#اختصاصی
نویسنده: پارسا اخلاقی، دبیر گروه پژوهشی مطالعات روسیه موسسه ایراس
پیروزی قابل پیشبینی؛ پشتوانهای سیاسی با پیامدهای گستردهتر
حزب روسیه واحد [۲]برای اثبات اینکه همچنان نیروی مسلط در سیاست روسیه است، نیازی به انتخابات سپتامبر ۲۰۲۶ نداشت. هیچیک از رقبای سراسری با چشماندازی واقعبینانه برای در اختیار گرفتن کنترل دومای دولتی[۳] وارد رقابت نشده بودند و کمتر ناظری انتظار داشت حزب حاکم اکثریت خود را از دست بدهد. با این حال، انتخابات میتوانست نشان دهد که آیا این برتری همچنان از قابلیت سیاسی لازم برای تولید نتیجه برخوردار است یا خیر. آیا مقامهای روسیه پس از گذشت چند سال جنگ، تحریم و تعدیل اقتصادی قادر بودند مردم را به پای صندوقهای رأی بیاورند؟ آیا حزب روسیه واحد تنها موقعیت موجود خود را حفظ میکرد یا آن را بهبود میبخشید؟ و آیا مخالفان پارلمانی میتوانستند نارضایتیهای عمومی را جذب کنند یا بیش از گذشته عقب مینشستند؟ از این منظر، نتیجه انتخابات بیش از آنچه قابل پیشبینیبودن پیروز رقابت در ابتدا نشان میداد، اهمیت داشت. انتخابات تغییری در اینکه چه نیرویی بر روسیه حکومت میکند به وجود نیاورد، اما شرایط نهادی اعمال این حاکمیت را تقویت کرد.
استدلال اصلی این گزارش نیز بر همین نکته استوار است. انتخابات پارلمانی ۲۰۲۶ روسیه را میتوان نمونهای از «تحکیم انطباقی» دانست؛ فرایندی که در آن مرکز حاکم با بهرهگیری از نظام انتخاباتی موجود، مشارکت را بسیج کرد، اکثریت خود را گسترش داد و بخشی از طبقه سیاسی را نوسازی کرد، بیآنکه مبانی قدرت در سطح ملی را در معرض رقابتی جدی قرار دهد. این وضعیت انتخابات را بیمعنا نمیکند، بلکه نشان میدهد اهمیت آن را باید در جایی غیر از احتمال انتقال قدرت جستوجو کرد. این رأیگیری گستره نفوذ سازمانی بازیگران را آزمود، جایگاه نسبی احزاب رسمی را سنجید و تعیین کرد حزب حاکم در مرحله بعدی جنگ تا چه اندازه برای عمل در پارلمان دست باز خواهد داشت. این پرسشها در مقایسه با رقابتی کاملاً آزاد بر سر قدرت اجرایی محدود بودند، اما بیاهمیت نبودند.
شرایط برگزاری انتخابات نیز بر وزن این پرسشها میافزود. رأیگیری از ۱۸ تا ۲۰ سپتامبر انجام شد و نخستین انتخابات دومای دولتی پس از گسترش وسیع جنگ روسیه و اوکراین در فوریه ۲۰۲۲ بود. تا سال ۲۰۲۶، جامعه روسیه دیگر جنگ را فقط از طریق تصاویر تلویزیونی یا مواضع سیاست خارجی تجربه نمیکرد. تلفات نظامی، تحریمها، هزینههای دفاعی، حملات پهپادی و تشدید تدابیر امنیتی، آثار این درگیری را به زندگی روزمره نزدیکتر کرده بود. انتخابات در مناطق دونتسک، لوهانسک، زاپوریژیا و خرسون نیز برگزار شد؛ مناطقی که روسیه در سال ۲۰۲۲ آنها را به قلمرو خود ملحق کرد. مسکو این مناطق را تابعان فدرال روسیه میداند، اما اوکراین و بیشتر اعضای جامعه بینالمللی این وضعیت را به رسمیت نمیشناسند. بنابراین، انتخابات در چارچوب حقوقی داخلیای برگزار شد که دامنه سرزمینی اجرای آن همچنان در سطح بینالمللی محل مناقشه است.
کارزار انتخاباتی بهطور رسمی در قالب همهپرسی درباره جنگ سازمان نیافته بود و برگه رأی نیز انتخابی ساده میان ادامهدادن یا پایانبخشیدن به درگیری پیش روی رأیدهندگان قرار نمیداد. احزاب درباره هزینههای اجتماعی، مالیات، توسعه منطقهای، مهاجرت، تنظیم اقتصاد و عملکرد برخی مقامها اختلاف داشتند، اما نیروهای پارلمانی مواضعی اساساً متعارض درباره ساختار قدرت ریاستجمهوری یا جهتگیری اصلی سیاست امنیت ملی ارائه نمیکردند. ازاینرو، پیش از آغاز رأیگیری نیز تداوم وضع موجود در محدوده رقابت نهادینه شده بود. عدم قطعیت واقعی به چگونگی توزیع حمایتها در همین محدوده مربوط میشد: کدام حزب به نیروی اصلی مخالف تبدیل خواهد شد، آیا حزب مردم نو میتواند جایگاه خود را در پارلمان تثبیت کند و آیا حزب روسیه عادل خواهد توانست بالاتر از حد نصاب انتخاباتی باقی بماند؟
ده فهرست فدرال حزبی در انتخابات حضور داشتند که پنج مورد از آنها توانستند حد نصاب ۵ درصدی لازم برای برخورداری از سهم نمایندگی تناسبی را پشت سر بگذارند. رقابت وجود داشت، اما آشکارا نامتقارن بود. روسیه واحد با سازمان منطقهای گستردهتر، شمار بیشتری از مقامهای مستقر و پیوندهایی بسیار نزدیکتر با دستگاههای اجرایی فدرال و منطقهای وارد کارزار شد؛ امتیازهایی که هیچیک از رقبای آن در ابعادی مشابه در اختیار نداشتند. فهرست فدرال حزب لیبرال یابلوکو[۴] نیز در پی شکایت قضایی حزب رودینا [۵]از انتخابات کنار گذاشته شد و به این ترتیب، دامنه دیدگاههای حاضر در رقابت سراسری فهرستهای حزبی محدودتر شد.[۳] حذف این فهرست از مجرای قانونی صورت گرفت و گزارش حاضر فرض را بر این نمیگذارد که تصمیم دادگاه لزوماً با انگیزهای سیاسی اتخاذ شده است. با این حال، پیامد سیاسی آن روشن بود: رأیدهندگانی که با جهتگیری کلی سیاستهای دولت مخالفت داشتند، در فهرست فدرال با گزینههای سازمانیافته کمتری روبهرو شدند.
