تاریخ : یکشنبه, ۳۰ اردیبهشت , ۱۴۰۳ 12 ذو القعدة 1445 Sunday, 19 May , 2024

قمار امریکا در منطقه اقیانوس هند – اقیانوس آرام

  • ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۲ - ۱۳:۵۰
قمار امریکا در منطقه اقیانوس هند – اقیانوس آرام
آيا همكاري‌هاي دفاعي و انتقال تكنولوژي‌هاي حساس به هند مي‌تواند دهلي‌نو را براي مشاركت در يك ائتلاف نظامي عليه چين قانع كند؟

به قلم: اشلی جی تلیس

 

در دو دهه گذشته، واشنگتن قمار بزرگی در منطقه اقیانوس هند – اقیانوس آرام انجام داد؛ سیاست امریکا این بود که رفتار کردن با هند به مانند یک شریک کلیدی به ایالات متحده در رقابت ژئوپلیتیکی با چین کمک خواهد کرد. از زمان ریاست‌جمهوری جرج دبلیو بوش، تمام روسای جمهور بعدی امریکا با این فرض که کمک به هند به‌طور اتوماتیک باعث تقویت نیروهای طرفدار آزادی در قاره آسیا می‌شود، به تقویت توانایی‌های هند کمک کرده‌اند.
دولت جو بایدن نه تنها با اشتیاق از این نقشه راه پیروی می‌کند، بلکه در واقع یک گام هم فراتر رفته است: واشنگتن در دوره او یک ابتکار بلندپروازانه جدید را به منظور ایجاد فضایی برای دسترسی گسترده‌تر هند به فناوری‌های پیشرفته، تعمیق همکاری‌های دفاعی و همچنین تبدیل اتحاد «کواد» شامل کشورهای استرالیا، هند، ژاپن و ایالات متحده به تکیه‌گاه اصلی سیاست‌های منطقه‌ای امریکا دنبال می‌کند. در این میان، امریکا روندهای غیردموکراتیکی را که در هند اتفاق می‌افتد و سیاست خارجی این کشور را که برای ایالات متحده «غیرمفید» به نظر می‌رسد و بهترین مثال برای آن امتناع دهلی‌نو از محکوم کردن تجاوز نظامی روسیه به اوکراین است نادیده می‌گیرد. امریکایی‌ها همه این کارها را با این دیدگاه انجام می‌دهند که وقتی زمان درگیر شدن در یک بحران منطقه‌ای در برابر چین فرا رسید، هند به نفع واشنگتن واکنش نشان خواهد داد.
انتظارات کنونی واشنگتن از هند، انتظاراتی نابجاست. نقطه‌ضعف‌های قابل توجه هند در برابر چین و نزدیکی جغرافیایی ناگزیر این دو کشور به یکدیگر عملا این مساله را تضمین می‌کند که تا وقتی امنیت هند مستقیما از جانب چین تهدید نشود، دهلی‌نو خود را در هیچ‌گونه رویارویی میان واشنگتن و پکن درگیر نخواهد کرد. هند برای همکاری با ایالات متحده به دلیل منافع قابل توجهی که این همکاری در پی دارد، ارزش بالایی قائل است اما بر این باور نیست که باید در بحرانی که پدید می‌آید – حتی بحرانی که یک سوی آن تهدید مشترکی به نام چین باشد – به‌طور مادی از ایالات متحده حمایت کند.
مشکل اساسی این است که ایالات متحده و هند اهداف و بلندپروازی‌های متفاوتی را از مشارکت‌های امنیتی دنبال می‌کنند. واشنگتن همان طورکه در مورد سایر متحدان این کشور اتفاق افتاده، به دنبال تقویت جایگاه هند در چارچوب نظم بین‌المللی لیبرال است تا در صورت لزوم، مشارکت این کشور در یک ائتلاف دفاعی را به دست بیاورد. دهلی‌نو این مساله را کاملا متفاوت می‌بیند. از نگاه هند، این کشور نه تنها هیچ وفاداری ذاتی نسبت به حفظ نظام بین‌المللی لیبرال ندارد بلکه از مشارکت در پیمان‌های دفاع متقابل نیز بیزار است.
هند در حقیقت به دنبال به دست آوردن فناوری‌های پیشرفته از طریق امریکا است تا توانایی‌های اقتصادی و نظامی خود را تقویت کرده و شرایط را برای ظهور خود به عنوان یک قدرت بزرگ مستقل در منطقه که بتواند توازن را در برابر چین بازگرداند، فراهم کند. با این توصیف، هند به هیچ‌وجه تصور نمی‌کند که کمک‌های امریکا تعهدات بیشتری را روی دوش دهلی نو می‌گذارد.
درحالی‌که دولت بایدن به دنبال افزایش سرمایه‌گذاری‌ها در هند است، ایالات متحده باید سیاست‌های خود را بر مبنای ارزیابی‌های واقع‌گرایانه از استراتژی هند بنا کند. نه بر اساس این خیال که دهلی‌نو یک رفیق و همسنگر برای امریکا در بحران‌های آینده در برابر پکن خواهد بود.
