تاریخ : سه شنبه, ۱۹ خرداد , ۱۴۰۵ 24 ذو الحجة 1447 Tuesday, 9 June , 2026

تاثیر هویت دینی در ایران و روسیه در رویارویی با تهدیدات خارجی

  • ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۷:۰۵
تاثیر هویت دینی در ایران و روسیه در رویارویی با تهدیدات خارجی
نمونه دیگری از نقش هویت دینی در بسیج اجتماعی را می‌توان در جنگ‌های ایران و روسیه در دوره قاجار مشاهده کرد.

#اختصاصی

نویسنده: سید امیربهادر هاشمی، دانشجوی دکتری مطالعات روسیه-دانشگاه تهران

 

مقدمه

هویت جمعی یکی از مهم‌ترین عوامل شکل‌دهنده رفتارهای اجتماعی و سیاسی جوامع انسانی است. ملت‌ها در طول تاریخ با تکیه بر عناصر مختلفی مانند زبان، فرهنگ، تاریخ مشترک و دین، احساس تعلق و همبستگی اجتماعی را در میان اعضای خود تقویت کرده‌اند. در میان این عناصر، دین در بسیاری از جوامع نقش برجسته‌ای در شکل‌گیری هویت جمعی داشته و در بزنگاه‌های تاریخی به عاملی مهم برای بسیج اجتماعی تبدیل شده است. در شرایط عادی، دین ممکن است بیشتر در حوزه‌های فرهنگی، اخلاقی و معنوی حضور داشته باشد، اما در زمان بحران‌های ملی (به‌ویژه هنگامی که یک کشور با تجاوز خارجی یا تهدید سرزمینی مواجه می‌شود) این عنصر فرهنگی می‌تواند به نیرویی قدرتمند برای ایجاد همبستگی اجتماعی و تقویت روحیه مقاومت تبدیل شود. باورها، نمادها و نهادهای دینی – مذهبی در چنین شرایطی قادرند احساس مسئولیت اخلاقی و معنوی را در میان اعضای جامعه تقویت کنند و دفاع از سرزمین را به وظیفه‌ای مقدس تبدیل نمایند.

در بسیاری از نقاط جهان، نمونه‌های متعددی از پیوند میان هویت دینی و مقاومت ملی وجود دارد. در این میان، تجربه دو کشور ایران و روسیه از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. هر دو کشور دارای تاریخ طولانی و سنت‌های فرهنگی عمیقی هستند که در آن‌ها دین نقش مهمی در شکل‌گیری هویت جمعی ایفا کرده است. در ایران، مذهب تشیع طی چند قرن گذشته به یکی از عناصر اصلی هویت ملی تبدیل شده و در بسیاری از دوره‌های تاریخی در بسیج اجتماعی در برابر تهدیدات خارجی نقش داشته است. در روسیه نیز مسیحیت ارتدوکس به عنوان یکی از ارکان اصلی فرهنگ روسی، نقشی مهم در شکل‌گیری هویت ملی و مقاومت در برابر متجاوزان ایفا کرده است. مطالعه تطبیقی این دو تجربه تاریخی می‌تواند درک عمیق‌تری از رابطه میان دین، هویت جمعی و مقاومت ملی فراهم آورد. بررسی تاریخی نشان می‌دهد که در هر دو کشور، نهادهای دینی، مفاهیم مذهبی و نمادهای اعتقادی در زمان بحران‌های ملی به ابزارهایی برای ایجاد انسجام اجتماعی و تقویت روحیه دفاعی جامعه تبدیل شده‌اند.

از این رو، هدف این نوشتار بررسی نقش هویت دینی در مقاومت ملی با تمرکز بر تجربه تاریخی ایران و روسیه است. این پژوهش با استفاده از رویکردی تاریخی تلاش می‌کند نشان دهد که چگونه دین در این دو جامعه به یکی از منابع مهم بسیج اجتماعی در برابر متجاوزان خارجی تبدیل شده است.