نتایج نهایی نشان داد که در همین محدوده نیز جابهجایی قابل توجهی رخ داده است. کمیسیون مرکزی انتخابات فدراسیون روسیه[۶] سهم روسیه واحد از آرای فهرست حزبی را ۵۸٫۲۱ درصد اعلام و تأیید کرد. حزب کمونیست فدراسیون روسیه [۷]با ۱۳٫۴۷ درصد در جایگاه دوم قرار گرفت و پس از آن، حزب لیبرال دموکرات روسیه[۸] با ۸٫۸۸ درصد، مردم نو [۹]با ۷٫۸۲ درصد و روسیه عادل [۱۰]با ۵٫۳۴ درصد قرار گرفتند.[۱، ۳] روسیه واحد همچنین در ۲۰۹ مورد از ۲۲۵ حوزه انتخابیه تکنمایندهای پیروز شد و در مجموع ۳۴۹ کرسی از ۴۵۰ کرسی انتخابی دوما را به دست آورد.[۲–۴] این بیشترین تعداد کرسی بود که این حزب در تاریخ انتخابات دومای دولتی کسب کرده است.
نتیجه انتخابات از منظر پارلمانی تاریخی بود، اما همه شاخصهای آن رکورد تازهای به شمار نمیرفت. سهم ۵۸٫۲۱ درصدی روسیه واحد از آرای فهرست حزبی همچنان از رقم ۶۴٫۳ درصدی این حزب در سال ۲۰۰۷ کمتر بود.[۳] بنابراین، دستاورد اصلی روسیه واحد در سال ۲۰۲۶ کسب سهمی بیسابقه از آرای عمومی نبود، بلکه تبدیل حمایت سراسری و پیروزیهای حوزهای به مساعدترین ترکیب پارلمانی در تاریخ این حزب بود. این تمایز اهمیت دارد. رکورددانستن همه اجزای نتیجه به معنای اغراق در شواهد است، اما عادیدانستن آن نیز ابعاد اکثریت بهدستآمده را نادیده میگیرد. حزب حاکم با کسب اندکی کمتر از سهپنجم آرای فهرست حزبی، بیش از سهچهارم کرسیهای پارلمان را در اختیار گرفت. نتیجهای که پیروزی قاطع آن در حوزههای تکنمایندهای امکانپذیرش کرد. سازوکار این تبدیل آرا به قدرت پارلمانی و پیامدهای سیاسی آن در بخش دوم بررسی خواهد شد.
مقایسه با سال ۲۰۲۱ تصویر روشنتری از این تحول ارائه میدهد. سهم روسیه واحد از آرای فهرست حزبی از ۴۹٫۸۲ به ۵۸٫۲۱ درصد افزایش یافت؛ یعنی رشدی معادل ۸٫۳۹ واحد درصد. در همین فاصله، میزان مشارکت سراسری نیز از ۵۱٫۷۲ به ۵۹٫۸ درصد رسید.[۳، ۴] به بیان دیگر، افزایش مشارکت از برتری حزب حاکم نکاست، بلکه با نتیجهای بهمراتب بهتر برای آن همراه شد. البته این ارقام ثابت نمیکند که تمام رأیدهندگان جدید از روسیه واحد حمایت کردهاند و دادههای تجمیعی نیز نمیتواند انگیزه افراد از رأیدادن را مشخص سازد. آنچه میتوان گفت این است که بزرگترشدن جمعیت شرکتکننده به موج اعتراضیای نینجامید که فاصله حزب حاکم با رقبایش را کاهش دهد. نارضایتیهایی درباره تورم، هزینههای جنگ، مدیریت محلی یا سیاست اجتماعی وجود داشت، اما مخالفان پارلمانی نتوانستند آنها را در قالب چالشی گستردهتر تجمیع کنند.
نتایج احزاب مخالف، این تصویر را تا اندازهای تعدیل میکند. گسترش موقعیت روسیه واحد به معنای ازمیانرفتن تحرک انتخاباتی نبود، بلکه جهت آن را تغییر داد. سهم حزب کمونیست از ۱۸٫۹۳ درصد در سال ۲۰۲۱ به ۱۳٫۴۷ درصد کاهش یافت و این حزب بخش بزرگی از آرای اعتراضیای را که در انتخابات قبلی جذب کرده بود، از دست داد. در مقابل، سهم حزب لیبرال دموکرات از ۷٫۵۵ به ۸٫۸۸ درصد و سهم مردم نو از ۵٫۳۲ به ۷٫۸۲ درصد افزایش یافت. سهم روسیه عادل نیز از ۷٫۴۶ به ۵٫۳۴ درصد سقوط کرد و این حزب بیش از گذشته به مرز ازدستدادن نمایندگی پارلمانی نزدیک شد.[۱، ۳] رأیدهندگان مخالف ناپدید نشدند، اما توازن درونی آنها به زیان حزب کمونیست و روسیه عادل تغییر کرد. این تحول صرفاً جابهجایی در رتبهبندی احزاب نبود. نتایج نشان میداد احزابی که خود را تازهتر و انعطافپذیرتر معرفی میکردند یا همسویی بیشتری با اولویتهای میهنپرستانه حاکمیت نشان میدادند، در فضای سیاسی سال ۲۰۲۶ از امکان بهتری برای رقابت برخوردار بودند.
