#اختصاصی
به قلم: تحریریه ایراس
این نشست با حضور کارشناسان مؤسسه مطالعات بینالمللی ام.گ.ایمو (MGIMO)، مرکز مطالعات ایران و اوراسیا (IRAS)، مؤسسه شرقشناسی آکادمی علوم روسیه و دیگر مراکز برجسته تحلیلی و دانشگاهی در روسیه و ایران برگزار شد. شرکتکنندگان طیف گستردهای از موضوعات مرتبط با روابط دوجانبه را بررسی کرده و دیدگاههای خود را درباره حوزههای کلیدی همکاری مانند تحولات اخیر در روابط ایران و روسیه، وضعیت خاورمیانه، و بحران اوکراین به اشتراک گذاشتند.
این نشست در دو بخش برگزار شد. در بخش نخست، با عنوان «روابط روسیه و ایران: به سوی همکاریهای جامع استراتژیک»، دکتر محمود شوری با تأکید بر تغییرات شرایط منطقهای و جهانی به ویژه پس از آغاز جنگ در اوکراین و همچنین تشدید تنشها میان ایران و اسرائیل، به تحول در نیازهای متقابل ایران و روسیه در مواجهه با غرب اشاره کرد. به عبارت دیگر، نقش و عملکرد غرب در مناسبات دوجانبه ایران و روسیه دچار تغییر شده است. در این شرایط جدید، ضرورت بازتعریف روابط دوجانبه بیش از پیش احساس میشود. از سوی دیگر، دکتر شوری تاکید داشت که در حالی که ایران پیوستگی استراتژیک نزدیکی میان اسرائیل و آمریکا در منطقه قائل است، روسیه این مسئله را به گونهای متفاوت میبیند و بین این دو بازیگر تفکیک قائل میشود.
در ادامه نشست، دکتر جهانگیر کرمی با اشاره به شرایط جدید جهانی و منطقهای، از جمله بحران در نظام بینالملل، تضعیف ارکان اصلی نظم وستفالیایی و نظام ملل متحد، و گسترش بحرانهای غیرقابل پیشبینی، این پرسش را مطرح کرد که ایران و روسیه چگونه میتوانند در چنین شرایطی، روابط خود را بازتعریف و تنظیم کنند. وی در تحلیل بُعد منطقهای، خاورمیانه را در حال حرکت بهسوی منطقهای با دولتهای شکننده، مرزهای ناپایدار و موازنه قوا بههمخورده توصیف کرد. همچنین در منطقه اوراسیا، نامشخص بودن آینده جنگ اوکراین، ورود ایالات متحده به قفقاز، و افزایش حضور اروپا در آسیای مرکزی، چشمانداز آینده منطقه را مبهم ساخته است. دکتر کرمی در جمعبندی خود تأکید کرد که در چنین شرایطی، ایران و روسیه که هر دو تحت فشار تحریمهای غرب و فشارهای ژئواستراتژیک قرار دارند، ناگزیرند همکاریهای دوجانبه خود را در سطوح منطقهای و بینالمللی بر پایه رویکردها و ایدههای نوین بازتعریف و گسترش دهند.
دکتر دیمیتری ترنین روابط ایران و روسیه را در چارچوب تحولات دوران گذار در نظام بینالملل و از جنبه ساختاری بررسی کرد. به باور او درگیریهای پراکنده در سطح بینالمللی و منطقهای مانند جنگ اوکراین و جنگ میان ایران و اسراییل از پیامدهای تحول نظم بینالمللی از نظام تک قطبی به چند قطبی است. در همین راستا و با توجه به این که پایههای نظم جدید بر اساس چندجانبه گرایی هنوز به صورت کامل شکل نگرفته است وقوع درگیری در آینده نیز محتمل است. بر این اساس گسترش روابط میان بازیگرانی که مخالف یکجانبهگرایی غرب هستند مانند روسیه، ایران، چین و هند از اهمیت زیادی برخوردار است.
