تاریخ : سه شنبه, ۲۱ بهمن , ۱۴۰۴ 23 شعبان 1447 Tuesday, 10 February , 2026

لایه‌های همکاری: نهادینه شدن تدریجی همکاری در آسیای مرکزی

  • ۲۶ مرداد ۱۴۰۴ - ۱۶:۱۷
لایه‌های همکاری: نهادینه شدن تدریجی همکاری در آسیای مرکزی
اغلب بدیهی فرض می‌شود که باید در آسیای مرکزی، درست مانند سایر مناطق جهان، همکاری منطقه‌ای وجود داشته باشد. اما اساس همکاری منطقه‌ای چیست؟ و چرا کشورهای آسیای مرکزی باید بر اساس این منطقه، با این تعریف، همکاری کنند؟

به قلم: سوانت ای. کورنل، موسسه آسیای مرکزی-قفقاز

توسعه روحیه همکاری منطقه‌ای، تحول سیاسی اصلی در منطقه آسیای مرکزی بزرگ در سال‌های اخیر بوده است. این فرآیند در حال شتاب گرفتن است و در سطوح مختلف در حال انجام است. از جمله ابتکارات در حال انجام، تعمیق همکاری بین پنج کشور آسیای مرکزی است، جایی که جلسات مشورتی سران کشورها نهادینه شده و به همکاری در سطح وزرا و پارلمانی گسترش می‌یابد

ابد و توسط استراتژی‌های همکاری اتخاذ شده توسط رهبران منطقه‌ای اداره می‌شود. فراتر از این، ساختارهای همکاری فشرده‌تری بین قزاقستان و ازبکستان، کشورهای پیشرو منطقه، ایجاد شده است. علاوه بر این، مکانیسم‌های سه‌جانبه، از جمله مکانیسمی با محوریت دره فرغانه شامل قرقیزستان، تاجیکستان و ازبکستان، و همچنین یک سه‌جانبه ترانس خزر شامل آذربایجان، قزاقستان و ازبکستان، پدیدار شده‌اند. در مجموع، این مکانیسم‌های همکاری در سطوح مختلف و با مشارکت شرکای مختلف، نشان دهنده یک روحیه همکاری به سرعت در حال تکامل در سراسر منطقه است که توسط یک هویت مشترک در حال ظهور تقویت می‌شود.

اغراق نیست اگر بگوییم که در دهه گذشته، ظهور روحیه منطقه‌گرایی، مشهودترین تحول سیاسی در آسیای مرکزی بوده است. با این حال، اگرچه این منطقه شاهد افزایش همکاری‌های منطقه‌ای بوده است، اما همچنان فاقد ساختارهای رسمی و نهادینه‌شده همکاری است که تقریباً در تمام مناطق دیگر جهان وجود دارد. با این حال، در زیر سطح، منطقه‌گرایی آسیای مرکزی به صورت ارگانیک و به شیوه‌ای چندلایه، بی‌شباهت به ظهور همکاری‌های اروپایی پس از جنگ جهانی دوم، در حال رشد است.

بلافاصله پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، رهبران آسیای مرکزی گام‌های مشخصی برای به دست گرفتن مسئولیت تعریف منطقه خود و ایجاد نهادهای منطقه‌ای برداشتند. نکته قابل توجه این است که آنها اصطلاح «آسیای مرکزی» را برای تمایز از اصطلاح دوران شوروی «آسیای میانه و قزاقستان» انتخاب کردند. حتی چشمگیرتر اینکه آنها «اتحادیه آسیای مرکزی» را ایجاد کردند، تلاشی که تا حد زیادی نادیده گرفته شده بود تا نهادهای منطقه‌ای را در اواخر دهه ۱۹۹۰ ایجاد کند. همانطور که سانات کوشکومبایف در تحلیل اخیر خود از این ابتکار عمل اشاره می‌کند، این یک تلاش جدی برای ریشه دواندن نهادهای منطقه‌ای بود، اما با این وجود توسط عوامل مختلفی، از واگرایی بین اهداف کشورهای عضو گرفته تا فشار ژئوپلیتیکی خارجی، تضعیف شد. اتحادیه آسیای مرکزی در نهایت در جامعه اقتصادی اوراسیا به رهبری روسیه ادغام شد. [۱]

با این حال، در ده سال گذشته، تلاش جدید و پایدارتری برای ایجاد همکاری منطقه‌ای ریشه دوانده است. این تلاش در مقایسه با تلاش دهه ۱۹۹۰ از مزایای متعددی برخوردار است. اولاً، کشورهای منطقه بخش زیادی از تلاش‌های انفرادی خود برای دولت‌سازی را که تازه در دهه ۱۹۹۰ آغاز شده بود، به پایان رسانده‌اند. کشورهای آسیای مرکزی که در حاکمیت خود ایمن‌تر هستند، به نظر می‌رسد آمادگی بیشتری برای پذیرش گام بعدی – ساختن منطقه خود به صورت مشترک – دارند. علاوه بر این، در حالی که تنش‌های ژئوپلیتیکی پانزده سال پیش همکاری منطقه‌ای را تضعیف می‌کرد، امروزه آنها برعکس عمل می‌کنند. پیش از این، کشورهای منطقه به اندازه کافی قوی نبودند که در برابر اثرات گریز از مرکز رقابت ژئوپلیتیکی مقاومت کنند. با این حال، امروز، این آشفتگی به عنوان عاملی عمل می‌کند که عزم آنها را برای به دست گرفتن مسئولیت منطقه خود به صورت مشترک، به جای اینکه از بیگانگان بخواهند این کار را انجام دهند، تسریع می‌کند.

در عین حال، اغلب مشاهده می‌شود که کشورهای منطقه‌ای در مورد ایجاد نهادهای منطقه‌ای، سطوح مختلفی از جاه‌طلبی دارند و برخی همچنان در این مورد تردید دارند. اگرچه این درست است، اما همین را می‌توان در مورد پیشرفته‌ترین نمونه‌های همکاری منطقه‌ای، مانند اروپا، که در آن حلقه‌های متحدالمرکز همکاری در مورد مسائل حساسی مانند منطقه مرزی شنگن و پول مشترک پدیدار شده‌اند، نیز گفت. همه کشورهای عضو اتحادیه اروپا بخشی از این سازوکارهای همکاری نیستند؛ این امر مانع توسعه و تعمیق مستمر همکاری‌های اروپایی نشده است. کاملاً برعکس، این امر به کشورهایی که بیشترین تعهد را به تعمیق همکاری دارند، این امکان را می‌دهد که این کار را انجام دهند و راه را هموار کنند، در حالی که به آن دسته از کشورهای اروپایی که این کار را نمی‌کنند، اجازه می‌دهد تا به عنوان بخش‌های ارزشمند اتحادیه اروپا باقی بمانند.

به همین ترتیب، در آسیای مرکزی، همکاری منطقه‌ای باید به اشکال مختلف درک شود. واضح است که گروهی از پنج کشور آسیای مرکزی شوروی سابق، هسته همکاری آسیای مرکزی را تشکیل می‌دهند. با این حال، اغلب تأکید بیش از حدی بر تعریف دوران شوروی از آسیای مرکزی وجود دارد که مشترکات بین این پنج کشور و کشورهای همسایه را نادیده می‌گیرد. به این ترتیب، یک مجموعه وسیع‌تر نیز در حال ظهور است که می‌توان آن را آسیای مرکزی بزرگ نامید، با کشورهای همسایه از جمله افغانستان، آذربایجان و مغولستان که در زمان‌های مختلف و برای اهداف مختلف، بخش‌های جدایی‌ناپذیر ابتکارات همکاری در منطقه هستند. برعکس، روابط دوجانبه و سه‌جانبه مهمی بین کشورهای آسیای مرکزی بزرگ وجود دارد که دارای سرمایه‌گذاری‌های همکاری پیشرفته‌ای هستند که برای توسعه منطقه کلیدی بوده‌اند. می‌توان از یک هسته داخلی متشکل از رابطه بین قزاقستان و ازبکستان صحبت کرد که سازنده‌ترین قیاس آن، محور فرانسه-آلمان در اروپا است. گروه‌های سه‌جانبه‌ای که ظهور کرده‌اند، برای مثال، شامل گروه‌های بین قرقیزستان، تاجیکستان و ازبکستان در مورد تعیین مرز در دره فرغانه و همکاری‌های فزاینده در امور انرژی بین آذربایجان، قزاقستان و ازبکستان می‌شود.

بنابراین، بررسی سیر تکامل همکاری‌های منطقه‌ای در آسیای مرکزی مستلزم تحلیل گسترده‌تری از این ابتکارات پراکنده است، و اینکه آیا در مجموع، آنها نشان‌دهنده توسعه پیوندهای نهادی در سراسر منطقه هستند یا خیر.

هویت منطقه‌ای آسیای مرکزی؟

اغلب بدیهی فرض می‌شود که باید در آسیای مرکزی، درست مانند سایر مناطق جهان، همکاری منطقه‌ای وجود داشته باشد. اما اساس همکاری منطقه‌ای چیست؟ و چرا کشورهای آسیای مرکزی باید بر اساس این منطقه، با این تعریف، همکاری کنند؟ گذشته از همه اینها، گزینه‌های جایگزینی وجود دارد که بر اساس آنها می‌توان همکاری را توسعه داد.

برای مثال، می‌توان از این ایده دفاع کرد که چون اکثریت قریب به اتفاق مردم آسیای مرکزی مسلمان هستند، این هویت مذهبی مشترک باید مبنای همکاری باشد و این نشان‌دهنده ادغام منطقه با کشورهای جنوب آن، مانند افغانستان، پاکستان و ایران و فراتر از آن تا خلیج فارس است. با این حال، این هرگز گزینه جدی برای رهبران آسیای مرکزی یا اکثر جمعیت آنها نبوده است، زیرا صرفاً به دلیل هویت مذهبی، حس بسیار کمی از هویت مشترک یا منافع مشترک با سایر کشورها وجود دارد. علاوه بر این، کشورهای آسیای مرکزی این را که همکاری منطقه‌ای را صرفاً بر اساس عامل مذهبی بنا کنند، مغایر با دولت سکولار خود می‌دانند.