ازاینرو، میزان مشارکت را نمیتوان آماری حاشیهای تلقی کرد. در مجموع ۶۷ میلیون و ۴۴۸ هزار و ۹۴ نفر در انتخابات شرکت کردند و میزان نهایی مشارکت در سطح کشور به ۵۹٫۸ درصد رسید.[۲–۴] این رقم بهطور محسوسی از مشارکت ۵۱٫۷۲ درصدی سال ۲۰۲۱ و ۴۷٫۸۸ درصدی سال ۲۰۱۶ بیشتر بود و تنها اندکی پایینتر از مشارکت ۶۰٫۲۱ درصدی سال ۲۰۱۱ قرار داشت.[۳] انتخابات رکوردی تاریخی در میزان مشارکت ثبت نکرد، اما روند مشارکت پایینتر در دو دوره قبلی انتخابات پارلمانی را معکوس ساخت. اهمیت این تحول در آن بود که انتخاباتی با نتیجهای تا حد زیادی قابل پیشبینی، همواره با خطر بیتفاوتی رأیدهندگان روبهرو است. با وجود این، در سال ۲۰۲۶ نزدیک به سهپنجم واجدان شرایط در رأیگیری شرکت کردند. نظام سیاسی نهفقط توانست انتخابات را مدیریت کند، بلکه موفق شد مشارکت در آن را برای بخش بهمراتب بزرگتری از جامعه واجد اهمیت جلوه دهد.
به احتمال زیاد مجموعهای از عوامل در افزایش مشارکت نقش داشتند. رأیگیری طی سه روز انجام شد و امکان رأیگیری الکترونیکی از راه دور [۱۱]در ۳۳ واحد فدرال، از جمله از طریق سامانه مستقل مسکو، فراهم بود. حدود ۳٫۶۵ میلیون نفر از بستر فدرال استفاده کردند و نزدیک به ۳٫۴۵ میلیون نفر نیز در مسکو بهصورت الکترونیکی رأی دادند. از میان افرادی که برای استفاده از سامانه فدرال ثبتنام کرده بودند، ۹۰٫۸۷ درصد در نهایت رأی خود را به صندوق انداختند.[۴] تسهیل دسترسی تقریباً بهطور قطع در افزایش مشارکت مؤثر بود، اما نمیتواند تمام این رشد را توضیح دهد؛ زیرا انتخابات پارلمانی سال ۲۰۲۱ نیز طی سه روز برگزار شده بود. فضای امنیتی ممکن است اهمیت مشارکت را در نگاه رأیدهندگان افزایش داده باشد و احزاب و دولتهای منطقهای نیز انگیزه زیادی داشتند تا توان سازمانی و میزان همراهی عمومی را به نمایش بگذارند. عادت مدنی، وفاداری سیاسی، نگرانی از بیثباتی و حمایت از نامزدهای مشخص نیز میتوانستند در تصمیم افراد نقش داشته باشند. دادههای تجمیعی موجود اجازه نمیدهد سهم دقیق هریک از این عوامل تعیین شود.
با این حال، زمانبندی مشارکت از اهمیت بسیج سازمانیافته حکایت داشت. تا پایان روز نخست، میزان مشارکت به ۲۹٫۴۵ درصد رسید؛ در حالی که این رقم در مقطع مشابه انتخابات ۲۰۲۱ برابر با ۱۸٫۳۹ درصد بود.[۴] کارشناسان سیاسی روسیه که در جریان انتخابات با رسانهها گفتوگو کردند، رأیگیری زودهنگام را دورهای دانستند که سازمانهای حزبی و شبکههای منطقهای بخش بزرگی از تلاش خود برای بسیج رأیدهندگان را بر آن متمرکز کرده بودند. روسیه واحد گستردهترین ظرفیت را برای چنین کاری در اختیار داشت، اما نباید بسیج انتخاباتی را بهخودیخود با جعل یا ساختگیبودن نتیجه یکی گرفت. احزاب بهطور معمول رأیدهندگان خود را به شرکت در انتخابات ترغیب میکنند، نیروهای کارزار را سازمان میدهند و روند مشارکت را زیر نظر میگیرند. نکته تحلیلی مهم آن است که حزب حاکم و شبکههای همسو با آن، در انجام این وظایف از رقبای خود مؤثرتر عمل کردند. انتخابات فقط نگرشهای عمومی را نسنجید، بلکه توان بازیگران سیاسی برای تبدیل این نگرشها به آرای بالفعل را نیز نشان داد.
به همین دلیل، نمیتوان میزان مشارکت را دقیقاً معادل درصد رضایت از دولت، رئیسجمهور یا کارزار نظامی در نظر گرفت. رأی به روسیه واحد ممکن بود بیانگر حمایت از مسیر راهبردی کشور، رضایت از یک نامزد منطقهای، ترجیح ثبات، وابستگی به برنامههای اجتماعی دولت یا ترکیبی از این انگیزهها باشد. رأیدادن به یک حزب مخالف نیز میتوانست نارضایتی اقتصادی را بازتاب دهد، بیآنکه الزاماً به معنای رد کلیت نظام سیاسی باشد. رقم ۵۹٫۸ درصد را بهتر است نشانهای از مشارکت و بسیج انتخاباتی دانست، نه همهپرسی درباره تمام سیاستهای دولت. با این همه، نادیدهگرفتن اهمیت آن نیز به همان اندازه گمراهکننده خواهد بود. در شرایطی که امکان شرکتنکردن در انتخابات وجود داشت و نتیجه نیز تا حد زیادی از پیش قابل پیشبینی به نظر میرسید، حضور بیش از ۶۷ میلیون شهروند در رأیگیری، ادعای دولت مبنی بر حفظ دامنه نفوذ اجتماعی نهادهایش در دوران جنگ را تقویت کرد.
