#اختصاصی
نویسنده: ولی کالجی، عضو شورای علمی موسسه ایراس
انتخابات پارلمانی ۷ ژوئن ارمنستان که به پیروزی دوباره حزب حاکم «قرارداد مدنی» (با ۴۹.۸۱ درصد آرا) به رهبری نخستوزیر نیکول پاشینیان منجر شد، میتواند نشانه ای از ادامه و تثبیت مسیر سیاست خارجی غربگرایانهای باشد که از زمان انقلاب رنگی در می ۲۰۱۸ در جریان بوده است. نتیجه این انتخابات پیامدهای بالقوه گستردهای برای کشورهای همسایه، از جمله ایران دارد؛ کشوری که به نظر میرسد این تحولات برای آن پیامدهای متناقضی به همراه داشته باشد.
با پیروزی پاشینیان و تثبیت بیشتر موقعیت سیاسی او، انتظار میرود تلاشهای ارمنستان برای کاهش تنش، اجرای توافق صلح با جمهوری آذربایجان و عادیسازی روابط با ترکیه همچنان ادامه یابد و پیشرفت کند. چنین تحولاتی میتواند چارچوب منطقهای «۳+۳» در قفقاز جنوبی را بیش از پیش تقویت کند. این سازوکار با سیاست راهبردی دیرینه ایران در مخالفت با حضور و مداخله قدرتهای فرامنطقهای در امور قفقاز جنوبی همسو است. در مقابل، اگر اپوزیسیون در انتخابات ۷ ژوئن پیروز میشد، بازگشت تنشها و فاصلهگیری در روابط ارمنستان با جمهوری آذربایجان و ترکیه احتمالاً موجب تضعیف کارآمدی چارچوب ۳+۳ میشد—چارچوبی که عملاً به دلیل غیبت گرجستان به «۳+۲» تبدیل شده بود—و ممکن بود به فروپاشی آن بهعنوان یک سازوکار منطقهای معنادار در قفقاز جنوبی منجر شود.
بازگشایی مسیرهای حملونقل منطقهای از طریق عادیسازی روابط با جمهوری آذربایجان و ترکیه میتواند زمینه را برای احیای خط راهآهن جلفا–نخجوان فراهم کند؛ خطی متعلق به دوران شوروی که پس از جنگ اول قرهباغ در اوایل دهه ۱۹۹۰ قطع شد. احیای این مسیر عملاً میتواند برای نخستین بار پس از بیش از سه دهه، ایران را دوباره از طریق راهآهن به قفقاز جنوبی متصل کند. در مقابل، اگر اپوزیسیون در انتخابات پیروز میشد، احتمال بسیار زیادی وجود داشت که موضوع احیای خط راهآهن جلفا–نخجوان از دستور کار خارج شود. جمهوری آذربایجان نیز احتمالاً اجازه بازگشایی این مسیر ریلی میان ایران و ارمنستان را نخواهد داد، مگر آنکه دسترسی ترانزیتی به نخجوان از طریق خاک ارمنستان برای آن کشور تضمین شود.
پیروزی نیروهای ملیگرا و محافظهکار ارمنستان، به احتمال زیاد، روند مذاکرات صلح جاری و توافق صلح احتمالی میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان، روند عادیسازی روابط میان ارمنستان و ترکیه، و همچنین اجرای «مسیر ترامپ برای صلح و شکوفایی بینالمللی») را که قرار است جمهوری آذربایجان را از طریق استان سیونیک ارمنستان به نخجوان متصل کند، متوقف میکرد. تعلیق «مسیر ترامپ» میتوانست بخش قابل توجهی از نگرانیهای راهبردی و تهدیدات ادراکشده ایران را که پس از جنگ دوم قرهباغ در سال ۲۰۲۰ ایجاد شد، کاهش دهد. همچنین این وضعیت نقش مسیر زمینی بیلهسوار– نخجوان از طریق خاک ایران را بهعنوان تنها کریدور حملونقل و ترانزیتی که جمهوری آذربایجان را به نخجوان متصل میکند، حفظ میکرد. به همین ترتیب، کریدور ارس در شمالغرب ایران—که در حال حاضر در دست ساخت است و اغلب بهعنوان جایگزینی برای کریدور زنگزور و مسیر ترامپ مطرح میشود—نیز اهمیت راهبردی، جایگاه و ضرورت عملیاتی خود را حفظ میکرد.