احتمال دیگر، نگاه به شمال به جای جنوب و پذیرش مفهوم هویت اوراسیایی و دنبال کردن ادغام اوراسیایی است. این پیشنهاد جدی‌تر بوده است، به ویژه به این دلیل که رهبری روسیه به مدت دو دهه از آن حمایت کرده است. در خود منطقه، رهبران کلیدی، مانند نورسلطان نظربایف، اولین رئیس جمهور قزاقستان، بر ارزش همکاری اوراسیایی تأکید کردند، به ویژه با توجه به ارتباطات اقتصادی قوی بین کشورهای اتحاد جماهیر شوروی که اقتصادهای آسیای مرکزی را به اقتصادهای روسیه و سایر جمهوری‌های اروپایی اتحاد جماهیر شوروی پیوند می‌داد. با این حال، درک آسیای مرکزی از همکاری اوراسیایی به طور قابل توجهی با درک روسیه متفاوت بود. در حالی که روسیه به دنبال ادغام سیاسی تحت رهبری روسیه بود، آسیای مرکزی آرزوی همکاری اقتصادی بر اساس احترام متقابل به حاکمیت ملی را داشت. تنش بین این دیدگاه‌های واگرا با گذشت زمان تنها افزایش یافته است و تجاوز روسیه به اوکراین و تهدیدات مکرر علیه سایر کشورها، از جمله قزاقستان، به سختی اعتماد به نفس در اولویت قالب‌های همکاری اوراسیایی را برانگیخته است.

احتمال دیگر این است که همکاری منطقه‌ای بر اساس هویت زبانی باشد. این امر نیز در طول زمان، به ویژه تحت عنوان همکاری ترکی، توسعه یافته است. قزاقستان و آذربایجان از مدافعان اصلی چنین همکاری در منطقه بوده‌اند و اخیراً، خود ترکیه نیز این مفهوم را پذیرفته و منجر به ایجاد سازمان کشورهای ترک شده است. اما تمرکز بیش از حد بر جنبه زبانی، خود به طور بالقوه تفرقه‌انگیز است – این امر تاجیکستان را مستثنی می‌کند و جمعیت‌های غیرترک قابل توجه منطقه‌ای را که از نظر تاریخی با همزیستی و تلاقی هویت‌ها و زبان‌های ترکی و فارسی مشخص می‌شد، نادیده می‌گیرد. این امر همچنین با این واقعیت تشدید می‌شود که زبان‌های ترکی منطقه به اندازه‌ای متفاوت هستند که به راحتی قابل فهم متقابل نیستند. برخلاف مورد اسکاندیناوی، که در آن دانمارکی‌ها، نروژی‌ها و سوئدی‌ها می‌توانند با سهولت نسبی با هم تعامل داشته باشند، قزاق‌ها، قرقیزها، ترکمن‌ها و ازبک‌ها نمی‌توانند به راحتی این کار را انجام دهند. به همین ترتیب، اشتراک زبانی نمی‌تواند به طور واقع‌بینانه پایه و اساس همکاری منطقه‌ای در آسیای مرکزی باشد.

آیا پس یک هویت مشترک منطقه‌ای در آسیای مرکزی وجود دارد؟ شواهد زیادی وجود دارد که نشان می‌دهد چنین هویتی به آرامی در حال ظهور است. مردم آسیای مرکزی به آرامی در حال کشف مجدد تاریخ مشترک خود هستند، فرآیندی که مستلزم کنار گذاشتن تاریخ‌نگاری مورد علاقه شوروی است، شوروی‌هایی که سعی داشتند مردم آسیای مرکزی را عقب‌مانده و روسیه را تأمین‌کننده فرهنگ و تمدن معرفی کنند. در دهه سوم استقلال، مردم آسیای مرکزی در حال کشف مجدد چهره‌های درخشان گذشته خود هستند – دوره‌ای هزار سال پیش که به عنوان “روشنگری گمشده” لقب گرفته بود، زمانی که آسیای مرکزی واقعاً مرکز فکری جهان بود. [۲] با این حال، برای هر کشور آسیای مرکزی ادعای شخصیت‌های تاریخی مانند بیرونی یا ابن سینا که هزاره قبل از ترسیم مرزهای این کشورها زندگی می‌کردند و درجغرافیای وسیع آسیای مرکزی و فراتر از آن حرکت می‌کردند، کمی نامعقول خواهد بود.

این امر مانع از آن نشد که چندین کشور در طول فرآیند ملت‌سازی خود را از یکدیگر متمایز کنند و چنین ادعاهایی را مطرح کنند. [۳] با این حال، اخیراً، رهبران منطقه‌ای به جای اینکه کشورهای منطقه‌ای را از یکدیگر جدا کنند، تمایل به اذعان به تبار مشترکی داشته‌اند که منطقه را به هم پیوند می‌دهد. بنابراین، اسلام کریموف، رئیس جمهور سابق ازبکستان، در سال ۲۰۱۴ کنفرانسی را در سمرقند در مورد متفکران بزرگ گذشته برگزار کرد و در اظهارات خود اظهار داشت که این متفکران «در واقع محصول کل منطقه و فرهنگ و ارزش‌های مشترک عمیق و غنی آنها بودند… علیرغم تفاوت‌های قومی، زبانی و تضاد بین مردم روستایی و شهری.» [۴] به طور مشابه، قاسم جومارت توکایف، رئیس جمهور قزاقستان، در مقاله‌ای در سال ۲۰۲۴ با عنوان «رنسانس آسیای مرکزی»، استدلال کرد که آسیای مرکزی «ذهنیت آسیای مرکزی منحصر به فردی دارد که باعث ایجاد فرهنگ و سنت‌های متمایزی شده است. ارکان هویت آسیای مرکزی احترام به ریشه‌های تاریخی مشترک ما، گفتگوی بین فرهنگی و هماهنگی بین ادیان است.» [۵]

بنابراین واضح به نظر می‌رسد که رهبران آسیای مرکزی شروع به ترویج هویت منطقه‌ای کرده‌اند. این امر تا چه حد در جمعیت‌های منطقه منعکس شده است؟ این موضوع هنوز مشخص نیست، به ویژه با توجه به اینکه آگاهی ملی جمعیت‌های آسیای مرکزی خود پدیده‌ای نسبتاً جدید است که با ایجاد دولت در سه دهه گذشته تقویت شده است. اما به طور غیرمستقیم، نشانه‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد یک خویشاوندی یا همبستگی منطقه‌ای در حال ظهور است. به عنوان مثال، در طول بازی‌های المپیک ۲۰۲۴، چیزی که یک تحلیلگر منطقه‌ای آن را “حس فوق‌العاده همبستگی برای حمایت از یکدیگر” نامید، در بین هواداران و ورزشکاران آسیای مرکزی وجود داشت – که بهترین نمونه آن زمانی بود که یک مربی ازبک برای مربیگری یک بوکسور قرقیز وارد عمل شد، زمانی که مربی خودش قادر به دریافت ویزا نبود. [۶] تجربیات مشابهی را می‌توان در بین آسیای مرکزی‌های خارج از کشور یا در ظهور شبکه‌هایی از متخصصان جوان از سراسر منطقه، مانند شبکه CAMCA، مشاهده کرد. [۷]

بنابراین، به طور فزاینده‌ای یک هویت منطقه‌ای در آسیای مرکزی در حال ظهور است. این به خودی خود یک واقعیت مهم است، به ویژه با توجه به اینکه کشورهای مستقل با چالش‌های سختی روبرو بودند. شبکه‌های پیچیده وابستگی متقابل انرژی، مرزهای نامشخص و وجود مناطق برون‌بومی از جمله عواملی بودند که در تضعیف همکاری بین آنها نقش داشتند. و در حالی که نسل‌های تحصیل‌کرده شوروی اشتراکاتی داشتند که از آموزش شوروی و زبان روسی ناشی می‌شد، جای تعجب نبود اگر نسل‌های پس از شوروی در جهت ملی‌گرایانه توسعه می‌یافتند و باعث ایجاد تنش‌های فزاینده بین کشورهای آسیای مرکزی می‌شدند. برخی از عناصر این امر در واقع اتفاق افتاد، همانطور که تنش‌های مرزی بین قرقیزستان و تاجیکستان نشان داده است. اما به طور کلی، یک هویت منطقه‌ای مشترک ممکن است در حال شکل‌گیری باشد – به ویژه در نتیجه مفاهیم فراگیر هویت ملی مبتنی بر شهروندی که کشورهای منطقه اتخاذ کرده‌اند، و همچنین روحیه منطقه‌گرایی که رهبران آنها پذیرفته‌اند.

سازوکارهای C5+: ایجاد شناخت هویت منطقه‌ای

در حالی که هویت منطقه‌ای آسیای مرکزی در میان جمعیت‌های منطقه ریشه می‌دواند، این هویت از طریق تعامل مشترک کشورهای آسیای مرکزی با قدرت‌های جهانی در صحنه جهانی نیز به رسمیت شناخته شده است. این امر به همان اندازه مهم است، زیرا یکی از انگیزه‌های اصلی همکاری منطقه‌ای آسیای مرکزی، تضمین حاکمیت کشورهای منطقه‌ای و جلوگیری از تبدیل شدن به هدف رقابت قدرت‌های بزرگ است.