نحوه برگزاری انتخابات نیز از فشارهای حاکم بر این فضا تأثیر پذیرفت. کمیسیون مرکزی انتخابات گزارش داد که در پی وقوع مواردی از جمله ریختن غیرقانونی برگههای رأی در صندوقها، مخدوششدن مهرومومها و نقض مقررات اخذ رأی خارج از شعب، ۳۶ هزار و ۸۵۰ رأی در ۲۰ شعبه واقع در ۱۲ منطقه باطل شد.[۴] این موارد وقوع تخلف را تأیید میکند، اما شمار آرای متأثر از آنها به اندازهای نبود که توزیع کرسیها در سطح ملی را تغییر دهد. مقامهای روسیه همچنین از حملات مکرر سایبری، آسیبدیدن حدود ۷۵ ساختمان متعلق به کمیسیونهای انتخاباتی و کشتهشدن شش نفر از کارکنان انتخابات در حملات مرتبط با جنگ خبر دادند.[۴] برخی مسائل مربوط به انتساب این حملات را نمیتوان تنها بر مبنای گزارش کمیسیون مرکزی انتخابات بهطور مستقل تأیید کرد؛ ازاینرو، این موارد باید همچنان بهعنوان یافتههای رسمی مقامهای روسیه معرفی شوند. با وجود این ملاحظه، وقوع چنین حوادثی توضیح میدهد که چرا مقامها تأکیدی غیرمعمول بر امنیت، تابآوری اداری و ادامه بدون وقفه روند رأیگیری داشتند.
ارزیابیهای داخلی و خارجی از انتخابات کاملاً همسو نبود. روسیه اعلام کرد که هزار و ۱۲۶ ناظر خارجی و کارشناس انتخاباتی از ۱۳۳ کشور در جریان انتخابات حضور داشتند.[۶] هیئت ۲۰۷ نفره کشورهای مستقل مشترکالمنافع، انتخابات را باز و رقابتی توصیف کرد و گفت تخلفی که بتواند نتیجه کلی را تغییر دهد، مشاهده نکرده است.[۸] نمایندگان احزاب پارلمانی نیز در مجموع نتیجه رسمی و تأییدشده انتخابات در سطح ملی را پذیرفتند؛ هرچند گنادی زیوگانوف، رهبر حزب کمونیست، مشارکت بهطور استثنایی بالا و سهم بالای آرای روسیه واحد در بخشهایی از قفقاز شمالی را محل پرسش دانست.[۵] در مقابل، روسیه از هیئت نظارتی دفتر نهادهای دموکراتیک و حقوق بشر سازمان امنیت و همکاری اروپا دعوت نکرد. این دفتر استدلال کرد که چنین تصمیمی مانع استفاده از روش استاندارد نظارتی آن شده و امکان انجام ارزیابیای قابل مقایسه در سطح بینالمللی را محدود کرده است.[۷]
شواهد موجود از داوریای محتاطانهتر از دو برداشت افراطی و رایج پشتیبانی میکند. انتخابات به نتیجهای رسمی و تأییدشده انجامید که نهادهای دولتی روسیه و احزاب پارلمانی حاضر در رقابت، آن را مبنای تشکیل دومای نهم قرار دادند. تخلفات مستندی وجود داشت و برخی نتایج منطقهای نیز به بررسی دقیقتر نیاز دارد، اما اطلاعاتی که تاکنون در دسترس است نشان نمیدهد این موارد تعیینکننده پیروز انتخابات در سطح ملی بودهاند. در عین حال، محدودبودن میدان رقابت و نبود هیئت نظارتی دفتر نهادهای دموکراتیک و حقوق بشر، دامنه ادعاهای گستردهتر درباره بازبودن انتخابات را محدود میکند. دقیقترین توصیف آن است که رأیگیری در چارچوب مرزهایی از نظر سیاسی رقابتی بود که بهشدت به سود تداوم وضع موجود عمل میکرد. این مرزها به انتخابات شکل دادند، اما تمام انتخابهای صورتگرفته درون آن را از معنا تهی نکردند.
نتیجه انتخابات در نهایت چیزی ارزشمندتر از یک پیروزی عادی دیگر در اختیار مرکز حاکم قرار داد. این نتیجه نشان داد فشارهای دوران جنگ به کنارهگیری گسترده از انتخابات، چندپارگی نیروهای وفادار به نظام یا شکلگیری موج عمدهای از آرای اعتراضی در سطح پارلمان منجر نشده است. مشارکت افزایش یافت، سهم روسیه واحد نیز همزمان با آن بالا رفت و مخالفان رسمی بدون آنکه اکثریت حزب حاکم را تهدید کنند، آرایش تازهای یافتند. وجه انطباقی تحکیم سیاسی در همین نکته نهفته است: نظام سیاسی ساختار اصلی خود را حفظ کرد، اما همزمان ترکیب نیروی انسانی، شیوههای بسیج و توازن درونیاش را با محیطی دشوارتر سازگار ساخت. پرسش بعدی این است که این برتری انتخاباتی چگونه به قدرت نهادی تبدیل شد؛ چرا سهم ۵۸٫۲۱ درصدی از آرای فهرست حزبی به کسب ۳۴۹ کرسی انجامید، تغییر موقعیت احزاب مخالف چه معنایی دارد و آیا نوسازی دومای نهم نشانه تحولی واقعی در سیاست است یا تداوم وضع موجود از طریق جایگزینی حسابشده نیروها؟
از پیروزی انتخاباتی تا قدرت پارلمانی
مهمترین ویژگی انتخابات صرفاً سهم ۵۸٫۲۱ درصدی روسیه واحد از آرای فهرست حزبی نبود، بلکه نحوه تبدیل این حمایت به کنترل دومای دولتی بود. در نظام انتخاباتی روسیه، نیمی از ۴۵۰ نماینده از طریق فهرستهای حزبی و بر مبنای نمایندگی تناسبی انتخاب میشوند و نیم دیگر از حوزههای تکنمایندهای به پارلمان راه مییابند. این نظام مختلط به سود احزابی عمل میکند که حمایت گسترده در سطح ملی را با نامزدهای قدرتمند و سازمانی کارآمد در مناطق مختلف ترکیب کنند. روسیه واحد از هر دو مزیت برخوردار بود. این حزب ۱۴۰ کرسی از ۲۲۵ کرسی بخش فهرست حزبی را به دست آورد و در ۲۰۹ حوزه از مجموع ۲۲۵ حوزه تکنمایندهای نیز پیروز شد؛ در نتیجه، شمار نهایی کرسیهای انتخابی آن به ۳۴۹ رسید.[۱، ۲] به این ترتیب، روسیه واحد با کسب ۵۸٫۲۱ درصد آرای فهرست حزبی، ۷۷٫۵۶ درصد کرسیهای دوما را در اختیار گرفت. این وضعیت نه نوعی بیقاعدگی ریاضی بود و نه عدول از قانون انتخابات، بلکه پیامد مورد انتظار عملکرد نظامی مختلط در فضایی سیاسی بود که یک حزب در سراسر کشور برتری سازمانی قاطعی داشت.