در بیشتر طول دوره جنگ سرد، هند و ایالات متحده گفت‌وگوهای جدی پیرامون موضوعات دفاعی نداشتند چرا که دهلی نو تلاش داشت از دردسرهای ناشی از پیوستن به بلوک ایالات متحده یا بلوک اتحاد جماهیر شوروی بگریزد. روابط دو کشور زمانی به سرعت رشد کرد و افزایش یافت که جرج بوش، رییس‌جمهوری ایالات متحده در اوایل دهه ۲۰۰۰ میلادی به هند پیشنهاد یک توافق هسته‌ای را ارایه داد.
به لطف این جهش سریع در روابط دوجانبه، در حال حاضر همکاری‌های امنیتی ایالات متحده و هند از نظر میزان و دامنه همکاری‌ها خیره‌‌کننده است. یکی از مهم‌ترین و ملموس‌ترین همکاری‌ها در زمینه‌های دفاعی است. رهبران دو کشور نیز به‌طور منظم درباره طیف گسترده‌ای از مسائل شامل چین، درخواست‌های هند برای دریافت تکنولوژی‌های پیشرفته نظامی، نظارت بر رفت‌وآمدهای دریایی و خرید زیردریایی گفت‌وگو می‌کنند. این گفت‌وگوها از نظر کیفیت و عمق متفاوت هستند اما برای بازنگری در ارزیابی‌های استراتژیک، بازتعریف پارامترهای همکاری و اجرای سیاست‌های طراحی‌شده ضروری به نظر می‌رسند. در نتیجه این وضعیت، همکاری‌های ایالات متحده و هند به گونه‌ای است که در دوره جنگ حتی تصور این نوع همکاری هم برای دو طرف ممکن نبود. آنها در حال حاضر در موضوع نظارت بر فعالیت‌های اقتصادی و نظامی چین در منطقه نیز همکاری می‌کنند و اخیرا روی ابزارها و مکانیسم‌هایی سرمایه‌گذاری کرده‌اند تا بتوانند به‌طور لحظه‌ای اطلاعات جامعی را درباره کشتی‌های حاضر در منطقه دریافت کنند و با کشورهای ساحلی منطقه به اشتراک بگذارند.
همکاری‌های متقابل ارتش‌های دو کشور هم که اغلب دور از چشم عموم مردم اتفاق می‌افتد به‌طور چشمگیری رشد داشته است. دیدارهای منظم افسران ارشد، تمرین‌های نظامی دو یا چندجانبه و آموزش‌های نظامی مشترک همگی به‌طور بی‌سابقه‌ای بیشتر شده‌اند. تمرین‌های نظامی با حضور تعداد زیادی نیروی نظامی نیز به وضوح گستردگی حجم روابط نظامی و همکاری‌های دفاعی را نشان می‌دهد؛ در تمرینات نظامی سالانه مالابار نیروهای دریایی ایالات متحده، هند، استرالیا و ژاپن به صورت مشترک شرکت می‌کنند. در تمرینات کوپ هم فرصتی برای نیروی هوایی ایالات متحده و هند فراهم می‌شود تا پیشرفته‌ترین عملیات‌های هوایی را به‌طور مشترک تمرین کنند. سری تمرینات نظامی یود ابیس نیز برای نیروهای زمینی دو کشور در نظر گرفته شده است.
در نهایت باید تاکید کرد که شرکت‌های اسلحه‌سازی در امریکا با استفاده از فرصت‌های به وجود آمده موفقیت قابل توجهی در نفوذ به بازار هند کسب کرده‌اند. تا حدود دو دهه قبل تسلیحات امریکایی محدودی در انبارهای ارتش هند وجود داشت. اما اکنون نیروی هوایی و نیروی دریایی هند به هواپیماهای ترابری امریکایی مجهز شده‌اند، بالگردهای نظامی امریکایی به خدمت نیروی زمینی هند درآمده‌اند، موشک‌های ضدکشتی و مهمات توپخانه امریکایی هم در ارتش هند به وفور یافت می‌شود. به‌طور خلاصه، تجارت اسلحه میان ایالات متحده و هند که تا اواخر قرن بیستم بسیار ناچیز بود در سال ۲۰۲۰ به بیش از ۲۰ میلیارد دلار رسید.
به رغم افزایش قابل توجه خریدهای هند از ایالات متحده و با اینکه شرکت‌های امریکایی در چند پروژه نظامی مهم هند مدعی هستند، بعید به نظر می‌رسد که این شرکت‌ها بتوانند سهم غالب را از واردات دفاعی هند به دست بیاورند. یک مشکل اساسی دیگر هم وجود دارد؛ به رغم تهدیدهای امنیتی فزاینده‌ای که پیش روی هند وجود دارد، این کشور در مقایسه با کشورهای غربی از بودجه نظامی کمتری برخوردار است. علاوه بر این، نه تنها تجهیزات امریکایی به دلیل فناوری پیشرفته‌تر از رقبا گران‌تر هستند، بازار دفاعی کوچک هند باعث می‌شود تا این شرکت‌ها استقبال چندانی از پیشنهاد دهلی نو برای تولید بخشی از محصولات در هند نکنند.
