تاریخ : جمعه, ۱۱ اسفند , ۱۴۰۲ 21 شعبان 1445 Friday, 1 March , 2024

«قدرت نرم» به عنوان ابزاری برای  توسعه اتحادیه اقتصادی اورآسیا در آسیای مرکزی (مطالعه موردی: روسیه)

  • ۱۸ دی ۱۴۰۲ - ۱۰:۵۰
«قدرت نرم» به عنوان ابزاری برای  توسعه اتحادیه اقتصادی اورآسیا در آسیای مرکزی (مطالعه موردی: روسیه)
به دلیل تضادهای جدی تمدنی، بین جهان غربی و غیر غربی، موقعیت بسیار مناسبی در این زمینه برای مسکو فراهم است، اما این کشور هنوز نتوانسته است موفقیت زیادی کسب کند.

#اختصاصی

 

به قلم: مهدی نوری چورتی، دانشجوی دکتری مطالعات روسیه و پژوهشگر میهمان ایراس

مقدمه

برای توسعه اتحادیه اقتصادی، پیشرفت قدرت نرم روسیه در آسیای میانه بسیار مهم و کلیدی است. در حال حاضر، در سیاست های منطقه ای قدرت های بزرگ ( آمریکا، چین و اتحادیه اروپا) قدرت نرم و مشتقات مختلف آن ( قدرت هوشمند،هنجاری و …) نقش مهمی را ایفا می کنند. استفاده از قدرت نرم در فعالیت های بین المللی روسیه نیز درحال توسعه است. به گفته سرگئی لاوروف « بدیهی است که امروز بدون استفاده صحیح از منابع ثابت قدرت نرم دفاع از منافع روسیه در جهان غیرممکن است» (Lavrov,2011).

بعد از جنگ سرد، گرایش به سوی منطقه گرایی در مناطق گوناگون جهان بیشتر آشکار شده است. آسیای مرکزی از مناطق ژئواستراتژیک است که همواره در کانون توجه روسیه و ابرقدرت های چین و آمریکا قرار داشته است. توجه کشور چین به این منطقه برای عبور طرح (یک کمربند- یک راه) برای اتصال به اروپا از نمونه های موقعیت مهم آسیای مرکزی است. امروزه پس از دو دهه از فروپاشی اتحاد شوروی، منطقۀ آسیای مرکزی علاوه بر ابعاد ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی، در بعد ژئواکونومیکی نیز مورد توجه دو طرف بازی، ایالات متحده آمریکا و روسیه، قرار گرفته است و زمینه های نقش آفرینی این کشورها را فراهم آورده است (Mehrabi and Abedini, 2017: 120) . با وجود این، تنش های سیاسی مهم در پیرامون اتحادیۀ اقتصادی اوراسیایی نقش خود را در سیاست های منطقه ای ایفا می کنند. می توان گفت که مجموعه ای از عوامل درونی اتحادیۀ اوراسیا در کنار عواملی از بیرون این اتحادیه، مانع گسترش فعالیت های این نهاد شده اند و احتمال عمیق شدن این چالش ها در آینده نیز دور از انتظار نیست (Atrisangari, 2017).

موضوع اصلی این پژوهش، تجزیه و تحلیل چشم انداز استفاده از قدرت نرم روسیه در آسیای میانه است. در حال حاضر به دلیل تلاش رسانه های غربی  به طور کلی در جهان و به طور ویژه در آسیای میانه، تصویر روسیه به عنوان یک کشور غیردموکراتیک، فاسد و حتی عقب مانده نشان داده می شود. به نظر می رسد، رشد نفوذ منطقه ای با چنین تصویری برای روسیه دشوار باشد. در روسیه این طور که مبرهن است هیچ کار جامع و منظمی برای ایجاد تصویرسازی مثبت از دولت در خارج از کشور (به ویژه در آسیای میانه) انجام نشده است. اما اگر روسیه با هیچ الگوی توسعه مثبتی در منطقه در ارتباط و پیوند نباشد، صحبت کردن درباره تأثیر و نفوذ بلند مدت آن غیرممکن است. بدون داشتن قدرت نرم قابل توجه، روسیه همچنین از مشروعیت در منطقه محروم خواهد شد. در دوران اوباما، یک مفهوم جدید به نام «قدرت هوشمند» به کاربسته شد که بیشترین توجه آن ایجاد تصویر مثبت این کشور در خارج از آمریکا بود. در کشورهای آسیای میانه همچون قزاقستان، الگویی نسبتاً مؤثر برای ایجاد یک تصویر مثبت در خارج از کشور تدوین شده است. هدف از آن، ایجاد یک تصویر مثبت در قزاقستان و جذب گردشگر می باشد.

