تاریخ : پنج شنبه, ۲۴ خرداد , ۱۴۰۳ 7 ذو الحجة 1445 Thursday, 13 June , 2024

سیاست آمریکا در آسیای مرکزی؛ اعمال “قدرت نرم و سخت”

  • ۰۱ آذر ۱۴۰۲ - ۱۲:۴۴
سیاست آمریکا در آسیای مرکزی؛ اعمال “قدرت نرم و سخت”
در حال حاضر، آسیای مرکزی به مهم‌ترین میدان رویارویی ایالات متحده تبدیل شده است و در این مبارزه آمریکا از به کار بردن روش‌های پیچیده «قدرت غیرنرم(سخت)» و تمام ظرفیت‌های موجود دریغ نخواهد کرد. اما برای مردم و دولت‌های آسیای مرکزی، روسیه و چین، مهم است که اهداف این سیاست محقق نشود. امنیت مردم آسیای مرکزی، رفاه آنها و امکان توسعه پایدار و مستقل این کشورها به این امر بستگی دارد.

به قلم:  یوگنی کوژوکین، رئیس دانشکده روابط بین‌الملل، علوم سیاسی و مطالعات منطقه‌ای خارجی دانشگاه دولتی علوم انسانی روسیه، پروفسور انستیتوی دولتی روابط بین‌المللی مسکو زیر نظر وزارت امور خارجه روسیه، دکترای علوم تاریخی

 

متأسفانه باید گفت که دنیای غیر آمریکایی برای آمریکای امروزی ارزش زیادی ندارد. با وجود اینکه ملت آمریکا دائما در حال حرکت رو به جلو و در حال تجدید فناوری است اما در عین حال، ایده‌ها و نگرش‌های اساسی‌ای در میان آنها وجود دارد که دهه‌ها و حتی قرن‌هاست که تغییر نکرده است.
اکثر شهروندان عادی ایالات متحده معتقدند که دولت آنها این مأموریت ویژه را در جهان دارد که اصول آزادی و دموکراسی را به دیگران آموزش دهد. در واقع بقیه ملت‌ها دو انتخاب پیش روی خود دارند: یا از ایالات متحده پیروی کنند، یا اینکه پیشرفت تاریخ، (با کمک خود آمریکایی‌ها) آنها را از بین خواهد برد، همان طور که زمانی ساکنان سرخ پوست دره‌ها و کوه‌های  وایومینگ و در واقع کل آمریکای شمالی را از بین برد. روس‌ها، قزاق‌ها، ازبک‌ها، تاجیک‌ها، اوکراینی‌ها، آفریقای‌جنوبی‌ها، مغول‌ها و چینی‌ها هم ممکن است به سرنوشت سرخ پوست‌ها گرفتار شوند. پیشرفت تاریخی به ضرر افرادی است که در سرزمین‌های غنی از مواد معدنی زندگی می‌کنند.
جو بایدن، رئیس جمهور ایالات متحده معتقد است: «رهبری آمریکا در جهان، اکنون بیش از هر زمان دیگری ضروری است. ما در کانون یک مبارزه استراتژیک برای حق تعیین آینده نظم جهانی هستیم».
از دیدگاه طبقه حاکم آمریکا، این رهبری باید بدون استثنا در همه مناطق گسترش یابد. در حال حاضر، این رهبری دارای دو مولفه اصلی است: ترویج دموکراسی در همه جا به سبک سردمداران آمریکایی و تحقق منافع ملی و امنیتی ایالات متحده.