در واقع، قدرت‌های بزرگی که در آسیای مرکزی منافعی دارند، تمایل به اتخاذ رویکردی دوجانبه در قبال منطقه داشته‌اند. این موضوع هم برای قدرت‌های بزرگ منطقه‌ای و هم برای قدرت‌های غربی صادق است. برای رهبران روسیه، با قصد اعلام‌شده برای حفظ «حوزه منافع ممتاز» در منطقه، بدیهی است که این امر می‌تواند با مدیریت جداگانه روابط با هر کشور منطقه‌ای، آسان‌تر محقق شود، زیرا این امر مسکو را قادر می‌سازد تا با توجه به اختلاف عظیم اندازه و قدرت بین روسیه و کشورهای آسیای مرکزی، در هرگونه رابطه دوجانبه دست بالا را داشته باشد. رویکرد دوجانبه همچنین همان چیزی است که رهبری اتحاد جماهیر شوروی نسبت به جمهوری‌های آسیای مرکزی داشت. در واقع، روسیه ظهور همکاری منطقه‌ای آسیای مرکزی را در اواخر دهه ۱۹۹۰ به عنوان تهدیدی برای جاه‌طلبی‌های سلطه خود می‌دید و مطمئن شد که تنها برای مجبور کردن آن به قرار گرفتن در چارچوب سازوکارهای همکاری اوراسیا، به این تلاش می‌پیوندد، همانطور که در مطالعات قبلی منتشر شده توسط این مؤسسه به تفصیل مورد بحث قرار گرفته است. [۸]

چین در این زمینه تا حدودی با روسیه متفاوت است. اگرچه پکن نیز تمایلاتی برای دنبال کردن مسیر دوجانبه در مواردی که برای اهدافش مناسب بوده، نشان داده است، اما از همان ابتدا به مزایای همکاری مشترک با کشورهای آسیای مرکزی پی برد، به ویژه به این دلیل که این امر تعامل آن با منطقه را ساده‌تر می‌کرد. اولین ابتکار عمل بزرگ چین در منطقه در واقع چندجانبه بود: مکانیسم موسوم به «شانگهای پنج» که برای تعیین مرز بین چین و کشورهای آسیای مرکزی طراحی شده بود. البته این یک ابتکار عمل صرفاً آسیای مرکزی نبود: ترکمنستان و ازبکستان که هیچ مرزی با چین نداشتند، در آن گنجانده نشده بودند. علاوه بر این، در نتیجه اشتیاق چین برای عدم خصومت با مسکو، روسیه از همان ابتدا عضو این گروه بود. ازبکستان بعداً به آن پیوست و این گروه غیررسمی را به سازمان همکاری شانگهای تبدیل کرد که متعاقباً عضویت خود را بسیار فراتر از آسیای مرکزی گسترش داد. با این حال، نکته مهم این است که برخلاف مسکو، پکن هرگز تمایلی به تضعیف فعال همکاری منطقه‌ای آسیای مرکزی نشان نداده است.

کشورهای غربی اکنون خود را حامی منطقه‌گرایی آسیای مرکزی می‌دانند. با این حال، خواسته یا ناخواسته، ایالات متحده مدت‌ها رویکردی را حفظ کرده است که خود تفرقه‌انگیز بوده است. این امر به ویژه در مورد سیاست‌های ایالات متحده در زمینه ترویج دموکراسی صادق بود، جایی که واشنگتن مدت‌ها تمایل داشت کشورهای منطقه را به «دانشجویان خوب» و «دانشجویان بد» تقسیم کند و ستایش و انتقاد را بر اساس برداشت خود از پذیرش کشورها از اولویت‌های ایالات متحده در این زمینه توزیع کند. البته، این امر در مورد سیاست ایالات متحده در امور امنیتی و ضد تروریستی نیز صادق بود، جایی که پنتاگون برای به دست آوردن حقوق پایگاه و پرواز، به صورت دوجانبه با هر کشور تعامل می‌کرد. این یک تحول خوشایند است که ایالات متحده، مانند اتحادیه اروپا، در استراتژی‌ها و بیانیه‌های سیاسی منتشر شده خود، همکاری منطقه‌ای آسیای مرکزی را تأیید کرده است.

با این اوصاف، نه روسیه، نه چین و نه ایالات متحده اولین کشورهایی نبودند که سیاستی را اتخاذ کردند که کشورهای آسیای مرکزی را به عنوان یک موجودیت واحد در نظر می‌گرفت. این نقش به ژاپن رسید که فرمت آسیای مرکزی به علاوه ژاپن را در اجلاس آستانه در سال ۲۰۰۴ ایجاد کرد. سه سال بعد، اتحادیه اروپا نیز شروع به اجرای فرمت مشابهی کرد. نکته قابل توجه این است که مدت‌ها قبل از شروع رسمی رایزنی‌های سطح بالا بین روسای جمهور آسیای مرکزی در سال ۲۰۱۸، این فرمت گفتگو از دو جهت مورد توجه قرار گرفت. اول، تعداد چنین گفتگوهایی به سرعت افزایش یافت. ایجاد مکانیسم C5+1 با ایالات متحده در سال ۲۰۱۵ اتفاق افتاد و در حال حاضر، کشورهای آسیای مرکزی دارای دوازده مکانیزم از این دست با شرکایی از شورای همکاری خلیج فارس، کره جنوبی و هند گرفته تا کشورهای اروپایی مانند آلمان و ایتالیا – و همچنین روسیه و چین هستند که خیلی دیر، به ترتیب در سال‌های ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳، به مشارکت در این فرمت رضایت دادند.

علاوه بر این، سطح این تعاملات به طور مداوم افزایش یافته است. گفتگوهای اولیه آسیای مرکزی با ژاپن و اتحادیه اروپا یا ایالات متحده به طور مداوم در سطح وزیران یا معاونان وزیر امور خارجه انجام می‌شد. اخیراً، سطح این گفتگوها به سطح روسای دولت یا حکومت افزایش یافته است، همانطور که در اجلاس‌های اخیر با روسیه، چین، شورای همکاری خلیج فارس، ژاپن و همچنین ایالات متحده و اتحادیه اروپا مشاهده شد. دیدار رئیس جمهور بایدن با رهبران آسیای مرکزی در نیویورک در سال ۲۰۲۳ اولین باری بود که یک رئیس جمهور ایالات متحده مستقیماً با منطقه تعامل داشت و در سال ۲۰۲۵ اتحادیه اروپا و آسیای مرکزی اولین اجلاس سطح بالای خود را برگزار کردند.

می‌توان از شدت این تعاملات دیپلماتیک شگفت‌زده شد. اما تلاش‌های کشورهای آسیای مرکزی برای گسترش مداوم این قالب، نشان‌دهنده اهمیتی است که رهبران آسیای مرکزی برای قالب‌های C5+ قائل هستند: آنها با موفقیت قدرت‌های بزرگ را به پذیرش این موضوع سوق داده‌اند که روابط با آسیای مرکزی صرفاً در سطح دوجانبه یا از طریق سازمان‌های گسترده‌تری مانند کشورهای مستقل مشترک‌المنافع یا سازمان همکاری شانگهای نخواهد بود. برای انجام این کار، کشورهای آسیای مرکزی به طور مشترک در مجمع عمومی سازمان ملل متحد برای کسب حمایت از به رسمیت شناختن آسیای مرکزی به عنوان یک منطقه جهانی متمایز تلاش کردند.

وادار کردن ایالات متحده و متعاقباً روسیه و چین به پذیرش سازوکارهای C5+ اساساً این قدرت‌های بزرگ را مجبور می‌کند تا اذعان کنند که آسیای مرکزی یک منطقه جهانی نوظهور و منسجم است که در آن تاکتیک‌های تفرقه بینداز و حکومت کن دیگر کارساز نخواهد بود. در عوض، ضرورت برخورد با کشورهای آسیای مرکزی به عنوان یک گروه، روابط را برابرتر می‌کند. در حالی که هر یک از ابرقدرت‌ها آشکارا بر کشورهای آسیای مرکزی برتری دارند، اما امنیت از نظر تعداد وجود دارد و همبستگی آسیای مرکزی، اعمال فشار بر کشورهای منطقه را برای قدرت‌های خارجی دشوارتر می‌کند.

با این حال، سازوکارهای C5+ صرفاً یک تاکتیک دفاعی برای اتحاد در برابر تهدیدات قدرت‌های خارجی نیستند: آنها بخشی از یک استراتژی برای ارتقای نقش آسیای مرکزی در سیاست جهانی را تشکیل می‌دهند. این سازوکارهای گفتگو با مشارکت دادن همه قدرت‌های بزرگ در بالاترین سطح، در حال حاضر، آسیای مرکزی را واقعاً روی نقشه جهان قرار می‌دهند و به تبدیل منطقه به چیزی که رئیس جمهور توکایف آن را «یک بازیگر منطقه‌ای جداگانه در روابط بین‌الملل، قادر به تبدیل شدن به مرکز جدید ثقل جهانی» نامید، کمک می‌کنند. [۹]

همکاری در آسیای مرکزی: روندی کند به سوی نهادینه شدن

این یک تناقض است که تا سال ۲۰۱۷، رهبران آسیای مرکزی مرتباً در سازوکارهایی با حضور قدرت‌های دیگر ملاقات می‌کردند. اما تقریباً به مدت یک دهه، آنها قالب منظمی نداشتند که در آن فقط به عنوان کشورهای آسیای مرکزی و بدون دخالت قدرت‌های خارجی ملاقات کنند. با این حال، آنها به طور مشترک برای اهداف خاصی ملاقات می‌کردند، که مهمترین آنها پیمان ایجاد منطقه عاری از سلاح‌های هسته‌ای برای آسیای مرکزی بود که در سال ۲۰۰۶ در سمی، قزاقستان امضا شد. علاوه بر این، آنها از اوایل سال ۱۹۹۳، زمانی که صندوق بین‌المللی نجات دریای آرال تأسیس شد، نهادهای مشترکی ایجاد کردند. همکاری منطقه‌ای آسیای مرکزی در سال ۲۰۱۷ آغاز شد، زمانی که نورسلطان نظربایف، رئیس جمهور قزاقستان، در پاسخ به پیشنهاد شوکت میرضیایف، رئیس جمهور جدید ازبکستان، جلسه‌ای از روسای جمهور آسیای مرکزی تشکیل داد. وقتی این جلسه مشورتی در سال ۲۰۱۸ برگزار شد، اولین بار در تقریباً یک دهه بود که روسای جمهور آسیای مرکزی بدون حضور افراد خارجی ملاقات می‌کردند. از آن زمان، نشست‌ها بین روسای جمهور به صورت سالانه برگزار شده است.

