#اختصاصی
متن مصاحبه نیکی بابری با دکتر تورج دریایی، پژوهشگر و تاریخنگار در زمینهٔ مطالعات ایران و استاد تاریخ، مطالعات و فرهنگ ایرانی در دانشگاه کالیفرنیا، ارواین
کاخ گلستان بیش از چهار قرن در قلب تهران ایستاده است؛ تالارهای آیینهکاری و دیوارهای موزاییک شیشهای آن از تمام دگرگونیهایی که شهر به خود دیده، جان سالم به در بردهاند. تورج دریایی، مدیر مرکز مطالعات و فرهنگ ایرانی جردن در دانشگاه ارواین کالیفرنیا، بارها در طول دوران حرفهای خود از آن بازدید کرده و آن را «ورسای ایران» مینامد. اما در ماه مارس گذشته، حمله ایالات متحده و اسراییل به آن آسیب رساند. ایران یکی از غنیترین تمرکزهای معماری تاریخی و میراث شهری در جهان را در خود جای داده است. بسیاری از بناهای آن هزاران سال از دل جنگها عبور کردهاند، اما جنگهای مدرن تهدیدی متفاوت ایجاد کردهاند. از زمانی که ایالات متحده و اسرائیل در ۲۸ فوریه بمباران ایران را آغاز کردند، بیش از ۱۳۰ مکان میراث فرهنگی در کنار هزاران تلفات غیرنظامی آسیب دیدهاند. برای پژوهشگران تمدن ایرانی، نابودی هر دو، اندوهی دوچندان به همراه دارد.
مرکز مرکز مطالعات فارسی و فرهنگی ساموئل جردن در دانشگاه ارواین یکی از برجستهترین برنامههای مطالعات ایرانی در ایالات متحده را در خود جای داده است. در سال ۲۰۲۵، این مرکز میزبان دایرالمعارف ایرانیکا به عنوان جامعترین منبع علمی درباره تمدن ایرانی در جهان شد. دریایی، استاد تاریخ و دارنده کرسی مطالعات ایرانی، بهعنوان سردبیر آن منصوب شد. اعضای این مرکز سالها به مطالعه تمدنی پرداختهاند که بیش از سه هزار سال قدمت دارد و پیوندی عمیق با پژوهشگران، آرشیوها و محوطههای ایران دارد. جنگ، همه اینها را دشوارتر کرده و به آنها درکی ملموس از آنچه در خطر است، داده است.
تمدنی که از همهچیز جان سالم به در برده است
تاریخ نشان داده که ایران با ویرانی بیگانه نیست. اسکندر مقدونی تختجمشید را به آتش کشید. مغولان در قرن سیزدهم از فلات ایران عبور کردند. تهاجمات، دخالتهای خارجی و انقلابها هرکدام اثری بر جای گذاشتند، اما به گفته کارلو جی. چِرِتی، «هیچکدام نتوانستند همهچیز را نابود کنند.»
آنچه تغییر کرده، ماهیت سلاحهاست. در بیشتر دورههای تاریخی، بناها تغییر کاربری مییافتند، رها میشدند یا مصالحشان مورد استفاده قرار میگرفت، اما بهندرت کاملاً نابود میشدند. موشکها نیرویی متفاوت دارند. «آنها هرگز کاملاً نابود نشده بودند،» چرتی میگوید. «اما جنگهای امروز—نهفقط در ایران بلکه در لبنان و سوریه—بسیار قدرتمندترند. این خطر وجود دارد که روزی چیزی برای نجات باقی نماند.»
چندین مورد از ۲۹ اثر ثبتشده ایران در یونسکو اکنون آسیب دیدهاند. این سازمان این مکانها را بهدلیل «ارزش برجسته برای بشریت» ثبت میکند—جایگاهی که با آثاری چون اهرام مصر، آکروپولیس و دیوار بزرگ چین مشترک است. یونسکو آسیب به کاخ گلستان، کاخ چهلستون اصفهان و مسجد جامع اصفهان، قدیمیترین مسجد جمعه ایران را تأیید کرده است. همچنین گزارشهایی از آسیب در نزدیکی دره خرمآباد وجود دارد، جایی که غارهای پیشاتاریخی آن بیش از ۶۰ هزار سال سکونت انسانی را ثبت کردهاند.