پیروزی پاشینیان و ادامه حضور او در قدرت به احتمال زیاد به تسهیل اجرای پروژه «مسیر ترامپ» کمک خواهد کرد. از دید ایران، این پروژه از نظر ماهیت تفاوت چندانی با کریدور پیشنهادی زنگزور ندارد و میتواند چالشهای مشابهی در زمینه مرزها، تجارت، ترانزیت و ژئوپلیتیک ایجاد کند. این موضوع را میتوان یکی از مهمترین نگرانیهای راهبردی تهران پس از انتخاب مجدد پاشینیان دانست. پاشینیان و دیگر مقامات ارمنستان طی یک سال گذشته بارها به ایران اطمینان دادهاند که مسیر ترامپ تهدیدی برای مرز ایران و ارمنستان نخواهد بود. با این حال، سیاستگذاران ایرانی همچنان بر این باورند که چنین پروژهای میتواند مجموعهای از چالشهای جدی امنیتی و ژئوپلیتیکی ایجاد کند. این چالشها شامل پیامدهای احتمالی برای مرز ۴۰ کیلومتری ایران و ارمنستان، گذرگاه گمرکی نوردوز در ایران و گذرگاه مغری در ارمنستان، و همچنین شبکه گسترده تجارت و ترانزیت دوجانبهای است که سالانه بیش از ۸۰ هزار کامیون از آن عبور میکنند.
جنگ ۱۲ روزه آمریکا–اسرائیل علیه ایران در ژوئن ۲۰۲۵ و همچنین درگیری اخیر ۴۰ روزه، بهطور قابل توجهی حساسیت تهران نسبت به پروژه مسیر ترامپ و احتمال حضور شرکتهای آمریکایی در نزدیکی مرزهای شمالی ایران را افزایش داده است. این نگرانیها بهویژه از آن جهت پررنگتر شدهاند که بر اساس توافق اخیر امضا شده در جریان سفر مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، به ارمنستان، حضور شرکتهای آمریکایی ماهیتی موقت ندارد. در واقع، این توافق یک دوره امتیاز ۴۹ ساله اولیه را پیشبینی میکند که میتواند با توافق دو طرف برای ۵۰ سال دیگر تمدید شود و در نتیجه مدت آن به ۹۹ سال برسد. از دید ایران، چنین ترتیبی بسیار فراتر از یک پروژه صرفاً حملونقلی یا زیرساختی است و عملاً به معنای ایجاد یک حضور اقتصادی و راهبردی بلندمدت آمریکا در یکی از حساسترین مناطق ژئوپلیتیکی هممرز با ایران خواهد بود.
در عین حال، پیروزی پاشینیان میتواند روند خروج ارمنستان از سازمان پیمان امنیت جمعی و در نهایت خروج تأسیسات نظامی روسیه از این کشور را تسریع کند. چنین تحولاتی میتواند زمینه را برای تعمیق روابط ارمنستان با سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) و گسترش همکاریهای نظامی و اطلاعاتی با ایالات متحده فراهم کند. از دید ایران، بهویژه پس از دو جنگ ۱۲ روزه در یک سال گذشته و درگیری اخیر ۴۰ روزه، این تحولات میتواند چالشهای امنیتی و راهبردی جدیدی را در مرزهای شمالغربی ایران ایجاد کند. همچنین ممکن است دامنه نفوذ اطلاعاتی و امنیتی اسرائیل—که تهران پیشتر آن را در آذربایجان قابل توجه ارزیابی کرده است—را به داخل ارمنستان نیز گسترش دهد.
اگر اپوزیسیون در انتخابات پارلمانی ارمنستان به پیروزی میرسید، روابط میان ارمنستان، روسیه و سازمان پیمان امنیت جمعی به احتمال زیاد به مسیر پیش از سال ۲۰۱۸ بازمیگشت. از دید ایران، چنین نتیجهای میتوانست بهعنوان یک حائل مهم در برابر گسترش نفوذ غرب و ترکیه در قفقاز جنوبی عمل کند. در چنین شرایطی، موازنه قدرت منطقهای ممکن بود بهتدریج به الگوی پیش از سال ۲۰۱۸ بازگردد؛ الگویی که با اتحاد رسمی روسیه و ارمنستان و همچنین احیای همسویی غیررسمی اما از نظر راهبردی مهم میان ایران، ارمنستان و روسیه در قفقاز جنوبی مشخص میشد. با این حال، پس از پیروزی مجدد پاشینیان، تحقق چنین سناریویی هرچه بیشتر بعید به نظر میرسد.