برای درک موضوع قدرت نرم روسیه در آسیای میانه، باید نمونه های امروزی از کاربست قدرت نرم را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد.

بحث و بررسی

نویسندگان در برخی  آثارشان نشان دادند که همه امپراتوری های جهان که از ابزارهای قدرت سخت استفاده می کردند با محدویت های جدی در توانایی های خود روبرو شدند و در برخی موارد  موجودیتشان خاتمه یافت. مفهوم «قدرت نرم» اولین بار توسط جوزف نای مطرح شد(Nye,1990).  «قدرت نرم» مطابق با گفته های تئوریسین آن، مبتنی بر جذابیت ارزش ها، فرهنگ، برنامه سیاسی و اجتماعی آن است. قدرت نرم عبارت است از توانایی تأثیرگذاری بر دیگران برای کسب نتایج مطلوب از طریق جذابیت به جای اجبار و تطمیع. به گفته نای، « قدرت نرم و سخت» در الگوی اقتصادی کاهش هزینه باهم مرتبط هستند (Nye,2003 (. پایش جدی و فعالانه برای جنبه های جدید استفاده از قدرت نرم در سال های ابتدایی قرن ۲۱ پدیدار شد. تقویت جدی نقش « قدرت نرم» در سیاست های غرب، نقش فزآینده استدلال های اخلاقی و سیاسی در شعارهای آمریکایی و اروپایی، فشار را برحسب تقابل ارزش ها و انقلاب های نسل جدید زیاد کرده و تقاضا را برای بهبود اثر بخشی سیاست خارجی روسیه و بهتر کردن تصویر این کشور در خارج از آن و به ویژه در کشورهای همسایه آن ضروری کرده است.

در وهله ی اول، هنوز کمبود تعدادی از عناصر کلیدی « قدرت نرم» یعنی توانایی استفاده از وسایل غیرخشونت آمیز و بدون اجبار برای تأثیرگذاری بر سایر بازیگران در سیستم روابط بین الملل، به خاطر جذابیت ایده ها و اشکال، الگوی توسعه ی سیاسی و اجتماعی، خلاقیت نخبگان و غیره وجود دارد. در وهله ی دوم، تعریف سیستماتیک روشنی از استراتژی توسعه روسیه، که شامل سیاست خارجی آن است وجود ندارد. در وهله ی سوم، ایده در زمینه یافتن راههای عملی برای غلبه بر کلیشه های منفی غالب در رابطه با روسیه وجود ندارد. در وهله ی چهارم، مسئله عملی برای استقرار قدرت نرم همچنان مسئله تعامل بین دولت و سازمان های مردم نهاد است. در وهله ی پنجم، سازوکارهای مشارکت دولتی و خصوصی هنوز در این کشور ضعیف هستند، از جمله در روابط دولت با رسانه های خصوصی. با این حال، روسیه می‌تواند این مشکل را برطرف کند. به ویژه به گفته سرگئی لاوروف: «تقویت نهادهای جامعه مدنی، حمایت دولت از سازمان‌های غیردولتی که علاقمند به تضمین منافع سیاست خارجی روسیه هستند، باید نقش مهمی را بین کشورهای پیشرو جهان برای روسیه به دست آورند» (Lavrov,2011).

به دلیل تضادهای جدی تمدنی، بین جهان غربی و غیر غربی، موقعیت بسیار مناسبی در این زمینه برای مسکو فراهم است، اما این کشور هنوز نتوانسته است موفقیت زیادی کسب کند. در اینجا، موقعیت منحصر به فرد روسیه بین شرق و غرب می تواند نقش مهم خود را بازی کند. روسیه می تواند از نظر تضمین تعامل مؤثر و هماهنگ بین فرد و جامعه، فرد و دولت و گروههای اکثریت و اقلیت جایگاه خود را ارتقا بخشد. به طور کلی برای توسعه «قدرت هوشمند و نرم» روسیه از نظر تحلیلگران این کشور در اتحادیه اورآسیا و آسیای میانه باید از مبانی جدید و در شرایط جدید، به ویژه ارکانهای تلویزیونی ( مشترک المنافع)، مطبوعات، اینترنت و شبکه های اجتماعی استفاده کند که در این امر موفقیت زیادی کسب نکرده است. در فضای پساشوروی در آسیای میانه، منابع آشکار زیادی برای روسیه وجود دارد: یک تاریخ و فرهنگ مشترک، زبان روسی، پیوندهای اقتصادی طولانی مدت، ارتباطات بین فردی و خانوادگی، عناصر مشترک فضای اطلاعاتی و علمی. علاوه بر این، مجاورت و نزدیکی به آسیای میانه، یکی از مهم ترین اولویت های سیاست خارجی روسیه از جمله در چارچوب فرآیندهای اتحادیه اورآسیا است.