تأکید بر جلسات ریاست جمهوری، بازتابی از واقعیت‌های سیاسی آسیای مرکزی است. با توجه به نظام‌های سیاسی که عمدتاً از بالا به پایین سازماندهی شده‌اند، طبیعی است که همکاری‌های منطقه‌ای به شیوه‌ای از بالا به پایین، در قالب جلسات مشورتی روسای جمهور، ساختاربندی شوند. اما برای موفقیت همکاری‌های منطقه‌ای، نمی‌توان آن را صرفاً یا حتی در درجه اول بر جلسات ریاست جمهوری متمرکز کرد. کاملاً برعکس، همکاری‌های منطقه‌ای زمانی موفق خواهند بود که سازمان‌های دولتی، شوراهای تجاری و گروه‌های جامعه مدنی در سراسر منطقه به شیوه‌ای ساختارمند با یکدیگر، از طریق سازوکارها یا نهادهای رسمی، همکاری کنند. چنین چشم‌اندازی در واقع در چهارمین نشست روسای جمهور در چولپون-آتا در سال ۲۰۲۲ مطرح شد، زمانی که روسای جمهور طیف گسترده‌ای از ابتکارات را که روابط متقابل را در بیش از دو دوجین حوزه از قانون، تجارت، ورزش، سرمایه‌گذاری، ویزا و آموزش گرفته تا امنیت پوشش می‌داد، تصویب کردند. به طور مشابه، ششمین نشست ۲۰۲۴ منجر به تصویب نقشه راه برای توسعه همکاری‌های منطقه‌ای برای سال‌های ۲۰۲۵-۲۰۲۷ و یک برنامه عملیاتی برای همکاری‌های صنعتی بین کشورهای آسیای مرکزی برای همین دوره زمانی شد. از آنجا که متن این اسناد در دسترس عموم نیست وهیچ نهاد مرکزی وظیفه هماهنگی همکاری‌های منطقه‌ای را ندارد، پیگیری اجرای این توافقات دشوار است.

با وجود این، گام‌هایی در جهت ایجاد نهادها برداشته شده است. از همه مهم‌تر، روسای جمهور در اجلاس دوشنبه ۲۰۲۳ تصمیم گرفتند شورای هماهنگ‌کنندگان ملی جلسات مشورتی ریاست جمهوری را تأسیس کنند. [۱۰] این نهاد که برای «افزایش اثربخشی روزمره تعامل بین ایالتی و ایجاد انسجام در ابتکارات جاری» طراحی شده است، در واقع می‌تواند نطفه همکاری منطقه‌ای نهادینه شده آسیای مرکزی را تشکیل دهد. [۱۱]

اقدامات بیشتر در جهت نهادینه‌سازی همکاری‌های منطقه‌ای در اجلاس ۲۰۲۴ در آستانه صورت گرفت، جایی که پنج رئیس جمهور، چشم‌انداز استراتژیک پیشنهادی رئیس جمهور قزاقستان، قاسم جومارت توکایف، با عنوان «آسیای مرکزی ۲۰۴۰» با عنوان فرعی «مفهوم توسعه همکاری‌های منطقه‌ای» را تصویب کردند. این چشم‌انداز استراتژیک به نوبه خود بر مفهوم «رنسانس آسیای مرکزی» رئیس جمهور توکایف، که در یک مقاله سیاسی منتشر شده پیش از اجلاس ۲۰۲۴ مطرح شده بود، بنا شده است. [۱۲] در این مقاله، رهبر قزاقستان چشم‌اندازی از یک منطقه یکپارچه‌تر را ترسیم می‌کند که همچنین به عنوان یک طرف گفتگو در صحنه جهانی با قدرت‌های بزرگ و سازمان‌های بین‌المللی عمل می‌کند. همانطور که او اشاره می‌کند، این امر در نتیجه هماهنگی عمیق‌تر آسیای مرکزی در نهادهای چندجانبه مانند سازمان ملل متحد و همچنین در سازمان‌هایی مانند سازمان همکاری شانگهای که کشورهای آسیای مرکزی در آن نمایندگی دارند، در حال وقوع است.

سند «آسیای مرکزی ۲۰۴۰» چشم‌اندازی را برای تعمیق ادغام در حوزه‌های مشخصی مانند تجارت، انرژی، حمل و نقل، محیط زیست، اتصال دیجیتال ترسیم کرد، اما به طور خاص وظیفه تقویت هویت فرهنگی مشترک آسیای مرکزی را نیز در بر گرفت. اما فراتر از آن، برای اولین بار به نهادینه شدن جلسات سران کشورها به یک ساختار رسمی منطقه‌ای اشاره می‌کند. با پذیرش اینکه جلسات مشورتی سران کشورها «سنگ بنای هماهنگی سیاسی» را تشکیل می‌دهد، اعلام می‌کند که این قالب به عنوان یک «ساختار منطقه‌ای دائمی» نهادینه می‌شود و اعلام می‌کند که فراتر از سران کشورها گسترش می‌یابد. با تأکید بر اهمیت «گفتگوی چندسطحی»، قالب‌های همکاری را گسترش می‌دهد تا پارلمان‌ها، وزارتخانه‌ها، جامعه مدنی، مشاغل و اندیشکده‌ها را نیز در بر بگیرد. لازم به ذکر است که گفتگوهای سطح وزیران در حال انجام است: پیش از اجلاس مشورتی ۲۰۲۴، جلسه‌ای با وزرای حمل و نقل آسیای مرکزی و همچنین جلسه‌ای با وزرای انرژی برگزار شد.

حرکتی برای توسعه همکاری‌های پارلمانی بین پنج کشور آسیای مرکزی آغاز شده است. اولین مجمع بین پارلمانی آسیای مرکزی در فوریه ۲۰۲۳ در ترکستان، قزاقستان برگزار شد و پس از آن دومین اجلاس در خیوه، ازبکستان، در سپتامبر ۲۰۲۴ برگزار شد. موضوعات کلیدی مورد بحث شامل همکاری در نظارت بر توافقات سطح بالا و هماهنگ‌سازی قوانین در سراسر آسیای مرکزی و همچنین توسعه یک چارچوب قانونی برای یک فضای اقتصادی مشترک و تقویت همکاری در صنعت و حمل و نقل بود. [۱۳]

علاوه بر این مراحل رسمی، واضح است که ارتباطات غیررسمی بین مقامات دولتی در سراسر آسیای مرکزی طی دهه گذشته به طور تصاعدی افزایش یافته است. نمایندگان سازمان‌های دولتی آسیای مرکزی، به جای اینکه مانند گذشته از یکدیگر منزوی باشند یا فقط از طریق ابزارهای رسمی با هم تعامل داشته باشند، اکنون به روش‌هایی که یک دهه پیش قابل تصور نبود، در حال مقایسه و یادگیری از یکدیگر هستند. بنابراین، توسعه نهادهای منطقه‌ای در سطح آسیای مرکزی در حال انجام است، اما فرآیندی زمان‌بر است. تصمیمات اصلی در جلسات سالانه روسای جمهور گرفته می‌شود و تا حدودی همچنان بر اساس کمترین مخرج مشترک تعیین می‌شود. این موضوع، مسئله اشتیاق متفاوت برای همکاری منطقه‌ای را مطرح می‌کند، سؤالی که از همان ابتدا منطقه‌گرایی آسیای مرکزی را خدشه‌دار کرده است. باید توجه داشت که برخلاف وضعیت بیست سال پیش، ترکمنستان اکنون یک شرکت‌کننده کامل در سازوکارهای همکاری منطقه‌ای، از جمله در سطح ریاست جمهوری و پارلمانی است. این امر تا حد زیادی به دلیل تلاش‌های صبورانه آستانه و تاشکند برای ایجاد اعتماد با عشق‌آباد در مورد برنامه‌های همکاری منطقه‌ای و اصرار بر اطمینان از مشارکت ترکمنستان است، حتی اگر این به معنای پیشرفت کندتر از آنچه در غیر این صورت اتفاق می‌افتاد، باشد.

با این حال، ترکمنستان همچنان تا حدودی محتاط است که اجازه ندهد همکاری‌های منطقه‌ای خیلی سریع تشدید شود. هنگامی که پیشنهاد قزاقستان برای پیمان دوستی بین کشورهای آسیای مرکزی در اجلاس چولپون-آتا در سال ۲۰۲۲ مطرح شد، ترکمنستان و تاجیکستان هر دو با استناد به رویه‌های داخلی نامشخص از امضای آن خودداری کردند. در مورد تاجیکستان، این سکوت را می‌توان با مناقشه مرزی با قرقیزستان که از آن زمان حل شده است، همانطور که در ادامه مورد بحث قرار می‌گیرد، به راحتی توضیح داد. با این حال، در سه سال گذشته، هیچ یک از این دو کشور اقدامی برای امضای این پیمان انجام نداده‌اند که نشان دهنده تردید مداوم برای کمک به نهادینه شدن سریع همکاری‌های منطقه‌ای است. در واقع، این حس واضح وجود دارد که آستانه و تاشکند نیروهای محرکه همکاری آسیای مرکزی هستند، بیشکک یک شرکت کننده مشتاق است، اما عشق آباد و دوشنبه ترجیح می‌دهند با احتیاط بیشتری پیش بروند.

با این حال، برای موفقیت همکاری منطقه‌ای آسیای مرکزی، نمی‌توان از تسریع روند نهادینه‌سازی در درازمدت اجتناب کرد. حتی اگر این همکاری با جلسات موردی در سطح وزرا یا بین نمایندگان پارلمان دنبال شود، محدودیتی در شتابی که می‌توان با اعلامیه‌های رسمی در سطح ریاست جمهوری به دست آورد، وجود دارد. در حال حاضر، اجرای توافقات حاصل شده در اجلاس‌های مشورتی نامشخص است؛ و از آنجایی که میوه‌های “آسان” گام‌های به راحتی قابل دستیابی چیده می‌شوند، دستیابی به نتایج ملموس بدون ساختارهای منطقه‌ای به طور فزاینده‌ای دشوار خواهد بود. برای اینکه همکاری منطقه‌ای در سطح اجتماعی احساس شود و برگشت‌ناپذیر شود، به ساختارهای همکاری نیاز خواهد بود، اولاً به این دلیل که این ساختارها می‌توانند تضمین کنند که اعلامیه‌های صادر شده توسط روسای جمهور در واقع در سطح ملی اجرا می‌شوند؛ و ثانیاً، به این دلیل که چنین ساختارهای منطقه‌ای می‌توانند خود مسائل اصلی پیش روی همکاری منطقه‌ای عمیق‌تر در آسیای مرکزی را شناسایی و اولویت‌بندی کنند.