مشکلات موجود باعث شده تا گسترش قابل توجه مشارکت‌های دفاعی میان دو کشور با چالش‌های زیادی مواجه باشد. در حالی که هر دو کشور به دنبال تبدیل همکاری‌های دفاعی به اهرمی برای محدود کردن نفوذ چین هستند، اما در نحوه محقق ساختن این هدف اختلافات عمیقی میان آنها وجود دارد.
هدف ایالات متحده از همکاری نظامی با هند این است که پنتاگون می‌خواهد یک ارتش قدرتمند در منطقه را در عملیات‌های ترکیبی احتمالی و به عنوان بخشی از ائتلاف در جنگ مشارکت دهد. هند اما این ایده را رد می‌کند و حاضر نیست ارتش خود را در عملیاتی نظامی که زیر چتر سازمان ملل متحد نباشد، درگیر کند. هند می‌ترسد ایده ایجاد یکپارچگی معنادار با ارتش ایالات متحده باعث شود استقلال سیاسی دهلی‌نو به خطر بیفتد یا از سوی دیگر متحدان و دوستان هند به عنوان همسویی سیاسی کامل با امریکا تعبیر شود. تمرینات نظامی فعلی هم هرچند ممکن است مهارت‌های تاکتیکی یگان‌های درگیر را بهبود بخشد اما قابلیت مشارکت و درگیر شدن در یک عملیات ترکیبی بزرگ علیه یک دشمن توانا و قوی را به ارتش‌ها اضافه نمی‌کند. دیدگاه هند در خصوص همکاری‌های نظامی، متاثر از تلاش این کشور بر تقویت روابط بین‌المللی و تنوع‌بخشی به این روابط است. از نظر هند تمرین‌های نظامی بیشتر یک نماد سیاسی هستند تا ابزاری برای افزایش مهارت عملیاتی. به همین دلیل دهلی نو بیشتر متمایل به تمرینات متنوع با شرکای متعدد است اما ایالات متحده به تمرین‌های کاربردی و با هدف افزایش توان عملیاتی تاکید دارد.
اولویت هند همواره دریافت کمک‌های امریکا به منظور افزایش توانایی‌های داخلی خود بوده به نحوی که اگر تهدیدی پدیدار شد، هند به تنهایی بتواند با این تهدید مقابله کند. در زمان نخست‌وزیری نارندرا مودی هند احساس کرد که به‌طور ویژه‌ای به تکنولوژی‌های امریکایی نیاز دارد تا بتواند در این زمینه به خودکفایی برسد. دهلی‌نو هم‌اکنون علاوه بر همکاری‌های صنعتی و دفاعی با ایالات متحده، همکاری‌های مشابهی را با فرانسه، اسراییل، روسیه و تعدادی دیگر از کشورها دنبال می‌کند.
در این میان، برای بیش از یک دهه واشنگتن تلاش داشت به هند کمک کند تا این کشور در زمینه فناوری‌های دفاعی رشد کند؛ این تلاش نتیجه مطلوبی در پی نداشت. در دوران ریاست‌جمهوری باراک اوباما، از یک ابتکار برای تجارت تکنولوژی و تجهیزات دفاعی رونمایی کردند که هدف از آن گسترش توانایی‌های تکنولوژیکی هند و تولید مشترک سیستم‌های دفاعی در هند بود. مقام‌های هندی امید زیادی به این ابتکار داشتند و از نظر آنها این ابتکار می‌توانست دهلی نو را قادر سازد به بسیاری از فناوری‌های پیشرفته نظامی ایالات متحده نظیر فناوری موتورهای جت یا قابلیت‌ رادارگریزی دست پیدا کند و بتواند این فناوری‌ها را در داخل کشور توسعه دهد. این ابتکار به دو دلیل شکست خورد؛ از یک سو واشنگتن تردید داشت که هند بتواند از پس هزینه‌های این نقل‌وانتقال تکنولوژی برآید و از سوی دیگر کمپانی‌های مطرح سازنده‌ای که انحصارا تکنولوژی را در اختیار داشتند مایل نبودند تا این تکنولوژی را در ازای فرصت‌های تجاری ناچیز در اختیار هند قرار دهند.
دولت بایدن اکنون تمام تلاش خود را به کار بسته تا این شکست در انتقال تکنولوژی‌های دفاعی را جبران کند. سال گذشته، دولت ایالات متحده از ابتکار جدیدی در زمینه انتقال تکنولوژی‌های حیاتی رونمایی کرد که هدف آن ایجاد تغییر اساسی در همکاری میان دولت‌ها، کسب‌وکارها و نهادهای تحقیقاتی دو کشور در زمینه توسعه فناوری است. این ابتکار شامل حوزه‌های مختلفی نظیر نیمه‌رساناها، هواوفضا، هوش مصنوعی، ارتباطات از راه دور و فناوری‌های کوانتومی می‌شود که همگی کاربردهای دوگانه نظامی و غیرنظامی دارند.