مبانی نظری و مفهوم هویت دینی

برای تحلیل نقش هویت دینی در مقاومت ملی می‌توان از نظریه‌های مختلفی در حوزه هویت جمعی و ملی‌گرایی بهره گرفت. در علوم اجتماعی، هویت جمعی به عنوان مجموعه‌ای از باورها، ارزش‌ها و نمادهای مشترک تعریف می‌شود که احساس تعلق به یک جامعه خاص را در میان اعضای آن ایجاد می‌کند. یکی از نظریه‌های مهم در این زمینه دیدگاه بندیکت اندرسون[۱] درباره ملت است. اندرسون ملت را «جماعتی خیالی» می‌داند که اعضای آن، با وجود آنکه اغلب یکدیگر را نمی‌شناسند، خود را بخشی از یک جامعه مشترک تصور می‌کنند. این تصور مشترک از طریق عناصر فرهنگی و نمادین، از جمله زبان، تاریخ و دین، شکل می‌گیرد (Anderson, 1983). در این چارچوب، دین می‌تواند نقش مهمی در ایجاد احساس تعلق جمعی ایفا کند و در شرایط بحرانی به ابزاری برای بسیج اجتماعی تبدیل شود. چارلز تیلور[۲] نیز در نظریه «سیاست شناسایی» به اهمیت هویت‌های فرهنگی و دینی در شکل‌گیری خودآگاهی جمعی اشاره می‌کند. از نظر او، هویت افراد و جوامع در تعامل با سنت‌ها و ارزش‌های فرهنگی شکل می‌گیرد و این عناصر می‌توانند در شرایط بحرانی به منابع مهمی برای تقویت همبستگی اجتماعی تبدیل شوند (Taylor, 1992).

از سوی دیگر، دینداری و هویت دینی یکی از انواع مهم هویت‎های جمعی محسوب می‎شود (طالبان, ۱۳۹۰). هویت دینی در واقع همان آثار و عوارض ناشی از حمل وصف دین بر فرد دیندار است. به تعبیر بهتر با پذیرش دین به عنوان اصل اعتقادی و رکن رکین در زندگی ، مسلماً تغییرات و نتایج مهمی برای فرد مؤمن در وجوه مختلف حیات وی حاصل می‎شود. قدر متیقن دین الهی و حیات دینی داشتن، زیستن در فضایی سرشار از تعالیم و آموزه های دینی و مملو از تجربه های روحانی، فرد و جامعه را واجد شئون و احوالاتی متمایز از فرد یا جامعه ای که در این فضا به سر نمی برد، می نماید. اگر دین یا تجربه دینی را به معنای حضور یک آگاهی از امر قدسی یا مقدس پذیریم و جوهر آگاهی دینی را به خشیت، آمیزه بی‎همتایی از ترس و مجذوبیت در برابر لاهوت تعبیر کنیم لاجرم دارای آثار و عوارضی در زندگی افراد خواهد بود که تحت عنوان ویژگی ها و ساختارهای حیات دینی برشمرده شده است (الیاده, ۱۳۶۹).

در ایران، مفهوم‌هایی مانند جهاد، شهادت و دفاع از سرزمین اسلامی نقش مهمی در بسیج اجتماعی داشته‌اند. در روسیه نیز مفاهیمی همچون دفاع از سرزمین مقدس و نقش کلیسای ارتدوکس در حفظ هویت ملی در دوران بحران برجسته بوده است. در دوره مغول، کلیسای ارتدوکس به مهم‌ترین نهاد معنوی و حافظ هویت ملی در روسیه تبدیل شد و روسی بودن با ارتدوکس بودن مترادف گردید. دین در مرکز هویت ملی قرار گرفت و این پیوند پس از سقوط امپراتوری بیزانس در میانه قرن پانزدهم عمیق‌تر شد. ازدواج ایوان سوم با سوفیا پالایولوگ، وارث خاندان بیزانسی، موجب شد مسکو خود را «روم سوم» بداند و رسالت مسیحیت جهانی را بر عهده گیرد. از این منظر، روسیه نه صرفاً یک کشور، بلکه «سرزمین مقدس» و موعود بشریت قلمداد شد (محمدنیا, ۱۴۰۴).

