#اختصاصی
نویسنده: مهدی پورباقر، دبیر گروه مطالعات چین موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)
هجدهمین نشست سران کشورهای گروه «بریکس» (BRICS) در روزهای ۱۲ و ۱۳ سپتامبر سال ۲۰۲۶ میلادی (۲۱ و ۲۲ شهریور ۱۴۰۵) به میزبانی «هند» با شعار «تابآوری، نوآوری، همکاری و پایداری» در یکی از پُرچالشترین ادوار نظام بینالملل به لحاظ سیاسی، امنیتی و اقتصادی در حال برگزاری است.
«شی جین پینگ» دبیر کل حزب کمونیست چین و رئیس جمهور این کشور پس از ۷ سال برای دومین بار به عنوان یکی از اعضای بنیانگذار این گروه ۱۷ ساله به نمایندگی از جمهوری خلق چین در این نشست شرکت کرد. طی دو دهه اخیر «پکن» با کنشهای چندبُعدی خود و به ویژه ترجمان قدرت اقتصادی و فناورانه به ساختارهای سیاسیِ شبکهای و بینالمللی، به یکی از بازیگران اصلی نظام بینالملل تبدیل شده است؛ امری که ملاحظات چین در نشست «بریکس ۲۰۲۶» به عنوان نهادی با اولویتهای اقتصادی-مالی و سیاسی-امنیتی را بسیار پررنگ میکند.
ملاحظات چین
چین در شرایط رقابت راهبردی با ایالات متحده آمریکا از اهرم دیپلماتیک و سیاسی بریکس برای اثرگذاری بیشتر بر جریانات سیاسی و اقتصادی جهان بهره میگیرد. پکن با افزایش توان اقتصادی و فنی خود طی دهههای اخیر همواره با شیبی ملایم ولی ثابت به دنبال کسب اهرمهای چانهزنی بیشتر در شبکههای جهانی تصمیمگیری است تا با «استحاله (Transform)» نقطه به نقطه ستونهای نظم کنونی بینالمللی، از ماهیت آمریکامحور و غربی آن کاسته و ساختار نظام را به سمت نظمی مبتنی بر «چندجانبهگرایی» تبدیل کند. در واقع چین به عنوان پُرنفوذترین بازیگر جهانی عضو بریکس، این مجمع بینالمللی را فرصتی مهم برای موازیسازی نهادی و ایجادِ شبکهای برای نظم «چندقطبی» میداند؛ به ویژه که شاکله بازیگران این گروه شامل ترکیبی از بازیگران کلاسیک و نوظهوری است که علیرغم عدم همسویی همیشگی با سیاستهای کلان چین، قادر به همکاریهای موردی در ابعاد سیاسی، اقتصادی و امنیتی مورد نظر پکن خواهند بود.
پکن با «روبنای (Superstructure)» کنشهای دیپلماتیک و سیاسی و اتکا به «زیربنای (Base)» اقتصادی و فناورانه خود به دنبال نقشآفرینی بریکس به عنوان شبکه نوینی از کارویژههای مالی-تجاری و استانداردهای نوین فناورانه و زیرساختی است که اثرات افزایشِ احتمالیِ تکانههای سیاسی و اقتصادی رقابت راهبردی با ایالات متحده آمریکا را در سطح سیستمی ملایم کند. ابتکارات مالیای چون «بانک توسعه نوین (NDB)»، «سازوکار ذخیره احتیاطی بریکس (BRICS Contingent Reserve Arrangement)»، «بریکس پِی (BRICS Pay)» و نظام پرداخت مالی mBridge از فرایندهای زیرساختی تجاریای هستند که به طور مستقیم به عنوان محوری مالی در بریکس توسعه یافتهاند و یا طی همکاری چین با کشورهای عضو بریکس رو به توسعه هستند. پکن با توسعه عملیاتی چنین ساختارهای زیرساختی مالی علاوه بر افزایش دامنه «سرمایهگذاری مستقیم خارجی (FDI)» و سرمایهگذاریهای شبکهای متقابل، به دنبال کاهش وابستگی به جریانات مالی دلارمحور و افزایش گزینههای مالی و ارزی است که نتیجه آن بهبود توان بینالمللی یوآن و کاهش فشارهای شبکههای دلارمحور آمریکا و غرب به ویژه در زمان افزایش تنشها و جنگهای تعرفهای و تحریمی است.