بخش تناسبی انتخابات نخستین امتیاز را در اختیار روسیه واحد قرار داد. تنها پنج حزب توانستند از حد نصاب ۵ درصدی عبور کنند و مجموع آرای آنها به حدود ۹۳٫۷ درصد آرای فهرست حزبی رسید. پس از کنارگذاشتن آرای احزابی که حد نصاب را پشت سر نگذاشته بودند از فرایند تخصیص کرسی، سهم روسیه واحد از آرای مؤثر برای نمایندگی به حدود ۶۲٫۱ درصد افزایش یافت و ۱۴۰ کرسی فهرست حزبی را نصیب این حزب کرد. با این حال، برتری بسیار بزرگتر در رقابتهای حوزهای شکل گرفت؛ جایی که روسیه واحد نزدیک به ۹۳ درصد کرسیهای موجود را به دست آورد. نامزدهای این حزب میتوانستند از شناختهشدن نامشان، شبکههای منطقهای، حضور در مناصب رسمی و ارتباط با فرمانداران یا برنامههای فدرال بهره ببرند. احزاب مخالف ممکن بود در سراسر کشور میلیونها رأی جذب کنند، اما اغلب از تمرکز محلی لازم برای شکستدادن نامزدهای روسیه واحد در حوزههای منفرد برخوردار نبودند. نظام انتخاباتی برتری حزب حاکم را به وجود نیاورد، اما ابعاد آن را گسترش داد.
این تقویت از آن جهت اهمیت دارد که ۳۴۹ کرسی، روسیه واحد را بسیار بالاتر از حد نصاب ۳۰۰ کرسی لازم برای برخورداری از اکثریت دوسوم در دوما قرار میدهد. این حزب میتواند بدون نیاز به آرای فراکسیونهای دیگر، قوانین اساسی فدرال را در مجلس سفلی تصویب و از دیگر اختیارات نیازمند اکثریت ویژه استفاده کند؛ هرچند در مواردی که قانون اساسی مقرر کرده است، تصویب شورای فدراسیون یا تأیید رئیسجمهور همچنان ضرورت دارد. اکثریت انتخابی روسیه واحد ۴۹ کرسی بیشتر از حد نصاب دوسوم بود و ازاینرو، حاشیه اطمینان قابل توجهی در برابر غیبت نمایندگان یا اختلافهای داخلیِ موردی در اختیار حزب قرار میداد. نتیجه انتخابات هرگونه وابستگی عددی روسیه واحد به مخالفان پارلمانی را از میان برد. رایزنی با فراکسیونهای دیگر ممکن است همچنان به دلایل سیاسی، رویهای یا فنی صورت گیرد، اما پیروزی حزب حاکم در رأیگیری صحن علنی به حمایت آنها وابسته نیست.
زیان احزاب مخالف بهطور یکسان میان آنها توزیع نشد. شدیدترین افت به حزب کمونیست تعلق داشت که شمار کرسیهایش از ۵۷ در سال ۲۰۲۱ به ۳۷ در سال ۲۰۲۶ کاهش یافت؛ پایینترین میزان نمایندگی این حزب در تاریخ دومای دولتی.[۳، ۹] پنج نفر از نمایندگان آن در حوزههای تکنمایندهای پیروز شدند و ۳۲ نفر دیگر از طریق فهرست حزبی به پارلمان راه یافتند. این نتیجه به معنای بیاهمیتشدن حزب کمونیست نیست؛ این حزب همچنان بزرگترین فراکسیون مخالف است، از سازمان منطقهای باسابقهای برخوردار است و به جذب رأیدهندگانی ادامه میدهد که از نابرابری اقتصادی و سیاستهای اجتماعی ناراضیاند. بااینحال، نتایج نشان میدهد حزب نتوانست بخش بزرگی از پایگاه گستردهتر آرای اعتراضی خود در سال ۲۰۲۱ را حفظ کند. هویت دیرپای آن همچنان برای رأیدهندگان شناختهشده است، اما همین ثبات میتواند برقراری ارتباط با کسانی را دشوار کند که به دنبال صورت تازهتری از مخالفت سیاسی هستند.
حزب لیبرال دموکرات و مردم نو در مسیری متفاوت حرکت کردند. حزب لیبرال دموکرات ۲۳ کرسی انتخابی به دست آورد که دو کرسی بیشتر از سال ۲۰۲۱ بود و نشان داد میتواند نخستین انتخابات دومای دولتی پس از مرگ بنیانگذار خود، ولادیمیر ژیرینوفسکی، را پشت سر بگذارد. رشد آن محدود اما از نظر سیاسی مفید بود؛ حزب توانست هویت ملیگرایانه خود را حفظ کند و در عین حال آن را با رهبری لئونید اسلوتسکی سازگار سازد. شمار نمایندگان منتخب مردم نو نیز از ۱۳ به ۱۹ نفر افزایش یافت.[۹] کسب ۷٫۸۲ درصد آرای فهرست حزبی تأیید کرد که ورود این حزب به پارلمان در سال ۲۰۲۱ پدیدهای محدود به یک دوره انتخاباتی نبوده است. با این حال، تمام ۱۹ کرسی آن از بخش تناسبی به دست آمد. ناکامی در کسب کرسیهای حوزهای نشان میدهد جذابیت سراسری حزب، بهویژه در میان رأیدهندگان شهری و نسبتاً جوانتر، هنوز با سازمانی محلی و به همان اندازه قدرتمند همراه نشده است.