ایالات متحده هرگز حضور چشمگیری در آسیای مرکزی نداشته است. اما اکنون تلاش‌های بیشتری برای تحقق هژمونی خود در این منطقه انجام می‌دهد. ایالات متحده در مبارزه برای نفوذ از طیف وسیعی از روش‌ها و ابزارها استفاده می کند: از قدرت نرم گرفته تا اقدام‌هایی برای حمایت از سرنگونی دولت‌های قانونی (مشروع). ایالات متحده بارها اقدام‌های نظامی را علیه کشورهایی که از منافع ملی خود دفاع می‌کردند و علاقه‌ای به سیاست آمریکا نداشتند، سازماندهی کرده است. نمونه آن، تحریک صدام حسین برای اشغال کویت و سپس شکست عراق با کمک متحدان آمریکا در ناتو و برخی از کشورهای عربی بود. نتیجه نهایی آن، افزایش چند برابری حضور نظامی آمریکا در منطقه خلیج فارس بود.
نمونه دیگر، جنگ ناتو به رهبری ایالات متحده علیه یوگسلاوی در سال ۱۹۹۹ بود. نتیجه آن، جدایی خاک کوزوو از یوگسلاوی و ایجاد “کمپ باند استیل” بزرگ‌ترین پایگاه نظامی ایالات متحده در جنوب شرقی اروپا در کوزوو بود (که به افتخار قهرمان جنگ جنایتکارانه علیه ویتنام نام گذاری شده بود ). تلفات فاجعه بار انسانی در عراق، نتیجه تهاجم آمریکا و متحدانش به این کشور در سال ۲۰۰۳ بود. بر اساس گزارش دولت عراق، در  سال‌های  ۲۰۰۴-۲۰۰۸ بیش از ۸۵ هزار شهروند در عراق جان خود را از دست دادند.
استفاده از حمله مستقیم نظامی برای رسیدن به اهداف، همواره در سیاست خارجی آمریکا بوده، هست و خواهد بود. تمام سیاست‌مداران دنیا باید به این نکته توجه کنند. اصلی‌ترین و تنها عامل بازدارنده آمریکا، پتانسیل موشکی-هسته‌ای روسیه و چین است که از دیدگاه دولت آمریکا، برای وارد کردن خسارات غیرقابل قبول به ایالات متحده کافی است.
روسیه نه تنها حاکمیت و استقلال خود، بلکه متحدان خود را نیز تضمین می‌کند. از این منظر آسیای مرکزی منطقه ویژه‌ای برای روسیه است. از پنج کشوری که این منطقه را تشکیل می دهند، سه کشور – قزاقستان، قرقیزستان و تاجیکستان – اعضای سازمان پیمان امنیت جمعی هستند. در ماده ۴ معاهده این سازمان آمده است: «اگر یکی از کشورهای عضو، مورد تجاوز قرار گیرد (حمله مسلحانه ای که امنیت، ثبات، تمامیت ارضی و حاکمیت آن را تهدید کند)، این امر به عنوان تجاوز به همه کشورهای عضو سازمان تلقی خواهد شد».
در صورت تجاوز به هر یک از کشورها، مابقی کشورهای عضو، بنا به درخواست آن کشور، فورا کمک‌های لازم، از جمله کمک نظامی را ارائه خواهند کرد.
بنابراین، قزاقستان، قرقیزستان و تاجیکستان در صورت نیاز می‌توانند از روسیه به عنوان یکی از اعضای سازمان پیمان امنیت جمعی ضمانت‌های امنیتی، از جمله امکانات موشکی-هسته‌ای را دریافت ‌کنند. ازبکستان نیز براساس معاهده دوجانبه روابط متحدانه با روسیه که در سال ۲۰۰۵ امضا شد، چنین ضمانت‌هایی را دریافت کرده است. در ماده ۲ این معاهده آمده است: «در صورت تجاوز به یکی از طرفین، این اقدام، تجاوز به هر دو طرف تلقی می‌شود و همچنین در صورت تجاوز به هر یک از طرف‌ها، طرف دیگر براساس حق دفاع دسته جمعی (طبق ماده ۵۱ منشور سازمان ملل متحد) کمک‌های لازم، از جمله کمک‌های نظامی را ارائه خواهد کرد».
