#اختصاصی
به قلم: پرهام پوررمضان، پژوهشگر و دکتری علم سیاست، دانشگاه تهران
ایران و پاکستان بهعنوان دو کشور همسایه با پیوندهای عمیق تاریخی، فرهنگی و مذهبی، دلایل متعددی برای گسترش و تقویت روابط دوجانبه دارند. مرز مشترک میان دو کشور نه تنها یک واقعیت جغرافیایی، بلکه بستری طبیعی برای همکاریهای اقتصادی، امنیتی و اجتماعی است. امنیت مرزها، مبارزه با تروریسم، مقابله با قاچاق و حفظ ثبات منطقهای از جمله دغدغههای مشترکی هستند که نیازمند همکاری نزدیک میان تهران و اسلامآباداند. از سوی دیگر، ظرفیتهای اقتصادی مکمل، از جمله تبادل انرژی، ترانزیت کالا، و همکاریهای تجاری و صنعتی، میتوانند به رشد پایدار در هر دو کشور کمک کنند. همچنین، همافزایی در مجامع بینالمللی و منطقهای، میتواند موقعیت دیپلماتیک ایران و پاکستان را تقویت کند. در شرایطی که منطقه غرب آسیا با چالشهای متعددی مواجه است، رابطه مثبت و سازنده میان این دو کشور میتواند عامل مهمی در ثبات و توسعه منطقه باشد.در این کوتاه نوشتار، باتوجه به حمله اسرائیل به ایران و سفر ریاست محترم جمهور به پاکستان، به بررسی چهار سناریوی ممکن برای آینده روابط ایران و پاکستان خواهم پرداخت:
نخستین سناریو: بیطرفی تاکتیکی همراه با حمایت غیررسمی از ایران
پاکستان ممکن است در صورت آغاز جنگ، موضع رسمی بیطرفی اتخاذ کند تا از درگیری مستقیم با غرب و متحدان عربیاش جلوگیری کند. با این حال، در سطح غیررسمی، از طریق تبادل اطلاعات، هماهنگی مرزی و تسهیل مسیرهای پشتیبانی انسانی یا لجستیکی، از ایران حمایت محدودی به عمل آورد. اسلامآباد سعی میکند توازن بین روابط راهبردی با چین و نزدیکی مذهبی و فرهنگی با ایران را حفظ کند. دولت پزشکیان نیز در این شرایط احتمالاً تلاش خواهد کرد تا از کانال دیپلماسی میانجیگری استفاده کند. این سناریو بیانگر احتیاط سیاسی همراه با تمایل ضمنی به تقویت جبهه ضدصهیونیستی است.
دومین سناریو: همسویی با مواضع جهان اسلام و حمایت علنی از ایران
در صورتی که جنگ ایران و اسرائیل به یک تقابل گسترده منطقهای بدل شود، پاکستان ممکن است در راستای همبستگی با جهان اسلام، موضعی آشکار در حمایت از ایران اتخاذ کند. چنین موضعی میتواند شامل مواضع دیپلماتیک ضد اسرائیلی، و حتی کمک به پناهجویان ایرانی در مناطق مرزی باشد. این سناریو زمانی محتملتر است که فشار افکار عمومی داخلی و گروههای مذهبی در پاکستان افزایش یابد. البته احتمال دارد پاکستان در عین این حمایتها، مراقب باشد وارد تقابل مستقیم نظامی نشود.
سومین سناریو: فشار برای میانجیگری و مدیریت بحران منطقهای
پاکستان ممکن است با توجه به روابط خود با هر دو طرف، بهویژه نقشش در سازمان های منطقه ای و همسایگی با ایران، بهدنبال ایفای نقش میانجیگر منطقهای باشد. در این حالت، اسلامآباد تلاش میکند از طریق گفتوگو با ایران، کشورهای عربی، و حتی کانالهای غربی، جلوی گسترش جنگ به جنوب آسیا را بگیرد. سفر پزشکیان به اسلامآباد میتواند مبنایی برای توسعه این همکاری دیپلماتیک قرار گیرد. این سناریو تقویت نقش منطقهای پاکستان را هدف قرار میدهد و با منافع امنیتی این کشور نیز همخوان است.
چهارمین سناریو: بیطرفی کامل با هدف حفظ منافع ملی و پرهیز از خطر
در صورت شدت گرفتن جنگ و دخالت مستقیم آمریکا یا کشورهای عربی، پاکستان ممکن است ترجیح دهد کاملاً بیطرف بماند و هیچ حمایتی از طرفین نشان ندهد. نگرانی از بیثباتی داخلی، فشار اقتصادی، و ترس از درگیر شدن در جنگ نیابتی باعث میشود اسلامآباد تنها به صدور بیانیههای کلی اکتفا کند. در این سناریو، پاکستان حتی ممکن است مانع استفاده از مرزهایش برای انتقال کمک یا نیرو شود. چنین رفتاری با نگاه محافظهکارانه سنتی اسلامآباد در بحرانهای بینالمللی هماهنگ خواهد بود.