در چارچوب این نظریه‌ها و مفاهیم، دین را می‌توان یکی از مهم‌ترین منابع نمادین هویت جمعی دانست که در بسیاری از جوامع تاریخی نقش مهمی در بسیج اجتماعی ایفا کرده است. هنگامی که یک جامعه با تهدید خارجی مواجه می‌شود، مفاهیم مذهبی می‌توانند به ابزارهایی برای مشروعیت‌بخشی به مقاومت در برابر دشمن خارجی تبدیل شوند.

تاثیر هویت دینی در مبارزرات ایرانیان

در تاریخ ایران، دین همواره یکی از عناصر مهم شکل‌دهنده هویت جمعی بوده است. در دوران صفوی یک انتقال مذهبی صورت می‌گیرد و شاه اسماعیل مذهب شیعه را به عنوان مذهب دولتی اعلام می‌کند (آقاجری, ۱۴۰۳). با رسمی شدن مذهب تشیع در دوره صفویه، پیوند میان دین و هویت ملی ایرانیان بیش از پیش تقویت شد. صفویان با ایجاد دولت متمرکز شیعی، تشیع را به یکی از مهم‌ترین عناصر هویت سیاسی و فرهنگی ایران تبدیل کردند. در قرن‌های شانزدهم و هفدهم میلادی، ایران صفوی بارها با امپراتوری عثمانی وارد جنگ شد. این جنگ‌ها علاوه بر رقابت‌های سیاسی و سرزمینی، دارای ابعاد مذهبی نیز بودند؛ زیرا صفویان نماینده تشیع و عثمانی‌ها نماینده جهان اهل سنت محسوب می‌شدند. در چنین شرایطی، حکومت صفوی با بهره‌گیری از مفاهیم مذهبی و حمایت علمای شیعه تلاش می‌کرد مردم را برای دفاع از سرزمین خود بسیج کند. نمادهای مذهبی، مراسم دینی و تأکید بر هویت شیعی در این دوره نقش مهمی در ایجاد انسجام اجتماعی داشت. این عناصر به تقویت روحیه سربازان و افزایش احساس مسئولیت دینی در برابر دفاع از کشور کمک می‌کردند.

نمونه دیگری از نقش هویت دینی در بسیج اجتماعی را می‌توان در جنگ‌های ایران و روسیه در دوره قاجار مشاهده کرد. در این دوره، علمای شیعه با صدور فتاوای جهاد مردم را به دفاع از کشور فراخواندند. این فتواها موجب شد بسیاری از مردم عادی و نیروهای داوطلب به میدان جنگ وارد شوند و دفاع از سرزمینشان را وظیفه‌ای دینی بدانند.

در جنگ دوم ایران و روس، عباس میرزا ولیعهد برای همراه‌کردن فتحعلی‌شاه و مردم برای جنگ با روس‌ها و باز پس گرفتن سرزمین‌های از دست رفته، به دلیل ضعف مدیریتش در جنگ اول و نگرانیش برای از دست رفتن ولایت عهدی، تصمیم گرفت تا از قدرت عالمان شیعه استفاده کند (الگار, ۱۳۹۶, ص. ۱۴۲-۱۴۴). او در کنار فعالیت‌های دیگری که برای آغاز جنگ داشت، عده‌ای را مأمور کرد تا به عتبات بروند از ظلم روس‌ها، به سید محمد مجاهد، فقیه بزرگ شیعه در آن دوره، شکایت کنند. سید محمد مجاهد پس از دریافت نامه‌‏های مردم به نامه‌نگاری با شاه پرداخت. محتوای نامه سید محمد مجاهد تشویق شاه به جهاد با کفار بود. نا امیدی سید از شاه موجب شد تا او به‌همراه عده‌ای از عالمان به‌سوی ایران حرکت کند. او در ایران، با نگارش نامه‌هایی به عالمان مناطق مختلف از آنها خواست مردم را به جهاد دعوت کنند (الگار, ۱۳۹۶, ص. ۱۴۷-۱۵۰). در ۲۶ شوال ۱۲۴۱ قمری، فتحعلی‌شاه برای رفتن به سلطانیه از تهران بیرون رفت. در سلطانیه نماینده‌ای از سوی تزار روس برای برقراری صلح حاضر شده بود و شاه نیز علاقه چندانی به جنگ نداشت، ولی نظر عالمان شیعه و مردم حاضر در آنجا بر جنگ بود. در این شرایط فقیهان حاضر به رهبری سید محمد مجاهد فتوا دادند که هرکس از جهاد با روس‌ها کنار بکشد از اطاعت خداوند سر باز زده و از شیطان پیروی کرده است. این فتوا موجب شد تا شاه به جهاد راضی شود و نماینده روسیه را مرخص کند و فرمان جنگ دهد (سپهر, ۱۳۷۷, ص. ۳۵۸-۳۵۹). هرچند این جنگ‌ها در نهایت با شکست ایران پایان یافت، اما نقش هویت دینی در بسیج اجتماعی و مقاومت مردم قابل توجه بود.