عدلان مارگویف نیز با طرح مباحثی پیرامون انتظارات متقابل در روابط روسیه و ایران به این نکته اشاره کرد که ادر چند سال گذشته اتفاقات خوبی در این زمینه رخ داده است. اگر چه در اظهارات رسمی از همکاری استراتژیک نام برده میشود اما در عمل دو کشور مانند شرکای تاکتیکی هستند. از آنجایی که برای هر دو کشور منافع ملی از اولویت برخوردار است، انتظارات با واقعیات جور در نمیآید. بنابراین باید سطح انتظارات را به خصوص در افکار عمومی تعدیل کنیم و به یاد داشته باشیم در منطق امروز جهان همکاری و رقابت همراه با هم هستند.
در بخش دوم، نشست با عنوان «سیاستهای ایران و روسیه در منطقه قفقاز جنوبی در پرتو چالشهای منطقهای»، تحولات جدید در قفقاز و تأثیرات آن بر منافع مشترک ایران و روسیه بررسی شد و بر ضرورت همکاری دو کشور برای جلوگیری از مداخلات بازیگران خارجی و حفظ امنیت منطقه تأکید گردید.
دکتر آرمینا آرم با تشریح مواضع و خطوط قرمز ایران در قبال منطقه قفقاز جنوبی، اهمیت حفظ مرزهای سنتی میان ایران و ارمنستان و جلوگیری از نفوذ غرب در این منطقه را برجسته کرد. وی با اشاره به پویاییهای پیچیده منازعات اوکراین و قرهباغ خاطرنشان ساخت که خلأ قدرت موجود در قفقاز جنوبی، ناشی از درگیری روسیه در اوکراین و تقابل ایران با آمریکا در پرونده هستهای، فرصت مناسبی برای مداخله قدرتهای رقیب بیرونی فراهم آورده است.
دکتر آرم تأکید کرد که ایران و روسیه باید با در نظر گرفتن تحولات جاری در قفقاز جنوبی، جهت مقابله با تهدیدات امنیتی منطقه، همکاریهای خود را تقویت کرده و ابتکارات جدیدی را بهکار گیرند. همچنین اشاره شد که تحولات در قفقاز جنوبی ادامه خواهد داشت و بسته به نتیجه جنگ اوکراین و روند روابط ایران با غرب، شرایط منطقه دستخوش تغییر خواهد شد.
دکتر ولی کالجی به این موضوع اشاره داشتند که نگرش ها و برداشت های فکری و رسانه ای در جامعه ایران در ارتباط با منطقه قفقاز جنوبی به ویژه در قبال ارمنستان و جمهوری آذربایجان یکدست نیست و از تنوع بالایی بررخوردار است که همین امر، درک و شناخت آن ها را برای مخاطبین خارجی از جمله محققان و پژوهشگران روسی دشوار ساخته است. واقعیت این است که در ایران حداقل پنج جریان فکری و رسانه ای در رابطه با قفقاز جنوبی به ویژه در قبال ارمنستان و جمهوری آذربایجان وجود دارد. سه جریان فکری و رسانه ای یعنی جریان «ایران شهری» که اندیشه ای ملی گرایانه و تقریباً سکولار متاثر از اندیشه های دکتر سید جواد طباطبایی است، جریان دینی و مذهبی و نیز ارامنه ایران، به شدت مخالف و منتقد جمهوری آذربایجان و ترکیه هستند. اما جریان چهارم فکری و رسانه ای، جریان نزدیک به آموزه های پان ترکیستی و پان آذریستی است که به شدت مخالف و منتقد ارمنستان و نیز روابط ایران و ارمنستان است و از توسعه روابط ایران با جمهوری آذربایجان و ترکیه و نیز اندیشه های تجزیه طلبانه و قومی در مناطق شمال غربی ایران حمایت می کند. جریان پنجم نیز جریانی است که می توان آن را رویکرد عملی و نسبتاً متوازن و عمل گرایانه حاکم بر سیاست خارجی ایران در قفقاز جنوبی در ۳۵ سال گذشته دانست که معتقد به روابط هم زمان با ارمنستان، جمهوری آذربایجان، گرجستان و نیز ترکیه است. این رویکرد، ضمن انتقاد و مخالفت با توسعه روابط جمهوری آذربایجان با اسرائیل و نیز رویکرد متمایل به غرب دولت ارمنستان، معتقد به مدیریت تنش ها و اختلافات با همسایگان است و از سیاست های ترکیبی حمایت می کند که شامل دیپلماسی، توسعه روابط اقتصادی، تجارزی و ترانزیتی و نیز حفظ امنیت و ثبات در مرزهای مشترک ایران با کشورهای منطقه و همگرایی منطقه ای در چهارچوب الگوی ۳+۳ در قفقاز جنوبی است.