ترکمنستان سیاست بسیار ویژه‌ای را در زمینه امنیتی و دفاعی دنبال می‌کند. این سیاست مبتنی بر مفهوم بی طرفی دائمی است که در قطعنامه ویژه مجمع عمومی سازمان ملل در ۱۲ دسامبر ۱۹۹۵ به تصویب رسیده است. در عین حال، عشق آباد به خوبی می‌داند که بی‌طرفی باید دائما با تلاش‌های دیپلماتیک چندجانبه و حضور ارتشی آماده رزم و مجهز تقویت شود، بنابراین بودجه قابل توجهی صرف همکاری‌های نظامی-فنی، بویژه با روسیه می‌شود.
اما آیا می توان در مورد وابستگی آسیای مرکزی به روسیه صحبت کرد؟ بله بدون شک چنین وابستگی‌ای  وجود دارد، فقط این وابستگی از نوع بسیار خاصی است. این وابستگی به گونه‌ای است که هرچه روسیه بیشتر توسعه یابد و پتانسیل‌های نظامی و اقتصادی آن قوی‌تر باشد، آسیای مرکزی با ثبات‌تر است و کشورهای آن می‌توانند با موفقیت بیشتری سیاست چندجانبه خود را دنبال کنند. وقتی روسیه‌ای قوی وجود دارد، این کشورها، فضای آزادتری در روابط بین الملل دارند. تضعیف روسیه تهدیدی برای ثبات کل کشورهای آسیای مرکزی است.
در حال حاضر و در دوره رویارویی‌های شدید بین المللی، مبارزه برای آسیای مرکزی به طور مداوم در حال افزایش است. سیاست‌مداران و نظامیان آمریکا کاملا صریح در مورد اهداف راهبردی و تاکتیکی خود در این بخش از آسیا (با وجود اینکه از مرزهایشان دور است) صحبت می‌کنند.
از ۲۸ فوریه تا ۳ مارس سال جاری، آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه آمریکا، به طور رسمی به قزاقستان و ازبکستان سفر کرد. وی در مدت اقامت خود ​​در شهر آستانه با وزرای خارجه کشورهای منطقه دیدار کرد. قالب “۱+۵” یکی از اهداف ایالات متحده را در رابطه با آسیای مرکزی منعکس می‌کند. آنها به دنبال نابودی اتحادیه‌های منطقه‌ای موجود – سازمان پیمان امنیت جمعی، اتحادیه اقتصادی اوراسیا و سازمان همکاری شانگهای – هستند و  با اقدام‌های خود تشکیل یک سازمان کاملا مستقل در آسیای مرکزی را تحت حمایت ایالات متحده، پیگیری و تشویق می‌کنند. دلیل اصرار بلینکن برای همکاری نزدیک‌تر بین منطقه‌ای میان کشورهای آسیای مرکزی و حتی وعده اختصاص ۲۵ میلیون دلار برای توسعه منطقه نیز همین است.
البته سخنان دوستانه و حتی توئیت‌های آمریکایی‌ها به زبان‌های محلی با هشدارهای جدی همراه هستند. وزارت خزانه داری، وزارت دادگستری و وزارت بازرگانی ایالات متحده دستورالعمل‌هایی را به شرکت‌هایی که ممکن است در صادرات مجدد کالاهای تحریم شده مشارکت داشته باشند، برای جلوگیری از دور زدن تحریم‌ها علیه روسیه ارائه کرده اند.
بلینکن در سفر خود به تاشکند توضیح داد که شرکت‌های منطقه باید در چارچوب سیاست‌های تحریمی غرب علیه روسیه عمل کنند. وزیر امور خارجه آمریکا به شرکای خود در آسیای مرکزی گفت: «ما در تلاش هستیم تا با سایر کشورها، از جمله در آسیای مرکزی همکاری نزدیک داشته باشیم تا به آنها کمک کنیم آنچه را که در چارچوب سیاست تحریم‌ها مورد نیاز است، اجرا کنند. البته درست است که شما روابط کاری طولانی مدت با روسیه دارید که پایان آن به زمان نیاز دارد. به همین دلیل ما به شرکت‌ها مهلت می‌دهیم تا فعالیت‌شان را (در این زمینه) متوقف کنند».
