تاریخ : پنج شنبه, ۲ بهمن , ۱۴۰۴ 4 شعبان 1447 Thursday, 22 January , 2026

غوغای زنگزور و متهمی که ناشناس مانده است

  • ۲۰ مرداد ۱۴۰۴ - ۱۰:۰۴
غوغای زنگزور و متهمی که ناشناس مانده است
دوستان؛ برای اینکه چهره خود را سفید کنید و یا دلسوزی خود را به رخ بکشید، نیازی نیست که برای کشور هزینه‌های تازه بتراشید!

#اختصاصی

به قلم: محمود شوری؛ معاون پژوهشی موسسه ایراس

در مرزهای شمال‌غربی ایران آنچه که انتظار می‌رفت رخ دهد، رخ داد و ارمنستان برای خروج از «جهان روسی» مسیر ترامپ را انتخاب کرد. از سال ۲۰۱۸ که ارامنه، پاشینیان متمایل به غرب را بر سرژ سرکیسیان نزدیک به روسیه ترجیح دادند، شاید می‌شد چنین روزهایی را پیش‌بینی کرد. در آن سوی ماجرا، جمهوری آذربایجان، سرمست از گرفتاری ایران و روسیه در بحران‌های متفاوت، یک امتیاز دیگر را به نام خود ثبت کرد و هم‌زمان حق دلالی -و یا به عبارت بهتر سهم سلطانی- را هم به حساب آمریکایی‌ها واریز کرد. روس‌ها هم که مدت‌هاست در قفقاز قافیه را باخته‌اند، احتمالا امیدوار به نیمچه سهمی که شاید علیف و متحد او اردوغان، از این پیروزی برای آنها کنار گذاشته باشند، به هشداری اکتفا کرده و به امید آینده نشسته‌اند. در ایران، اما بر سر شکستی که هیچکس به درستی نمی‌داند مقصر آن کیست و یا اینکه اصلاً شکستی هست یانه، غوغایی برپا شده است. برخی دورادور شمشیر کشیده و فارغ از هزینه‌های آن برای دیگران، بی‌محابا در آسمان می‌چرخانند و فریاد می‌زنند که اجازه نخواهند داد این نوعروس به حجله بنشیند و برخی هم با متهمانی ناشناس و یا حتی خیالی درگیر هستند که حداقل آیندگان نگویند؛ آمدند، بردند و رفتند و هیچکس هم چیزی نگفت. و صد البته برخی هم همچنان راه حل قدیمی بستن تنگه هرمز را توصیه می‌کنند. در این میان هیچکس قاعده قدرت در روابط بین‌الملل را یادآوری نکرد و نگفت که در منطقه کوچک اما استراتژیک قفقاز جنوبی چگونه از سال‌ها قبل، به لطف منابع انرژی و برخی موضوعات دیگر، ورق به نفع علیف و جمهوری آذربایجان در حال چرخیدن بود. هیچکس نگفت که رشد قدرت اقتصادی و نظامی ترکیه در دو دهه گذشته چگونه این کشور را به یک پشتوانه قوی و موثر برای جمهوری آذربایجان تبدیل کرد. هیچکس نگفت که تشدید و تعمیق نیاز روسیه به ترکیه در این سال‌ها چگونه روس‌ها را گام به گام در قفقاز در برابر اقدامات ترکیه منفعل‌تر کرد. هیچکس نگفت که ترس اروپا از وابستگی بیش از حد به انرژی روسیه به ویژه پس از بحران سال ۲۰۰۸ گرجستان و شروع بحران اوکراین در سال ۲۰۱۴، چه هدیه ارزشمند و باد آورده‌ای را به جمهوری آذربایجان بخشید. هیچکس نگفت که چگونه بسته شدن مسیر کریدور شمالی از روسیه در نتیجه جنگ اوکراین و بسته بودن مسیر جنوبی به دلیل تحریم‌های ایران، چگونه جمهوری آذربایجان را در کریدور میانی به هاب ترانزیتی چین و اروپا تبدیل کرد. هیچکس یادآوری نکرد که اتکای ارمنستان به روسیه به لحاظ نظامی چگونه سربزنگاه دستان خالی فرماندهان نظامی این کشور را آشکار کرد. هیچکس به این حقیقت اشاره نکرد که درگیری روسیه در اوکراین و درگیری ایران در تنش با رژیم صهیونیستی چگونه جمهوری آذربایجان را به بازیگر بلامعارض در منطقه تبدیل کرد. هیچکس نگفت که چگونه تحریم‌ها رمق ایران را برای گسترش همکاری اقتصادی با ارمنستان و تامین نیازهای این کشور گرفت. هیچکس این مسئله را به یاد نیاورد که تا همین چند سال گذشته روس‌ها در زمینه افزایش انتقال گاز ایران به ارمنستان چگونه مانع‌تراشی می‌کردند. هیچکس نگفت که مردم ارمنستان سال‌هاست که از جنگیدن برای قره‌باغ و زندگی کردن در بن‌بست ژئوپولیتیک خسته شده‌اند. هیچکس نگفت که مردم ارمنستان مدت‌هاست که دَرِ باغ سبز غرب را به زندگی در زندان روسی ترجیح داده‌اند. خیلی‌ها از سال‌ها قبل هشدار می‌دادند -و امروز با افتخار به آن می‌نازند- که ما گفتیم که در قفقاز کار دارد به جای باریک می‌کشد، اما نگفتند که چگونه می‌شد و یا می‌شود که در برابر ابر و باد مه و خورشید فلکی که دست به دست هم دادند تا جمهوری آذربایجان به نقطه تلاقی منافع اروپا، ترکیه، اسرائیل، چین، روسیه و حتی امروز آمریکا تبدیل کند را گرفت. کدام رستم دستانی می‌توانست به تنهایی برای ارمنستان هم قوت بازو باشد و هم قاتق نان. مگر گرفتاری ایران در تحریم، مذاکرات هسته‌ای، سوریه….. می‌گذاشت که در قفقاز ستاره ایران بدرخشد. مگر خط قرمزهای پر سروصدا و کم محتوا اجازه می‌داد که سکانداران دیپلماسی ایران کشتی ‌خود را به عرصه‌های تازه بکشانند. در موضع کلام همه خوب هشدار می‌دهند و تحلیل‌های شورآفرین ارائه می‌کنند، اما در توصیه‌های عملیاتی هیچگاه چیزی جز یک مشت گزاره‌های متناقض دست دلسوزان را نگرفته است. امروز که کار از کار گذشته یکی فرمان حمله صادر می‌کند، یکی هم که از قضا سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی است، اینقدر نمی‌داند که پرتاب کردن بومرنگ در شرایط امروز جهانی و منطقه‌ای نتیجه‌ای جز آسیب زدن به خود ندارد و خطاب کردن جمهوری آذربایجان به عنوان آذربایجان شمالی چیزی جز تصدیق سخنان کسانی نیست که سال‌هاست در جمهوری آذربایجان مناطق آذر‌‌‌‌ی‌نشین ایران را آذربایجان جنوبی می‌خوانند.

