#اختصاصی
حمیدرضا شیرزاد، کارشناس فرهنگی افغانستان
گروه طالبان از ابتدای تسلط بر افغانستان اعلام نمود که تنها مذهب رسمی افغانستان مذهب حنفی بوده و مذاهب دیگر را بدعت گذاران در دین نامید و در این راستا با توجه به تجربه اندوخته از دولت اول خود در خلال سالهای ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۰، با یک سیاست نرم و گام به گام سعی در یکدست سازی مذهبی در افغانستان نمود.
این موضوع در حالی است که موضع اختلافات مذهبی در این کشور هیچگاه مطرح نبوده و ادیان و مذاهب مختلف در کنار یکدیگر همزیستی مسالمتآمیز در خور توجهی داشته به صورتی که تشخیص احاد جامعه افغانستان به لحاظ مذهبی و حتی دینی بسیار سخت بوده است.
بر این اساس طالبان اگرچه قوانین مربوط به احوال شخصیه شیعیان را ملغی اعلام کرد، اما با استفاده از روش گام به گام و درس آموختن از تجربه حکومت اول خود، در سال اول تسلط بر افغانستان اقدام به حمایت همه جانبه و حتی حضور در مراسم و آیین های مذهبی شیعیان از جمله دهه عاشورا نمود.
در سال دوم طالبان به بهانه تامبن امنیت و با این دلیل که بسیاری از عقاید شیعیان ساخته و پرداخته اذهان مورخان شیعی و بی اساس است، از طریق محدودکردن آیین های مذهبی، لغو قوانین مربوط به شیعیان، حذف مضامین شیعی از کتب درسی و آموزشی در مقاطع تحصیلی و حذف کرسی فقه جعفری در دانشگاه بامیان ؛ اقدام به پیشبرد اهداف خود نمود.
در مرحله بعد این گروه تعطیلی و محدود کردن مساجد و یا مراکز دینی شیعیان را دنبال کرده و در این راستا و در سال ۱۴۰۳ وزارت عدلیه طالبان که مدیریت آن در دستان افراد تندروی این گروه است، به سراغ مجموعه دینی و فرهنگی خاتمالنبیین(ص) و تلویزیون تمدن که با همت مرحوم آیت الله محسنی بنا شده و مکانی برای تربیت طلاب علوم دینی و همکاریهای تقریبی و محل تجمع شیعیان از سراسر افغانستان و تشریک مساعی آنها است رفته و تلاش نمود به بهانه واهی غصبی بودن زمین و تعلق به حزب خاص، این مرکز را تعطیل نماید. با این حال، در آن زمان با وساطت طیف میانهرو این گروه به ویژه ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان به صورت موقت
از اجرای حکم وزارت عدلیه مبنی بر تعطیلی آن مجموعه جلوگیری شد.
اما در هفتههای جاری و به دنبال همان سیاست قبلی، طالبان تصمیم گرفت علاوه بر تلویزیون تمدن، مجموعه بزرگ خاتمالنبیین(ص) شامل حوزه و دانشگاه را به بهانه های واهی قبلی تعطیل و اموال آن را مصادره کنند.
پس از این اقدام طالبان، محمدجواد محسنی مالک تلوزیون تمدن و گرداننده مجموعه بزرگ خاتمالنبیین(ص) در بیانیهای اعلام کرد اسناد شرعی تمام این مجموعهها قبلا در اختیار محکمه خاص امارت اسلامی قرار داده شده، اما حکومت قبل از صدور رأی این محکمه خاص، اقدام به توقف فعالیت تلویزیون تمدن کرده و مامورین آنها با مراجعه به ساختمان تلویزیون در حال انتقال لوازم و داراییهای موجود در شبکه هستند.
همچنین طالبان حوزه علمیه خاتمالنبیین در کابل را که شامل مسجد، حسینیه، کتابخانه و مدارس علمیه مردان و زنان میشود، تعطیل کرده است.
این مساله در حالی است که زمینی که ساختمان شبکه تلویزیونی تمدن در آن بنا شده هیچگاه دولتی نبوده و از مالک خصوصی و به صورت رسمی و با قباله شرعی و طی مراحل طویل قانونی جهت احداث مدرسه، مسجد، کتابخانه، مرکز تحقیقات اسلامی، خوابگاه برای طلاب وسالن کنفرانس و …، پس از استعفای رسمی آیت الله محسنی از حزب حرکت اسلامی افغانستان خریداری و احداث شده و هیچ ارتباطی با حزب یادشده نداشته و هیچگونه گرایش حزبی را تبلیغ نمیکنند.
اما طالبان ادعا دارند که قیمت واقعی زمین مجموعه تمدن و خاتمالنبیین خیلی بیشتر از مبلغی است که مؤسسین این مجموعه آنرا خریداری کردهاند[۱]
پس از این مقدمه اکنون سوال اینجاست که عامل و انگیزه اصلی از تعطیلی مجموعه خاتمالنبیین بهخصوص حوزه علمیه آن که بزرگترین مجموعه شیعی در افغانستان میباشد و تلویزیون تمدن هم متعلق به همین مجموعه میباشد؛ چیست؟
پاسخ این سوال حاوی چند نکته کلیدی می باشد که اشاره کوتاهی به آن می نماییم
۱ – تصمیم یکجانبه به تعطیلی حوزه علمیه، دانشگاه خانمالنبیین (ص) و تلویزیون تمدن و مصادره املاک این مراکز دینی، علمی و رسانهای، نه تنها قانونی نیست؛ بلکه حتی براساس نظام قضایی طالبان نیز فرایندهای حقوقی را طی نکرده و به طور یکجانبه از سوی وزارت عدلیه طالبان اتخاذ شده و این امر، شک و تردیدها درباره سیاسی بودن این تصمیم را افزایش داده است که انتظار میرود سایر نهادهای مسئول در دولت طالبان به سرعت در این زمینه شفافسازی کنند و اجازه ندهند که جو جامعه، تحت تاثیر یک تصمیم آنی و غیرقابل توجیه از نظر قانونی و حقوقی، ملتهب شود.