آینده روسیه عادل بیش از دیگر احزاب با عدم قطعیت روبهرو است. سهم این حزب از آرای فهرست حزبی به ۵٫۳۴ درصد کاهش یافت و آن را تنها اندکی بالاتر از حد نصاب نگه داشت؛ شمار کرسیهایش نیز از ۲۷ به ۱۷ رسید.[۹] چهار کرسی در حوزههای تکنمایندهای و ۱۳ کرسی از طریق فهرست حزبی به دست آمد. روسیه عادل همچنان نمایندگانی باتجربه و دانش تخصصی در چند حوزه مهم کمیسیونی در اختیار دارد، اما موقعیت انتخاباتیاش شکنندهتر شده است. ادامه این روند نزولی ممکن است در انتخابات بعدی آن را از بخش تناسبی کنار بگذارد. بخشی از دشواری حزب به فضای سیاسی در دسترس آن بازمیگردد: حزب کمونیست همچنان مدافع شناختهشدهتر بازتوزیع اقتصادی است، حزب لیبرال دموکرات جایگاه مستحکمتری در میان نیروهای ملیگرا دارد و مردم نو نیز ادعای روشنتری درباره تازگی و نوگرایی مطرح میکند. روسیه عادل باید در میان احزابی که برای جذب گروههای همپوشان رأیدهندگان رقابت میکنند، هویتی متمایز برای خود بسازد؛ بیآنکه از محدوده پذیرفتهشده رقابت در سیاست ملی خارج شود.
ترکیب رسمی فراکسیونها تا پیش از نخستین نشست اندکی تغییر کرد. در خود انتخابات، روسیه واحد ۳۴۹ کرسی، حزب کمونیست ۳۷ کرسی، حزب لیبرال دموکرات ۲۳ کرسی، مردم نو ۱۹ کرسی و روسیه عادل ۱۷ کرسی به دست آوردند. حزب رودینا نیز در یک حوزه تکنمایندهای پیروز شد و چهار نامزد مستقل به دوما راه یافتند. پس از آنکه شماری از این نمایندگان به فراکسیونهای موجود پیوستند، فعالیت دوما با ۳۵۰ عضو روسیه واحد، ۳۷ نماینده حزب کمونیست، ۲۴ عضو حزب لیبرال دموکرات، ۲۰ نماینده مردم نو و ۱۷ عضو روسیه عادل آغاز شد. دو نماینده نیز خارج از این پنج فراکسیون باقی ماندند.[۱۰] این تفاوت کوچک اما مهم است: نتایج انتخابات نشان میدهد کرسیها چگونه به دست آمدهاند، در حالی که آمار فراکسیونها نحوه سازمانیافتن بعدی نمایندگان در داخل پارلمان را بازتاب میدهد.
توزیع ریاست کمیتهها نشان میدهد چگونه برتری قاطع عددی میتواند با مشارکت نهادی سایر احزاب همراه شود. روسیه واحد ریاست ۲۰ کمیته از مجموع ۳۴ کمیته دوما را در اختیار گرفت. پنج کمیته به حزب کمونیست واگذار شد و حزب لیبرال دموکرات، مردم نو و روسیه عادل نیز هرکدام ریاست سه کمیته را به دست آوردند.[۱۰، ۱۲] در نتیجه، ریاست ۱۴ کمیته همچنان در اختیار فراکسیونهای مخالف باقی ماند؛ سهمی که بهمراتب بیشتر از آن چیزی بود که توزیع کاملاً متناسب با تعداد کرسیها در اختیار آنها قرار میداد. روسیه واحد کنترل کمیتههای اصلی در حوزههایی چون بودجه، دفاع، امنیت، قانونگذاری، سیاست اقتصادی و امور بینالملل را حفظ کرد، اما احزاب مخالف نیز ریاست کمیتههایی در زمینه کشاورزی، سیاست خانواده، بازارهای مالی، رقابت، علوم، سلامت، کار، گردشگری و کسبوکارهای کوچک را بر عهده گرفتند.
این آرایش از نظر سیاسی برای هر دو طرف سودمند است. احزاب مخالف تریبونهایی را حفظ میکنند که از طریق آنها میتوانند بر مباحث تخصصی اثر بگذارند، مقامها را مورد پرسش قرار دهند، توان کارشناسی خود را گسترش دهند و دستاوردهای ملموسی در سیاستگذاری به نام خود ثبت کنند. روسیه واحد نیز میتواند بدون بهخطرافتادن کنترلش بر دستور کار قانونگذاری، دوما را نهادی چندحزبی معرفی کند. البته ریاست کمیتهها را نباید با برخورداری از قدرت برابر اشتباه گرفت. تصویب قوانین همچنان به اکثریت در صحن علنی وابسته است و آرای تعیینکننده در اختیار حزب حاکم قرار دارد. بااینحال، ساختار کمیتهها صرفاً جنبه نمایشی ندارد. بخش بزرگی از کار فنی مربوط به تدوین، اصلاح و ارزیابی قوانین در همین کمیتهها انجام میشود. اینکه دومای نهم تنها به سازوکاری کارآمد برای تصویب لوایح مورد حمایت دولت تبدیل شود یا بتواند اصلاحاتی معنادار در سیاستها ایجاد کند، تا حدی به این بستگی دارد که کمیتهها تا چه اندازه از فضای موجود برای ایفای نقش خود استفاده کنند.
نخستین نشست دوما در ۳۰ سپتامبر نیز همین ترکیب از تداوم و مشارکت محدود را به نمایش گذاشت. ویاچسلاو ولودین برای سومین دوره پیاپی به ریاست دوما انتخاب شد؛ اتفاقی که برای نخستینبار در تاریخ دومای پساشوروی رخ داد. او ۴۰۶ رأی به دست آورد، در حالی که دیمیتری نوویکوف، نامزد حزب کمونیست، ۳۶ رأی کسب کرد.[۱۰] این فاصله گسترده بسیار فراتر از آرای فراکسیون روسیه واحد بود و نشان میداد احزاب تثبیتشده در حفظ تداوم مدیریت عالی پارلمان منفعت مشترکی دارند. مخالفان نیز برخی مناصب ارشد پارلمانی را حفظ کردند؛ از جمله سمت معاون اول رئیس دوما که در اختیار ایوان ملنیکوف از حزب کمونیست قرار گرفت و سمتهای معاونت رئیس که به دیگر فراکسیونها واگذار شد. در عمل، دوما فعالیت خود را با مدیریتی آشنا و توافقی گسترده بر سر سازمان داخلی و رویههای پارلمانی آغاز کرد.