تلاش متحدان آمریکا نیز در جهت جداسازی کشورهای آسیای مرکزی از روسیه و چین است. این، هدفِ استراتژی جدید اتحادیه اروپا برای آسیای مرکزی است که در جولای سال ۲۰۱۹ در نشست وزرای خارجه اتحادیه اروپا و آسیای مرکزی در بیشکک رونمایی شد. کشورهای عضو گروه ویشگراد – لهستان، جمهوری چک، اسلواکی و مجارستان- نیز در همین راستا عمل کرده و می کنند. در فوریه سال ۲۰۱۸ اولین نشست وزرای امور خارجه کشورهای گروه ویشگراد و آسیای مرکزی در بوداپست برگزار شد. لهستان، اسب تروای[۱] همیشه حاضرِ ایالات متحده، بویژه در آسیای مرکزی است.
باید گفت، سیاست ایالات متحده در قبال جوانان بسیار مؤثر است. این سیاست دو هدف را دنبال می‌کند: هدف اول، تشکیل هسته‌ نخبگان با گرایش به ایالات متحده در میان جوانان محلی است. آنها پسران و دخترانی هستند که در آمریکا تحصیل کرده و کمک هزینه‌های آمریکا را دریافت کرده‌اند. آمریکا یک الگو برای آنها است. ایالات متحده به دنبال ایجاد کادرهای جوان در کشورهای آسیای مرکزی است که در آینده بتوانند این کشورها را در راستای منافع آن (آمریکا) رهبری کنند. هدف دوم، انتخاب تواناترین افراد و تبدیل آنها به شهروندان آمریکا است. سازماندهی “فرار مغزها” از کشورهای دیگر به ایالات متحده کمک زیادی به این امر کرده است. به ذکر یک مثال بسنده می کنیم: از بین ۱۰۶ برنده جایزه در رشته شیمی، ۵۴ نفر آمریکایی هستند که از این تعداد ۱۰ نفر مهاجر هستند. در میان ۱۳۴ برنده  جایزه در رشته فیزیک ۷۶ آمریکایی حضور دارند که از این تعداد ۱۸ نفر مهاجر هستند. در بین ۱۳۹ برنده جایزه در رشته پزشکی، ۸۳ آمریکایی حضور دارند که ۱۶ نفر از آنها مهاجر هستند.
ایالات متحده به طور فعال شهروندان جوان سالم و ثروتمند، از جمله شهروندان آسیای مرکزی را برای اقامت دائم جذب می کند. زوج‌ها، بخصوص آنهایی که فرزندان خردسال دارند از مزیت خاصی برخوردارند. به طور سنتی، هر سال از اوایل اکتبر تا اوایل نوامبر، دولت ایالات متحده برنامه ویزای مهاجرتی را برای مهاجران بومی کشورهای مختلف برگزار می‌کند که در سال‌های اخیر، سهمیه شهروندان آسیای مرکزی افزایش یافته است.
در قرقیزستان، آمریکایی‌ها اخیرا فعالیت خود را در مدارس به طرز باورنکردنی افزایش داده اند. در فوریه سال جاری، آژانس توسعه بین المللی ایالات متحده (USAID) اعلام کرد که قصد دارد به ۱۶۸۲ مدرسه در قرقیزستان مجموعه ای از مطالب آموزشی را در زمینه ریاضیات ارائه کند.
ایالات متحده همچنین توجه خود را به جوانان دانشجو افزایش داده است: یک برنامه دو ساله برای آموزش زبان انگلیسی به جوانان با استعداد خانواده‌های کم درآمد، طراحی شده است. در چارچوب این برنامه، ۱۷ مرکز، با حمایت سفارت آمریکا، افتتاح شده است.
