تاریخ : دوشنبه, ۱۸ خرداد , ۱۴۰۵ 23 ذو الحجة 1447 Monday, 8 June , 2026

ژئواکونومی در برابر ژئوپلتیک؛ زلزله جنگ ایران و آمریکا و دگردیسی کریدور آی مک (IMEC)

  • ۰۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۲۸
ژئواکونومی در برابر ژئوپلتیک؛ زلزله جنگ ایران و آمریکا و دگردیسی کریدور آی مک (IMEC)
وقوع جنگ تمام عیار آمریکا-اسرائیل علیه ایران، معادلات را به طور بنیادین دگرگون کرد. آن چه رخ داد، یک تخریب عینی و ملموس را بر معماری آی‌مِک تحمیل کرد که‌آی‌مِک را از حوزه اقتصاد به حوزه امنیت پرتاب کرد.

#اختصاصی

 نویسنده: معصومه فلاحتی، دکتری روابط بین الملل

در سپتامبر ۲۰۲۳ و در حاشیه نشست سران گروه بیست (G20) در دهلی‌نو، یکی از بلندپروازانه‌ترین پروژه‌های زیرساختی قرن بیست و یکم رونمایی شد. کریدور اقتصادی هند- خاورمیانه – اروپا که به اختصار “آی‌مِک” نام گرفت. این طرح که با حمایت ایالات متحده، اتحادیه اروپا، هند، عربستان و امارات متحده عربی به امضاء رسید، وعده می‌داد که با ایجاد یک مسیر چندوجهی دریایی و ریلی، مدت زمان ترانزیت کالا از هند به اروپا را تا ۴۰ درصد کاهش و هزینه‌های لجستیکی را تا ۳۰ درصد پایین آورد.۱

اما در پس این هیاهوی دیپلماتیک، یک غیبت معنادار وجود داشت؛ ایران. کریدور آی‌مِک از همان ابتدا به گونه‌ای طراحی شده بود که ایران را دور بزند، تصمیمی که به طور ضمنی، این پروژه را از یک ابتکار صرفاً اقتصادی به یک ابزار ژئوپلتیک برای مهار ایران و بازتعریف نظم منطقه‌ای بدل می‌ساخت.  در واقع، غیبت ایران در این معماری، نه یک سهو دیپلماتیک، بلکه یک انتخاب راهبردی برای مهار ژئوپلتیکی ایران و بازتعریف نظم منطقه‌ای بر محور اسرائیل بود.  در این نوشتار با بهره‌گیری از مفاهیم رقابت ژئواکونومی و ژئوپلتیک به دنبال پاسخ گویی به این پرسش هستیم که جنگ ایران و آمریکا- اسرائیل چه تاثیری بر سرنوشت آی‌مِک گذاشته است و این کریدور چگونه از یک “رویای ژئواکونومیک” به یک “کابوس ژئوپلتیک” دگردیسی یافته است؟

برای تحلیل تاثیر جنگ بر آی‌مِک، نیازمند چارچوبی هستیم که بتواند گذار یک پروژه از حوزه اقتصاد به حوزه امنیت و بقا را تبیین کند. نهادگرایان نولیبرال باور دارند که وابستگی متقابل پیچیده، هزینه منازعه را چنان افزایش می‌دهد که بازیگران عقلانی را به همکاری اقتصادی سوق می‌دهد. کریدور آی‌مِک، نمونه آرمانی این منطق بود، پروژه‌ای که وعده می‌داد با درهم تنیدن منافع اقتصادی اسرائیل، کشورهای عربی، هند و اروپا، صلح را از طریق سود اقتصادی تضمین کند. در مقابل، واقع گرایان ساختاری هشدار داده‌اند که در نظام آنارشیک بین‌المللی، دغدغه‌های امنیتی و بقا همواره بر منافع اقتصادی الویت دارند. جنگ ایران و آمریکا- اسرائیل، کبریتی بود بر انبار باروت این دوگانگی نظری که نشان داد وقتی پای بقا و توازن قوا به میان می‌آید، منطق ژئوپلتیک محاسبات ژئواکونومیک را به کناری می‌نهد. در این چارچوب، آی‌مِک در دوران پیشاجنگ در قلمرو “ژئواکونومی” قرار داشت، پروژه‌ای اقتصادی که بازیگران آن با منطق سود و زیان، به دنبال کاهش هزینه‌های ترانزیت و افزایش حجم تجارت بودند. اما با وقوع جنگ، این پروژه به حوزه امنیت پرتاب شد، حوزه‌ای که در آن، منطق بقا، توازن قوا و کنترل ژئوپولتیک، جایگزین منطق سود اقتصادی می‌شود.

