#اختصاصی
به قلم: پریسا احتشامنیا، دانشجوی دکتری مطالعات شبهقاره هند، دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران
روابط دیپلماتیک ایران و پاکستان آمیزهای پیچیده از پیوندهای تاریخی، واقعیتهای ژئوپلیتیکی و ظرفیتهای اقتصادی است. این دو کشور همسایه که مرزی به طول حدود ۹۰۰ کیلومتر دارند، در طول سالها، تعاملات خود را تحت تأثیر پویاییهای منطقهای و مناسبات قدرت در جهان شکل دادهاند. در این چارچوب، سفر دکتر مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، به پاکستان در آگوست ۲۰۲۵ را میتوان تلاشی مهم برای تقویت همکاریهای دوجانبه دانست؛ تلاشی که علیرغم محدودیتها و فشارهای خارجی صورت گرفت. این سفر در بحبوحه اوجگیری تنشهای منطقهای و پس از درگیری ایران و اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ صورت گرفت؛ زمانی که تحریمهای آمریکا همچنان بر روابط خارجی ایران سایه انداخته بود. از این رو، زمانبندی این رویداد دیپلماتیک، اهمیتی ویژه برای روابط دوجانبه و ثبات منطقهای پیدا میکند(Jamal, 2025).
در جریان این سفر، دو کشور دوازده توافقنامه و تفاهمنامه در حوزههای گوناگون همکاری امضا کردند که از جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- تفاهمنامه همکاری در زمینه حفاظت از نباتات و قرنطینه گیاهی
- توافقنامه دوجانبه در خصوص بهرهبرداری مشترک از دروازه مرزی میرجاوه–تفتان
- تفاهمنامه همکاری در حوزه علوم، فناوری و نوآوری
- توافقنامه دوجانبه در زمینه توسعه همکاریهای فناوری اطلاعات و ارتباطات
- توافقنامه دوجانبه در زمینه گسترش همکاریهای فرهنگی، هنری، گردشگری، جوانان و رسانههای جمعی
- تفاهمنامه همکاری در حوزه صادرات و تجارت آزاد
- تفاهمنامه همکاری در حوزه هواشناسی، اقلیمشناسی و مدیریت خطرات مرتبط
- توافقنامه دوجانبه در زمینه ارتقای ایمنی دریایی و همکاری در امور آتشنشانی
- توافقنامه دوجانبه درباره ارائه کمکهای قضایی متقابل در امور کیفری
- تفاهمنامه تکمیلی مرتبط با توافقنامه خدمات هوایی
- توافقنامه دوجانبه درباره بهرسمیتشناسی متقابل گواهیهای محصول، بازرسی و آزمایش
- توافقنامه دوجانبه در زمینه توسعه همکاریهای گردشگری برای سالهای ۲۰۲۷ تا ۲۰۲۵
هرچند امضای تمامی این توافقنامهها گامی بزرگ و حتی جاهطلبانه در مسیر پیشرفت روابط ایران و پاکستان محسوب میشود، نویسنده معتقد است که عدم اشاره شفاف و مجزا به پروژه خط لوله گاز ایران–پاکستان، که تاکنون معلق مانده، میتواند نشانهای از کمانگیزگی یا عدم انسجام شریک پاکستانی در به ثمر رساندن این پروژه باشد.
داستان خط لوله گاز فرامرزی ایران–پاکستان به سال ۱۹۹۴ بازمیگردد، زمانی که مذاکرات اولیه بین دو کشور آغاز شد. یک توافق مقدماتی در سال ۱۹۹۵ امضا شد و تا سال ۱۹۹۹، ایران پیشنهاد گسترش خط لوله به هند را مطرح کرد، که این پروژه را به یک طرح سهجانبه به نام «خط لوله گاز ایران–پاکستان–هند» (IPI) تبدیل کرد. کارشناسان بسیاری این پروژه گسترشیافته را «خط لوله گاز صلح و رفاه» توصیف کردهاند، چرا که نمادی از امید به تقویت وابستگی اقتصادی متقابل و افزایش ثبات منطقهای بود. بین سالهای ۱۹۹۹ و ۲۰۰۸، پاکستان، هند و ایران چندین جلسه برگزار کردند و در خصوص هزینه های این پروژه و سایر مسائل مرتبط به توافق رسیدند(Haider, 2010).
با این حال، پروژه در سال ۲۰۰۹ با اولین مانع جدی خود مواجه شد، زمانی که هند به دلیل نگرانی از هزینه ها و مسائل امنیتی از پروژه خارج شد، اگرچه این تصمیم پس از امضای توافق هستهای هند با ایالات متحده در سال ۲۰۰۸ اتخاذ شد. این سلسله وقایع نشاندهنده تأثیر عوامل ژئوپلیتیک بر پروژهای بود که در ابتدا عمدتاً اقتصادی محسوب میشد. پس از خروج هند، پاکستان و ایران همچنان پیگیری خط لوله را به عنوان یک پروژه دوجانبه ادامه دادند (Barthwal, 2024).