مراکز آموزشی-تفریحی تحت عنوان «فضاهای آمریکایی» (American Space) نیز جوانان را جذب می‌کنند. در این مراکز می توان با محتواهای صوتی و تصویری در مورد ایالات متحده آشنا شد. سرعت اینترنت در آنجا بالاست و جلسات، سمینارها و آموزش‌ها در این مراکز برگزار می شود.  American Space در هشت شهر تاجیکستان و هشت شهر قرقیزستان تاسیس شده است. در تاجیکستان این مراکز در شهرهای دوشنبه، خجند، اسفره، کولاب، خاروغ، باختر، غرم و پنجکنت افتتاح شده اند. این مرکز در کولاب در ساختمان انستیتو مدیریت فناوری و نوآوری و در اسفره – در ساختمان مدرسه شماره ۲ قرار دارد. این مراکز از صبح تا عصر باز هستند.
سازمان غیردولتی آمریکایی «شبکه اینترنیوز» نیز در آسیای مرکزی فعالیت زیادی دارد. دفتر نمایندگی آن در قزاقستان از رسانه‌های “مستقل” این کشور حمایت می کند. مقر این سازمان بین المللی غیرانتفاعی در آرکاتا (کالیفرنیا، ایالات متحده آمریکا) واقع شده است. اینترنیوز ۸۰ درصد بودجه خود را از سازمان‌های دولتی، بویژه USAID دریافت می کند.
“دیمیتری سلنین” که پیش از این ریاست یک رسانه جنجالی مخالفان را در روسیه بر عهده داشت و سپس به کی‌یف و پس از آن به کالیفرنیا نقل مکان کرد، هماهنگ کننده شبکه اینترنیوز در بخش اروپا و اوراسیا است.
“رابرت لگوولد”، استاد دانشگاه کلمبیا و” شرمن گارنت”، معاون سابق دستیار وزیر دفاع ایالات متحده در امور روسیه، اوکراین و اوراسیا، مدتها قبل از شروع عملیات نظامی ویژه خاطرنشان کرده بودند که غرب باید در آسیای مرکزی، نقش یک ثبات‌بخش و واسطه را بر عهده بگیرد، نه اینکه یک رقیب فعال باشد (رقیبی که به دنبال اتحاد دائمی با یکی از طرفین است و دائما خود را از دیگری دور می کند). برای درک استراتژی ایالات متحده در قبال آسیای مرکزی، باید به برنامه‌ها و اقدام‌های گذشته آن توجه کرد که جدا از شکل اجرای آنها با مفهوم “قدرت نرم” تطابق دارد.
در حال حاضر سیاست خارجی آمریکا بر رویارویی با روسیه و چین متمرکز شده است. تحویل تجهیزات نظامی پیشرفته به اوکراین – کشوری که به ابزاری برای مرحله جدید ورود ایالات متحده به اوراسیای شمالی تبدیل شده است – نتایج غم انگیزی را با خود همراه داشته است. از سوی دیگر، پشتیبانی فکری از جنگ اطلاعاتی و روانی آمریکا علیه منافع روسیه، چین، ایران و همه کشورهایی که از حق حاکمیت و استقلال خود دفاع می‌کنند نیز به طور مداوم در حال انجام است.
در این جنگ، سازمان‌های غیردولتی، اتاق‌های فکر و دانشگاه‌ها مشارکت دارند. افزایش اهمیت آسیای مرکزی منجر به ایجاد ساختارهای جدید برای مطالعه منطقه و تأثیرگذاری بر نخبگان آن شده است. در این راستا، در سال ۲۰۱۶ سازمانی به نام Caspian Policy Center (CPC) در واشنگتن تشکیل شد. شورای مشورتی این سازمان تحقیقاتی غیردولتی که در واشنگتن مستقر است، شامل متخصصانی است که سال‌ها در آسیای مرکزی به عنوان دیپلمات، نظامی و مشاور تجاری، مشغول فعالیت بوده اند.