انتظار میرود پیروزی پاشینیان روند فاصلهگیری تدریجی ارمنستان از اتحادیه اقتصادی اوراسیا و تعمیق همکاری آن با اتحادیه اروپا را تسریع کند؛ مسیری که واکنش شدید مسکو را نیز به دنبال داشته است. خروج احتمالی ارمنستان از اتحادیه اقتصادی اوراسیا میتواند چالش قابل توجهی برای روابط تجاری و ترانزیتی ایران با این بلوک ایجاد کند. ارمنستان تنها عضو اتحادیه است که با ایران مرز زمینی مستقیم دارد. توافق تجارت ترجیحی میان ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا که در اکتبر ۲۰۱۹ اجرایی شد، در مه ۲۰۲۵ به یک توافق تجارت آزاد ارتقا یافت؛ تحولی که بهویژه در شرایط تحریمهای مستمر، برای ایران اهمیت قابل توجهی دارد. در نتیجه، خروج احتمالی ارمنستان از اتحادیه اقتصادی اوراسیا میتواند بخش قابل توجهی از مزایا و منافع اقتصادی و تجاری ایران در چارچوب این سازوکار را از بین ببرد. اگر اپوزیسیون در انتخابات پارلمانی پیروز میشد، تهران احتمالاً نسبت به تداوم عضویت ارمنستان در اتحادیه اقتصادی اوراسیا اطمینان بسیار بیشتری داشت.
پیروزی پاشینیان، که احتمالاً روند فاصلهگیری تدریجی ارمنستان از سلطه بلندمدت روسیه بر بخشهای کلیدی مانند گاز طبیعی، راهآهن، برق و مخابرات را تسریع خواهد کرد، میتواند فرصتهای جدیدی نیز برای ایران ایجاد کند. طی سه دهه گذشته، روسیه موانع قابل توجهی برای گسترش صادرات گاز ایران به ارمنستان ایجاد کرده است تا انحصار خود بر زیرساختهای انرژی این کشور را حفظ کند. شرکت گازپروم حتی فشارهایی بر ارمنستان وارد کرد تا قطر خط لوله گاز ایران–ارمنستان کاهش یابد. این اقدام عملاً امکان گسترش صادرات گاز ایران به گرجستان را از بین برد. در نتیجه، فاصلهگیری ارمنستان از سلطه روسیه در بخش گاز میتواند فضای بیشتری برای ایران فراهم کند تا صادرات گاز خود به ارمنستان را افزایش دهد، مشروط بر اینکه ایران بتواند ظرفیت تولید و صادرات داخلی خود را افزایش دهد. صادرات گاز ایران به ارمنستان در قالب یک سازوکار معاوضه گاز در برابر برق انجام میشود. هرگونه افزایش در صادرات گاز ایران، با افزایش متقابل واردات برق از ارمنستان همراه خواهد بود—موضوعی که با توجه به ناترازی فعلی برق در ایران اهمیت ویژهای دارد. در غیر این صورت، ممکن است جمهوری آذربایجان و ترکمنستان از طریق سازوکارهای سوآپ از مسیر ایران، بخش قابل توجهی از بازار گاز ارمنستان را به جای روسیه در اختیار بگیرند.
یک پویایی مشابه در بخش راهآهن نیز قابل مشاهده است. حدود یک دهه پیش، روسیه بهطور علنی با ساخت کریدور ریلی مرند–نوردوز–مقری–ایروان مخالفت کرد، عمدتاً برای حفظ سلطه خود بر زیرساختهای ریلی ارمنستان. کاهش نفوذ اقتصادی روسیه به احتمال زیاد فرصتهای بیشتری برای مشارکت و سرمایهگذاری ایران در این بخش ایجاد میکرد. همین منطق بهطور کلی در مورد بخش برق، مخابرات و سایر زیرساختهای راهبردی نیز صدق میکند. در مقابل، اگر اپوزیسیون در انتخابات پیروز میشد و روابط ارمنستان و روسیه به الگوی پیش از ۲۰۱۸ بازمیگشت، سلطه روسیه بر زیرساختهای اقتصادی ارمنستان احتمالاً ادامه مییافت و فضای محدودی برای گسترش حضور اقتصادی ایران باقی میگذاشت.
در مجموع، هیچیک از سناریوهای ممکن در انتخابات ارمنستان بهطور کامل اهداف حداکثری راهبردی ایران در قفقاز جنوبی را محقق نمیکرد. ایران تنها قادر بود بخشی از منافع و اهداف سیاستی خود را در این منطقه تأمین کند. این واقعیت تا حدی ناشی از ماهیت اهداف و منافع تعریفشده ایران در قفقاز جنوبی است و تا حدی نیز نتیجه شکافهای عمیق، رقابتها و دستورکارهای متعارض در منطقه است که بسیاری از آنها خارج از توان تأثیرگذاری یا کنترل ایران قرار دارند.
این مقاله برای نخستین بار به زبان انگلیسی در اوراسیا دیلی مانیتور، بنیاد جیمزتاون، در ایالات متحده آمریکا در ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶ میلادی منتشر شده است:
Vali Kaleji “Armenian Election Results Hold Contradictory Implications for Iran”, Eurasia Daily Monitor, Jamestown Foundation, June 17, 2026.
https://jamestown.org/armenian-election-results-hold-contradictory-implications-for-iran/