دوستان؛ برای اینکه چهره خود را سفید کنید و یا دلسوزی خود را به رخ بکشید، نیازی نیست که برای کشور هزینه‌های تازه بتراشید و یا متهم‌های جدید خلق کنید و یا از کاه کوه بسازید. آنچه امروز -از بخت بد دولت چهاردهم که خود اضطراراً در نقطه اوج مشکلات داحلی و خارجی سکان قدرت را به دست گرفته است- در کنار مرزهای شمال‌غربی ایران رخ می‌دهد، محصول یک پخت و پز سی- چهل‌ساله است که خواه ناخواه باید با عواقب آن کنار آمد و وضعیت جدید را به گونه‌ای مدیریت کرد که ده‌ها سال بعد آیندگان ما را به فحش و ناسزا نگیرند. قطعاْ شرایط برای ایران در قفقاز سخت‌تر از گذشته شده است، اما آن‌گونه که به این همه غوغا بیارزد هم نیست.

 

 

لینک کوتاه : https://www.iras.ir/?p=12830
  • نویسنده : محمود شوری؛ معاون پژوهشی موسسه ایراس
  • منبع : موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)
  • 1424 بازدید

برچسب ها

ثبت دیدگاه

انتشار یافته : ۰

دیدگاهها بسته است.