تاریخ : پنج شنبه, ۲ بهمن , ۱۴۰۴ 4 شعبان 1447 Thursday, 22 January , 2026

واکاوی رویکرد ترکیه: در قبال جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و تحولات منطقه‏‌ای

  • ۰۲ مرداد ۱۴۰۴ - ۱۰:۳۰
واکاوی رویکرد ترکیه: در قبال جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و تحولات منطقه‏‌ای
در یادداشت حاضر تلاش شده است رویکرد واقعی ترکیه در تحولات منطقه (با محوریت جنگ 12 روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران) معرفی گردد.

#اختصاصی

به قلم: دکتر حسن صادقیان؛ تحلیلگر مسائل سیاسی قفقاز و ترکیه

ترکیه یکی از مهمترین کشورهای دارای نظامی جمهوری با قالبی اسلامی است که رویکردی تقابلی/ تعاملی با غرب دارد و در عرصه هویتی- تاریخی، حکمرانی و توسعه و پیشرفت رقیب جدی برای جهان غرب تعریف می‌‏گردد. لذا هرگونه رویکرد این کشور در قبال تحولات بین‌المللی و منطقه‌‏ای همواره مهم و نقش آفرین بوده و خواهد بود.

در طول بیش از دو دهه حاکمیت رهبران اسلامگرای حزب عدالت و توسعه در ترکیه، حوزه توجه سیاست خارجی این کشور به سمت سیاست‏های منطقه‌‏ای، اسلامی و شرق‏گرایی به مراتب بیشتر شده است؛ طوریکه شاهد افزایش میزان و سطوح تقابل میان ترکیه با جهان غرب به ویژه رژیم صهیونیستی در منطقه هستیم. مع‌هذا، به جهت گستره و عمق روابط سیاسی به ویژه نظامی- اقتصادی میان ترکیه و کشورهای غربی از جمله سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو)، همواره شاهد تردید و تزلزل در همراهی و همگامی رهبران این کشور در مسائل و بحران‏های این منطقه و جهان اسلام هستیم و آثار و تبعات آن تشدید دخالت‏ها و تهاجمات کشورهای غربی در منطقه و تحقق سیاست‏ها و اهداف استعماری‏شان است. روندی که به نظر می‏رسد در نهایت ترکیه را هم تحت الشعاع قرار خواهد داد.    

در یادداشت حاضر تلاش شده است برای معرفی رویکرد واقعی ترکیه در تحولات منطقه (با محوریت جنگ تحمیلی ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران) و شناخت درست از موضع‏گیری‏‌ها و اقدامات دولت، گروه‏ها و جریانهای سیاسی و مدنی و … به برخی گزاره‏های مهم که در خصوص اینگونه مواضع و رویکرد تأثیرگذار می‏‌باشند، اشاره گردد:

۱٫ دولت ترکیه گرچه در ظاهر و به صورت اعلانی مخالف سیاست‏های تهاجمی و توسعه طلبانه اسرائیل و آمریکا و دیگر کشورهای نظام سلطه در منطقه است؛ اما به جهت اینکه در قالب ناتو و دیگر ارتباطات و مراودات بین‏المللی، از انواع حمایت‌ها، چه آشکار و چه پنهان، برخوردار است؛ همواره سیاست دوگانه‏ای را در قبال مسائل و بحران‏های منطقه اتخاذ می‏کند. راجع به جنگ تحمیلی ۱۲ روزه علیه ایران و حمله رژیم صهیونیستی علیه سوریه نیز اظهارات و موضع‏گیری‏ها در همین قالب قابل تعریف است؛ به‏ویژه مراقبت رهبران آنکارا از جایگاه منطقه‏ای آنها و ایفای نقشی فعال و همراستا با تغییر و تحولات کلان بین المللی در دستور کار بوده و هست.

۲٫ در دوره‏ی حاکمیت حزب عدالت و توسعه، ساختار مالکیتی رسانه‏ها دستخوش تغییر شده و از قالب چندقطبی به تک قطبی تغییر شکل یافته است؛ و نتیجتاً با تضعیف منابع مالی به معضل وابستگی به ساختار سیاسی مبتلا شده‏اند. به همین دلیل جایگاه و موضع آنها در برابر ساختار سیاسی هم تغییر یافته و گرایش صاحبان رسانه عموماً به محافل اقتدار سیاسی نزدیک شده است؛ به همین دلیل، کارشناسان این رسانه‏ها، به ویژه رسانه‌های محافظه‌کار و اسلام‌گرا، در خصوص جنگ تحمیلی رژیم صهیونیستی علیه ایران، عموماً درگیر کمپین‌های بدنام‌سازی بودند و ادعا می‌کردند که درگیری اسرائیل و ایران یک درگیری ساختگی است و هدف واقعی آنها ترکیه است.