بیشترین آسیب به تهران وارد شده، اما اصفهان—پایتخت پیشین صفوی و یکی از درخشانترین شهرهای جهان اسلام—نیز ضربات سنگینی خورده است. این شهر که زمانی «نصف جهان» نامیده میشد، خواهرخوانده فلورانس ایتالیاست و فرمانروایان صفوی آن حامیان هنر و معماری در مقیاسی مشابه خاندان مدیچی بودند.
درسهایی از گذشته
یکی از باورهای نادرست رایج درباره میراث فرهنگی این است که تخریب آن قابل جبران است. دریایی میگوید: «نمیشود شیشه را از چین و چوب را از ایکیا خرید و دوباره اینها را کنار هم گذاشت.» استانداردهای یونسکو شامل اصالت هستند و حتی بازسازیهای دقیق نیز نمیتوانند جایگزین اصل شوند. چرتی توضیح میدهد: «اگر کولوسئوم را بمباران کنید، چیزی که بعداً میسازید دیگر کولوسئوم نیست.»
تا اینجا، بیشتر آسیبها متوجه بناهای قرون میانه و اوایل دوران مدرن در مراکز شهری بوده است. اما ایران بیش از ۸۰۰ موزه و هزاران محوطه باستانشناسی ثبتشده دارد. برخی از مهمترین آنها—مانند تخت جمشید و پاسارگاد، محل آرامگاه کوروش بزرگ—در خارج از مراکز جمعیتی قرار دارند و هنوز آسیب ندیدهاند، اما پژوهشگران چندان مطمئن نیستند که این وضعیت ادامه یابد.
تاریخ نمونههایی نگرانکننده ارائه میدهد: سوریه، افغانستان و عراق، جایی که درگیریهای مدرن به نابودی کامل آثار تاریخی انجامیده است. دریایی میگوید: «اگر بخواهید حافظه مردم و حس تعلق آنها را از بین ببرید، بناهایشان را نابود میکنید.» چرتی این روند را از نزدیک دیده است. او پس از جنگ خلیج فارس و جنگ عراق، در مأموریت باستانشناسی در عراق حضور داشت و شاهد غارت گسترده محوطهها و موزهها بود؛ آثاری که به بازارهای سیاه جهانی راه یافتند. «تا امروز هم دقیق نمیدانیم چه چیزهایی از موزه ملی عراق ناپدید شدهاند.»
آنچه در خطر است
متیو پی. کانپا به نکتهای اشاره میکند که ایران را از برخی همسایگانش متمایز میسازد: برخلاف سوریه و عراق، ایران هرگز تحت سلطه داعش قرار نگرفت که بهطور سیستماتیک آثار باستانی را نابود یا غارت کند. او میگوید: «ایران تنها کشور مهم باستانشناسی در منطقه است که دستنخورده باقی مانده و میتواند به پرسشهای بزرگ تاریخی پاسخ دهد.»
حتی جمهوری اسلامی نیز رابطهای متفاوت با میراث پیشااسلامی ایران نسبت به طالبان یا داعش داشته است. اما به گفته کانپا، همین تفاوت اکنون در خطر است. او هشدار میدهد: «ایرانیان درک عمیقی از تاریخ خود دارند. اگر وضعیت کنونی بهدرستی مدیریت نشود، بشریت ممکن است بار دیگر بخشی از گذشته خود را برای همیشه از دست بدهد.»
تأثیر فراتر از مرزها
این خطر فقط به داخل ایران محدود نمیشود. برای بسیاری از ایرانیان، بناهای تاریخی نماد پیوند میان گذشته و حال هستند. با نابودی آنها، حافظه جمعی نیز از میان میرود. چرتی میگوید: «این مسئله میتواند ارتباط جامعه ایرانیان در ایالات متحده با ریشهها و فرهنگشان را قطع کند.» بیش از نیمی از ایرانیان مهاجر آمریکا در کالیفرنیا زندگی میکنند و برای بسیاری از آنها این مکانها بخشی زنده از هویتشان هستند.
بر اساس کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه، آسیب به میراث فرهنگی هر کشور، زیانی برای کل بشریت است. دریایی نیز موافق است: «این میراث متعلق به ایران است، اما در عین حال میراث جهانی است. به یک ملت خاص تعلق ندارد.»
همین احساس فقدان مشترک است که انگیزه ادامه کار این پژوهشگران را فراهم میکند—و دلیل اهمیت این پژوهشها را نشان میدهد. ردپاهای یک تمدن معنا و ارزش تاریخی دارند،» او میافزاید. «برای تاریخ مردم اهمیت دارند. و وقتی از بین بروند، دیگر برای همیشه از دست رفتهاند.