در سال ۲۰۱۰، علیرغم مخالفت صریح آمریکا، دو کشور توافقنامه نهایی را امضا کردند که بر اساس آن، هر کشور موظف به تکمیل بخش خود از خط لوله تا پایان سال ۲۰۱۴ بود(Farshadgohar, 2013). دولت پاکستان رسماً در ۳۰ ژانویه ۲۰۱۳ این توافق را تصویب کرد، حتی در حالی که تحت فشار دیپلماتیک قابل توجهی از سوی ایالات متحده برای رها کردن پروژه قرار داشت. ایران پیشتر، در سال ۲۰۱۱، اعلام کرده بود که بخش خود از خط لوله را تکمیل کرده است. کار بر روی بخش پاکستانی رسماً در سال ۲۰۱۳ آغاز شد و مراسم افتتاح آن با حضور رؤسای جمهور دو کشور برگزار گردید. با این حال، پیشرفت بخش پاکستانی به طور قابل توجهی کند بوده و با مشکلات مالی و فشارهای بینالمللی روبهرو است(IPRI, 2014).
پاکستان دهههاست که با بحران انرژی مواجه است و کمبودهای شدید آن رشد و توسعه اقتصادی این کشور را محدود کرده است. کمبودهای انرژی و برق، پیشرفت را در برخی از مناطق کمتر توسعهیافته متوقف کرده و موجب شورشهای سیاسی و اختلال اجتماعی شده است. این وضعیت اهمیت استراتژیک خط لوله گاز را بیش از پیش آشکار میکند (Ebinger, 2011).
حامیان پروژه استدلال میکنند که مرزهای مشترک با ایران و ذخایر کافی گاز، این پروژه را از نظر مالی، جغرافیایی و اقتصادی مناسب میسازد و تحلیل هزینه–منفعت سال ۲۰۱۳ نشان داد که مزایای اقتصادی خط لوله قابل توجه و برتر از گزینههای جایگزین مانند واردات گاز طبیعی مایع LNG)) یا مسیرهای دیگر است. با این حال، امکانپذیری اقتصادی و سیاسی پروژه همواره مورد بحث بوده است.
در مارس ۲۰۱۲، وزارت دارایی پاکستان اذعان کرد که سرمایهگذاران خصوصی پاکستانی علاقه کافی نشان نمیدهند و ممکن است دولت مجبور شود مالیاتی بر مصرفکنندگان اعمال کند، یا به دنبال توافقات دولتی با ایران، چین و روسیه برای ساخت خط لوله باشد. این شکاف تأمین مالی همچنان مانعی پایدار برای تکمیل پروژه باقی مانده است، اما به نظر میرسد چالشهای ژئوپلیتیک و فشارهای بینالمللی مانع اصلی عدم پیشرفت پروژه هستند(Dawn, 2013).
چالش هایی چون تحریمهای آمریکا علیه ایران که به نظر می رسد هم اکنون نیز به عنوان مهمترین مانع برای تحقق اهداف جاهطلبانه مطرح شده در سفر اخیر دکتر پزشکیان، باقی خواهند ماند. تأثیرات مداوم این تحریمها، توانایی پاکستان را برای مشارکت در همکاری اقتصادی چشمگیر با ایران محدود میکند. در ژانویه ۲۰۱۰، آمریکا از پاکستان خواست پروژه را متوقف کند و پیشنهاداتی برای جایگزینی، از جمله کمک به ساخت پایانه LNG و واردات برق از تاجیکستان از طریق کریدور واخان افغانستان[۱] ارائه داد(Torbat, 2005).
باید به این نکته اشاره کرد که نگرانیهای امنیتی نیز در بحثهای مربوط به خط لوله برجسته هستند. مسیر پیشنهادی از بلوچستان میگذرد، استانی که شاهد شورش و بیثباتی بوده است. تبادل آتش موشکی بین ایران و پاکستان در اوایل سال ۲۰۲۴، که به فعالیتهای گروههای شبهنظامی نسبت داده شد، شکنندگی امنیت مرزی را نشان میدهد. اگرچه کانالهای دیپلماتیک با موفقیت اهمیت این حادثه خاص را کاهش دادند، اما نباید فراموش کرد که چگونه بازیگران غیردولتی میتوانند به سرعت تنشها را بین کشورهای همسایه افزایش دهند و این مسئله سؤالاتی را در مورد امنیت فیزیکی زیرساخت و توانایی تضمین تأمین گاز بدون وقفه نیز مطرح میکند. آنچه می توان نتیجه گرفت این است که عاقبت خط لوله IP همچنان در بستر پیچیدهای از روابط منطقهای و پویاییهای امنیتی قرار دارد.