البته در گذشته محافل فکری، بویژه نخبگان نظامی آمریکایی خطر توسعه طلبی لجام گسیخته را برای خودِ آمریکا درک می‌کردند، اما در حال حاضر در زمینه مبارزه با روسیه در بین این نخبگان، احساسات، کاملا بر عقل سلیم چیره شده است. به اعتقاد روشنفکران خارج از تشکیلات ایالات متحده، استفاده از دموکراسی به عنوان ابزاری برای پیشبرد منافع ایالات متحده، ارزش های دموکراتیک را در داخل خودِ ایالات متحده تضعیف می کند.
این رویکرد ابزاری ایالات متحده نسبت به دموکراسی بوضوح در اوراسیا نمایان است. آسیای مرکزی نیز از این نظر مستثنی نیست. البته حافظه سیاسی در همه جا کوتاه مدت است. به همین دلیل شوکی که نخبگان آسیای مرکزی از “انقلاب لاله‌ها” در قرقیزستان تجربه کردند مدت هاست که فراموش شده است. بر همین اساس در مورد سازمان‌های غیردولتی که از خارج تامین مالی می شدند و رسانه‌های «مستقلی» که زمینه را برای این انقلاب هموار می کردند و هنوز هم برای حفظ بی‌ثباتی در قرقیزستان تلاش می‌کنند، هیچ صحبتی نمی‌شود. در قیام اسلام گرایان در اندیجان در سال ۲۰۰۵ که رسانه‌ها و مقام‌های آمریکایی آن را قیامی مردمی خواندند، نیز شاهد بودیم که فشارهایی بر رئیس جمهور کریم اف وارد می‌شد تا هیچ اقدام امنیتی برای توقف این کانون جنگ داخلی در ازبکستان انجام ندهد.
آمریکا به رویدادهای ژانویه سال ۲۰۲۲ در قزاقستان و ناآرامی‌های تابستان سال ۲۰۲۲ در قره قالپاقستان که حدود ۴۰ درصد از خاک جمهوری ازبکستان را شامل می شود نیز همین‌گونه واکنش نشان داد. شوکت میرضیایف رویدادهای قره‌قالپاقستان را این‌گونه توصیف کرد: «این رویدادها در یک روز یا ده روز سازماندهی نشده بودند. این اقدام‌ها از سال‌ها پیش توسط نیروهای خارجی تدارک دیده شده اند و هدف اصلی آنها تجاوز به تمامیت ارضی ازبکستان و ایجاد درگیری بین قومی است».
از سوی دیگر، مسئله استقرار پایگاه نظامی در یکی از کشورهای آسیای مرکزی نیز در دستور کار آمریکا قرار دارد. در اکتبر سال ۲۰۲۱، “کالین کال”، معاون وزیر دفاع آمریکا در امور سیاسی، در جلسه استماع کنگره اعلام کرد که در صورت لزوم، پنتاگون به تاجیکستان یا ازبکستان برای دریافت مجوز استقرار پایگاه نظامیِ خود، پول پرداخت می کند.
آمریکا ضرورت استقرار پایگاه‌های نظامی خود را در آسیای مرکزی این‌گونه توجیه می‌کند که نظامیان ایالات متحده ممکن است مجبور به انجام عملیات ویژه در افغانستان یا انجام حملات موشکی با استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین شوند. البته مسئله لزوم استقرار پایگاه‌های نظامی آمریکایی در نزدیکی افغانستان مجددا در جلسه استماع کنگره در فوریه سال ۲۰۲۲ با شرکت ژنرال “مایکل کوریلا”، فرمانده فرماندهی مرکزی ایالات متحده مورد بررسی قرار گرفت. در ژوئن سال ۲۰۲۲ نیز ژنرال کوریلا به تاجیکستان و قرقیزستان سفر کرد.
همانطور که گزارش‌های محرمانه دیپلمات‌های آمریکایی، که به لطف “ویکی لیکس” در اینترنت منتشر شده است، نشان می‌دهد، روش‌های فاسد، بارها توسط ایالات متحده در آسیای مرکزی مورد استفاده قرار گرفته و گاهی اوقات موفق بوده است. بدین ترتیب بود که آمریکا توانست صرفا با ابداع نام جدیدی برای پایگاه نظامی ماناس سال‌ها به فعالیت آن ادامه دهد[۲]. در آن زمان، ماکسیم، پسر رئیس جمهور باقی اف، نقش کلیدی در حل چنین مسئله مهمی برای ایالات متحده داشت.