۳٫ جریان‏های سکولار و لیبرال و برخی احزاب جمهوری‏خواه و کمالیستی، دغدغه غرب‏گرایی دارند؛ فلذا در خصوص تحولات منطقه‏ای بیشتر نگران جایگاه و مواضع سیاسی، امنیتی و اقتصادی و هویتی ترکیه هستند و در اصل از طوفان الاقصی تاکنون به غیر از برخی محکومیت‏های سطحی و نمادین، حرکت و اقدامی تأثیرگذار علیه تهاجم رژیم صهیونیستی انجام نداده‏اند.

۴٫ بیشتر سازمان‌های جامعه مدنی، آشکارا از لفاظی‌های طرفدار اسرائیل استفاده می‏کنند و این موضع جدیدی نیست. رویکرد آنها همواره به کشورهای غربی و اسرائیل نزدیک بوده‌ است؛ چراکه عموم اینگونه سازمان‏ها متعلق به جریان‏های سکولار و اسلامگرای طریقتی هستند که مواضع ضدمحور مقاومت دارند؛

۵٫ احزاب کُردی و سازمان‌های مردم‌نهاد کُردی نیز به استثنای برخی گروه‏های حامی محور مقاومت، آشکارا مواضع طرفدار اسرائیل و ضد ایران دارند و تحرکات اخیر دولت در خصوص گشایش سیاسی و اتحاد میان ترک- کرد و عرب این مواضع را تشدید کرده است؛

۶٫ در میان اسلام‌گرایان و سازمان‌های مردم‌نهاد محافظه‌کار، به استثنای آلپ‌ارسلان کویتول، حلقه حزب ترکیه مستقل( BTP – متعلق به جماعت حیدر باش) و برخی از اعضای حزب سعادت، همه گروه‌ها به تبلیغات پوچ خود ادامه داده‌اند و ادعا می‌کنند که در سیاست‌های ضد ایرانی شرکت می‌کنند و با اسرائیل تبانی می‌کنند؛

۷٫  احزاب چپ‌گرا و گروه‌های سوسیالیستی، به طور کلی، مواضع ضد اسرائیل/آمریکا و البته با اکراه، طرفدار ایران را اتخاذ کرده و به ضد امپریالیسم و ضد آمریکایی بودن استناد می‌کنند. حزب میهن (دوغو پرینچک) و حزب کمونیست ترکیه (TKP) از طریق بیانیه‌های خیابانی و مطبوعاتی مواضع طرفدار ایران را اتخاذ نمودند.

۸٫ در مورد جوامع علوی و شیعه، در حالی که برخی از مطبوعات و انجمن‌های علوی (عموماً وابسته جامعه علوی سکولار) سکوت اختیار کردند، اکثریت موضع ضد اسرائیلی و ضد آمریکایی خود را ابراز نمودند. گروه‌های شیعه موضع طرفدار ایران و ضد اسرائیلی/آمریکایی صریح‌تری اتخاذ کردند؛ کانال‌هایی مانند آلپتکین دورسون اوغلو، اخبار خاور نزدیک (YDH)، ولایت نیوز و راست خبر. نویسندگان علوی مانند آلپتکین دورسون اوغلو با برخی از روزنامه‌نگاران حزب کمونیست ترکیه در یوتیوب مطالب مهمی را در رسانه‏های خبری و مجازی منتشر کردند. برخی از رهبران جامعه شیعی این کشور هم در خصوص جنگ تحمیلی ۱۲ روزه هم موضع‏گیری نموده و تهاجم رژیم صهیونیستی را محکوم نمودند.

۹٫ علی‏رغم همه‏ی محدودیت‏ها، همچنان برخی رسانه‏های مستقل ترکیه بر مواضع ضد امپریالیستی خویش استوار ماندند؛ به عنوان مثال کانال تلویزیونی حزب میهن (چپ‌گرا)؛ رسانه‌های وابسته به حزب ترکیه مستقل (BTP) حزب سعادت و سخنگویان آن(محافظه‌کار)؛ چبگرایان و حزب کمونیست ترکیه (TKP) و وابستگان آن، در حمایت از ایران برنامه‏هایی پخش و موضع‌گیری نمودند. برخی احزاب سیاسی از جمله حزب میهن و کمونیست ترکیه در چندین مکان عمومی بیانیه‌های مطبوعاتی و بیانیه‌های حمایتی صادر کردند.

