#اختصاصی
نویسنده: گروه آسیای مرکزی موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)
سیویکم اوت برای قرقیزستان تنها یادآور استقلال این کشور از اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱ نیست؛ این روز نمادی از مسیری است که جمهوری قرقیزستان طی سه دهه و نیم گذشته برای تثبیت دولت مستقل، تعریف جایگاه خود در آسیای مرکزی و ایجاد روابط متوازن با قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای پیموده است. امسال قرقیزستان سیوپنجمین سالگرد استقلال خود را در شرایطی جشن میگیرد که جایگاه آسیای مرکزی در معادلات سیاسی، اقتصادی و ترانزیتی اوراسیا بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته و بیشکک نیز در تلاش است از ظرفیتهای جدید این محیط ژئوپلیتیکی بهره گیرد.
اهمیت این مناسبت در سال ۲۰۲۶ از جنبه دیگری نیز قابل توجه است. قرقیزستان همزمان با سیوپنجمین سال استقلال، ریاست دورهای سازمان همکاری شانگهای را بر عهده دارد و بیشکک در روزهای ۳۱ اوت و اول سپتامبر میزبان رهبران کشورهای عضو این سازمان است. حضور ایران به عنوان عضو کامل سازمان همکاری شانگهای، در کنار چین، روسیه، هند و کشورهای آسیای مرکزی، به این رویداد ابعادی فراتر از یک نشست معمول منطقهای بخشیده است. سفر مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، به بیشکک برای شرکت در این اجلاس نیز فرصتی برای تقویت تعاملات تهران با کشورهای آسیای مرکزی و از جمله قرقیزستان فراهم میکند.
قرقیزستان و جایگاه آن در سیاست آسیای مرکزی ایران
روابط ایران و قرقیزستان از ابتدای استقلال این جمهوری بر بستری نسبتاً باثبات شکل گرفته است. برخلاف برخی حوزههای پیرامونی ایران که متأثر از اختلافات ژئوپلیتیکی و امنیتی بودهاند، مناسبات تهران و بیشکک عموماً از تنشهای سیاسی جدی به دور مانده و بر گفتوگو، همکاری اقتصادی و پیوندهای فرهنگی استوار بوده است.
برای ایران، قرقیزستان بخشی از حوزه گستردهتر آسیای مرکزی است؛ منطقهای که اهمیت آن در سیاست خارجی تهران طی سالهای اخیر افزایش یافته است. تحولات محیط بینالمللی، افزایش اهمیت مسیرهای ارتباطی اوراسیا، گسترش همکاری ایران با سازمان همکاری شانگهای و اتحادیه اقتصادی اوراسیا و ضرورت تنوعبخشی به مسیرهای تجاری سبب شده است که روابط با جمهوریهای آسیای مرکزی از سطح مناسبات صرفاً دوجانبه فراتر رود.
از این منظر، قرقیزستان اگرچه از نظر جغرافیایی فاقد مرز مشترک با ایران است، اما میتواند بخشی از شبکه ارتباطی ایران با آسیای مرکزی و در مقیاسی وسیعتر با شرق اوراسیا باشد. موقعیت این کشور در مجاورت چین و عضویت آن در اتحادیه اقتصادی اوراسیا و سازمان همکاری شانگهای، به بیشکک جایگاهی میدهد که برای سیاست منطقهای ایران قابل توجه است.
اقتصاد؛ ظرفیتی که هنوز بالفعل نشده است
یکی از ویژگیهای روابط ایران و قرقیزستان، فاصله میان ظرفیت بالقوه و سطح بالفعل همکاریهای اقتصادی است. حجم تجارت دوجانبه در سال ۲۰۲۴ حدود ۵۸.۵ میلیون دلار اعلام شده است؛ رقمی که در مقایسه با ظرفیتهای دو کشور همچنان محدود به نظر میرسد. با این حال، در سالهای اخیر تلاشهایی برای تغییر این وضعیت صورت گرفته است.
برگزاری چهاردهمین نشست کمیسیون مشترک بیندولتی ایران و قرقیزستان در تهران در آوریل ۲۰۲۵ یکی از نشانههای این روند بود. در این نشست، همکاری در حوزههایی چون تجارت، کشاورزی، انرژی، حملونقل و لجستیک، دیجیتالیشدن و همکاریهای علمی و فرهنگی مورد بررسی قرار گرفت. دو طرف همچنین بر ضرورت افزایش حجم مبادلات و استفاده از ظرفیت جغرافیایی و لجستیکی ایران برای دسترسی کالاهای قرقیزستان به بازارهای خاورمیانه تأکید کردند.
