#اختصاصی
نویسنده: معصومه فلاحتی، دکتری روابط بین الملل
نشست ناتو در آنکارا، فراتر از یک ایستگاه تشریفاتی در تقویم ائتلاف، همچون آینهای دو رویه عمل میکند؛ یک رویه بازتاب دهنده تحول ماهوی ناتو از یک پیمان دفاع جمعی بسته به یک شبکه امنیتی باز و چند لایه است و رویه دیگر، پرتو افکندن بر موقعیت متناقض میزبان است. ترکیه با میزبانی این نشست و دعوت از بازیگران غیر عضو از اوکراین و ژاپن گرفته تا قطر و جمهوری آذربایجان، بی گمان قدرت خود را به نمایش میگذارد، اما همزمان با این خطر روبرو است که در میانه رقابت قدرتهای بزرگ، از یک شریک مستقل به یک پیمانکار فرعی و مکمل در معماری امنیتی غرب فروکاسته شود. در این نوشتار تلاش میشود ضمن تبیین منطق شبکهای شدن ناتو و دلایل حضور غیراعضاء، تنش میان فرصتهای ژئوپلتیکی و دامهای راهبردی برای ترکیه واکاوی شود و به این پرسش پاسخ داده شود که آیا آنکارا در حال تبدیل شدن به بازوی اجرایی یک نظم امنیتی تحتاللفظی غرب است یا همچنان کنشگری مستقل باقی میماند؟
برای ناظر سنتی روابط بینالملل، حضور بازیگران غیرعضو در نشستهای ناتو پدیدهای حاشیهای و تشریفاتی به نظر میرسد، چرا که جوهر این سازمان بر “دفاع جمعی” و تعهد ماده ۵ پیمان واشنگتن استوار است. اما مرور اسناد دو دهه اخیر نشان میدهد که “شرکا” دیگر مهمانان موسمی نیستند، بلکه به بخشی از دستور کار امنیتی ناتو بدل شده اند. این تحول ریشه در گذار مفهومی از “ائتلاف نظامی” به “شبکه امنیتی” دارد. برنامه “مشارکت برای صلح” در ۱۹۹۴ کشورهای بی طرف را بدون ضمانت ماده ۵ به همکاری فراخواند. “گفت و گوی مدیترانه” و “ابتکار استانبول” در ۲۰۰۴ مرزهای تمدنی ائتلاف را در نوردید و سند راهبردی ۲۰۲۲ با صراحت “شرکای جهانی” را بخشی از معماری بازدارندگی دانست. مفهوم “امنیت شبکهای” دقیقاً چنین وضعیتی را توصیف میکند؛ ساختاری که در آن کنشگران با حفظ حاکمیت براساس تهدیدهای مشترک فرامرزی و قابلیتهای مکمّل به یکدیگر متصل میشوند و مرز میان داخل و خارج ائتلاف محو میگردد.
نشست آنکارا قرار است ویترین این شبکه باشد. اما نمایش یک شبکه برای میزبان، همزمان صحنهای از قدرت و تلهای برای استقلال راهبردی است. حضور غیر اعضا در نشست آنکارا را ابتدا باید از دریچه فرصتهای بیبدیلی دید که ترکیه برای خود خلق کرده است. نخستین عرصه، بحران اوکراین و دریای سیاه است. ترکیه به واسطه کنترل تنگهها براساس کنوانسیون مونترو و نقش میانجیگرانه در توافق غلات به کنشگری ضروری برای تنظیم دسترسی دریایی و مدیریت بحران تبدیل شده است. میزبانی نشستی که اوکراین به عنوان بزرگترین مصرف کننده کمکهای ناتو در آن حاضر باشد، موقعیت آنکارا را به عنوان “پل مدیریت بحران” تثبیت میکند.