کریدور آی‌مِک براساس یک معماری دو وجهی طراحی شده بود؛ یک مسیر شرقی دریایی که بنادر غربی هند (عمدتاً بمبئی) را به بنادر امارات متحده عربی (جبل علی، فجیره و خلیفه) متصل می‌کرد و یک مسیر شمالی ریلی که از خاک عربستان عبور کرده و با گذار از اردن به بندر حیفا در اسرائیل می‌رسید و از آن جا کالاها از طریق دریای مدیترانه به بنادر جنوب اروپا (یونان و ایتالیا) منتقل می‌شدند. ۲

این مسیر، از منظر اقتصاد سیاسی بین الملل، یک نوآوری ژئواکونومیک قابل توجه بود. در شرایطی که حملات حوثی‌ها به کشتی‌های تجاری در باب المندب و دریای سرخ از اواخر ۲۰۲۳ به بعد، تردد از کانال سوئز را با اختلال مواجه کرده بود، آی‌مِک به عنوان یک مسیر جایگزین و امن برای تجارت شرق به غرب مطرح می‌شد. اما اهمیت راهبردی آی‌مِک فراتر از صرفاً یک مسیر تجاری بود. این کریدور در بستر توافقنامه ابراهیم و در چارچوب گروه I2U2 (هند، اسرائیل، امارات و آمریکا) شکل گرفته بود و هدف ضمنی آن، بازتعریف جایگاه اسرائیل به عنوان یک‌ هاب ضروری در معماری اتصال شرق و غرب بود. ۳ نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل، آی‌مِک را بزرگترین پروژه همکاری در تاریخ توصیف کرد که چهره خاورمیانه را تغییر خواهد داد و ترامپ نیز آن را یکی از بزرگترین مسیرهای تجاری تاریخ نامید.۴

وقوع جنگ تمام عیار آمریکا-اسرائیل علیه ایران، معادلات را به طور بنیادین دگرگون کرد. آن چه رخ داد، یک تخریب عینی و ملموس را بر معماری آی‌مِک تحمیل کرد که‌آی‌مِک را از حوزه اقتصاد به حوزه امنیت پرتاب کرد. این فرایند را در سه سطح می‌توان تحلیل کرد:

سطح اول، فروپاشی پیش شرط امنیت عینی و بیمه‌پذیری: کریدورها برای فعالیت نیازمند ثبات، امنیت و قابلیت بیمه‌پذیری هستند. با آغاز حملات هماهنگ آمریکا و اسرائیل به ایران در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ و متعاقب آن پاسخ‌های تلافی جویانه ایران، ترافیک کشتی‌ها در تنگه هرمز به شدت کاهش یافت. براساس گزارش‌ها، تعداد شناورهای عبوری از این تنگه از میانگین ۱۲۹  فروند در روز به تنها فروند در ۱۰ مارچ ۲۰۲۶ سقوط کرد، یعنی کاهشی معادل ۹۷ درصد. ۵ این اختلال، هزینه‌های لجستیکی را به طور چشمگیری افزایش داد. طبق گزارش‌های صنعتی، نرخ‌های بیمه دریایی در برخی موارد دو برابر شد و حق بیمه ریسک جنگ نیز افزایش یافت. بحران تنگه هرمز، اختلال را از حاشیه کریدور به مرکز آن منتقل کرده است و مراکز مالی حوزه خلیج فارس را که موتور سرمایه‌گذاری آی‌مِک هستند، در معرض تهدید نظامی مستقیم قرار داده است. این وضعیت نه تنها جریان تجارت را مختل می‌کند، بلکه تا زمانی که شرایط امنیتی حل و فصل نشود، کریدور را به عنوان یک طرح زیرساختی بلندمدت غیرقابل بیمه می‌سازد. در چنین شرایطی، هیچ صندوق سرمایه گذاری یا شرکت بیمه‌ای حاضر به پذیرش ریسک یک کریدور ریلی که از دل منطقه جنگی عبور می‌کند، نخواهد بود.