تحول مهمتر، اجراییشدن موافقتنامه تجارت آزاد میان ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا از ۱۵ مه ۲۰۲۵ است. از آنجا که قرقیزستان عضو این اتحادیه است، این موافقتنامه میتواند بخشی از موانع تعرفهای پیش روی تجارت ایران و قرقیزستان را کاهش دهد و زمینه را برای افزایش صادرات و واردات میان دو کشور فراهم کند. کاهش تعرفهها، در کنار ایجاد سازوکارهای مالی و لجستیکی مناسب، میتواند روابط اقتصادی دو کشور را وارد مرحله متفاوتی کند.
با وجود این، تعرفه تنها یکی از موانع تجارت است. نبود مسیرهای حملونقل ساده و ارزان، محدودیت ارتباط مستقیم هوایی، مشکلات بانکی و شناخت ناکافی بخش خصوصی دو کشور از ظرفیتهای بازار یکدیگر همچنان از موانع توسعه مناسبات اقتصادی به شمار میروند. پیشنهاد ایجاد پرواز مستقیم میان دو کشور که در سال ۲۰۲۵ نیز مورد بحث قرار گرفت، در صورت تحقق میتواند علاوه بر تجارت، به گسترش گردشگری و ارتباطات انسانی کمک کند.
از تجارت دوجانبه تا اتصال منطقهای
یکی از حوزههایی که میتواند در آینده اهمیت بیشتری در روابط تهران و بیشکک پیدا کند، مسئله اتصال منطقهای است. آسیای مرکزی در سالهای اخیر به یکی از مهمترین عرصههای رقابت و همکاری پیرامون کریدورهای شرق–غرب و شمال–جنوب تبدیل شده است. کشورهای محصور در خشکی منطقه، از جمله قرقیزستان، به دنبال متنوعسازی مسیرهای دسترسی خود به بازارهای جهانی هستند.
در چنین شرایطی، موقعیت جغرافیایی ایران میتواند برای قرقیزستان اهمیت بیشتری پیدا کند. دسترسی ایران به خلیج فارس و دریای عمان، بنادر جنوبی کشور و مسیرهای ارتباطی به ترکیه و قفقاز، این امکان را ایجاد میکند که ایران به یکی از مسیرهای اتصال آسیای مرکزی به بازارهای خاورمیانه و آبهای آزاد تبدیل شود.
از سوی دیگر، توسعه زیرساختهای جدید در آسیای مرکزی، بهویژه پروژههای اتصال چین به قرقیزستان و ازبکستان، در بلندمدت میتواند اهمیت شبکههای ترانزیتی شرق به غرب و جنوب را افزایش دهد. در چنین فضایی، سیاست فعالتر ایران برای اتصال شبکههای حملونقلی خود به آسیای مرکزی میتواند روابط با قرقیزستان را نیز از یک رابطه اقتصادی محدود به بخشی از یک الگوی گستردهتر اتصال اوراسیایی تبدیل کند.
سازمان همکاری شانگهای؛ بستر جدید تعامل تهران و بیشکک
عضویت کامل ایران در سازمان همکاری شانگهای نیز بُعد تازهای به روابط دو کشور افزوده است. ایران و قرقیزستان اکنون علاوه بر مناسبات دوجانبه، در یک چارچوب چندجانبه مهم اوراسیایی نیز در کنار یکدیگر قرار دارند.
گفتوگوی تلفنی مسعود پزشکیان و صدر جباروف در مه ۲۰۲۶ نشان داد که همکاری در چارچوب سازمان همکاری شانگهای به یکی از موضوعات مهم در دستور کار دو کشور تبدیل شده است. در این گفتوگو، رئیسجمهور قرقیزستان بر اهمیت ریاست این کشور بر سازمان و نقش شانگهای در تقویت صلح، اعتماد و همکاری سازنده تأکید کرد و دو طرف خواستار گسترش مناسبات دوجانبه و چندجانبه شدند.