۲ – رهبران طالبان عموماً تربیت یافتگان دارالعلوم حقانی یکی از بنیادگراترین مراکز آموزش مذهبی هستند. از این دارالعلوم که در شهرک کوچک «اکوره ختک» پاکستان واقع شده است به نام «دانشگاه جهاد» نیز یاد میشود.
در نظام فکری رهبران طالبان در افغانستان فقط یک مذهب وجود دارد که تمام جنبههای حیات سیاسی و اجتماعی مردم افغانستان را تعریف میکند و آن مذهب حنفی بنابر قرائت افراطی آن است؛ زیرا مذهب حنفی با توجه به نگاه متعادل و نرمی که در خصوص شریعت و فقه اسلامی دارد، پیروان خود را از افتادن به دام سختگیری مذهبی و تقابل با پیروان دیگر مذاهب باز میدارد و به همین دلیل علمای اهل سنت افغانستان طی چند دهه اخیر پیوند عمیقی را با علمای شیعه برقرار کرده بودند. این موضوع به صراحت در کتاب «الإماره الإسلامیه و نظامها» به قلم شیخ عبدالحکیم حقانی قاضیالقضات حکومت طالبان و همچنین کتاب «مُعتمد ما ترید من مُعتقد ماترید»، اثر نور احمد اسلامجار والی هرات[۲] آمده است. در این کتب که برخی آنها را قانون اساسی حکومت طالبان میدانند به وضوح بیان شده است که افغانستان سرزمین حنفیت است و دولت مکلف است به هیچ مذهبی جز حنفی اجازه حضور و رشد را ندهد.
بنابر این مهمترین انگیزه پنهان تعطیلی مجموعه تلویزیون تمدن و مجموعه خاتم النبیین صرفاً به دلیل تعلق حزبی و یا غصبی بودن زمین نیست بلکه به رویکرد و سیاست تک مذهبی حکومت طالبان و محدودیت سایر مذاهب بر می گردد.
۳ – حوزه علمیه خاتمالنبیین (ص)بزرگترین مراکز علمی و آموزشی شیعیان افغانستان به شمار میرود، این مرکز در ایام محرم، براساس سنت هر ساله، میزبان برنامههای متنوعی همچون سخنرانیهای علمی، مجالس عزاداری، تعزیهسرایی، مدیحهسرایی، پاسخگویی به پرسشهای دینی، اخوت مذاهب و نشستهای فرهنگی با حضور علما و داشمندان شیعه و سنی می باشد. اعمال محدودیت بر چنین مرکزی، دامنه تأثیرات را از عرصه مناسک مذهبی به حوزه آموزش، پژوهش، تولید اندیشه و فعالیتهای فرهنگی گسترش میدهد. این مسئله میتواند در بلندمدت موجب کاهش ظرفیت نهادهای رسمی برای هدایت فکری جامعه و افزایش خلأهای فرهنگی شود؛ خلأهایی که در بسیاری از جوامع، زمینه رشد جریانهای غیررسمی و بعضاً افراطی را فراهم میکند.
همچنین این تحولات، پیامدهایی در سطح اجتماعی نیز به همراه دارد. رسانهها و مراکز علمی، معمولاً نقش واسطه میان جامعه و حاکمیت را ایفا میکنند و از طریق تبیین مسائل، پاسخگویی به شبهات و مدیریت فضای فکری، به کاهش تنشهای اجتماعی کمک میکنند. محدود شدن این نهادها، ممکن است فرصت گفتوگوهای فرهنگی و دینی را کاهش داده و فاصله میان نهادهای رسمی و بخشهایی از جامعه را افزایش دهد.
۴ – طالبان از ابتدای تسلط خود بر افغانستان اقدام به تعطیلی و انحلال تمامی ارکان دمکرسی اعم از دولتی و مردم نهاد نمود. لیکن در خصوص شورای سرتاسری علمای شیعه افغانستان هیچ اقدامی نکرد. البته چند مرحله ماموران حکومتی به این شورا یورش برده که مجددا با وساطت افراد میانهروی طالبان موضوع ختم به خیر شد. اما هیچگاه فکر از میان برداشتن این شورا از سر طالبان بیرون نرفت.
در ادامه از آنجاییکه دفتر و مرکز فعالیتهای این شورا در مجموعه خاتمالنبین قرار دارد طالبان با یک تیر دو هدف را نشانه گرفت؛ بدین صورت که هم حوزه علمیه خاتمالنبیین که مرکز تئوریپردازی، تولید اندیشه و رشد رهبران معنوی شیعی افغانستان بود را تعطیل نمود و هم از ادامه فعالیت شورای سراسری علمای شیعه افغانستان که مرکز راهبری جامعه شیعیان افغانستان است، جلوگیری کرده و با این اقدام، حتی جریان تعاملگر با خود را نیز هدف قرار داد.
[۱] https://www.jomhornews.com/fa/article/173130/
[۲] «نوراحمد اسلامجار» در کتاب «معتمد ماترید من معتقد ماتری» در چندین جا و به مناسبتهای مختلف به تکفیر شیعیان پرداخته است. بیان وی نیز خاص و با ادبیاتی است که به تشیع و شیعیان مانند «دالیت» ها در هندوستان میپردازد و یک غیریتسازی غیر قابل جمع را در درون یک جغرافیای ملی بر میسازد.









