#اختصاصی
به قلم: فائزه محمدنیا، دانشجوی دکتری مطالعات روسیه، دانشگاه تهران
جنگ روسیه و اوکراین که از فوریهی ۲۰۲۲ آغاز شد، تنها یک منازعهی نظامی در مرزهای دو کشور نبود، بلکه پیامدهای گستردهای در سطح اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بر جای گذاشت. در حالی که نگاه تحلیلگران و پژوهشگران عمدتاً معطوف به ابعاد نظامی و سیاسی این جنگ است، کمتر به اثرات ویرانگر آن بر فرهنگ و هنر توجه میشود؛ حوزهای که بهطور مستقیم با هویت جمعی، انسجام اجتماعی و تصویر بینالمللی یک ملت پیوند خورده است.
یکی از بارزترین جلوههای این بحران، مهاجرت گستردهی هنرمندان اوکراینی است. این مهاجرت صرفاً یک جابهجایی فردی یا خانوادگی نیست، بلکه خروج نیروهای خلاقی است که نقش کلیدی در بازتولید فرهنگی و اقتصادی کشور ایفا میکنند. هنرمندان نهتنها تولیدکنندگان آثار هنری، بلکه حاملان روایتها، حافظان سنتها و مفسران بحرانهای اجتماعی هستند. بنابراین، خروج آنان پیامدهایی دوگانه دارد: از یک سو موجب رکود و تضعیف فرهنگ داخلی میشود و از سوی دیگر، امکان دیده شدن فرهنگ اوکراین در عرصههای جهانی را افزایش میدهد.
با تخریب زیرساختهای شهری، تعطیلی مراکز فرهنگی و کاهش شدید منابع مالی، بسیاری از هنرمندان اوکراینی چارهای جز مهاجرت نداشتند. برخی در کشورهای اروپایی به فعالیت خود ادامه دادند، برخی بهطور کامل از صحنهی هنری کنار رفتند و برخی دیگر هنر را به ابزاری برای بیان تجربهی جنگ و مهاجرت تبدیل کردند. همین تنوع تجربه، موضوع مهاجرت هنرمندان اوکراینی را به یکی از مهمترین مسائل فرهنگی ناشی از جنگ تبدیل کرده است.
جنگ روسیه و اوکراین ضربهای سنگین بر زیرساختهای فرهنگی کشور اوکراین وارد کرده است. شهرهایی که زمانی میزبان سالنهای تئاتر، گالریهای هنری و جشنوارههای موسیقی بودند، اکنون به میدان نبرد و آوار تبدیل شدهاند. بسیاری از سالنهای تئاتر و مراکز فرهنگی یا تخریب شدهاند، یا به پناهگاههای اضطراری برای مردم بدل گشتهاند. این تغییر کارکرد اجباری، نشانهی بارز فروپاشی نظم فرهنگی و کاهش فضای عمومی برای فعالیتهای هنری است.
اقتصاد فرهنگی اوکراین نیز بهشدت آسیب دیده است. با کاهش سرمایهگذاریهای دولتی و خصوصی در حوزهی فرهنگ، تولید آثار هنری به حداقل رسیده و هنرمندان با بحران معیشتی دست و پنجه نرم میکنند. بسیاری از پروژههای سینمایی و تئاتری نیمهکاره رها شدهاند و ناشران با کاهش تقاضا و مشکلات توزیع مواجه هستند. این شرایط نه تنها به رکود در بازار داخلی انجامیده، بلکه صادرات فرهنگی اوکراین به خارج را نیز محدود کرده است.
افزون بر مشکلات اقتصادی، بحران روانی و اجتماعی ناشی از جنگ بر هنرمندان تأثیر به سزایی گذاشته است. زندگی در شرایط ناامن، دوری از خانوادهها، و فقدان آیندهای روشن، بسیاری از آنان را در وضعیت سردرگمی قرار داده است. در چنین فضایی، خلاقیت هنری که نیازمند امنیت و آرامش است، بهطور طبیعی کاهش مییابد.