با همه ظرفیت‌هایی که در آن نهفته است، ابتکار برای انتقال تکنولوژی‌های حیاتی هیچ خروجی مشخصی را تضمین نمی‌کند. دولت ایالات متحده اختیار صدور مجوز برای انتقال تکنولوژی که برای سرمایه‌گذاری‌های مشترک لازم است را در کنترل دارد. هرچند که به نظر می‌رسد در این مورد این دولت نسبت به دولت‌های قبلی لیبرال‌تر عمل می‌کند اما تنها زمان ثابت خواهد کرد که آیا ابتکار می‌تواند آرزوهای هند و نارندرا مودی برای دسترسی به فناوری‌های پیشرفته امریکا و عملی ساختن شعار «در هند بساز، برای جهان بساز» تحقق ببخشد یا خیر. هدف از این شعار تبدیل هند به یک مرکز تولید جهانی بزرگ است که اگر نتواند جایگزین چین در این زمینه شود دست‌کم با پکن رقابت کند.
سوال بزرگ‌تر اما این است که آیا سخاوت واشنگتن در زمینه انتقال تکنولوژی به هند باعث خواهد شد اهداف استراتژیک امریکا محقق شود یا خیر. در دوره ریاست‌جمهوری جرج بوش و باراک اوباما، هدف بلندپروازانه امریکا کمک به هند به منظور جلوگیری از تسلط چین بر آسیا بود. با وخیم‌تر شدن وضعیت روابط دوجانبه امریکا و چین در دوره ریاست‌جمهوری ترامپ – در حالی که روابط دوجانبه چین و هند هم بدتر شده بود – واشنگتن به مرور زمان به این فکر افتاد که افزایش حمایت‌هایش از هند می‌تواند دهلی‌نو را به سوی ایفای یک نقش نظامی گسترده‌تر در منطقه در برابر نفوذ روبه‌رو شد چین سوق دهد.
دلایلی وجود دارد که باور کنیم این اتفاق نخواهد افتاد. هند تمایل خود را به همکاری با ایالات متحده و دیگر شرکایش در ائتلاف کواد در زمینه‌هایی که سیاست نقش کمتری در آنها ایفا می‌کند نظیر صادرات واکسن، سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی و تنوع بخشی به زنجیره تامین نشان داده است. با این حال، در سخت‌ترین چالش پیش روی ایالات متحده در منطقه اقیانوس هند – اقیانوس آرام یعنی کمک نظامی معنادار برای مقابله با هرگونه تجاوز نظامی احتمالی چین، هند تا زمانی که تهدیدی مستقیم علیه امنیت این کشور وجود نداشته باشد از درگیر شدن دوری خواهد کرد و در بهترین حالت، تنها نقش پشیبانی را بر عهده خواهد گرفت.
اگرچه آشکار است که چین ترسناک‌ترین دشمن هند به نظر می‌رسد اما دهلی‌نو به دنبال فاصله گرفتن از هر اقدامی است که نوعی گسست غیرقابل بازگشت در روابط با چین ایجاد کند. سیاست‌گذاران هندی به خوبی از اختلاف فاحش قدرت هند با قدرت چین آگاه هستند و می‌دانند که این فاصله در کوتاه‌مدت کم نخواهد شد. ضعف نسبی دهلی‌نو در برابر پکن، هند را وادار می‌کند که از تحریک چین اجتناب کنند. از طرفی هند راه فراری از نزدیکی جغرافیایی خود به چین ندارد. این دو کشور مرزهای مشترک و طولانی دارند و پکن می‌تواند امنیت هند را به‌طور جدی تهدید کند؛ توان چین برای تهدید هند در سال‌های اخیر افزایش هم یافته است.
بنابراین مشارکت امنیتی هند با ایالات متحده برای مدتی طولانی وضعیتی نامتقارن خواهد داشت. دهلی نو خواهان حمایت امریکا در صورت رویارویی هند با چین است و در عین حال بر آن است که در هرگونه رویارویی ایالات متحده و چین که طی آن تهدید مستقیمی علیه هند وجود نداشته باشد، خود را کنار بکشد. در چنین شرایطی اگر درگیری بزرگ میان واشنگتن و پکن در دریای چین جنوبی اتفاق بیفتد، هرچند هند قطعا خواهان پیروزی ایالات متحده خواهد بود اما بعید به نظر می‌رسد که خود را درگیر این جنگ کند.
ایالات متحده قطعا باید تا جایی که با منافع امریکا سازگار باشد به هند کمک کند اما نباید این توهم را داشته باشد که این حمایت‌ها – هرچقدر هم سخاوتمندانه – هند را ترغیب خواهد کرد که در ائتلاف نظامی علیه چین به امریکا بپیوندد. رابطه هند با امریکا با رابطه سایر متحدان ایالات متحده با واشنگتن متفاوت است؛ دولت بایدن به جای تلاش برای تغییر نوع این رابطه باید واقعیت‌ها را به رسمیت بشناسد.