برگزاری اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای در بیشکک، درست همزمان با سیوپنجمین سالگرد استقلال قرقیزستان، از این منظر معنایی نمادین نیز دارد. کشوری که در سال ۱۹۹۱ در فضای فروپاشی اتحاد شوروی استقلال خود را به دست آورد، اکنون میزبان یکی از مهمترین نهادهای چندجانبه اوراسیاست. این تحول نشاندهنده تغییر جایگاه آسیای مرکزی از یک منطقه پیرامونی در نظام بینالملل پس از جنگ سرد به یکی از عرصههای مهم شکلگیری نظم چندقطبی و تعامل قدرتهای بزرگ و متوسط است.
فرهنگ؛ سرمایهای کمتر استفادهشده
در کنار سیاست و اقتصاد، روابط فرهنگی از مزیتهای مناسبات ایران و قرقیزستان محسوب میشود. نوروز یکی از روشنترین نمادهای این پیوند است. در پیام نوروزی رئیسجمهور ایران به صدر جباروف در مارس ۲۰۲۶ نیز نوروز به عنوان «میراث فرهنگی مشترک» مورد تأکید قرار گرفت.
همکاریهای فرهنگی میان دو کشور در حوزههایی چون برگزاری هفتههای فیلم، ترجمه آثار ادبی قرقیزی به زبان فارسی و ارتباطات دانشگاهی نیز سابقه دارد. این ظرفیت میتواند به یکی از پایههای پایدار روابط دو کشور تبدیل شود. تجربه روابط ایران با آسیای مرکزی نشان میدهد که دیپلماسی فرهنگی، دانشگاهی و گردشگری در بسیاری موارد میتواند زمینهای برای تعمیق روابط سیاسی و اقتصادی ایجاد کند.
قرقیزستان نیز به دلیل برخورداری از جامعهای جوان، ظرفیتهای گردشگری قابل توجه و جایگاه فرهنگی خاص خود در جهان ترک و آسیای مرکزی، میتواند یکی از شرکای مهم ایران در توسعه تعاملات اجتماعی و فرهنگی منطقه باشد.
چشمانداز پیش رو
سیوپنجمین سال استقلال قرقیزستان فرصتی برای ارزیابی نه تنها مسیر طیشده این کشور، بلکه آینده روابط تهران و بیشکک است. روابط دو کشور از پشتوانه سیاسی مناسب و فقدان اختلافات اساسی برخوردار است، اما برای تبدیل این حسن روابط سیاسی به یک مشارکت مؤثرتر، باید بر حوزههای عملی تمرکز بیشتری صورت گیرد.
افزایش تجارت، استفاده از ظرفیت موافقتنامه تجارت آزاد ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا، ایجاد مسیرهای کارآمد حملونقل، توسعه ارتباطات هوایی، گسترش همکاریهای کشاورزی و صنعتی، تقویت گردشگری و افزایش تعاملات دانشگاهی و فرهنگی میتواند دستور کار مرحله بعدی روابط باشد.
در سطحی گستردهتر، آینده روابط ایران و قرقیزستان با تحولات ژئوپلیتیکی اوراسیا نیز پیوند خورده است. افزایش اهمیت آسیای مرکزی، توسعه کریدورهای جدید، نقش رو به رشد چین، تداوم حضور روسیه و افزایش فعالیت سایر بازیگران در منطقه، کشورهای آسیای مرکزی را به سمت سیاست خارجی متنوعتر سوق داده است. ایران نیز در چنین محیطی نیازمند سیاستی فعالتر و اقتصادیتر در قبال منطقه است.
از این منظر، قرقیزستان را نباید صرفاً یک شریک دوجانبه کوچک در آسیای مرکزی تلقی کرد. این کشور میتواند بخشی از شبکه گستردهتر همکاری ایران با آسیای مرکزی و ساختارهای اوراسیایی باشد؛ شبکهای که در آن تجارت، ترانزیت، فرهنگ و نهادهای چندجانبه به یکدیگر پیوند میخورند.
سیوپنجمین سالگرد استقلال قرقیزستان، در شرایطی که بیشکک همزمان میزبان رهبران سازمان همکاری شانگهای است، نمادی از جایگاه رو به تحول این کشور در اوراسیاست. برای ایران نیز این مناسبت میتواند یادآور فرصتی باشد که هنوز به طور کامل مورد استفاده قرار نگرفته است: تبدیل روابط دوستانه و باثبات با قرقیزستان به همکاریای عمیقتر، اقتصادیتر و متناسب با واقعیتهای جدید آسیای مرکزی و اوراسیا.