تداوم در سطح مدیریت عالی با جابهجایی قابل توجه در سطوح پایینتر همراه بود. به گفته ولودین، ۱۸۴ نماینده، معادل ۴۱ درصد اعضای دوما، برای نخستینبار وارد این نهاد شده بودند.[۱۱] این میزان از نوسازی نیروی انسانی قابل توجه است، اما نباید آن را با تغییر جهتگیری سیاسی یکسان دانست. رهبران هر پنج فراکسیون بار دیگر انتخاب شدند، ولودین در مقام ریاست باقی ماند و روسیه واحد نیز کنترل خود را تقویت کرد. این الگو را دقیقتر میتوان «نوسازی در دل تداوم» توصیف کرد. نمایندگان جدید میتوانند دانش حرفهای، ارتباطات منطقهای و اولویتهای متفاوتی را وارد پارلمان کنند، در حالی که مدیریت باسابقه هماهنگی و حافظه نهادی را حفظ میکند. برای نظامی سیاسی که با فشارهای خارجی طولانیمدت مواجه است، چنین ترکیبی ممکن است از رکود کامل یا جایگزینی اخلالگر نخبگان سودمندتر باشد.
انتخاب ۴۶ نفر از شرکتکنندگان و کهنهسربازان عملیات نظامی که ۴۱ نفر از آنها نماینده روسیه واحد بودند، روشنترین نشانه از تأثیر جنگ بر شیوه جذب و گزینش نخبگان سیاسی بود.[۱۳] این گروه اندکی بیش از ۱۰ درصد کرسیهای دوما را در اختیار دارد. حضور آنها را نباید بهطور خودکار به معنای نظامیشدن پارلمان دانست؛ پیشینه نظامی لزوماً رفتار قانونگذاری همه افراد را تعیین نمیکند و بعید است این گروه مانند یک فراکسیون واحد عمل کند. بااینحال، معنای سیاسی حضور آنان قابل توجه است. دولت مسیری آشکار از خدمت نظامی به مناصب فدرال ایجاد کرده، تجربه جنگ را به درون نخبگان سیاسی آورده و برای کهنهسربازان نقشی مستقیم در قانونگذاری مرتبط با حمایت اجتماعی، بازتوانی، دفاع و بازگشت به جامعه در نظر گرفته است. ازاینرو، ترکیب دومای جدید نوسازی پارلمان را به یکی از مهمترین منابع کنونیِ خدمت به کشور و کسب مشروعیت سیاسی برای دولت پیوند میدهد.
مجموع این تحولات معنای عمیقتر تحکیم انطباقی را آشکار میکند. روسیه واحد با قدرتی از انتخابات بیرون آمد که میتواند بدون حمایت مخالفان قانونگذاری کند، اما احزاب دیگر از ساختار و سازمان داخلی پارلمان کنار گذاشته نشدند. شمار قابل توجهی نماینده جدید وارد دوما شدند، ولی مدیریت مرکزی در جای خود باقی ماند. کهنهسربازان حضوری نهادی و قابل مشاهده یافتند و در همان حال، چهرههای سیاسی باتجربه به اداره پارلمان ادامه دادند. نظام سیاسی بدون آنکه قدرت را از مرکز حاکم دور کند، ترکیب خود را نوسازی کرد. این وضعیت از رکود صرف پیامدهای سیاسی بیشتری دارد، اما به اندازه تغییر در نظم حاکم دگرگونکننده نیست.
دوام این آرایش را نمیتوان تنها از روی تعداد کرسیها سنجید. برخورداری از اکثریتی بسیار بزرگ میتواند روند قانونگذاری را تسریع کند و احتمال انسداد نهادی را کاهش دهد. در مقابل، اگر امنیت انتخاباتی حزب حاکم امری تضمینشده تلقی شود، ممکن است انگیزه بحث و اختلافنظر درونی را نیز تضعیف کند. ریاست احزاب مخالف بر برخی کمیتهها میتواند به تقویت تخصص و نظارت محدود بینجامد، اما تنها در صورتی که اختلافنظرها پیش از رأیگیری نهایی امکان تأثیرگذاری بر قوانین را داشته باشند. اهمیت دومای نهم فقط به میزان وفاداری آن به قوه مجریه بستگی نخواهد داشت، بلکه باید دید آیا میتواند ناکارآمدیهای سیاستی را شناسایی کند، نگرانیهای مناطق را در تصمیمگیریها بازتاب دهد و فشارهای اجتماعی و اقتصادی ناشی از طولانیشدن جنگ را مدیریت کند. انتخابات فضای سیاسی گستردهای در اختیار حزب حاکم قرار داده است. نحوه استفاده از این فضا مشخص خواهد کرد که تحکیم قدرت به انطباقپذیری بیشتر میانجامد یا صرفاً تمرکزگرایی را تشدید میکند.
جمعبندی
انتخابات دومای دولتی روسیه در سال ۲۰۲۶ بیش از آنکه جهت کلی قدرت پارلمانی را تغییر دهد، ابعاد آن را دگرگون کرد. پیروزی روسیه واحد قابل انتظار بود، اما ترکیب سهم ۵۸٫۲۱ درصدی از آرای فهرست حزبی، پیروزی در ۲۰۹ حوزه تکنمایندهای و کسب اکثریت انتخابی ۳۴۹ کرسی، قویترین موقعیت پارلمانی این حزب تا امروز را رقم زد. میزان مشارکت به ۵۹٫۸ درصد رسید و افزایش آن با سهم بیشتر، نه کمتر، روسیه واحد از آرا همراه شد. بنابراین، نتایج از موفقیت بسیج انتخاباتی در شرایط جنگی حکایت دارد؛ هرچند نمیتوان آن را همهپرسی دقیقی درباره تمام سیاستهای دولت یا خود جنگ تلقی کرد.