دومین عرصه، اتصال امنیتی به آسیا- اقیانوسیه است. شرکای چهارگانه هند- اقیانوسیه (IP4) از ۲۰۲۲ به این سو در تمام اجلاسهای ناتو حضور دارند و ترکیه با موقعیت تقاطعی خود میتواند سکوی پیوند امنیت اروپا و شرق آسیا باشد. این امر به آنکارا این امکان را میدهد ضمن تقویت جایگاه فناورانه و نظامی خود در بازی قدرت بزرگ به عنوان کنشگری که هم با پکن رابطه اقتصادی دارد و هم با غرب همکاری امنیتی میکند، موازنه پیوندی خود را حفظ نماید. سومین عرصه، انرژی است. ترکیه به عنوان دالان اصلی انتقال گاز خزر و خاورمیانه به اروپا، میتواند با دعوت از جمهوری آذربایجان، قطر و عراق، شبکهای از تامین کنندگان و مسیرهای جایگزین را در حاشیه ناتو به هم پیوند بزند و خود را بههاب انرژی امن اروپا ارتقاء دهد. در تمام این عرصهها، روایت “ترکیه ضروری” بازتولید میشود؛ کشوری که هم پایگاه اینجرلیک را در اختیار ناتو میگذارد، هم پهپاد به اوکراین میفروشد و هم شرکای آسیایی را به میز امنیت اروپایی فرا میخواند.
اما روی دیگر سکه، خطر فروکاسته شدن به پیمانکار فرعی و مکمّل است. در دل همین فرصتها، دامهای راهبردی عمیقی نهفته است. پرسش بنیادین این است که آیا ترکیه در معماری امنیتی جدید غرب نقش یک “شریک مستقل” با قدرت دستور کارسازی را ایفا میکند یا به یک “پیمانکار فرعی” تبدیل میشود که وظایف مشخص عملیاتی، لجستیکی و ژئوپلتیکی را از جانب ائتلاف اجرا میکند، بی آنکه در تعریف قواعد بازی سهیم باشد. نشانههای این خطر را میتوان در چند سطح ردیابی کرد.
نخست، تخصص یافتگی کارکردی ترکیه در خدمت دستورکار غرب است. آنکارا به تدریج به متخصص مدیریت بحرانهای پیرامونی ناتو بدل شده است: تنظیم جریان مهاجرت به اروپا (توافق۲۰۱۶)، میانجی گری در دریای سیاه، میزبانی نیروهای ناتو و اکنون فراهم سازی بستر هماهنگی با شرکای غیرعضو. این کارکردها اگرچه قدرت چانهزنی مقطعی میآفرینند، اما میتوانند ترکیه را در قالبی از مسئولیتهای نیابتی منجمد کنند، کشوری که مشکلات امنیتی غرب را مدیریت میکند، اما در تصمیم سازیهای کلان راهبردی مانند گسترش ناتو، راهبرد در برابر چین یا معماری امنیتی خاورمیانه، وزنی متناسب با نقش میدانی خود ندارد. به بیانی دیگر، ترکیه ممکن است به “مکمّل ضروری” اما “شریک درجه دو” تبدیل شود که ابزار اجرای سیاستهای دیگران است، نه معمار آن سیاستها.
دومین نشانه، محدودیت استراتژیک در برابر شرق است. میزبانی نشستی که به طور ضمنی بر مهار روسیه و مدیریت رقابت با چین متمرکز است، فضای مانور سنتی ترکیه را که مبتنی بر موازنه پیوندی میان غرب و شرق بوده است تنگ میکند. آنکارا همواره کوشیده است ضمن حضور در ناتو با مسکو در سوریه، قفقاز و انرژی همکاری کند و با پکن نیز روابط اقتصادی رو به رشدی داشته باشد. اما هرچه ترکیه در نقش “هاب شبکه ناتو” فرو رود، شرکای شرقیاش با تردید بیشتری به آن خواهند نگریست. مسکو ممکن است ترکیه را نه یک میانجی بی طرف که بازوی جنوبی ناتو تلقی کند و در بحرانهای مشترک، اعتماد راهبردی خود را به آنکارا کاهش دهد. این امر به ویژه در پرونده سوریه و قفقاز جنوبی میتواند هزینههای غیرمنتظرهای برای ترکیه ایجاد کند و ابتکار عمل مستقل آن را محدود سازد.