درست است که ایالات متحده همچنان در مورد حضور شبه نظامیان “دولت اسلامی” و “القاعده” در افغانستان نگران است، اما تمایل آن به استقرار پایگاه‌های نظامی در آسیای مرکزی با این نگرانی در ارتباط نیست. دوگانگی رویکرد آمریکا نسبت به گروه‌های تروریستی اسلامی به دو دلیل است: ۱٫ جلوگیری از اقدام‌های احتمالی آنها علیه آمریکا؛ ۲٫ هدایت فعالیت آنها علیه مخالفان ایالات متحده. همچنین می‌توان از آنها برای بی ثبات کردن اوضاع در تاجیکستان و سایر کشورهای آسیای مرکزی استفاده کرد.
در دوره حضور نیروهای آمریکایی در افغانستان، چندین گروه از شبه نظامیان داعش توسط هواپیماهای ترابری نظامی آمریکا از سوریه و عراق به شمال افغانستان اعزام شدند که طبق گزارش‌ها، در میان آنها مهاجرانی از آسیای مرکزی نیز حضور داشتند. در افغانستان “دولت اسلامی- ولایت خراسان” – شاخه داعش که به دنبال تسلط بر کل قلمروی خراسان (یعنی افغانستان، بخش قابل توجهی از آسیای مرکزی، ایران و پاکستان) است- تشکیل شد. در سال ۲۰۱۵ نیز رهبران “جنبش اسلامی ترکستان” (ازبکستان) اعلام کردند که به داعش پیوسته‌اند. این گروه شامل شبه نظامیان تاجیک، ازبک و اویغور بوده و هنوز هم هست.
در نتیجه فروپاشی دولت غربگرای افغانستان، برخی از افسران اطلاعاتی افغانستان که در آمریکا آموزش دیده بودند و پرسنل نظامی زبده نیروهای ویژه به سمت “دولت اسلامی- ولایت خراسان” رفتند. می توان حدس زد که برخی از این افراد به استخدام سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا درآمدند و بدین ترتیب افراد حرفه ای که به صورت دوره ای اطلاعاتی را به رهبری ایالات متحده ارائه می کردند در دولت اسلامی حضور پیدا کردند.
در حال حاضر، “العزائم” (Al-Azaim) – منبع اصلی رسانه‌ای “دولت اسلامی – ولایت خراسان” – به صورت دوره ای مطالبی را به زبان تاجیکی منتشر می کند که به خط سیریلیک و برای تاجیکستان نوشته شده است. مطالب برای ازبکستان به زبان لاتین گذاشته می شود.
در ویدئویی که از هجوم به زندانی در شهر جلال آباد در شرق افغانستان (که در سال ۲۰۲۰ رخ داد) در اینترنت منتشر شد، در میان شبه نظامیان مهاجم داعش یک جوان تاجیک حضور داشت که با فریاد، مقام‌های دوشنبه را “طاغوتی” می نامید. مطالب العزائم دائما حاوی انتقادهایی از چین، شیعیان ایران، روسیه و رژیم طالبان است.
شبه نظامیان داعش خراسان در آگوست سال ۲۰۲۱ تلاش‌هایی را برای منفجر کردن سفارتخانه‌ها در ترکمنستان انجام دادند. آنها همچنین در بهار سال ۲۰۲۲ حملات موشکی را به خاک ازبکستان و تاجیکستان انجام دادند.