در دوران معاصر نیز هویت دینی نقش مهمی در مقاومت ملی ایرانیان ایفا کرده است. یکی از برجسته‌ترین نمونه‌ها جنگ ایران و عراق در دهه ۱۳۶۰ است. در این جنگ که در ایران با عنوان «دفاع مقدس» شناخته می‌شود، مفاهیم مذهبی مانند شهادت، ایثار و جهاد نقش مهمی در بسیج عمومی جامعه داشتند. فرهنگ عاشورا و روایت‌های مربوط به واقعه کربلا در ادبیات جنگ حضوری پررنگ داشتند. بسیاری از رزمندگان این جنگ را ادامه راه امام حسین (ع) و نمادی از مبارزه حق علیه باطل می‌دانستند. در این دوره، مساجد، هیئت‌های مذهبی و روحانیت به عنوان شبکه‌های اجتماعی مؤثر در سازماندهی نیروهای مردمی و حمایت از جبهه‌ها عمل کردند.

تاثیر هویت دینی در مبارزات روس‌ها

در روسیه نیز دین ارتدوکس از قرن‌ها پیش نقش مهمی در شکل‌گیری هویت ملی داشته است. کلیسای ارتدوکس روسیه نه تنها نهادی مذهبی بلکه یکی از مهم‌ترین ارکان فرهنگی جامعه روسی بوده است. در دوره سیطره مغول، کلیسای ارتدوکس به مهم‌ترین نهاد معنوی و حافظ هویت ملی تبدیل شد و روسی بودن با ارتدوکس بودن مترادف گردید. دین در مرکز هویت ملی قرار گرفت و این پیوند پس از سقوط امپراتوری بیزانس در میانه قرن پانزدهم عمیق‌تر شد (محمدنیا, ۱۴۰۴). با سقوط امپراتوری بیزانس روسیه خود را وارث سنت ارتدوکس دانست. نظریه «مسکو به عنوان روم سوم» در همین دوره شکل گرفت و به تقویت پیوند میان دین و هویت ملی روس‌ها کمک کرد.

یکی از مهم‌ترین نمونه‌های نقش هویت دینی در مقاومت روسیه، جنگ با ناپلئون در سال ۱۸۱۲ است. در این جنگ، کلیسای ارتدوکس نقش مهمی در تقویت روحیه ملی ایفا کرد. روحانیون ارتدوکس مردم را به دفاع از سرزمین و ایمان فرا می‌خواندند و جنگ با ارتش فرانسه به عنوان دفاع از «سرزمین مقدس روسیه» توصیف می‌شد. نمادهای مذهبی، دعاهای جمعی و مراسم‌های دینی در میان سربازان و مردم رواج داشت و این فضای مذهبی به تقویت روحیه مقاومت کمک می‌کرد.

در قرن بیستم و در جریان جنگ جهانی دوم نیز دین به شکلی متفاوت در بسیج ملی روس‌ها نقش داشت. با وجود آنکه حکومت شوروی در ابتدا سیاستی ضد دینی اتخاذ کرده بود، در دوران جنگ با آلمان نازی از نمادهای مذهبی و سنت‌های تاریخی برای تقویت روحیه مردم استفاده شد. در قرن بیستم نیز دین به شکلی متفاوت در بسیج ملی روس‌ها نقش داشت. با وجود موضع ضد دینی اولیه، رژیم شوروی دریافت که برای مشروعیت‌بخشی به خود ناگزیر است از نمادها و سنت‌های گذشته بهره گیرد. جنگ جهانی دوم این مسئله را به‌خوبی نشان داد؛ استالین که در ابتدا کلیسا را سرکوب کرده بود، در دوران جنگ «بزرگ میهنی» به ارزش‌های ارتدوکس و ملی روی آورد تا مردم را متحد کند (محمدنیا, ۱۴۰۴).