هسته: قزاقستان و ازبکستان

همانطور که رابطه بین فرانسه و آلمان هسته اصلی را تشکیل می‌داد که بدون آن اتحادیه اروپا هرگز نمی‌توانست نور روز را ببیند، رابطه بین قزاقستان و ازبکستان برای توسعه همکاری منطقه‌ای در آسیای مرکزی بسیار مهم است. آنها تا حد زیادی دو کشور بزرگ منطقه هستند و همچنین مکمل یکدیگرند: در حالی که قزاقستان قلمرو و اقتصاد بزرگتری دارد و چین را به دریای خزر متصل می‌کند، ازبکستان بیشترین جمعیت و مرکزی‌ترین موقعیت را در منطقه دارد و با سایر کشورهای آسیای مرکزی، از جمله افغانستان، هم‌مرز است. وقتی این کشورها با هم رو در رو نشده‌اند، همکاری آسیای مرکزی متزلزل شده است، همانطور که گاهی اوقات در دهه ۲۰۰۰ چنین بود. وقتی دیدگاه‌های آنها همسو می‌شود، همانطور که از اوایل دهه ۲۰۱۰ همسو شده است، منطقه‌گرایی آسیای مرکزی رو به افزایش بوده است.

در این زمینه، باید توجه داشت که این روند صعودی در واقع قبل از جانشینی شوکت میرضیایف به جای اسلام کریموف و رئیس جمهور ازبکستان آغاز شده بود. در واقع، کریموف پیشنهاد قزاقستان مبنی بر تشکیل یک همکاری استراتژیک بین دو کشور را پذیرفته بود، چیزی که در جریان سفر نظربایف به تاشکند در ژوئن ۲۰۱۳ محقق شد. [۱۴] کریموف که به خاطر دیدگاه شکاکانه و گاه تمسخرآمیز خود نسبت به همسایگان ازبکستان شناخته می‌شود، در سال‌های پایانی عمر خود به طور مشهودی رویکرد خود را نسبت به قزاقستان در جهت مثبت تغییر داد. [۱۵] هنگامی که میرضیایف در تاشکند به قدرت رسید، سیاست ازبکستان نسبت به همه همسایگانش به طور چشمگیری و مثبتی تغییر کرد. سپس این رابطه به سرعت توسعه یافت – به ویژه پس از تغییر قدرت در قزاقستان که منجر به به دست گرفتن قدرت توسط رئیس جمهور توکایف شد. در واقع، توکایف یکی از اولین سفرهای خود به عنوان رئیس جمهور به تاشکند را در آوریل ۲۰۱۹ انجام داد. تا اواخر سال ۲۰۲۱، دو کشور پیمانی در مورد روابط متفقین منعقد کردند. این اقدام شاید عمدتاً نمادین بود، زیرا هنوز هیچ پیمان دفاعی بین دو کشور وجود ندارد. با این حال، این پیمان مفادی را برای تقویت روابط دفاعی و امنیتی بین دو کشور و هماهنگی سیاست‌های خارجی بیان می‌کند. بیش از هر چیز، این پیمان نشان‌دهنده قصد دو قدرت پیشرو آسیای مرکزی برای به دست گرفتن کنترل منطقه مشترک خود و تلاش برای تقویت استقلال منطقه از قدرت‌های بزرگ اطراف آن و ایجاد جایگاه مستقل در امور جهانی است.

پیمان ۲۰۲۱ همچنین تأسیس شورای عالی بین دولتی قزاقستان و ازبکستان را پیش‌بینی کرده بود. این شورا برای اولین بار در آگوست ۲۰۲۴ در آستانه تشکیل جلسه داد. در کنار این رویداد اصلی، جلسات دیگری با حضور سازمان‌های دولتی، گروه‌های تجاری، اندیشکده‌ها و رویدادهای فرهنگی برگزار شد و جلسه شورا منجر به راه‌اندازی برنامه مشارکت و اتحاد استراتژیک برای سال‌های ۲۰۲۴-۲۰۳۴ شد. در حالی که تمرکز اصلی این برنامه بر توسعه سرمایه‌گذاری‌های مشترک تجاری و همکاری‌های صنعتی با هدف افزایش تجارت دوجانبه به ۱۰ میلیارد دلار است، توجه قابل توجهی نیز به هماهنگی مواضع بین آستانه و تاشکند در امور بین‌المللی، به ویژه در نهادهای چندجانبه از جمله سازمان ملل متحد و سازمان همکاری شانگهای، معطوف شد. اهمیت هماهنگی سیاست خارجی در ایجاد شورای وزیران امور خارجه بین دو کشور نیز قابل مشاهده است. [۱۶]

نکته مهم این است که این نهادهایی که به صورت دوجانبه بین دو کشور پیشرو آسیای مرکزی تأسیس می‌شوند، نباید به عنوان چیزی جایگزین نهادهای منطقه‌ای گسترده‌تر تلقی شوند. کاملاً برعکس، آنها مکمل یکدیگر هستند و می‌توان آنها را به عنوان طرحی برای نهادهای منطقه‌ای در نظر گرفت. به عنوان مثال، تأسیس شورای وزیران امورخارجه، طرحی برای یک نهاد منطقه‌ای مشابه به نظر می‌رسد.

لازم به ذکر است که چارچوب شورای عالی بین ایالتی، چارچوبی است که توسط آذربایجان و قزاقستان و همچنین آذربایجان و ازبکستان تصویب شده است و این نشان دهنده مکمل بودن این قالب است.

سه‌جانبه فرغانه

از دهه ۱۹۹۰، دره فرغانه به عنوان محتمل‌ترین «بشکه باروت» در آسیای مرکزی شناخته شده است. نگاهی گذرا به مرزهای ترسیم شده در دوران شوروی بین قرقیزستان، تاجیکستان و ازبکستان دلیل آن را نشان می‌دهد: به نظر می‌رسد که این مرزها ارتباط چندانی با الگوهای سکونت یا واقعیت‌های جغرافیایی و توپوگرافی ندارند و همین امر، اشتراک منابع کلیدی، به ویژه آب، را به طور بالقوه بسیار مشکل‌ساز می‌کند. و در واقع، این دره سهم خود را از درگیری‌ها، که اخیراً اختلاف مرزی بین قرقیزستان و تاجیکستان بوده است، دیده است. با این حال، در ۳۱ مارس ۲۰۲۵، روسای جمهور سه کشور«بیانیه خجند» را درمورد دوستی ابدی امضاکردند و روند تعیین مرزهای بین خود راتکمیل کردند.

این نماد پویایی همکاری جدید در آسیای مرکزی به شدت با مشکلات گذشته در تضاد بود. کافی است توجه داشته باشید که تهدیدات امنیتی در اواخر دهه ۱۹۹۰ منجر به بسته شدن و حتی مین گذاری بخش‌هایی از مرز بین کشورها شد. جنبش اسلامی ازبکستان مستقر در افغانستان و متحد القاعده که در اواخر دهه ۱۹۸۰ در دره فرغانه ظهور کرد، در سال‌های ۱۹۹۹ و ۲۰۰۰ دو تلاش برای نفوذ به ازبکستان انجام داد و در هر دو مورد با نفوذ از افغانستان از طریق تاجیکستان و استان باتکن قرقیزستان، به دنبال انجام این کار بود. این امر باعث شد که رئیس جمهور کریموف در ازبکستان، این دو کشور کوچکتر را به دلیل ناتوانی در متوقف کردن شورشیان، به عنوان خطرات امنیتی ببیند و منجر به اقدامات یکجانبه برای محافظت از قلمرو ازبکستان شود. بسته شدن مرز در نتیجه، تعاملات مکرر انسانی و اقتصادی را در سراسر مرزها در این دره بسیار به هم پیوسته قطع کرد.

یک دهه بعد، پس از سرنگونی دولت بیشکک در سال ۲۰۱۰، شورش‌های قومی در جنوب قرقیزستان آغاز شد و به طور نامتناسبی ازبک‌های این منطقه را هدف قرار داد. با این حال، رئیس جمهور کریموف قاطعانه در برابر هرگونه مداخله به نمایندگی از هم قومیت‌های قرقیزستان مقاومت کرد و علاوه بر این، به طور فعال برای جلوگیری از استقرار نیروهای روسی در جنوب قرقیزستان تلاش کرد. یک دهه بعد، در سال‌های ۲۰۲۱-۲۰۲۲، تشدید تنش‌ها بین قرقیزستان و تاجیکستان منجر به چندین دور جنگ مسلحانه بین غیرنظامیان و واحدهای نظامی دو کشور شد.

مسیرگذاراز این وضعیت تیره و تار به توافق ۲۰۲۵، همانطور که انتظار می‌رفت، با تغییر موضع تاشکند در قبال همسایگان کوچک‌ترش آغاز شد. سیاست جلب توجه رئیس جمهور میرضیایف که بلافاصله پس از به قدرت رسیدن آغاز شد، منجر به حل و فصل سریع و شگفت‌آور مشکلات مرزی با قرقیزستان و تاجیکستان شد. تا سال ۲۰۱۸، تقریباً تمام بخش‌های مورد مناقشه مرز ازبکستان و تاجیکستان حل و فصل شده بود و دو کشور در مورد برقراری مجدد سفر بدون ویزا بین کشورهای خود توافق کردند. [۱۷] تا سال ۲۰۲۰، روند علامت‌گذاری به خوبی در حال انجام بود. [۱۸] به طور مشابه، مرز قرقیزستان و ازبکستان تا اواخر سال ۲۰۲۱ به طور کامل مشخص شد. [۱۹] انعقاد این توافق‌نامه‌ها مستلزم تبادل زمین و همچنین راه‌حل‌های خلاقانه برای تقسیم کنترل بر سرزمین‌های مورد مناقشه بود که هم از نظر نمادین مهم و هم برای اهداف آبیاری پایین‌دست بسیار مهم بودند. مناطق برون‌بوم متعدد در منطقه – جزایری از قلمرو متعلق به یک کشور اما احاطه شده توسط کشور دیگر – اغلب محل اختلاف و ایجاد درگیری و خشونت محلی بوده‌اند. با این حال، کاهش موانع عبور از مرزها به تدریج وضعیت را برای ساکنان این مناطق برون‌بوم نیز آسان‌تر کرد.