واشنگتن، همانطورکه در مورد سایر متحدان این کشور اتفاق افتاده، به دنبال تقویت جایگاه هند در چارچوب نظم بین‌المللی لیبرال است تا در صورت لزوم، مشارکت این کشور در یک ائتلاف دفاعی را به دست بیاورد. دهلی‌نو این مساله را کاملا متفاوت می‌بیند. از نگاه هند، این کشور نه تنها هیچ وفاداری ذاتی نسبت به حفظ نظام بین‌المللی لیبرال ندارد بلکه از مشارکت در پیمان‌های دفاع متقابل نیز بیزار است

دهلی‌نو خواهان حمایت امریکا در صورت رویارویی هند با چین است و در عین حال بر آن است که در هرگونه رویارویی ایالات متحده و چین که طی آن تهدید مستقیمی علیه هند وجود نداشته باشد، خود را کنار بکشد. در چنین شرایطی اگر درگیری بزرگ میان واشنگتن و پکن در دریای چین جنوبی اتفاق بیفتد، هرچند هند قطعا خواهان پیروزی ایالات متحده خواهد بود اما بعید به نظر می‌رسد که خود را درگیر این جنگ کند.

 

 

 

مترجم: محمدحسین لطف‌الهی

 

 

*این متن در راستای اطلاع رسانی و انعکاس نظرات تحلیلگران و منابع مختلف منتشر شده است و انتشار آن الزاما به معنای تأیید تمامی محتوا از سوی “موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)” نیست.

لینک کوتاه : https://www.iras.ir/?p=8075
  • نویسنده : اشلي جي تليس
  • منبع : فارن افرز
  • 363 بازدید

برچسب ها

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.