#اختصاصی
نویسنده: فرزان صفری ثابت؛ دانشجوی دکتری مطالعات هند
پس از چهل روز از آغاز جنگ آمریکا-اسرائیل با ایران و پس از رایزنی های منطقهای و فرا منطقهای، پاکستان به عنوان میانجی و محل برگزاری مذاکرات احتمالی میان طرفین درگیری انتخاب شد که دلیل پیش قدم شدن پاکستان و ورود آن به تحولات منطقهای در یادداشت زیر مورد بررسی قرار گرفته است.
ابعاد منطقهای ژئوپلتیک پاکستان
پاکستان به عنوان یکی از قدرتهای منطقهای جنوب آسیا و شبه قاره کمتر به مسائل خاورمیانه ورود میکرد، اما به نظر میرسد پس از جنگ ۲۰۲۵ این کشور با هند، به موقعیتی منحصر به فرد از نظر داخلی و خارجی دست یافته است. باید این نکته را هم در نظر گرفت که پس از کنارهگیری دولت عمران خان در سال ۲۰۲۰ و ترکیب نظامیان و سیاسیون غیر نظامی، رویکرد پاکستان در به قدرت رساندن مجدد طالبان اهمیت قابل توجهی دارد.
پس از کنارهگیری اجباری عمران خان و ورود عاصم منیر (رئیس اسبق آی.اس.آی و فرمانده سابق ستاد ارتش پاکستان که اکنون به عنوان فیلد مارشال و بالاترین مقام امنیتی نظامی پاکستان خدمت میکند)، تاثیرگذاری محسوسی نه تنها در سیاست داخلی پاکستان بلکه در کنشگری پاکستان در تحولات منطقه رخ داده است. در پنج سال گذشته، پاکستان علاوه بر ایفای نقش در به قدرت رساندن طالبان، با همراهی چین توانسته در به قدرت رساندن دولتهای ضد هندی در همسایگی شبهقاره هند در بنگلادش و مالدیو نیز نقش داشته باشد.
البته ناگفته نماند که زخم کهنهی خط دیورند که خط مرزی پاکستان-افغانستان است، مایهی اختلاف نگرشهای ژئوپلتیک میان این دو کشور است. نقطهی بحران زمانی آغاز شد که پس از جنگ ۲۰۲۵ هند و پاکستان، هند تلویحا و بصورت نامحسوس از طالبان برای تحریک عوامل قومی همچون بلوچها و پشتونها برای ناآرام سازی پاکستان استفاده کرده است. پاکستان نیز برای حفظ موازنه قوا در اسفند سال ۱۴۰۴، چند روز قبل از آغاز مجدد جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران و پس از تعرض طالبان به ایستگاههای مرزی پاکستان، در یک شبانهروز چندین نقطه از کابل و قندهار را هدف بمباران هوایی قرار داد.
در همین بین، پاکستان تحت همکاری عاصم منیر و شهباز شریف (نخست وزیر پاکستان) روابط با چین را برای تقویت بنیهی دفاعی خود تقویت نمود و همزمان، روابط با آمریکا را احیا کرد که به کاهش تعرفهی تجاری و دادن امتیاز برای اکتشاف انرژی (نفت و غیره) برای حفظ موازنه با هند در سایهی پیمان دفاعی آمریکا-هند و همچنین گسترش روابط این کشور با دیگر بازیگران مثل اسرائیل و امارات منجر شده است. نمونهی بارز دیگری از ورود پاکستان به تحولات خاورمیانه، احیای روابط استراتژیک با عربستان با عنوان پیمان دفاعی است که شامل همکاری دفاعی-نظامی و هستهای در مواقع صلح و جنگ میشود.
چرایی ورود پاکستان
با گذشت دههها پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و سالها از اشغال عراق و افغانستان و همکاری با امریکا در “کمپین علیه تروریسم”، پاکستان به دنبال بازتعریف جایگاه خود در منطقه و جهان است و تمرکز خود را بیشتر بر مقابله با هند معطوف کرده است، پاکستانی که پیشتر نه تنها در منطقه شبهقاره بلکه در سراسر خاورمیانه و جهان اسلام، خود را سردمدار دفاع از مسلمین می پنداشته است. همچنین پاکستان به دنبال احیای توان اقتصادی از طریق پیوستن به ائتلافهایی چون سازمان همکاری شانگهای و بریکس پلاس است که به زعم پاکستان، عضویت در هر دوی این ائتلافها مایهی احیای پرستیژ این کشور است.
پیامدهای موفقیت و شکست آتشبس جنگ برای پاکستان
پاکستان از منظر تاریخی چه پیش از وقوع انقلاب اسلامی در ایران و چه پس از آن، و به لحاظ فرهنگی و سیاسی و چه بسا معنوی، ارتباط بسیار نزدیکی با ایران (مخصوصا پس از انقلاب) حس کرده و همیشه خود را حامی ایران در نظر گرفته است. اگرچه افتوخیزها و رقابتهایی نیز با ایران بر سر مسائلی همچون افغانستان رخ داده است اما پاکستان و ایران خود را به صورت کشورهای دوست و برادر برای یکدیگر دیدهاند.
در جریان جنگ آمریکا-اسرائیل با ایران و در روند میانجیگری برای آتشبس میان طرفین درگیر، پاکستان موفق شده که خود را به عنوانی بازیگری دیپلماتیک در منطقه معرفی کند. اگرچه این آتشبس در حال حاضر بسیار شکننده است اما فرصتی است که پاکستان بتواند موازنه با دهلی و نزدیکی این کشور با اسرائیل را در دورهی مودی تقویت کند و همچنین خود را نسبت به درگیری احتمالی با اسرائیل – موضوعی که پیشتر بیان کرده بود پاکستان هدف احتمالی بعدی پس از مقابله با ایران است- آماده سازد. تلاش پاکستان بر این بوده که بین ایران و عربستان توازن برقرار کرده و فارغ از پیمان دفاعی خود با ریاض، به عنوان میانجی صلح ایفای نقش کند.