این امر زمینه را برای حل و فصل آلوده‌ترین اختلاف مرزی، یعنی بین قرقیزستان و تاجیکستان، فراهم کرد. در آوریل ۲۰۲۳، سادیر جاپاروف، رئیس جمهور قرقیزستان، و امامعلی رحمان، رئیس جمهور تاجیکستان، به توافقی رسیدند که ۹۰ درصد از مرز مشترک آنها را مشخص می‌کرد. برخلاف تلاش‌های پراکنده قبلی، این توافق بخش قابل توجهی از قلمرو مورد مناقشه را در بر می‌گرفت که نشان دهنده تمایل جدید هر دو دولت برای انجام گفتگوی سازنده به جای توسل به درگیری‌های نظامی است. با توافق ۲۰۲۳، دو کشور توافق کردند که قطعات خاصی از زمین را مبادله کنند و در برخی مناطق بر سر جاده‌ها و منابع آبی مدیریت مشترک ایجاد کنند. در ژوئیه و دسامبر ۲۰۲۴، دو کشور در مورد مناطق باقی مانده مرزی به توافق رسیدند. [۲۰] این امر به نوبه خود آغاز (حداقل علنی) فرآیند سه جانبه با حضور ازبکستان را نیز ممکن ساخت، و جلسه‌ای در ژانویه با حضور نخست وزیران سه کشور در محل تقاطع مرزهای سه کشور برگزار شد. [۲۱] سرانجام، در مارس ۲۰۲۵، روسای جمهور رحمان و جاپاروف یک معاهده مرزی و همچنین پانزده توافقنامه همکاری دیگر را امضا کردند که نشان‌دهنده حل و فصل تمام مسائل مرزی در دره فرغانه بود. این توافق به نوبه خود امکان برگزاری اجلاس ۳۱ مارس سه رئیس جمهور و اعلامیه خجند را فراهم کرد.

در سطح محلی، اختلافات قطعاً باقی خواهند ماند و مطمئناً ممکن است درگیری‌های محلی در پس‌زمینه تنش‌ها و اتهامات متقابلی که در سال‌های گذشته گزارش شده است، همچنان ادامه یابد. با این حال، حل و فصل اختلافات مرزی درسطح سیاسی بین سه کشور مشترک دره فرغانه، نقطه عطفی کلیدی در تاریخ مدرن آسیای مرکزی است که تأثیر قابل توجه بر گسترش همکاری‌های منطقه‌ای خواهد داشت.

اگرچه این تحول رسماً به جلسات مشورتی روسای جمهور آسیای مرکزی مرتبط نیست، اما به سادگی غیرقابل تصور است که رابطه مناقشه‌برانگیز بین بیشکک و دوشنبه بتواند به این سرعت به یک فرآیند مثبت منجر به حل اختلاف در غیاب فرآیند همگرایی منطقه‌ای در سراسر آسیای مرکزی به رهبری آستانه و تاشکند تبدیل شود. در واقع، احتمالاً این قدرت‌ها نقش بسیار مهم‌تری در روند آشتی بین قرقیزستان و تاجیکستان نسبت به آنچه علناً گزارش شده است، ایفا کرده‌اند. به عبارت دیگر، همکاری منطقه‌ای آسیای مرکزی نقش بسیار محوری در سوق دادن دو کشور به سمت همکاری و دوری از درگیری ایفا کرد و تضمین کرد که اختلاف بدون دخالت قدرت‌های خارجی قابل حل است.

سه‌جانبه قدرت‌های میانه

با تغییر نگاهمان به غرب، نوع دیگری از همکاری سه‌جانبه بین کشورهایی که می‌توان آنها را «قدرت‌های میانی» آسیای مرکزی بزرگ نامید، ظهور کرده است. در حالی که قزاقستان به طور خاص به عنوان یک قدرت میانی شناخته شده است، ازبکستان و آذربایجان نیز به عنوان کشورهایی در حال ظهور هستند که توانایی خود را، به ویژه در همکاری با یکدیگر، برای شکل دادن به منطقه اطراف خود نشان داده‌اند، نه اینکه اجازه دهند منطقه صرفاً توسط بازیگران خارجی شکل بگیرد. [۲۲]

همانطور که در بالا بحث شد، سازوکارهای دوجانبه همکاری بین سه کشور شباهت‌های قابل توجهی را نشان می‌دهند. روابط ابتدا بر اساس روابط دوجانبه، از طریق امضای توافق‌نامه‌های مشارکت استراتژیک، تثبیت شده‌اند. سپس این توافق‌نامه‌ها به معاهدات مربوط به روابط متحدانه گسترش یافته‌اند، در حالی که شوراهای بین دولتی برای رسمیت بخشیدن به همکاری در سطح دولت بین دو کشور تشکیل شده‌اند. روابط بین قزاقستان و ازبکستان، و همچنین قزاقستان و آذربایجان، از همان ابتدا توسعه یافت – رابطه اول به تفصیل در بالا مورد بحث قرار گرفته است، درحالی که قزاقستان و آذربایجان در تمرکز مشترک بر حمل و نقل ترانس خزر به هم پیوستند تا فرصت‌های قزاقستان برای صادرات منابع انرژی خود از طریق آذربایجان را گسترش دهند، همچنین بخش غربی دالان شرق-غرب که اروپا را از طریق قفقازجنوبی و آسیای‌مرکزی به چین متصل می‌کند، ایجاد کنند. رابطه بین آذربایجان و ازبکستان کمی دیرتر، اما با سرعت برق، و تا حد زیادی بر اساس روابط هر کشور با قزاقستان توسعه یافت. [۲۳]

این توافق زمینه را برای توسعه رایزنی‌های سه جانبه بین سه کشور فراهم کرد. به طوری که، در ژوئن ۲۰۲۴، سه کشور در سطح وزیران، توافقی را برای ادغام شبکه‌های انرژی سه کشور و توسعه انرژی خورشیدی و بادی برای صادرات به اروپا امضا کردند. درحاشیه نشست COP29 2024 در باکو در ماه نوامبر، سه رئیس جمهور«توافقنامه بین دولتی در مورد مشارکت استراتژیک برای توسعه و انتقال انرژی سبز بین آذربایجان، قزاقستان و ازبکستان» را امضا کردند. این توافق‌نامه با هدف ایجاد «کریدور انرژی سبز»، بازارهای برق یکپارچه درمنطقه و صادرات انرژی تجدیدپذیر به سایرمناطق است. [۲۴]

این به خودی خود یک دستاورد قابل توجه است، اگرچه قبل از تکمیل چنین اتصالی بین سیستم‌های انرژی، کارهای زیادی باید انجام شود، چه رسد به تولید برق کافی برای امکان صادرات انرژی. [۲۵] با این حال، این نشان دهنده درک رهبران این سه کشور است که با همکاری یکدیگر می‌توانند نقش رهبری را در منطقه وسیع‌تر آسیای مرکزی بزرگ ایفا کنند و در نتیجه استقلال کل منطقه را از قدرت‌های خارجی تقویت کنند.

چالش‌های پیش رو

با نگاهی به آینده، کشورهای آسیای مرکزی با چالش‌های زیادی روبرو هستند که نیازمند همکاری منطقه‌ای است. سه حوزه را می‌توان در میان بسیاری از حوزه‌ها برجسته کرد: تهدیدات امنیتی، تهدیدات زیست‌محیطی و رسانه‌ها. تهدیدات امنیتی برای آسیای مرکزی همچنان متعدد است، از رقابت قدرت‌های بزرگ گرفته تا افراط‌گرایی خشونت‌آمیز و قاچاق مواد مخدر. تاکنون، کشورهای آسیای مرکزی از درگیر شدن در رقابت بین قدرت‌های بزرگ اجتناب کرده‌اند. اما بدون هماهنگی بیشتر بین کشورهای منطقه‌ای، موارد محلی خشونت، مانند درگیری مرزی قرقیزستان و تاجیکستان چند سال پیش، می‌تواند منجر به مداخله قدرت‌های خارجی شود. به طور مشابه، آسیای مرکزی همچنان با تهدیدات مرتبط با افراط‌گرایی خشونت‌آمیز و قاچاق مواد مخدر روبرو است که اغلب با وضعیت افغانستان مرتبط هستند. باید توجه داشت که کشورهای آسیای مرکزی به طور قابل توجهی در برابر این تهدیدات مقاوم بوده‌اند و آنها به جای تکرار رویکرد دهه ۱۹۹۰، زمانی که عمدتاً به دنبال منزوی کردن افغانستان بودند، تصمیم گرفته‌اند که به طور فعال با افغانستان تعامل کنند. و این خبر مثبتی است که تولید تریاک در افغانستان از سال ۲۰۲۲ به طرز چشمگیری کاهش یافته است. با این حال، این کشور همچنان به جنبش‌های افراطی مانند داعش خراسان پناه می‌دهد که در دوران اخیر نیز شاهد عقب‌نشینی‌هایی بوده است، اما همچنان نیرویی است که باید روی آن حساب کرد. [۲۶]

با توجه به بی‌ثباتی فزاینده در کل اوراسیا، کشورهای آسیای مرکزی مجبورند منابع خود را به تقویت ساختارهای دفاعی و صنایع دفاعی معطوف کنند. در این مسیر، مطمئناً از هماهنگی بیشتر بین نهادهای دفاعی مربوطه خود بهره‌مند خواهند شد تا از تکرار تلاش‌ها جلوگیری کرده و به قابلیت همکاری و تقسیم بار مسئولیت دست یابند. به همین ترتیب، نیاز به تلاش‌های مداوم برای مقابله با افراط‌گرایی همچنان پابرجاست و این حوزه‌ای است که کشورهای منطقه می‌توانند از مقایسه بهترین شیوه‌ها در آن سود زیادی ببرند. در واقع، این منطقه در حال گذار از رویکرد واکنشی و دفاعی متمرکز بر سرویس‌های امنیتی به رویکردی «پیشگیرانه‌تر» برای مقابله با افراط‌گرایی، به ویژه در میان جوانان، است.