به نظر میرسد چین در بریکس نیز همان دستور کار خیزش ملایم اقتصادمحور را در راستای استراتژی کلان بینالمللی خود پیگیری میکند. به همین دلیل، به نظر میرسد ماهیت بریکس بر روی حوزههای تجاری، فنی و زیرساختی متمرکز است و جنبههای امنیتی آن تاکنون صرفاً محدود به برگزاری رزمایشهای مشترک دریایی یا همکاریهای سیاسی ملایم با سایر اعضای بریکس است. این مهم در راستای تلاش چین برای جلوگیری از تعریف بریکس به عنوان ائتلافی نظامی-امنیتی در مقابل آمریکا است؛ چرا که «برداشت (Perception)» واشینگتن از کنشهای ترکیبی اقتصادی، فناورانه و سیاسی پکن طی سالیان اخیر به اندازهای است که ماهیت روابط چین و آمریکا را وارد فاز «رقابت راهبردی» کرده است و به همین علت پکن با سیاستهای کنونی خود به دنبال ارسال پیام افزایش سطح تنش در ابعاد سخت سیاسی و امنیتی نیست؛ به ویژه که بازیگرانی چون روسیه و ایران نیز از اعضای کلیدی بریکس محسوب میشوند.
سیاست چین به لحاظ مواضع امنیتی در بریکس به ویژه در بحرانهای امنیتی چون جنگ روسیه و اوکراین و تنش آمریکا و ایران، بیشتر حول مفاهیم خنثیِ عمومی چون «احترام به حق حاکمیت کشورها» و «دعوت به حل و فصل سیاسی و دیپلماتیک» و در نهایت «کاهش تنشهای نظامی» و «مخالفت با اقدام نظامی یکجانبه علیه کشورها» است که نشاندهنده موضعگیری محتاط پکن است. در عین حال ماهیت ساختاری بریکس و عضویت کشورهایی با مواضع گوناگون، اجماع تصمیمگیری و ایجاد الزامات امنیتی عملیاتی را دشوار میکند که خود در راستای سیاست کلان چین است.
این استراتژی در سخنرانی «شی جین پینگ» در اجلاسیه بریکس ۲۰۲۶ نیز موضع رسمی چین را به وضوح نشان میدهد که طی آن رئیس جمهور چین کشورهای عضو بریکس را به «ایستادن در سمت دُرست تاریخ» و همکاری در صلح و ثبات جهانی دعوت کرده است. وی در این سخنرانی همچنین «بدون ذکر نام کشور خاصی» تنشهای نظامی و امنیتی کنونی در خاورمیانه و خلیج فارس را خللی در منافع مشترک جامعه جهانی تعریف کرده است که نیاز به تشریک مساعی و مشارکت بازیگران برای حل و فصل سیاسی دارد.
در واقع دال مرکزی استراتژی کلان چین در بریکس، تزریق سازوکارهای تجاری و استانداردهای زیرساختی فنی چینمحور به ساختارهای حکمرانی شرکای عضو است تا زمینههای بازتنظیم حکمرانی بینالمللی از گرایش کامل به طیف آمریکا به سمت فرایندهای چینی فراهم شود. ابتکارات چین در بریکس در راستای اصلاح حکمرانی جهانی و بهبود جایگاه تصمیمگیری و پرستیژ پکن به عنوان قدرت برتر نوین قابل ترجمه است. چین با اتکا به نقشآفرینی منسجم در بریکس به نوعی به دنبال اصلاح ساختارهای سنتیِ مالی چون «سازمان تجارت جهانی (WTO)» «بانک جهانی (WB)» و «صندوق بینالمللی پول (IMF)» و تقویت نقش سازمانهای سیاسی چندجانبهگرا چون «سازمان ملل متحد (UN)» است تا خود نقش نماینده کشورهای توسعهیافته جدید را ایفا کند و در عین حال با سیاستهای یکجانبهگرایانه آمریکامحور مخالفت کند.
بریکس و ایران
عضویت رسمی ۲ ساله جمهوری اسلامی ایران در بریکس به عنوان بلوکی که نیمی از جمعیت جهان و ۴۰٪ از تولید ناخالص ملی (GDP) اقتصاد جهانی را در اختیار دارد، پتانسیلهای سیاسی، اقتصادی و فنی متعددی را برای تهران به ارمغان دارد. وضعیت سیاسی و اقتصادی ایران و به ویژه شبکه در هم پیچیده تحریمهای اقتصادی و مالی ایالات متحده آمریکا و متحدان غربیاش که به طور خاص مهمترین شاهراه اقتصادی تهران یعنی صنعت پتروشیمی، نفت و گاز را هدف قرار داده، تابآوری اقتصادی و در نتیجه ابعاد چندجانبه توسعهیافتگی تهران را به طور سینوسی با مشکل مواجه کرده است. بریکس به عنوان سازمانی چندجانبهگرایانه که نقش چین به عنوان رقیب راهبردی آمریکا و مخالف یکجانبهگرایی در آن بسیار برجسته است، پتانسیلی برای کاهش فشارهای سیاسی و اقتصادی علیه تهران است.