در تحولات معاصر نیز دین همچنان در سیاست هویتی منطقه نقش مهمی ایفا می‌کند. مسیحیت ارتدوکس که در طول تاریخ یکی از عوامل ایجاد همبستگی در سرزمین روسیه بوده، در مسئله استقلال کلیسای ارتدوکس اوکراین و تلاش برای کاهش نفوذ مذهبی روسیه یکی از ابعاد مهم تنش‌های سیاسی میان این دو کشور در سال‎های اخیر محسوب می‌شود. از نظر تاریخی در شهر کی‎یف بود که روس‌‌‌ها به پیروی از فرمانروای خود، ولادیمیر، به آیین مسیحیت ارتدوکس گرویدند. ولادیمیر پوتین در نوشته مهم خود با عنوان «وحدت تاریخی روس‌ها و اوکراینی‌ها» این دو مردم را یک ملت تاریخی نامیده و کی‌یف را مادر شهرهای روس و مرکز مذهب ارتدوکس متحد به رهبری شاهزادگان سلسله اصالتا وایکینگی روریک خوانده بود. بعدها زمانی که مغول‌ها در سده ۱۳ میلادی به روسیه حمله و کی‌یف را با خاک یکسان کردند، رفته‌رفته آن نقطه ثقل جغرافیایی و هویتی روسیه از کی‌یف به مسکو تغییر مکان داد و این شهر به حاشیه رفت. اما هنوز کی‌یف در گفتمان هویتی روس‌‌‌ها از جایگاه بالایی برخوردار است (رئیسی‌نژاد, ۱۴۰۰).

مذهب ارتدوکس مذهب غالب در جامعه اوکراین است و اکثریت مردم اوکراین پیرو آن هستند. با وجود تسلط حدود ۷۰ ساله حکومت شوروی بر اوکراین و دیدگاه منفی آن رژیم به مذهب (به عنوان افیون توده‎ها)، نفوذ مسیحیت ارتدوکس در اوکراین از بین نرفت و بخش غالب جامعه اعتقاد خود به کلیسای ارتدوکس را حفظ کرده‎اند. به‎طوری که بعد از استقلال اوکراین در سال ۱۹۹۱ و وجود آزادی مذهبی، مسیحیت و نقش کلیسا بار دیگر مورد توجه قرار گرفت و کلیسا به یکی از نهادهای اجتماعی مهم و تاثیرگذار تبدیل شد. در این میان تلاش جدی برای حذف نفوذ مذهبی و فرهنگی روسیه در اوکراین نیز قدم مهمی در راستای اهداف هویت سازی دولت مرکزی اوکراین محسوب شده و متعاقب آن، با هدف حذف یا کاهش نفوذ مذهبی روسیه، ایجاد کلیسای ارتدوکس مستقل اوکراین و منفک از کلیسای ارتدوکس مسکو مدنظر رهبران سیاسی و دینی اوکراین قرار داشته است. نکته قابل توجه پیوند تلاش‎ها برای جدایی مذهبی اوکراین از روسیه با دیگر ابعاد سیاست هویتی اوکراین همانند خروج از معاهدات و پیمان ها با روسیه یا رسمیت بخشیدن به زبان اوکراینی طی چند سال اخیر است. به طوریکه می‎توان بیان داشت هدف دولت از دخالت در امور کلیسا و تلاش برای کسب استقلال کلیسای ارتدوکس اوکراین در راستای رویکرد هویت سازی آن و استقلال فرهنگی از روسیه و کاهش نفوذ و قدرت نرم آن در اوکراین ارزیابی می شود. هر چند ایجاد کلیسای مستقل اوکراین همانند تقویت زبان ملی (اوکراینی) در مقابل زبان روسی در کاهش نفوذ فرهنگی و مذهبی روسیه در بلند مدت تاثیرگذار خواهد بود لکن با توجه به پیروی بخش قابل توجهی از جامعه دینی و مردم اوکراین از کلیسای ارتدوکس روسیه، این رویکرد می تواند مانند یک تیغ دو لبه عمل کرده و انشقاق و تکه‌تکهبودن جامعه اوکراین را تقویت نماید (زرگری, ۱۴۰۰).