توکایف، رئیس جمهور قزاقستان، در طرح «رنسانس آسیای مرکزی» برای سال ۲۰۲۴، بر لزوم هماهنگی بیشتر در شناسایی تهدیدات امنیتی منطقه تأکید کرد و خواستار «همکاری در حوزه سیاست دفاعی و امنیتی» و به ویژه لزوم «ایجاد یک معماری امنیتی منطقه‌ای» شد. [۲۷] همانطور که میرضیایف، رئیس جمهور ازبکستان، اشاره کرده است، مقابله با افراط‌گرایی خشونت‌آمیز «زمانی امکان‌پذیر است که ما با هم عمل کنیم.» [۲۸]

یکی از نگرانی‌های جدی برای منطقه، چالش‌های زیست‌محیطی، به‌ویژه در رابطه با بهره‌برداری از منابع آب است. همانطور که اشاره شد، یکی از اولین تلاش‌های مشترک کشورهای آسیای مرکزی، صندوق بین‌المللی نجات دریای آرال بود. با این حال، اختلاف نظر بین کشورها در مورد استفاده از آب از مدت‌ها پیش آشکار بود و کشورهای بالادست با منابع آب فراوان را در مقابل کشورهای پایین‌دست که تولیدکننده سوخت‌های فسیلی نیز هستند، قرار می‌داد. سال‌ها طول کشید تا بر این اختلافات که مدت‌ها بین ازبکستان و تاجیکستان بسیار حاد بود، غلبه شود. با این حال، اخیراً، به نظر می‌رسد اجماعی مبنی بر اینکه منابع آب و انرژی منطقه باید به عنوان یک کل دیده شود، شکل گرفته است. به همین ترتیب، ازبکستان مخالفت خود را با نیروگاه برق آبی روغون تاجیکستان کنار گذاشته و متعهد به خرید برق از آن شده است. [۲۹] در همین حال، قزاقستان و ازبکستان هر دو به پروژه نیروگاه برق آبی کامباراتا قرقیزستان پیوسته‌اند. [۳۰]

اگرچه این تحولات مثبت هستند، اما مسئله‌ی مدیریت آب بزرگترین رودخانه‌های منطقه، آمودریا و سیردریا، همچنان برای آینده‌ی منطقه تعیین‌کننده است. فاجعه‌ی دریای آرال، که عمدتاً ناشی از شیوه‌های آبیاری بسیار ناکارآمد شوروی و کشت بیش از حد محصولات پرمصرف آب مانند پنبه بود، منجر به بیابان‌زایی منطقه‌ای قابل مقایسه با کشورهای متوسط اروپایی شد. [۳۱] نگرانی‌ها در مورد کاهش جریان آب با طرح مقامات طالبان برای ساخت کانال قوش تپه، که جریان آب آمودریا را به کشورهای پایین‌دست حدود ۱۵ درصد کاهش می‌دهد، تشدید شد. [۳۲] با توجه به کاهش مداوم بارندگی، ذوب شدن یخچال‌های طبیعی آسیای مرکزی و افزایش مصرف آب همراه با رشد جمعیت و توسعه‌ی اقتصادی، مسئله‌ی آب یکی از عوامل کلیدی تعیین‌کننده‌ی آسیای مرکزی در قرن بیست و یکم خواهد بود. و اگرچه گسترش روحیه همکاری منطقه‌ای به این منطقه که قبلاً محل مناقشه بود، یک تحول خوشایند است، اما وظیفه اجرای تغییرات معنادار در مدیریت آب منطقه، به ویژه شیوه‌های کشاورزی، نیازمند ابتکارات مشارکتی است که تنها می‌توانند به طور واقع‌بینانه توسط نهادهای مشارکتی در سطح منطقه‌ای که هنوز در منطقه وجود ندارند، اجرا شوند.

نتیجه‌گیری

همانطور که این تحلیل نشان داده است، توسعه همکاری‌های آسیای مرکزی در جبهه‌های مختلف به سرعت در حال پیشرفت است. سازوکار همکاری پنج کشور آسیای مرکزی، که بر اجلاس‌های سالانه در سطح ریاست جمهوری متمرکز است، به آرامی در حال نهادینه شدن است و همچنین به جلسات منظم در سطح وزرا گسترش می‌یابد. در همین حال، همکاری بین پارلمانی نیز در حال گسترش است – عنصری حیاتی برای تضمین هماهنگی قوانین در سراسر منطقه. با این حال، جدا از سازوکار همکاری پنج کشور، قالب‌های دیگری نیز در حال توسعه هستند که مکمل همکاری‌های منطقه‌ای هستند. در هسته اصلی، اتحاد رو به تشدید بین قزاقستان و ازبکستان قرار دارد که با یک رابطه سه جانبه با مشارکت آذربایجان تکمیل می‌شود. به موازات آن، یک رابطه سه جانبه دیگر با تمرکز بر دره فرغانه بین قرقیزستان، تاجیکستان و ازبکستان در حال ظهور است.

با نگاهی به آینده، هنوز کارهای زیادی برای تحقق این چشم‌انداز آسیای مرکزیِ مبتنی بر همکاری باقی مانده است. تاکنون، کشورهای منطقه عمدتاً همکاری‌های منطقه‌ای خود را به تنهایی و بدون حمایت زیاد نهادهای بین‌المللی، به استثنای سازمان ملل، ایجاد کرده‌اند. با توجه به واقعیت‌های ژئوپلیتیکی منطقه، این می‌تواند چیز خوبی باشد. با این حال، در آینده، حامیان همکاری منطقه‌ای آسیای مرکزی فرصت‌های زیادی برای پاسخ به درخواست‌های آسیای مرکزی برای کمک در مسائل خاص و فنی که در آن‌ها به دنبال تقویت همکاری خود هستند، خواهند یافت، چه در امور مربوط به رژیم‌های ویزای مشترک یا تسهیل تجارت، ادغام شبکه‌های انرژی یا مدیریت منابع آب.

همزمان با تشدید و ریشه دواندن ابتکارات همکاری در آسیای مرکزی از طریق ایجاد نهادها، تأثیر آن بر منطقه وسیع‌تر بسیار قابل توجه است. در واقع، آسیای مرکزی از بسیاری جهات خلاف جریان آب حرکت می‌کند. بررسی رویدادهای جهانی نشان می‌دهد که روندهای گریز از مرکز غالب هستند – با جنجال‌ها، درگیری‌ها و جنگ‌هایی که تیتر اخبار را تشکیل می‌دهند – کشورهای آسیای مرکزی بزرگ در جهت مخالف حرکت می‌کنند. آنها به جای اینکه به خود اجازه دهند تسلیم روندهای جهانی غالب شوند، مسئولیت منطقه خود را بر عهده گرفته‌اند و برای آینده‌ای مشارکتی‌تر که ریشه در حس رو به رشد هویت مشترک آسیای مرکزی دارد، تلاش می‌کنند.

با این حال، نیاز به تشکیل ساختارهای مستحکم همکاری منطقه‌ای مبرم است. نکته مهم این است که ناآرامی‌های بسیاری از قدرت‌های بزرگ پیرامون آسیای مرکزی، فرصتی را برای منطقه فراهم می‌کند تا اکنون برای توسعه نهادهای همکاری منطقه‌ای که زمینه‌ساز امنیت و ثبات در منطقه و همچنین هموارکننده راه توسعه پایدار در آسیای مرکزی و مدیریت چالش‌های زیست‌محیطی منطقه هستند، اقدام کند. آسیای مرکزی راه درازی را پیموده است، اما برای رهبران منطقه، اکنون زمان برداشتن گام بعدی و تسریع در ایجاد نهادهای منطقه‌ای است.

پانویس ها:

[۱] صنعت کوشکومبایف، رفته اما فراموش نشده: اتحادیه آسیای مرکزی، ۱۹۹۰-۲۰۰۵ ، واشنگتن دی سی: موسسه آسیای مرکزی-قفقاز و برنامه مطالعات جاده ابریشم، مقاله جاده ابریشم، ژوئن ۲۰۲۵٫

Sanat Kushkumbayev, Gone but Not Forgotten: The Central Asian Union, 1990-2005, Washington, DC: Central Asia-Caucasus Institute & Silk Road Studies Program Silk Road Paper, June 2025.

[۲] اس. فردریک استار، روشنگری گمشده ، پرینستون، نیوجرسی: انتشارات دانشگاه پرینستون، ۲۰۱۳٫

S. Frederick Starr, The Lost Enlightenment, Princeton, NJ: Princeton University Press, 2013.

[۳] اریکا مارات، «برندسازی ملت‌های جدید آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی»، تحلیلگر آسیای مرکزی-قفقاز ، ۱۴ نوامبر ۲۰۰۷٫

Erica Marat, “Branding the New Nations of Central Asia and South Caucasus,” Central Asia-Caucasus Analyst, November 14, 2007.