رابطه پاکستان با ایران تحت تأثیر عوامل تاریخی، تفاوتهای فرقهای، روابط نزدیک پاکستان با عربستان سعودی و ژئوپلیتیک گستردهتر خاورمیانه شکل گرفته است و روابط بینالمللی در غرب و جنوب غرب آسیا به ندرت صرفاً دوجانبه هستند و اغلب تحت تأثیر چندین عامل خارجی قرار دارند .(Pattanaik, 2012)علاوه بر نگاه خوشبینانه به سفر رییس جمهور ایران و هیات همراه به پاکستان و استقبال گرم همتای پاکستانی و مردم این کشور از او نباید فراموش کرد که مخالفت با دستورهای امریکا و ادامه ساخت خط لوله برای پاکستان، خطر فعالسازی تحریمهای ثانویهای[۲] را به همراه دارد که میتواند اقتصاد شکننده آن را بیشتر از پیش در نظام های مالی بینالمللی منزوی کند.
در نهایت، دعوت دولت پاکستان برای سفر مقام های ایرانی نشاندهنده تلاش مداوم دولت پاکستان برای حفظ روابط متعادل با قدرتهای رقیب است. پاکستان تلاش میکند در حالی که اتحاد خود با ایالات متحده را حفظ میکند، حمایت نسبی و روشنی از ایران پس از حملات اسرائیل نیز نشان دهد، و بدین ترتیب تمایل خود برای پیگیری سیاست خارجی مستقل و پاسخگو به پویاییهای منطقهای را به جای همراستایی کامل با بلوکهای قدرت جهانی اعلام کند. با وجود سیل گستردهای از توافقنامهها و تفاهمنامههای امضا شده، هنوز باید منتظر ماند که آیا پروژه خط لوله گاز ایران–پاکستان به ثمر خواهد رسید یا اینکه همانند یک معضل مزمن، سکون و توقف آن ادامه خواهد یافت.
منابع
Barthwal, N. (2024, April 26). Iran and Pakistan’s Peace Pipeline Conundrum.
Thediplomat.com; The Diplomat. https://thediplomat.com/2024/04/iran-and-pakistans-peace-pipeline-conundrum/
Ebinger, C. (2011). Energy and Security in South Asia: Cooperation or Conflict? Institute
for Defense Studies and Analyses. Retrieved from https://www.idsa.in/system/files/jds/jds_8_4_2014_rakeshchopra.pdf
Dawn (۲۰۱۳). ‘Pakistan To Push Forward Gas Project With Iran’. Retrieved from:
http://www.dawn.com/news/1061696/pakistan-to-push-forward-gas-project-with-iran
Farshadgohar, N. (2013). ‘Iran Agrees to Build Oil Refinery at Strategic Gowadar Port’.
۲۱st February. Startrisks, Retrieved from: www.stratrisks.com/geostrat/10929
Haider, S. (2010). India withdraws from Iran-Pakistan gas pipeline project. Energy Policy
Review, 24(6), 778-784. https://www.iapg.org.ar/WGC09/admin/archivosNew/Special%20Projects/3.%20IGU%20GMI%20Guidelines/3.%20IGU%20GMI%20Guidelines%20FINAL%20-%20CD%20contents/Iran%20Pakistan%20India.pdf
IPRI. (2014, April 4). Iran-Pakistan Gas Pipeline: Cost-Benefit Analysis – IPRI –
Islamabad Policy Research Institute. IPRI – Islamabad Policy Research Institute. https://ipripak.org/iran-pakistan-gas-pipeline-cost-benefit-analysis/
Jamal, U. (2025, August 6). Iranian President’s Visit to Pakistan Signals Islamabad’s
Growing Role in Global Politics. Thediplomat.com; The Diplomat. https://thediplomat.com/2025/08/iranian-presidents-visit-to-pakistan-signals-islamabads-growing-role-in-global-politics/
Pattanaik, S. S. (2012). India’s Afghan Policy: Beyond Bilateralism. Strategic Analysis,
۳۶(۶), ۸۶۷–۸۷۹٫ https://doi.org/10.1080/09700161.2012.689527
Torbat, A. E. (2005). Impacts of the US trade and financial sanctions on Iran. The World
Economy, 28(3), 407–۴۳۴٫ https://doi.org/10.1111/j.1467-9701.2005.00671.x
[۱] کریدور واخان بهعنوان نوار مرزی باریکی میان افغانستان و چین، دارای اهمیت راهبردی و ژئواکونومیکی فزایندهای برای هر دو کشور است.
[۲] تحریمهای ثانویه، نهتنها کشورها، بلکه شرکتها و نهادهای خارجی که با نهادهای هدف تحریمهای ایالات متحده همکاری میکنند را تحتتاثیر قرار میدهند.