در عین حال، جنگ سبب شد که هنر اوکراینی بیش از گذشته رنگ و بوی مقاومت به خود بگیرد. بسیاری از هنرمندان در دل همین بحران، آثار خود را به بیانیههایی علیه خشونت و دفاع از هویت ملی تبدیل کردهاند. نقاشیهای دیواری در شهرهای بمبارانشده، موسیقیهایی که در ایستگاههای مترو اجرا میشوند و شعرهایی که در شبکههای اجتماعی دستبهدست میگردند، نشان میدهد که فرهنگ حتی در شرایط ویرانی نیز خاموش نمیشود. اما این اشکال مقاومت فرهنگی، جایگزین پایدار اقتصاد فرهنگی و زیرساختهای هنری نمیتوانند باشند.
یکی از مهمترین پیامدهای جنگ روسیه و اوکراین، مهاجرت گستردهی هنرمندان اوکراینی بوده است. بسیاری از آنان برای ادامهی زندگی و فعالیت هنری ناچار به ترک کشور شدند. این مهاجرت تنها یک جابهجایی جغرافیایی نیست؛ بلکه به معنای گسست اجتماعی، بحران هویت، و تغییر مسیر حرفهای برای هنرمندان محسوب میشود.
تجربههای فردی هنرمندان نشان میدهد که مهاجرت هنرمندان نهتنها به معنای از دست رفتن بخشی از سرمایهی فرهنگی کشور است، بلکه میتواند بستری برای معرفی فرهنگ اوکراینی در سطح بینالمللی باشد. هنرمندان مهاجر در کشورهای میزبان با برگزاری نمایشگاهها، کنسرتها و فعالیتهای اجتماعی، روایتهای اوکراین را به جهان منتقل کردهاند. با این حال، بسیاری از آنان همچنان با مشکلات مالی، حقوقی و هویتی روبهرو هستند و احساس میکنند میان گذشتهی ملی و آیندهی نامعلوم خود معلق ماندهاند.
مهاجرت گستردهی هنرمندان اوکراینی پیامدهایی عمیق بر اقتصاد فرهنگی کشور داشته است. کاهش تعداد فعالان هنری و تخریب زیرساختها، تولید آثار هنری داخلی را به شدت محدود کرده و درآمدهای بخش فرهنگ را کاهش داده است. بسیاری از پروژههای فرهنگی نیمهکاره رها شدند و مراکز هنری مجبور به توقف فعالیت شدند، در حالی که کشور برای ادامهی تولیدات هنری و حفظ میراث فرهنگی خود به حمایتهای بینالمللی وابسته شده است.
با این حال، حضور هنرمندان اوکراینی در خارج از کشور، فرصتی برای معرفی فرهنگ این کشور به سطح بینالمللی ایجاد کرده است. نمایشگاهها، کنسرتها، و پروژههای هنری دیجیتال توسط مهاجران، توجه جهانیان را به هنر و هویت اوکراین جلب کرده و امکان ایجاد دیالوگهای فرهنگی جدید را فراهم کرده است. این جریان، هم تهدید و هم فرصت است: تهدید از آن جهت که بخشی از نیروی خلاق داخلی از دست رفته، و فرصت از آن جهت که فرهنگ اوکراینی میتواند در جهان دیده شود و شبکههای همکاری بینالمللی شکل بگیرد.
برای بهرهبرداری از این فرصتها، حمایتهای هدفمند ضروری است. ایجاد حمایتهای مالی برای هنرمندان مهاجر، بازسازی زیرساختهای فرهنگی داخلی و تقویت برنامههای همکاری بینالمللی میتواند به بازسازی اقتصاد فرهنگی اوکراین کمک کند. همچنین توجه به سلامت روان و هویت هنرمندان، هم برای حفظ نیروی انسانی و هم برای تضمین استمرار تولیدات فرهنگی حیاتی است.
در نهایت، تجربهی جنگ روسیه و اوکراین نشان میدهد که هنر و فرهنگ نه تنها بازتابی از هویت ملیاند، بلکه ابزاری حیاتی برای مقابله با بحران، بازسازی جامعه و تقویت جایگاه بینالمللی یک کشور هستند. مهاجرت هنرمندان، اگر با سیاستگذاری مناسب و حمایتهای مستمر همراه شود، میتواند به نقطهی عطفی برای بازسازی اقتصاد و هویت فرهنگی اوکراین تبدیل شود.