[۴] اس. فردریک استار، «ازبکستان و نهادینه‌سازی آسیای مرکزی»، تحلیلگر آسیای مرکزی-قفقاز ، ۳ آوریل ۲۰۲۵٫

https://www.cacianalyst.org/publications/feature-articles/item/13856

[۵] آسل ساتوبالدینا، «رئیس جمهور توکایف: همکاری منطقه‌ای در آسیای مرکزی یک ضرورت حیاتی است»، آستانه تایمز ، ۸ آگوست ۲۰۲۴،

https://astanatimes.com/2024/08/president-tokayev-regional-cooperation-in-central-asia-is-vital-necessity/

[۶] جنی جنیش کیزی در اینستاگرام. همچنین به آنتون چیپگین، «از مربی ازبکستان به خاطر حمایت از بوکسور المپیکی قرقیزستان تقدیر شد»، تایمز آسیای مرکزی، ۹ آگوست ۲۰۲۴ مراجعه کنید. https://timesca.com/uzbek-coach-honoured-for-supporting-kyrgyz-olympic-boxer/

[۷] به سایت مراجعه کنید www.camcanetwork.org

[۸] کوشکومبایف، رفته اما فراموش نشده: اتحادیه آسیای مرکزی، ۱۹۹۰-۲۰۰۵ ؛ سوانته ای. کورنل و اس. فردریک استار، نوسازی و همکاری منطقه‌ای در آسیای مرکزی، واشنگتن و استکهلم: مقاله جاده ابریشم، ۲۰۱۸٫

https://silkroadstudies.org/publications/silkroad-papers-and-monographs/item/13320

[۹] قاسم-جومارت توکایف، «رنسانس آسیای مرکزی: به سوی توسعه و رفاه پایدار»، آستانه تایمز ، ۸ آگوست ۲۰۲۴٫

https://astanatimes.com/2024/08/the-renaissance-of-central-asia-towardssustainable-development-and-prosperity

[۱۰] «پنجمین نشست مشورتی سران کشورهای آسیای مرکزی در تاجیکستان – نتایج» ، اخبار آسیای مرکزی، ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۳٫ https://www.newscentralasia.net/2023/09/15/5th-consultative-meeting-of-the-heads-of-state-of-central-asia-in-tajikistan-outcomes

[۱۱] جاولون وهابوف، «آسیای مرکزی جدیدی در حال ظهور: فرصت‌ها و چالش‌ها»، تحلیلگر آسیای مرکزی-قفقاز ، ۱۰ ژوئیه ۲۰۲۵٫ (لینک)

[۱۲] توکایف، «رنسانس آسیای مرکزی: به سوی توسعه و رفاه پایدار».

[۱۳] دانا اومیرقاضی، «کشورهای آسیای مرکزی متعهد به تعمیق روابط بین پارلمانی شدند»، آستانه تایمز ، ۱۹ سپتامبر ۲۰۲۴٫

https://astanatimes.com/2024/09/central-asian-states-committed-to-deepen-inter-parliamentary-ties

[۱۴] دانا بوپژانووا، «نظربایف و کریموف با آغوشی گرم خواستار روابط قوی‌تر بین قزاقستان و ازبکستان شدند»، آستانه تایمز ، ۲۰ نوامبر ۲۰۱۴٫

https://astanatimes.com/2014/11/warm-embrace-nazarbayev-karimov-call-stronger-ties-kazakhstan-uzbekistan

[۱۵] فرهاد تولیپوف، «ازبکستان و قزاقستان: رقبا، شرکای استراتژیک یا دوستان ابدی؟» تحلیلگر آسیای مرکزی-قفقاز ، ۷ آگوست ۲۰۱۳٫

https://www.cacianalyst.org/publications/analytical-articles/item/12786

[۱۶] وزارت امور خارجه جمهوری ازبکستان، «روسای جمهور ازبکستان و قزاقستان اولین جلسه شورای عالی بین ایالتی را برگزار کردند»، ۸ آگوست ۲۰۲۴٫

https://www.uzbekembassy.in/the-presidents-of-uzbekistan-and-kazakhstan-held-the-first-meeting-of-the-supreme-interstate-council

[۱۷] «ازبکستان توافقنامه مرز دولتی امضا شده با تاجیکستان را تصویب کرد»، آسیا-پلاس، ۵ ژوئیه ۲۰۱۸٫

https://www.asiaplustj.info/en/news/tajikistan/politics/20180705/uzbekistan-ratifies-agreement-on-state-border-signed-with-tajikistan

[۱۸] «امضای پروتکل علامت‌گذاری مرز توسط ازبکستان و تاجیکستان»، آذرنیوز، ۸ ژانویه ۲۰۲۰٫

https://www.azernews.az/region/160433.html

[۱۹] «قرقیزستان و ازبکستان برای پایان دادن به اختلافات مرزی توافق‌نامه امضا کردند»، اوراسیانت ، ۲۶ مارس ۲۰۲۱٫

https://eurasianet.org/kyrgyzstan-uzbekistan-sign-deal-to-end-border-disputes

[۲۰] کاترین پوتز، «پس از۳۳ سال، قرقیزستان و تاجیکستان توافق مرزی را اعلام کردند»، دیپلمات، ۴ دسامبر ۲۰۲۴٫

https://thediplomat.com/2024/12/after-33-years-kyrgyzstan-and-tajikistan-announce-border-agreement

[۲۱] «نخست‌وزیران ازبکستان، قرقیزستان و تاجیکستان در مورد مسئله مرز جلسه‌ای برگزار کردند»، Gazeta.uz، ۸ ژانویه ۲۰۲۵٫ https://www.gazeta.uz/ru/2025/01/08/borders

[۲۲] سوانت ای. کورنل، «قزاقستان و ظهور قدرت‌های میانی در آسیای مرکزی»، تحلیلگر آسیای مرکزی-قفقاز ، ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۴٫

https://www.cacianalyst.org/resources/pdf/240731_FT_Kaz.pdf

[۲۳] رجوع کنید به «همکاری آذربایجان و ازبکستان: پل زدن بر دریای خزر»، موسسه آسیای مرکزی-قفقاز، ۲ نوامبر ۲۰۲۳٫ https://silkroadstudies.org/fellowship/item/13498

[۲۴] سانیا ساکنوا، «قزاقستان، آذربایجان و ازبکستان توافقنامه‌ای در مورد ادغام سیستم انرژی امضا کردند»، آستانه تایمز ، ۱۳ نوامبر ۲۰۲۴٫

https://astanatimes.com/2024/11/kazakhstan-azerbaijan-and-uzbekistan-sign-agreement-on-energy-system-integration

[۲۵] سوانت ای. کورنل و برندا شفر، «آسیای مرکزی در گذار انرژی»، تحلیلگر آسیای مرکزی-قفقاز ، ۴ دسامبر ۲۰۲۴٫ https://www.cacianalyst.org/publications/feature-articles/item/13832

[۲۶] عبدالباسط، آیا دولت اسلامی ولایت خراسان در حال از دست دادن قدرت است؟ ” دیپلمات”، ۲۶ ژوئن ۲۰۲۵٫

https://thediplomat.com/2025/06/is-the-islamic-state-of-khorasan-province-losing-momentum

[۲۷] توکایف، «رنسانس آسیای مرکزی: به سوی توسعه و رفاه پایدار».

Tokayev, “The Renaissance of Central Asia: Towards Sustainable Development and Prosperity”.

[۲۸] وزارت امور خارجه ازبکستان، «شوکت میرضیایف، رئیس جمهور ازبکستان: آسیای مرکزی منطقه‌ای با پتانسیل عظیم تحقق نیافته است»، ۱۴ نوامبر ۲۰۱۷٫

https://www.uzbekembassy.in/president-of-uzbekistn-shavkat-mirziyoyev-central-asia-is-a-region-of-huge-unrealized-potential

[۲۹] «تاجیکستان برق آبی روگان را با قیمت ۳٫۴ سنت برای هر کیلووات ساعت به ازبکستان عرضه خواهد کرد»، تایمز آسیای مرکزی ، ۱۷ ژوئیه ۲۰۲۵٫

https://timesca.com/tajikistan-to-supply-rogun-hydropower-to-uzbekistan-at-3-4-cents-per-kwh

[۳۰] «ازبکستان، قزاقستان و قرقیزستان بر سر اصول کلیدی و مراحل پروژه نیروگاه برق آبی کامباراتا-۱ به توافق رسیدند»، اینترفکس ، ۲ ژانویه ۲۰۲۵.

https://interfax.com/newsroom/top-stories/109441

[۳۱] «قزاقستان رهبری همکاری منطقه‌ای برای نجات دریای آرال را بر عهده دارد»، سرویس خبری جهانی شمال آفریقا ، ۱۳ مارس ۲۰۲۴.

https://www.neglobal.eu/kazakhstan-leads-regional-cooperation-to-save-the-aral-sea

[۳۲] علی محقی، «تنش‌های آبی در دوران طالبان»، The Interpreter ، ۸ ژانویه ۲۰۲۵٫

https://www.lowyinstitute.org/the-interpreter/water-tensions-under-taliban

لینک کوتاه : https://www.iras.ir/?p=12876
  • نویسنده : سوانت ای. کورنل
  • منبع : موسسه آسیای مرکزی-قفقاز: https://centralasiacaucasusinstitute.substack.com/p/layers-of-cooperation-the-gradual
  • 2251 بازدید

برچسب ها

ثبت دیدگاه

انتشار یافته : ۰

دیدگاهها بسته است.

برچسب ها
آسیای مرکزی،روسیه،اوکراین آفریقا،روسیه آمریکا،روسیه،تحریم ارمنستان،باکو،ترکیه،ایران افغانستان،طالبان،قدرت اوراسیا،ایران،تجارت اوکراین،آمریکا،روسیه اوکراین،روسیه،آمریکا،جنگ اوکراین،روسیه،جنگ ایران،آذربایجان ترکیه،زلزله ترکیه،زلزله،امنیت رشت،روسیه،ایران،آستارا روسیه،اعراب،اوکراین روسیه،اوکراین،آمریکا روسیه،ایبورسک روسیه،ایران روسیه،ایران،اتحاد روسیه،ایران،تجارت روسیه،تاجیکستان روسیه،خاورمیانه روسیه،خاورمیانه،آفریقا روسیه،دریای سرخ روسیه،سند،سیاست روسیه،سیاست خارجی غلات،روسیه،اوکراین قزاقستان،ازبکستان قزاقستان،انتخابات قطار، ریل نفت،روسیه،آذربایجان هند،چین،بالون چین،آمریکا چین،آمریکا،بالن چین،اوکراین،جنگ،ر.سیه چین،ایران چین،ایران،اوکراین،روسیه چین،ایران،رئیسی چین،ایران،عربستان چین،ترکیه،روسیه،آسیای مرکزی چین،روسیه چین،روسیه،اوکراین چین،روسیه،ایران چین،هند چین،هژمونی،غرب چین،پاکستان،هند،هسته ای