سومین نشانه، خودگردانی مشروط در صنعت دفاعی است. ترکیه در یک دهه گذشته با سرمایه گذاری بر پهپادها و سامانههای پدافندی، روایتی از “خوداتکایی راهبردی” ساخته است. اما این صنعت پیشرفته نیز تا حد زیادی به بازارها و زنجیره تامین غربی وابسته است. صنایع دفاعی ترکیه با کاهش ارزش لیر، هزینه بالای تامین مالی و محدودیتهای صادراتی غرب در تامین برخی قطعات روبرو هستند. در مقابل، شرکتهای غربی از منابع مالی عظیم برخوردارند و همین تفاوت، میتواند بیانگر تقسیم کار جدیدی در صنایع دفاعی غرب باشد، مدلی که در آن ترکیه به تولید کننده قطعات سامانههای الکترونیکی و پهپادها محدود شود در حالی که تولید سامانههای اصلی، جنگندههای نسل جدید، سامانههای پدافندی و فناوریهای راهبردی همچنان در اختیار شرکتهای آمریکایی و اروپای غربی باقی بماند. از این منظر، ترکیه در چنین ساختاری، بخشی از زنجیره تامین خواهد بود، نه بازیگر اصلی آن. ترکیه ممکن است به جای یک بازیگر مستقل به یک زیرسیستم تولید کننده امنیت در شبکه بزرگ غرب بدل شود که نوآوریهایش در نهایت در خدمت معماری کلی ناتو قرار میگیرد، نه این که لزوماً در خدمت منافع ملی تعریف شده از سوی آنکارا باشد.
چهارمین نشانه، مشروعیت بخشی نامتقارن است. ترکیه با میزبانی این نشست به ناتو و غرب اعتبار و مشروعیت ژئوپلتیکی اعطا میکند که فراتر از توان غرب برای کسب آن به تنهایی در همسایگی خاورمیانه است. در مقابل، آن چه ترکیه دریافت میکند عمدتاً از جنس به رسمیت شناختن موقعیت است، نه قدرت تصمیمسازی. این داد و ستد نامتقارن میتواند در بلندمدت موقعیت چانهزنی ترکیه را تضعیف کند، هر چه ناتو برای نمایش حضور خود در جنوب به آنکارا وابستهتر شود، ترکیه نیز برای حفظ آن جایگاه ناگزیر به تامین انتظارات ائتلاف خواهد بود و این چرخه میتواند استقلال راهبردی را به “وابستگی متقابل نامتقارن” تبدیل کند.
تحول ساختاری ناتو و پارادوکس ترکیه برای جمهوری اسلامی ایران، همزمان حامل تهدید و فرصت است، اما باید از خطای تحلیلی بزرگنمایی فرصتها یا کوچکشماری تهدیدها پرهیز کرد. واقعبینی حکم میکند که کفه تهدید در کوتاه مدت سنگینتر باشد، هر چند روزنههای دیپلماتیکی نیز در میان مدت قابل تصور است. در بعد تهدید، خطر اصلی نه در گسترش رسمی ناتو به سمت مرزهای ایران که در شبکهای شدن نامرئی آن نهفته است. الگوی شراکت به ناتو امکان میدهد بدون الحاق رسمی کشورهای همجوار ایران، یک کمربند هماهنگی امنیتی از خلیج فارس تا قفقاز و مدیترانه شرقی ایجاد کند که در آن بازیگرانی مانند جمهوری آذربایجان و اسرائیل و برخی کشورهای عربی به طور همزمان حضور دارند. نشست آنکارا میتواند بستر هماهنگی عملیاتی در حوزههایی مانند پدافند هوایی یکپارچه، امنیت دریایی و تبادل اطلاعات را فراهم آورد که مستقیماً بر عمق راهبردی ایران تاثیر میگذارد. علاوه بر این، اگر ترکیه بیش از پیش به یک پیمانکار فرعی در این شبکه تبدیل شود، توازن سنتی در روابط ایران و ترکیه بر هم خواهد خورد. تهران با یک آنکارای غرب محورتر روبرو میشود که فضای تنفس ژئوپلتیکی ایران در شمال غرب و قفقاز حنوبی را محدودتر میکند و ممکن است در بحرانهای منطقهای با ملاحظات ناتو هم راستاتر از گذشته عمل کند.