از سوی دیگر، در دسامبر سال ۲۰۲۲، شبه‌نظامیان “داعش خراسان” به هتل لونگان در کابل که شهروندان چینی در آن اقامت داشتند حمله کردند. در نتیجه، پنج تاجر چینی زخمی و افغان‌های نگهبان هتل کشته شدند که این اقدام به منظور ترساندن چین که پروژه‌هایی را در افغانستان با هدف ایجاد شغل برای افغان‌ها و بازسازی اقتصاد ویران شده آن اجرا می کند، صورت گرفت. اگرچه در نتیجه این حمله، دولت چین از شهروندان خود خواست تا افغانستان را ترک کنند، اما همکاری‌های اقتصادی‌اش با این کشور محدود نشد. در ژانویه سال ۲۰۲۳، شرکت چینی نفت و گاز آسیای مرکزی در سین کیانگ (CAPEIC) قراردادی را با وزارت نفت و معادن دولت طالبان برای تولید نفت در حوزه رودخانه آمودریا در شمال افغانستان امضا کرد. این پروژه در آینده برای ۳ هزار افغان شغل ایجاد می کند و مشارکت ۲۰ درصدی دولت افغانستان را در آن در نظر دارد.
همچنین هفته‌نامه “النبا” داعش خراسان، شخصی را که در ۱ ژانویه سال ۲۰۲۳ در ایست بازرسی فرودگاه کابل عملیات انتحاری انجام داد، عبدالجبار، اهل تاجیکستان معرفی کرد. به گزارش منابع اطلاعاتی “دولت اسلامی – ولایت خراسان”، یک فرد تاجیک دیگر نیز در ژوئن سال۲۰۲۲ یک حمله تروریستی را علیه معبد سیک‌ها در کابل انجام داد. مبلغان “دولت اسلامی” امیدوارند با ایجاد چهره قهرمانانِ شهیدِ تاجیک(به باور آنها)، توجه و همدردی شهروندان تاجیکستان را به خود جلب کنند. آنها همچنین برای پرورش احساسات ضد چینی در آسیای مرکزی سخت تلاش می کنند.
در منبع اطلاعاتی «توحید نیوز» داعش خراسان که به زبان ازبکی است، نیز نسبت به حملات تروریستی علیه خطوط لوله گازی که از آسیای مرکزی به چین می‌روند و سایر تأسیسات زیربنایی ایجاد شده در چارچوب برنامه “یک کمربند، یک جاده” تهدیدهایی مطرح شده است. بر اساس مطالب گفته شده، به نظر می رسد که اهداف سازمان تروریستی «دولت اسلامی ولایت خراسان» و آمریکا در آسیای مرکزی و افغانستان در رویارویی آنها با روسیه و چین تا حد زیادی با هم منطبق است.
در حال حاضر، آسیای مرکزی به مهم‌ترین میدان رویارویی ایالات متحده تبدیل شده است و در این مبارزه آمریکا از به کار بردن روش‌های پیچیده «قدرت غیرنرم(سخت)» و تمام ظرفیت‌های موجود دریغ نخواهد کرد. اما برای مردم و دولت‌های آسیای مرکزی، روسیه و چین، مهم است که اهداف این سیاست محقق نشود. امنیت مردم آسیای مرکزی، رفاه آنها و امکان توسعه پایدار و مستقل این کشورها به این امر بستگی دارد.

پی‌نوشت:

[۱] . امروزه «اسب تروآ» یا «اسب تروا» یا «اسب تروجان» به اصطلاحی برای توضیح هر ترفندی که باعث شود هدفی، دشمنی را به استحکامات یا محلی حفاظت‌شده دعوت کند، گفته می‌شود.
[۲] . در ژوئن سال ۲۰۰۹، پایگاه نظامی ماناس به یک مرکز لجستیک و حمل و نقل تبدیل شد، اما نظامیان آمریکایی در ماناس ماندند و تنها اسم این پایگاه تغییر کرد. طبق اسناد ویکی لیکس آمریکا برای این کار مبالغ زیادی را به قرقیزستان پرداخت کرده است.
لینک کوتاه : https://www.iras.ir/?p=9546
  • نویسنده : یوگنی کوژوکین
  • منبع : موسسه مطالعات راهبردی شرق
  • 550 بازدید

برچسب ها

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.