سطح دوم، هدف گیری فیزیکی گره‌های راهبردی: بندر حیفا که نقطه پایانی مسیر ریلی آیِ مک محسوب می‌شد، هدف حملات موشکی ایران قرار گرفت و آسیب دید و این بندر را به یک هدف جنگی فعال تبدیل کرد. این حملات صرفاً یک اقدام نظامی نبود، بلکه یک کنش ارتباطی راهبردی بود که پیامی روشن به سرمایه گذاران و بازیگران منطقه‌ای مخابره می‌کرد؛ اسرائیل یک گره امن برای ترانزیت بین‌المللی نیست، بلکه یک هدف جنگی مشروع است و بدین ترتیب، گره غربی کریدور عملاً از کار افتاد.

سطح سوم، فروپاشی معماری سیاسی کریدور: کریدور آی‌مِک نه صرفاً یک پروژه زیرساختی، بلکه یک معماری سیاسی شکننده بود که موفقیت آن به عادی‌سازی روابط میان اسرائیل و کشورهای عربی، به ویژه عربستان گره خورده بود. مسیر اصلی آی‌مِک به عنوان یک کریدور عادی‌سازی طراحی شده بود. قابلیت اجرای آن به نزدکی دیپلماتیک سعودی- اسرائیلی، حل یا به حاشیه راندن مساله فلسطین وابسته بود. جنگ تمام عیار، هر سه پیش شرط را از میان برداشت. هم زمان با ناامن شدن کریدور، پایه سیاسی آن نیز فرو ریخت. عربستان که عادی سازی روابطش با اسرائیل برای عبور کریدور از خاک این کشور و امتداد آن به مدیترانه حیاتی بود، در بیانیه رسمی وزارت خارجه خود در آپریل  ۲۰۲۶  اعلام کرد: “هیچ روابط دیپلماتیکی با اسرائیل برقرار نخواهد شد مگر آن که یک کشور مستقل فلسطینی بر اساس مرزهای ۱۹۶۷ با پایتختی قدس شرقی به رسمیت شناخته شود.” این موضع، با ادامه حملات اسرائیل و عدم پیشرفت در روند صلح فلسطین، عملاً مسیر عادی سازی را مسدود کرد.۶

نتیجه این فروپاشی سیاسی، بازنویسی مسیر کریدور بدون اسرائیل بود. در مارچ ۲۰۲۶، راه آهن عربستان یک کریدور باری جدید به طول ۱۷۰۰ کیلومتر را فعال کرد که بنادر استان شرقی این کشور را به اردن متصل می‌کند.  بدین ترتیب، ستون‌های سیاسی که‌آی‌مِک بر آن‌ها استوار بود، یکی پس از دیگری فرو ریخت و منطق کریدور از مسیر اسرائیل به سمت گزینه‌های جایگزین منحرف شد.

آنچه رخ داد دگردیسی عینی ماهیت پروژه از یک طرح ژئواکونومیک به یک ابزار ژئوپلتیک بود. پس از جنگ، اسرائیل آشکارا تلاش کرد آی‌مِک را به عنوان یک “ضرورت امنیتی” برای دور زدن “اهرم تنگه هرمز” بازتعریف کند. این کریدور در گفتمان اسرائیلی، دیگر یک مسیر تجاری برای کاهش هزینه‌ها نبود، بلکه یک مسیر تدارکاتی جایگزین برای سناریوی  جنگی تعریف می‌شد.

تحلیل تحولات آی‌مِک در پرتو جنگ ایران و آمریکا- اسرائیل، موید این گزاره نظری است که در شرایط تهدید وجودی، منطق ژئوپلتیک بر منطق ژئواکونومی غلبه می‌کند. کریدور آی‌مِک که در دوران پیشاجنگ، نماد خوش بینی نهادگرایی نولیبرال به قدرت صلح آفرین تجارت بود در گرداب جنگ به ابزاری در خدمت رقابت امنیتی تبدیل شده است. امنیتی شدن نه تنها کریدور آی‌مِک را از مسیر اصلی خود منحرف کرده است بلکه چشم انداز کریدورهای رقیب به ویژه کریدور شمال – جنوب (INSTCS) و کریدور ریلی چین- ایران را نیز تقویت کرده است.