انتخابات آرایش مخالفان رسمی را نیز تغییر داد. حزب کمونیست بهطور محسوسی تضعیف شد، حزب لیبرال دموکرات و مردم نو موقعیت خود را بهبود بخشیدند و جایگاه روسیه عادل شکنندهتر شد. با وجود این، هر پنج حزب حاضر در پارلمان پیشین بار دیگر به دوما راه یافتند و فراکسیونهای مخالف همچنان ریاست شماری از کمیتهها و برخی مناصب ارشد پارلمانی را در اختیار گرفتند. در نتیجه، تکثرگرایی پارلمانی روسیه حفظ شد، اما در محدودهای که کنترل قاطع مرکز حاکم را دستنخورده باقی میگذارد.
آشکارترین تغییر را باید در کنار هم قرارگرفتن گسترش قدرت و نوسازی نیروی انسانی دید. دومای نهم ۱۸۴ نماینده جدید و ۴۶ نفر از شرکتکنندگان یا کهنهسربازان عملیات نظامی را در خود جای داده است، اما همچنان زیر نظر مدیریتی آشنا و درون همان نظم سیاسی مبتنی بر محوریت ریاستجمهوری فعالیت میکند. انتخابات نه راهی برای گردش قدرت در سطح ملی گشود و نه صرفاً آیینی نهادی و تهی از معنا بود. اکثریت حاکم را تقویت کرد، بخشهایی مشخص از نخبگان را نوسازی کرد و نمایندگی پارلمانی را با شرایط دوران جنگ سازگار ساخت. از همین رو، «تحکیم انطباقی» متوازنترین توصیف برای نتیجه انتخابات است: تداوم حفظ شد، اما نه فقط از طریق سکون، بلکه با بسیج سیاسی، جذب نیروهای جدید و تغییر نهادی کنترلشده.
منابع:
- Central Election Commission of the Russian Federation. Resolution No. 53/356-9: On the results of the election of deputies of the State Duma of the Federal Assembly of the Russian Federation of the ninth convocation in the federal electoral district [Internet]. Moscow: CEC of Russia; 2026 Sep 25 [cited 2026 Oct 21]. Available from: https://www.consultant.ru/document/cons_doc_LAW_545294/
- Central Election Commission of the Russian Federation. Resolution No. 53/357-9: On the general results of the election of deputies of the State Duma of the Federal Assembly of the Russian Federation of the ninth convocation [Internet]. Moscow: CEC of Russia; 2026 Sep 25 [cited 2026 Oct 21]. Available from: https://www.consultant.ru/document/cons_doc_LAW_545293/
- Kurenev D. Results of the State Duma election in figures and charts [Internet]. Vedomosti. 2026 Sep 26 [cited 2026 Oct 21]. Russian. Available from: https://www.vedomosti.ru/politics/articles/2026/09/26/1232008-itogi-viborov-gosdumu
- RBC. How the State Duma elections ended: the main results [Internet]. 2026 Sep 25 [cited 2026 Oct 21]. Russian. Available from: https://www.rbc.ru/politics/18/09/2026/6aa940649a7947803fdcc142
- Maleva Y. None of the parliamentary parties disputed the overall election results [Internet]. Vedomosti. 2026 Sep 28 [cited 2026 Oct 21]. Russian. Available from: https://www.vedomosti.ru/politics/articles/2026/09/28/1232191-pretenzii-k-rezultatam-viborov
- Rykhlik N, Durandina E. How international observers monitored the State Duma elections [Internet]. Vedomosti. 2026 Sep 19 [cited 2026 Oct 21]. Russian. Available from: https://www.vedomosti.ru/politics/galleries/2026/09/19/1230190-kak-nablyudateli-sledyat-za-hodom-viborov
- OSCE Office for Democratic Institutions and Human Rights. Russian Federation continues to violate international commitments in a worrying pattern, failing to invite OSCE observers to parliamentary elections [Internet]. Warsaw: OSCE/ODIHR; 2026 Aug 6 [cited 2026 Oct 21]. Available from: https://odihr.osce.org/odihr/667020
- Sputnik Armenia. Russian State Duma elections held at a high level, says head of CIS observer mission [Internet]. 2026 Sep 21 [cited 2026 Oct 21]. Russian. Available from: https://am.sputniknews.ru/20260921/vybory-v-gosdumu-rossii-provedeny-na-vysokom-urovne–glava-nablyudateley-ot-sng-107112276.html
- Shoshina S, Lozovaya M. How many seats United Russia and the other parties received in the State Duma [Internet]. RBC. 2026 Sep 25 [cited 2026 Oct 21]. Russian. Available from: https://www.rbc.ru/politics/25/09/2026/6ab633d79a7947219cb1d9c2
- Maleva Y. “As we are, so is the Duma”: how the first meeting on Okhotny Ryad unfolded [Internet]. Vedomosti. 2026 Oct 1 [cited 2026 Oct 21]. Russian. Available from: https://www.vedomosti.ru/politics/articles/2026/10/01/1233255-pervoe-zasedanie-na-ohotnom-ryadu
- Kommersant. Volodin reported a 41% renewal of the State Duma following the election [Internet]. 2026 Sep 30 [cited 2026 Oct 21]. Russian. Available from: https://www.kommersant.ru/doc/8990313
- State Duma Television. The new State Duma will have 34 committees, 20 of which will be headed by United Russia deputies [Internet]. 2026 Sep 30 [cited 2026 Oct 21]. Russian. Available from: https://dumatv.ru/news/v-gosdume-novogo-soziva-budet-rabotat-34-komiteta–20-iz-nih-vozglavyat-deputati-ot-edinoi-rossii
- Vinogradova A, Maleva Y. Pamfilova: 46 participants and veterans of the special military operation elected to the State Duma [Internet]. Vedomosti. 2026 Sep 25 [cited 2026 Oct 21]. Russian. Available from: https://www.vedomosti.ru/politics/news/2026/09/25/1231793-izbrali-46-uchastnikov-spetsoperatsii
[۲] Единая Россия
[۳] Государственная Дума
[۴] Российская объединённая демократическая партия «Яблоко»
[۵] Родина
[۶] Центральная избирательная комиссия Российской Федерации، ЦИК России
[۷] Коммунистическая партия Российской Федерации، КПРФ
[۸] Либерально-демократическая партия России، ЛДПР
[۹] Новые люди
[۱۰] Справедливая Россия
[۱۱] дистанционное электронное голосование، ДЭГ