ترتیبات مالی و تجاری بریکس که ماهیت آنها کاهش فشارهای سیستمی شبکههای مالی مرتبط با دلار و نظامهای پرداختی آمریکامحور است، فرصت مناسبی برای تبادلات مالی غیردلاری و تنوعبخشی به سبد مبادلات ایران خواهد بود تا با ایجاد نظامهای پرداختی ملی و کانالهای مالی و ارتباطی خاص، فشار تحریمی و تجاری ایران و ضعفهای فناورانه را کاهش دهد؛ امری که به دلیل موقعیت ترانزیتی-کریدوری و ژئوپولتیک ایران فضای تنفس مناسبی برای تهران ایجاد کرده و پتانسیل کاهش محدودیتهای مالی و فناورانه را نیز به همراه خواهد داشت. پر واضح است میزان عملیاتی شدن این فرصتهای تنفسی برای ایران صرفاً وابسته به سازوکارهای مالی بریکس نیست؛ بلکه به میزان پایبندی اعضای بریکس به ساختار تحریمی ایران و اراده سیاسی آنها نیز بستگی دارد که تا چه میزان همکاریهای فنی با نهادهای مالی تحریم شده و تحمل ریسک تحریمهای ثانویه ایالات متحده را پذیرا باشند.
ماهیت سیاسی چندجانبهگرایانه بریکس و مخالفت اعضای کلیدی این سازمان با یکجانبهگرایی نیز فرصتی برای کنشگری دیپلماتیک ایران و کاهش فشارهای سیاسی علیه تهران به ویژه در شرایط کنونی تنشهای بیسابقه نظامی ایران و آمریکا است. در همین راستا اعضای بریکس در بیانیه مشترک نشست ۲۰۲۶ خود (همانند بیانیه مشترک نشست سال ۲۰۲۵ در برزیل) اقدامات یکجانبهگرایانه علیه هر کشور را محکوم کردهاند و ضمن دعوت طرفین درگیر در تنشهای نظامی خاورمیانه به خویشتنداری، خواهان افزایش مشارکتها برای استمرار امنیت و تجارت بینالملل در منطقه شدهاند. همچنین در اجلاسیه ۲۰۲۶ هند، «شی جین پینگ» رئیس جمهور چین با تاکید بر منازعه ایران و آمریکا، به طور رسمی اعلام آمادگی جهت میانجیگری در مذاکرات صلح میان تهران و واشینگتن را اظهار داشته است که اهرم مهمی برای افزایش وزن دیپلماتیک ایران در مذاکرات محسوب میشود.
در واقع وزن سیاسی و فرامنطقهای بریکس فرصت دیدار و گفتگوهای دو یا چندجانبه جهت مدیریت روابط با کشورهای عضو و غیرعضو را هموارتر میکند که نقش مهمی در گستردگی طیف دیپلماتیک ایران خواهد داشت. دیدار دوجانبه «مسعود پزشکیان» رئیس جمهور ایران و «خالد بن محمد بن زاید آل نهیان»، ولیعهد امارات متحده عربی به عنوان دو عضو رسمی بریکس در حاشیه اجلاس ۲۰۲۶ که به جهت کاهش خصومتها پس از تنشهای شدید نظامی و امنیتی بین دو کشور صورت گرفته در همین قالب قابل تفسیر است.
علی رغم نکات گفته شده و با توجه به اهمیت درک پیچیدگیهای نظام جهانی و همچنین روابط اعضای بریکس با یکدیگر و روابط اعضای بریکس با سایر بازیگران بینالمللی چون ایالات متحده آمریکا و کشورهای اروپایی، جمهوری اسلامی ایران نباید بریکس را بلوکی با سیاستهای اعلامی و اعمالی منسجم و یکپارچه در نظر بگیرد. در واقع میزان موفقیت تهران در بریکس در گروی کنشهای فعال نقطه به نقطه و بازیگری شبکهای است که کانونیترین مفهوم نظام بینالملل امروزی را نشان میدهد: بازیگران گوناگونِ «عضو یک بلوک تجاری و سیاسی مشترک» لزوماً منافع مشترکِ «قطعی و واحدی» را دنبال نمیکنند.