با این حال، تأثیرگذاری آگاهانه بر نخبگان آسیای میانه براساس گفته های مذکور، بدون ایجاد یک دکترین یا استراتژی منسجم برای آسیای میانه نمی تواند موفقیت آمیز باشد. نداشتن راهبرد و دکترین درمنطقه ی آسیای میانه، و تاکید بر بخش های محدودی باعث ایجاد افزایش تضاد در بین بخش های مختلف می شود.

با توجه به تمایل اندک مقامات روسیه برای برقراری هرگونه تماس با نمایندگان جامعه مدنی باعث حمایت ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا در این زمینه شده است. علاوه بر این، مسکو برای آسیای میانه یک پروژه جدید ارائه نداد، یک راه حل جامع برای توسعه این کشورها، از جمله محافظت در برابر تهدیدهای خارجی، مبارزه با رادیکالیسم، دسترسی به فناوری زیرساخت ها، تضمین رعایت منافع نخبگان محلی و توسعه بشردوستانه با حل و فصل کار دشوار ایجاد هویت. بر طبق نظریه غازهای وحشی که در شرق آسیا به کاربسته شد، توسعه اقتصادی روسیه و اتحادیه اورآسیا  نیز وابسته به توسعه تک تک کشورهای این مناطق می باشد.

با این وجود، مهم ترین ابزار قدرت نرم روسیه در دهه اخیر بنیاد «روسکی میر» و «ساترودنیچستوا» (آژانس فدرال روسی) در این مناطق بوده است.  ساترودنیچستوا جایگاه بسیار بالایی در حفظ و توسعه تصویری مثبت از فعالیت های دانشگاهی روسیه دارد. فعالیت های این آژانس با هدف اجرای سیاست دولتی همکاری های بین المللی بشردوستانه انجام می شود. سیاست پشتیبانی از زبان روسی به عنوان بخش مهمی از فعالیت این گونه برنامه ها در خارج از کشور اجرا می شود. بنیاد روسکی میر نیز در آسیای میانه در ترویج زبان و فرهنگ روسی و همچنین پشتیبانی از برنامه های مطالعاتی زبان روسی فعال بوده است. با این حال، هنوز نتوانسته است موفقیت قابل توجهی در این کشورها کسب کند.

 

نتیجه گیری

در مجموع، مسئله پیچیده پیشبرد «قدرت نرم» روسیه در آسیای میانه در حال حاضر بعد  و شکل کاملا جدیدی را در پیش گرفته است. در آسیای میانه، دو کشور از پنج کشور عضو اتحادیه اقتصادی اورآسیا ( قزاقستان و قرقیزستان) می باشند. الحاق قرقیزستان به اتحادیه اقتصادی اورآسیا و ورود احتمالی کشورهای دیگرنشان می دهد که توسعه اتحادیه اورآسیا در حال حاضر بسیار مهم و امیدوار کننده برای روسیه است. علاوه بر این،« قدرت نرم» به عنوان شکلی از نفوذ است که باعث تقویت ساختار اتحادیه می شود. همانطور که در ابتدای مقاله نشان دادیم، کاملا با روند های فعلی در سیاست جهانی سازگار است. در پایان لازم به ذکر است که مسئله پیچیده توسعه « قدرت نرم» روسیه در آسیای میانه در این مرحله هنوز به طور جامع و تاثیرگذار اجرا نشده است و روسیه در بخش های محدودی همچون ترویج زبان روسی توانسته اقداماتی انجام بدهد.

منابع

Atrisangari, Fatemeh (2017), “Eurasian Economic Union and Challenges ahead”,
Available at: http://www.iras.ir/ www.iras.irfa/doc/article/, (Accessed on:
۲۴/۱۲/۲۰۱۷).

Mehrabi, Alireza and Amirali Abedini (2017), “Futurist Dialectics of the
Geopolitical Interests of the United States, Iran and Russia in Central Asia”,
Geosciences Journal, Vol. 8, No. 1, pp. 110-139.

Studneva E. (2011)The Ministry of Foreign Affairs and the Public Chamber of Russia discussed the resources of “soft power.” [Electronic resource]. URL: http://interaffairs.ru/read.php?item=8129.

Nye J. (2003)The power of persuasion: Dual components of US leadership. The conversation with J. Nye. Harvard international review. Harvard : 2003. Winter. Р. ۴۶٫

Nye J. (1990),Bound to Lead: The Changing Nature of American Power. New York : Basic Books.

لینک کوتاه : https://www.iras.ir/?p=9829
  • نویسنده : مهدی نوری چورتی، دانشجوی دکتری مطالعات روسیه و پژوهشگر میهمان ایراس
  • منبع : موسسه مطالعات ایران اوراسیا (ایراس)
  • 207 بازدید

برچسب ها

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.