شباهت‌های تجربه ایران و روسیه

بررسی موارد تاریخی نشان می‌دهد که تجربه ایران و روسیه در زمینه نقش هویت دینی در مقاومت ملی دارای چند شباهت مهم است. نخست آنکه در هر دو کشور، دین به عنوان یکی از عناصر اصلی هویت جمعی عمل کرده است. تشیع در ایران و ارتدوکس در روسیه هر دو در طول تاریخ به شکل‌گیری احساس تعلق ملی کمک کرده‌اند. دوم، در شرایط بحران و تجاوز خارجی، رهبران و نهادهای دینی نقش مهمی در بسیج مردم داشته‌اند. فتاوای جهاد در ایران و فراخوان‎های کلیسا در روسیه نمونه‌هایی از این نقش هستند. سوم، مفاهیم مذهبی در هر دو جامعه به عنوان منبعی برای تقویت روحیه مقاومت و فداکاری مورد استفاده قرار گرفته‌اند. مفاهیمی مانند شهادت در فرهنگ شیعی و دفاع از سرزمین مقدس در سنت ارتدوکس، هر دو به مشروعیت‌بخشی به مبارزه کمک کرده‌اند.

در ایران، به ویژه پس از انقلاب اسلامی، دین نقش رسمی و مستقیم در ساختار سیاسی پیدا کرد. در روسیه نیز با وجود اینکه قانون اساسی این کشور (از ١٩٩٣ میلادی) فدراسیون روسیه را به عنوان یک دولت سکولار معرفی می کند (Конституции РФ, ۱۹۹۳)، اما کلیسای ارتدوکس نفوذ فرهنگی زیادی در این کشور دارد. امروزه این نهاد دینی به یکی از قدرتمندترین نهادهای این کشور تبدیل شده است.

نتیجه‌گیری

بررسی تجربه تاریخی ایران و روسیه نشان می‌دهد که هویت دینی در بسیاری از جوامع می‌تواند به عاملی مهم در بسیج اجتماعی و تقویت مقاومت ملی تبدیل شود. در هر دو کشور، دین نه تنها مجموعه‌ای از باورهای فردی، بلکه بخشی از هویت جمعی جامعه بوده است. در شرایط تهدید خارجی، مفاهیم و نمادهای مذهبی – دینی توانسته‌اند احساس مسئولیت جمعی را تقویت کرده و مردم را برای دفاع از سرزمین بسیج کنند. نمونه‌هایی مانند فتوای جهاد علمای شیعه در جنگ‌های ایران و روس، بسیج مردمی در جنگ ایران و عراق و نقش کلیسای ارتدوکس در مقاومت روسیه در برابر ناپلئون، آلمان نازی و همچنین در تحولات معاصر به ویژه مبارزه برای حفظ فرهنگ روسی و مذهب ارتدوکس در شرق اوکراین نشان می‌دهد که دین می‌تواند به نیرویی مؤثر در انسجام اجتماعی تبدیل شود. با این حال، نقش هویت دینی در مقاومت ملی همواره در تعامل با عوامل دیگری مانند رهبری سیاسی، شرایط اجتماعی و فرهنگ تاریخی جامعه شکل می‌گیرد. از این رو، درک رابطه میان دین و مقاومت ملی نیازمند توجه به زمینه‌های تاریخی و فرهنگی هر جامعه است. مطالعه تطبیقی تجربه ایران و روسیه نشان می‌دهد که با وجود تفاوت‌های فرهنگی و تاریخی، در هر دو کشور دین توانسته است در لحظات بحرانی به یکی از مهم‌ترین منابع بسیج اجتماعی تبدیل شود. این امر نشان‌دهنده ظرفیت بالای هویت‌های دینی در ایجاد همبستگی اجتماعی و تقویت اراده جمعی در برابر تهدیدات خارجی است.

