و مرزی مواجه میکند.
ایالات متحده آمریکا: تغییر معادلات انرژی و مهار رقبا
طرح اخیر آمریکا برای اجاره ۱۰۰ ساله کریدور زنگزور ( مشابه کانال پاناما برای مدیریت کریدور بدون نقض حاکمیت ارمنستان) سه هدف کلیدی را دنبال میکند. اولین هدف آمریکا، انتقال گاز قزاقستان و آذربایجان تا ۲۰ میلیارد مترمکعب اروپا تا ۲۰۳۰ میباشد که نیاز اروپا به گاز روسیه را مرتفع و کاهش وابستگی اروپا به انرژی روسیه را در پی دارد.: دومین هدف آمریکا، مهار نفوذ ایران و روسیه و تضعیف نقش ترانزیتی ایران میباشد. بانک جهانی پتانسیل تجاری این کریدور را ۵۰ تا ۱۰۰ میلیارد دلار تا ۲۰۲۷ تخمین زده است.[۵] برخی از تحلیلگران این پروژه را به عنوان ابزار محاصره علیه مسکو و پکن تعبیر میکنند. با این حال، ارمنستان بهصراحت هرگونه واگذاری حاکمیت را رد کرده است[۶].
سناریوهای آینده و راهبردهای پیشِ رو
سناریوی توقف: مخالفت ایران، روسیه و ارمنستان ممکن است پروژه را متوقف کند. در این صورت، کریدور ارس به عنوان راهکار جایگزین باشد و میتواند انگیزه اقتصادی زنگزور را تضعیف نماید. همچنین توسعه مسیر رشت-آستارا و اتصال آن به کریدور شمال-جنوب، وابستگی روسیه به زنگزور را کاهش میدهد و جایگزینی کارآمد برای مسیرهای تحت کنترل غرب ایجاد میکند. افزون بر این، همکاری با چین: سند ۲۵ ساله ایران و چین، فرصتی برای پیوند پروژه کمربند-راه با کریدورهای ایرانی است.
سناریوی اجرای محدود: در صورت عملیاتی شدن، صرفاً برای حمل ونقل کالا محدود خواهد شد تا حساسیتهای امنیتی ایران و روسیه کاهش یابد. این مدل نیازمند تشکیل کارگروه سه جانبه ایران-ترکیه-آذربایجان است تا حساسیتهای امنیتی را کاهش دهد. در این حالت، درصورت قبول پیشنهاد اجاره ۱۰۰ ساله کریدور به آمریکا، حاکمیت باکو را تضعیف و نفوذ خارجی را افزایش مییابد. با این حال، حضور نیروهای روس در منطقه، اهرمی برای تأثیرگذاری بر طراحی کریدور است. ایران نیز با پیشنهاد کریدور ارس (اتصال آذربایجان به نخجوان از طریق پلهای مرزی روی رود ارس) یک راهبرد هوشمندانه برای خنثی سازی زنگزور میباشد. این مسیر نه تنها هزینههای ساخت راه آهن مستقیم با ارمنستان را کاهش میدهد، بلکه میتواند بخشی از کریدور میانی شرق-غرب (روسیه-چین-ترکیه-اروپا) شود . افزون بر این، بنادر شمالی ایران (انزلی، نوشهر، امیرآباد) و زیرساختهای موجود، امکان پیوند کریدورهای بینالمللی مانند شبکه بزرگراه آسیایی و راهآهن پنج ملت را فراهم میکند و ایران را به حلقه اتصال تجارت اوراسیا تبدیل مینماید.
سناریوی کامل: در این حالت، زنگزور به محور انرژی و تجارت اوراسیا تبدیل میشود، اما با واکنش شدید ایران و روسیه مواجه خواهد شد. مخالفت تهران و مسکو میتواند امنیت کریدور را به خطر اندازد و خطر تشدید تنشهای نظامی را افزایش دهد. ضمن اینکه، رقابت با روسیه بر سر نفوذ در قفقاز، همکاریهای انرژی مانند ترک استریم را تهدید میکند. عبور کریدور از مناطق مورد مناقشه کردها، هزینه های امنیتی را افزایش میدهد
نتیجهگیری:
کریدور زنگزور آزمایشگاهی برای سنجش توازن قوا در قفقاز و آزمونی برای دیپلماسی سیاسی- اقتصادی ایران است. غفلت از آن به معنای پذیرش حاشیه نشینی در نقشه ترانزیتی اوراسیا است. اما هوشمندی راهبردی میتواند تهدیدها را به فرصتهای نو تبدیل کند. چشمانداز اجراییشدن این کریدور اگرچه، با موانع جدی ازجمله: مقاومت ارمنستان در واگذاری حاکمیت، مخالفت ایران، و رقابتهای روسیه و آمریکا روبروست. با این حال، اگر زنگزور فعال شود، میتواند نقشه انرژی اوراسیا را تغییر دهد، “جهان ترک” را تقویت کند و ایران را به حاشیه رانده و حتی با چالشهای متعددی روبرو نماید. با تحقق کریدور زنگزور از یک سو، رقابت روسیه و آمریکا بر سر نظارت بینالمللی بر این کریدور (با طرحهایی مانند الگوی کانال پاناما) نشان میدهد که زنگزور تنها یک مسیر ترانزیتی نیست، بلکه ابزاری برای بازتعریف نظم ژئوپلیتیک اوراسیا است. از سوی دیگر ایران علاوه بر از دستدادن مزیت ترانزیتی و انرژِی، با تهدیدهای امنیتی جدی روبرو خواهد بود و گزینههای محدودی برای حفظ توازن قوا در قفقاز جنوبی خواهد داشت: پرسش کلیدی این است که آیا ذینفعان اصلی میتوانند میان منافع متعارض توازنی پایدار ایجاد کنند؟ پاسخ این پرسش آینده قفقاز را رقم خواهد زد.
منابع:
[۱]کریدور زنگزور و روابط راهبردی ایران و روسیه http://irdiplomacy.ir/fa/news/2028116/
[۲] کریدور زنگزور دقیقا کجاست و چرا مهم است؟ ، ،فرارو، ۲۰۲۴ https://fararu.com/fa/news/886026
[۳] World Bank. (2025). Trade Implications of the Middle Corridor Expansion. Washington D.C
[۴]بررسی ایجاد گذرگاه استراتژیک زنگزور و تاثیرات آن بر ژئوپلیتیک جمهوری اسلامی ایران https://civilica.com/doc/2113696/
[۵] کریدور زنگزور: موازنه ژئوپلیتیکی جدید در قفقاز جنوبی؟ https://www.aa.com.tr/ru
[۶] «روش آناکوندا» در عمل: چرا واشنگتن به به اصطلاح «کریدور زنگزور» نیاز دارد https://am.sputniknews.ru/20250806/