درنهایت باید گفت که سفر ریاست محترم جمهور، دکتر مسعود پزشکیان، به پاکستان در زمانی صورت میگیرد که تنشهای منطقهای و احتمال وقوع درگیری نظامی میان ایران و اسرائیل افزایش یافته است. این سفر از جنبههای مختلفی اهمیت راهبردی دارد و میتواند نقشی تعیینکننده در شکلدهی به موضع پاکستان نسبت به بحران احتمالی ایفا کند. با توجه به روابط تاریخی، مذهبی و اقتصادی ایران و پاکستان، همچنین جایگاه ژئوپلیتیکی اسلامآباد در جنوب آسیا و نزدیکی به بازیگران بزرگ منطقهای، میتوان انتظار داشت که پاکستان در مواجهه با این بحران، سیاستی مبتنی بر تعادل میان حمایتهای غیررسمی از ایران و حفظ بیطرفی تاکتیکی اتخاذ کند.
بر اساس سناریوهای مطرحشده، پاکستان با توجه به فشارهای داخلی و منطقهای، احتمالا تمایل دارد ضمن حفظ بیطرفی رسمی، از طریق اقدامات دیپلماتیک و همکاریهای غیررسمی به کاهش تنشها کمک کند و از گسترش بحران به جنوب آسیا جلوگیری نماید. نقش میانجیگری اسلامآباد میتواند بهعنوان ابزاری مؤثر برای مدیریت بحران در سطح منطقهای و بینالمللی ظاهر شود و مانع از تبدیل درگیری محدود به جنگی فراگیر گردد. همچنین، تمایل پاکستان برای همسویی با جهان اسلام و حمایت از مواضع ایران در چارچوب همکاریهای منطقهای و مذهبی، بدون ورود به درگیری مستقیم، به حفظ ثبات داخلی و امنیت ملی این کشور کمک خواهد کرد.
گفتنی است که سفر پزشکیان به پاکستان را باید در قالب تلاشهای دیپلماتیک گستردهتر تهران برای تقویت روابط با همسایگان و بازیگران کلیدی منطقهای تحلیل کرد. چنین تحرکاتی در شرایط تنش، افزون بر جلوگیری از انزوا و فشارهای بینالمللی، میتواند زمینهساز تقویت اجماع منطقهای علیه تهدیدات خارجی و ارتقای امنیت جمعی شود. از این منظر، تعاملات ایران و پاکستان در این دوره حساس نه تنها محدود به مناسبات دوجانبه بلکه فراتر از آن، بخشی از معماری امنیتی نوین در منطقه خواهد بود که بر مبنای چندجانبهگرایی و همکاریهای راهبردی شکل میگیرد.
علاوه بر این، اهمیت این سفر در شرایط کنونی منطقهای، نمایانگر ضرورت ایجاد کانالهای ارتباطی مستقیم و مستمر میان تهران و اسلامآباد است تا بتوانند در مواجهه با بحرانهای احتمالی، هماهنگی موثری در سیاستهای امنیتی و دیپلماتیک خود داشته باشند. این تعاملات میتواند به کاهش سوءتفاهمها و افزایش اعتماد متقابل کمک کند، که خود عاملی مهم برای پیشگیری از تشدید تنشها و جلوگیری از بروز درگیریهای ناخواسته خواهد بود. از سوی دیگر، این همکاریها زمینهساز توسعه همکاریهای اقتصادی و انرژی میان دو کشور نیز خواهد بود که میتواند به ثبات اقتصادی و سیاسی هر دو طرف کمک کند.
همچنین، باید توجه داشت که نقش پاکستان بهعنوان یک کشور مهم منطقهای ،میتواند تاثیر قابل توجهی بر رویکردهای جمعی کشورهای مسلمان نسبت به بحرانهای منطقهای داشته باشد. در شرایطی که تنشها میان ایران و اسرائیل ممکن است به درگیریهای فرامرزی منجر شود، سیاست محتاطانه و متوازن پاکستان میتواند بهعنوان الگویی برای سایر کشورهای منطقه عمل کند. این موضع میتواند به جلوگیری از گسترش خشونت، تقویت گفتگوهای سیاسی و حمایت از راهحلهای دیپلماتیک کمک کند و بدین ترتیب نقش مهمی در حفظ ثبات و امنیت منطقه ایفا نماید.