۱۰٫ در همین حال، یک پروژه سیاسی که در بسیاری از محافل سیاسی ترکیه مورد بحث قرار گرفته و بسیاری به آن گوش فرا داده و آن را پذیرفته‌اند، این است که هدف از همکاری ترکیه-PKK-PYD در مناطق اسلامی که تحت دستور آمریکا و اسرائیل اجرا می‌شود، تشکیل اتحاد و آمادگی مشترک جنگی با دولت شمال عراق علیه ایران است و این امر تحت پوشش سنی‌گرایی اتفاق می‌افتد. طی روزهای اخیر، وزرای آمریکایی و دیپلمات‌های بریتانیایی از نظام عثمانی و سکوت/دستگیری‌های متوالی دولت اردوغان در مورد همه مخالفان ستایش کردند.

اظهارات اخیر سفیر آمریکا، توماس باراک، نشان می‌دهد که ایالات متحده قصد دارد یک جبهه ترکی-کردی-عربی علیه ایران در منطقه ایجاد کند. مسیر ایجاد «خاورمیانه جدید تحت هژمونی اسرائیل» از این جبهه می‌گذرد. باراک، در همکاری با پیمان‏های سایکس-پیکو و سِور، خاطرنشان کرد که مرزهای «ترسیم شده با خط‌کش» اشتباه هستند. سفیر ایالات متحده به این ترتیب هدف خود را برای «بازترسیم نقشه» نشان داد. پیشنهاد باراک برای «سیستم ملت عثمانی» برای منطقه، این هدف را بیشتر تکمیل می‌کند. جنگی جدید برای دولت‌سازی مجدد در حال وقوع است.

اردوغان، رئیس جمهوری ترکیه نیز در آخرین سخنان خود بارها به اتحاد «ترک-کرد-عرب» اشاره کرد. علاوه بر این، اردوغان چندین بار بر این موضوع تأکید کرد و آن را فراتر از ترکیه گسترش داد و عراق و سوریه را نیز شامل کرد. به نظر می‏رسد این مسئله تداوم استراتژی احمد داوود اوغلو است که بالکان، سوریه و حتی عراق، را میراثی می‌دانست که از امپراتوری عثمانی برای ترکیه به جا مانده بود و این مناطق را به عنوان مناطقی برای گسترش نفوذ ترکیه می‌دید.

اظهارات چند وقت اخیر دولت ترکیه مبنی بر «تکمیل پیمان ملی» و به موازات آن، توزیع پلاک‌های ترکیه در شهرهای عراق و سوریه، از جمله حلب، کرکوک و موصل نیز اقدامی در همین راستا است.

به عنوان نکته پایانی تاکید بر این موضوع لازم است که با علنی شدن سیاست‏ها و تحرکات خائنانه و ویرانگر کشورهای غربی به ویژه رژیم صهیونیستی و ایالات متحده در منطقه، تنها مسیر صلح و توسعه در منطقه اتحاد و همگرایی میان کشورها است. هرگونه سکوت و یا همراهی با نظام سلطه و از همه مهمتر، هرگونه تلاش و تحرک خودمدارانه (Egocentric) و تک‏بعدی (One-dimensional) برای رهایی از بحران و گذار از بحران‏های نوظهور، منطقه را بیش از پیش در باتلاق جنگ و تجزیه و فروپاشی گرفتار خواهد کرد. مطمئناً وحدت و همگرایی میان کشورهای منطقه برنامه‏ریزی‏های کشورهای امپریالیسم علیه منطقه را هرچه بیشتر مختل خواهد کرد و جنگ آغاز شده در نهایت به نفع منطقه تمام خواهد شد.

لینک کوتاه : https://www.iras.ir/?p=12725
  • نویسنده : دکتر حسن صادقیان؛ تحلیلگر مسائل سیاسی قفقاز و ترکیه
  • منبع : موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)
  • 1242 بازدید

برچسب ها

ثبت دیدگاه

انتشار یافته : ۰

دیدگاهها بسته است.