با این حال، نادیده گرفتن روزنههای دیپلماتیک نیز تحلیلی ناقص است. نخست آن که، معماری شبکهای ناتو به خودی خود شکنندگیهای خاص خود را دارد: منافع متعارض اعضا و شرکا، برای نمونه، تنشهای ترکیه با یونان در مدیترانه شرقی یا اختلافات آنکارا با برخی کشورهای عربی و حتی اسرائیل، میتواند انسجام شبکه را تضعیف کند. ایران میتواند با بهرهگیری هوشمندانه از این شکافها، مانع شکلگیری یک جبهه کاملاً متحد شود. دوم، تا زمانی که ترکیه انگیزه حفظ موازنه پیوندی با شرق را داشته باشد- بخش مهمی از این انگیزه ریشه در منافع انرژی، تجارت و همکاریهای امنیتی با روسیه و ایران دارد- آنکارا حتی در اوج همکاری با ناتو به دنبال تقابل تمام عیار با ایران نخواهد رفت. این یک فرصت از پیش تضمین شده نیست، بلکه یک پنجره احتمالی است که فعالسازی آن مستلزم دیپلماسی هدفمند ایرانی است. سوم، شبکهای شدن امنیت جهانی، به طور بالقوه میتواند از اهمیت گسترش رسمی ناتو بکاهد و وضعیت نه جنگ، نه صلح را میان ایران و ائتلاف تثبیت کند، وضعیتی که اگرچه مطلوب نیست، اما از یک رویارویی تمام عیار نظامی کم هزینهتر است. در مجموع ایران نه باید خوشبینی به فرصتها داشته باشد و نه انفعال در برابر تهدیدها، بلکه باید شبکهسازی متقابل و موازی انجام دهد. امنیت ایران در نظم شبکهای در حال ظهور، نه در انزوا که در هنر اتصالهای جایگزین و گزینشی تضمین خواهد شد.
نشست آنکارا تجلی یک گذار بزرگ در نظم امنیتی جهانی است؛ از ائتلافهای سخت و سرزمینی به شبکههای منعطف و کارکردی. حضور بازیگران غیرعضو نه یک استثناء، که ثمره طبیعی این چرخش است و ترکیه با اتکا به جغرافیا، توان نظامی و دیپلماسی خود در مقام مرکز این بازآرایی ژئوپلتیکی قرار گرفته است. با این حال، درخشش در مرکز شبکه، خطر هم آغوشی با سقفی شیشهای را به همراه دارد. ترکیه با میزبانی و اجرای نقشهای تعریف شده از سوی غرب، ممکن است به تدریج از یک شریک مستقل به یک پیمانکار فرعی فروکاسته شود که صرفاً دستور کار دیگران را اجرا میکند. این تنش میان مرکز بودن و اسارت در شبکه، خطری وجودی برای خودمختاری راهبردی ترکیه است. دشمن اصلی نه شبکه ناتو که تبدیل شدن ترکیه به یک پیمانکار بیچونو چرای آن شبکه است. از این رو، “شبکهسازی هوشمند” متقابل با شرق و همسایگان، همراه با دیپلماسی فعال برای حفظ پنجرههای استقلال ترکیه، باید در قلب راهبرد امنیتی ایران جای گیرد. آینده منطقه نه در حذف شبکهها که در هنر موازنه میان آنها رقم خواهد خورد.
منابع
۱-Rutte,Mark (2026),”۲۰۲۶ NATO Summit in Ankara”, nato.int.
۲-Anadolu Agency Turkish Inc (2026), “NATO leaders to gather in Ankara for alliance summit”, aa.com.tr.
۳-Anadolu Agency Turkish Inc (2026), “Tukiye to host NATO Summit for 1st time in 22 years”, aa.com.tr.
۴-Lyengar, Rishi (2026), “Angsty in Ankara;Can NATO move past a need to keep Trump happy?”,foreignpolicy.com.
۵- باشگاه خبرنگاران جوان (۱۴۰۵)،”قصد ناتو برای دعوت از نمایندگان کشورهای منطقه برای حضور در نشست آنکارا”، yjc.ir.
۶- آرش یزدی (۲۰۲۶)، “نشست تاریخی ناتو در آنکارا؛ تقابل راهبردی در سایه جنگ خلیج فارس و شکافهای عمیق درون پیمانی”، الحل نت، ۷al.net.
۷- ایسنا (۱۴۰۵)، “دعوت برای حضور چهار کشور عربی در نشست ناتو؛ از شراکت تا بازتعریف امنیت”، isna.ir.
۸- کرد پرس (۱۴۰۵)، “اردوغان در نشست پارلمانی ناتو: حفظ امنیت اروپا بدون مشارکت ترکیه ممکن نیست ، خبرگزاری کردپرس، kurdpress.com.
۹- خبرگزاری آنادولو (۲۰۲۶)، “نشست ناتو در آنکارا؛ انتظار برای تصمیمات تاریخی در مسیر شکل گیری ناتو ۳٫۰ ”، aa.com.tr.