دکتر سرگی مارکدنوف به تحولات قفقاز جنوبی بهعنوان منطقهای پرتحول در اوراسیا اشاره کرد. ایشان تأکید کردند که نفوذ سنتی روسیه در این منطقه که پس از فروپاشی شوروی برقرار بود، در سالهای اخیر با چالشهای جدی از سوی کشورهای منطقه و بازیگران خارجی مواجه شده است. مناقشه ارمنستان و آذربایجان با تغییر دستورکار سیاسی همراه بوده و هر دو کشور به دنبال حفظ منافع خود هستند؛ در این میان روسیه نیز ناگزیر به تطبیق سیاستهای خود برای حفظ نقش میانجیگری و امنیتی است.
دکتر مارکدنوف بر این نکته تأکید کرد که هیچیک از بازیگران منطقهای یا فرامنطقهای کاملاً متحد روسیه نیستند و منافع آنها اغلب متضاد است. بنابراین، تعامل ایران و روسیه در قفقاز جنوبی باید بر پایه توازن دقیق، همکاریهای مشترک و مدیریت تعارضها شکل گیرد تا از نفوذ بازیگران بیرونی جلوگیری شود و امنیت منطقه حفظ گردد. این رویکرد برای ایران که منافع و خطوط قرمز مشخصی در قفقاز جنوبی دارد، اهمیت راهبردی بالایی داشته و همکاری با روسیه میتواند زمینهساز ثبات و توسعه در منطقه باشد.
دکتر نیکلای سیلایف درباره تحولات قفقاز جنوبی و همکاری ایران و روسیه بر اهمیت تغییرات ژئوپولیتیکی و ضرورت همکاریهای راهبردی بین دو کشور در این منطقه تأکید دارد. او معتقد است که قفقاز جنوبی به دلیل موقعیت حساس و تنشهای تاریخی، به عرصهای پیچیده و چندجانبه برای رقابت قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای تبدیل شده است.
سیلایف بر این باور است که روسیه برای حفظ نفوذ خود در قفقاز جنوبی باید انعطافپذیری بیشتری به خرج دهد و به دنبال توازن قدرت در برابر نفوذ غرب و بازیگران دیگر مانند ترکیه و ایران باشد. از سوی دیگر، ایران نیز با توجه به خطوط قرمز امنیتی و منافع ملی خود، نیازمند همکاری و هماهنگی با روسیه است تا بتواند از نفوذ بیگانگان جلوگیری کند و امنیت مرزهایش را حفظ نماید.
او تأکید میکند که همکاری ایران و روسیه در قفقاز جنوبی باید مبتنی بر منافع مشترک، احترام به حاکمیت کشورهای منطقه و مدیریت تعارضات باشد تا بتواند موجب ثبات و توسعه در منطقه شود. این همکاری همچنین فرصتی برای مقابله با فشارهای تحریمی و چالشهای ژئوپولیتیکی فراروی هر دو کشور است.