 

فهرست منابع:

Anderson, B. (1983). Communities Imagined.

Taylor, C. (1992). The Politics of Recognition in Multiculturalism: Examining the Politics of Recognition. Princeton University Press.

Конституции РФ. (۱۹۹۳).

آقاجری, س. (۱۴۰۳, ۸ ۲۱). مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی. بازیابی از دوره صفویه به عنوان نقطه عطف و دوره جدید تاریخ ایران مفهوم‌پردازی می‌شود: https://www.cgie.org.ir/fa/news/273975/%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%B5%D9%81%D9%88%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%82%D8%B7%D9%87-%D8%B9%D8%B7%D9%81-%D9%88-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%AA%D8%A7%D8

الگار, ح. (۱۳۹۶). دین و دولت در ایران: نقش علما در دوره قاجار. توس.

الیاده, م. (۱۳۶۹). دین پژوهی. انتشارات علمی فرهنگی.

رئیسی‌نژاد, آ. (۱۴۰۰, ۱۲ ۰۸). چرا روسیه به اوکراین حمله کرد؟. بازیابی از ایراس: https://www.iras.ir/?p=4520

زرگری, ه. (۱۴۰۰, ۵ ۶). وضعیت کلیسای ارتدوکس در اوکراین؛ جدایی از دولت یا ابزار هویت سازی. بازیابی از ایراس: https://www.iras.ir/?p=2134

طالبان, م. (۱۳۹۰). برازش تجربی مدل های مفهومی ساختاری از دینداری. فصلنامه راهبرد فرهنگ, سال سوم(شماره ۱۲ و ۱۳، بهار).

محمدتقی‌بن‌محمدعلی سپهر. (۱۳۷۷). ناسخ التواریخ. اساطیر.

محمدنیا, ف. (۱۴۰۴, ۰۹ ۲۴). موعودگرایی و رهبر مقدس در فرهنگ سیاسی روسیه. بازیابی از ایراس: https://www.iras.ir/?p=13422

[۱] Benedict Anderson

[۲] Charles Taylor

لینک کوتاه : https://www.iras.ir/?p=13846
  • نویسنده : سید امیربهادر هاشمی، دانشجوی دکتری مطالعات روسیه-دانشگاه تهران
  • منبع : موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)
  • 41 بازدید

برچسب ها

ثبت دیدگاه

انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برچسب ها
آسیای مرکزی،روسیه،اوکراین آفریقا،روسیه آمریکا،روسیه،تحریم ارمنستان،باکو،ترکیه،ایران افغانستان،طالبان،قدرت اوراسیا،ایران،تجارت اوکراین،آمریکا،روسیه اوکراین،روسیه،آمریکا،جنگ اوکراین،روسیه،جنگ ایران،آذربایجان ترکیه،زلزله ترکیه،زلزله،امنیت رشت،روسیه،ایران،آستارا روسیه،اعراب،اوکراین روسیه،اوکراین،آمریکا روسیه،ایبورسک روسیه،ایران روسیه،ایران،اتحاد روسیه،ایران،تجارت روسیه،تاجیکستان روسیه،خاورمیانه روسیه،خاورمیانه،آفریقا روسیه،دریای سرخ روسیه،سند،سیاست روسیه،سیاست خارجی غلات،روسیه،اوکراین قزاقستان،ازبکستان قزاقستان،انتخابات قطار، ریل نفت،روسیه،آذربایجان هند،چین،بالون چین،آمریکا چین،آمریکا،بالن چین،اوکراین،جنگ،ر.سیه چین،ایران چین،ایران،اوکراین،روسیه چین،ایران،رئیسی چین،ایران،عربستان چین،ترکیه،روسیه،آسیای مرکزی چین،روسیه چین،روسیه،اوکراین چین،روسیه،ایران چین،هند چین،هژمونی،غرب چین،پاکستان،هند،هسته ای