با این حال، چشم انداز آینده مطلقاً یکسویه نیست. تجریه تاریخی نشان می‌دهد که جنگ‌ها هرچند نظم‌های موجود را ویران می‌کنند، اما تقاضا برای بازسازی و اتصال را نیز افزایش می‌دهند. اگر جنگ به یک توافق صلح جامع منجر شود که در آن امنیت همه بازیگران منطقه‌ای تامین گردد، منطق ژئواکونومی می‌تواند بار دیگر احیا شود. اما کریدور پساجنگ، دیگر همان آی‌مِک پیشاجنگ نخواهد بود. این کریدور ناگزیر باید ایران را نیز در معماری اتصال منطقه‌ای بپذیرد. کریدوری که یک بازیگر منطقه‌ای با موقعیت بی‌نظیر جغرافیایی را کنار بگذارد، محکوم به شکست است. جغرافیا، آن گونه که تحولات نشان داد، انتقام خود را از طراحانی می‌گیرد که آن را نادیده می‌انگارند.

منابع

  • خبرگزاری مهر (۱۴۰۴)،سرنوشت مبهم کریدور آیمک پس از حمله موشکی ایران به حیفا، com.
  • وطن امروز (۱۴۰۳)، “آیمک” فراتر از پروژه، ir.
  • تابناک (۱۴۰۳)، دلایل نگرانی آیت الله خامنه‌ای از ایجاد کریدور آیمک/کریدوری به ظاهر اقتصادی با کارکرد اطلاعاتی، ir.

۴-Afagh Hussain(2025), the-mbs-visit to the white house could revive IMEC, Atlanticcouncil.org.

۵- Vazirian, Garsha (2026), Iran’s geography strikes back in the corridor War, tehrantimes.com.

۶- دنیای اقتصاد (۱۴۰۴)، پیام مهم عربستان به آمریکا درباره عادی سازی روابط با اسرائیل/دو شرط کلیدی سعودی‌ها چیست؟، donya-e-eqtesad.com.

  • قدس آنلاین (۱۴۰۲)، کریدور آی‌مِک ابزار آمریکا برای مهار اقتصاد چین/ابعاد و اهداف کریدور اقتصادی هند-اروپا، ir.
لینک کوتاه : https://www.iras.ir/?p=14053
  • نویسنده : معصومه فلاحتی، دکتری روابط بین الملل
  • منبع : موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)
  • 18 بازدید

برچسب ها

ثبت دیدگاه

انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برچسب ها
آسیای مرکزی،روسیه،اوکراین آفریقا،روسیه آمریکا،روسیه،تحریم ارمنستان،باکو،ترکیه،ایران افغانستان،طالبان،قدرت اوراسیا،ایران،تجارت اوکراین،آمریکا،روسیه اوکراین،روسیه،آمریکا،جنگ اوکراین،روسیه،جنگ ایران،آذربایجان ترکیه،زلزله ترکیه،زلزله،امنیت رشت،روسیه،ایران،آستارا روسیه،اعراب،اوکراین روسیه،اوکراین،آمریکا روسیه،ایبورسک روسیه،ایران روسیه،ایران،اتحاد روسیه،ایران،تجارت روسیه،تاجیکستان روسیه،خاورمیانه روسیه،خاورمیانه،آفریقا روسیه،دریای سرخ روسیه،سند،سیاست روسیه،سیاست خارجی غلات،روسیه،اوکراین قزاقستان،ازبکستان قزاقستان،انتخابات قطار، ریل نفت،روسیه،آذربایجان هند،چین،بالون چین،آمریکا چین،آمریکا،بالن چین،اوکراین،جنگ،ر.سیه چین،ایران چین،ایران،اوکراین،روسیه چین،ایران،رئیسی چین،ایران،عربستان چین،ترکیه،روسیه،آسیای مرکزی چین،روسیه چین،روسیه،اوکراین چین،روسیه،ایران چین،هند چین،هژمونی،غرب چین،پاکستان،هند،هسته ای