تاریخ : دوشنبه, ۸ تیر , ۱۴۰۵ 14 محرم 1448 Monday, 29 June , 2026

رویکرد چین به جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران

  • ۰۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۴
رویکرد چین به جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران
در بستر جنگ ایران و ایالات متحده، چین این بحران را در وهله نخست نه صرفا یک منازعه منطقه‌ای، بلکه یک تهدید مستقیم علیه امنیت انرژی و ثبات اقتصاد جهانی تلقی می‌کند

#اختصاصی

نویسنده: تحریریه ایراس

موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) در تاریخ ۲۶ فروردین طی نشست مجازی مشترکی با کارشناسان موسسه مطالعات بین‌الملل شانگهای چین، موضوع نگاه چین به جنگ اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران و پیامدهای آن برای غرب اسیا و اقتصاد جهانی را مورد بررسی قرار داد. در این نشست کارشناسان چینی و ایرانی بر موارد زیر تاکید کردند:

الف) دیدگاه کارشناسان چینی

  • با توجه به آتش‌بس موقت و شکننده برقرار شده و تردیدها نسبت به نیت اصلی واشنگتن در مذاکرات، تبادل نظر میان ایران و چین درباره پیامدهای آغاز مجدد جنگ ضروری ارزیابی می‌شود.
  • حملات بیشتر به ایران یا محاصره دریایی قادر به تغییر رژیم در ایران نیست. در این شرایط سه سناریو قابل پیش‌بینی است:

۱.  ادامه جنگ (محتمل‌ترین سناریو): آمریکا و اسرائیل پس از مدتی آماده‌سازی، جنگ را از سر می‌گیرند. آمریکا ممکن است از جنگ خارج شود، اما اسرائیل آزاد خواهد بود هر زمان بخواهد ورود می‌کند. این احتمال وجود دارد که آمریکا بخشی از فعالیت نظامی خود را به اسرائیل محول کند.

۲.  توافق بزرگ

۳ .  وضعیت نه جنگ و نه صلح

احتمال دو سناریوی آخر کمتر است، اما توافق با حضور قدرت‌های دیگر ناممکن نیست.

  • چین رسماً مخالف محاصره دریایی است و نمی‌خواهد ایران سقوط کند.
  • هرچند رسانه‌های غربی با استناد به تصاویر ماهواره‌ای مدعی ارسال تسلیحات چین به ایران شده‌اند، اما پژوهشگران اطلاعات دقیقی ندارند. در این زمینه غربی‌ها گله‌های زیادی از چین دارند. با این‌حال، ایران پیشرفت قابل توجهی در توان موشکی داشته است.
  • چین در این جنگ موضعی صریح و محکم دارد، اما کشورهای عرب منطقه که در این جنگ درگیر هستند نیز روابط خوبی با چین دارند. سفرای کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در چین اعتراضاتی را مطرح کرده‌اند.
  • چین باید رویکرد «کم‌شدت» یا محتاطانه خود را حفظ کند و نمی‌تواند به صراحت جانبداری نماید – این به نفع خود ایران است.
  • ایران نسبت به همسایگان عربش از استقلال بیشتری برخوردار است و این موضوع برای چین از اهمیت زیادی برخوردار است. چین علاقمند است با کشورهای مستقل تعامل داشته باشد.
  • برای چین صلح میان ایران و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس از اهمیت زیادی برخوردار است و در این زمینه تلاش می‌کند.
  • پاکستان میانجی خوبی است؛ روابط خوبی با آمریکا، چین و ایران دارد. اما میانجی‌گری چین ممکن است موفقیت‌آمیز نباشد، زیرا آمریکا چین را به عنوان رقیب می‌بیند.
  • موفقیت میانجی‌گری به دو عامل بستگی دارد: ۱) آمادگی آمریکا برای جلوگیری از اسرائیل، ۲) موضوع تنگه هرمز.
  • حفظ صلح در منطقه برای چین حیاتی است و نقش فعال‌تر چین به عنوان میانجی و تسهیل‌گر صلح، می‌تواند بر آمریکا فشار وارد کند.
  • موضع چین در مورد تنگه هرمز به نفع ایران است؛ پس از وتوی قطعنامه در شورای امنیت، سفیر چین اعلام کرد بسته شدن تنگه هرمز نتیجه جنگ غیرقانونی آمریکا و اسرائیل است.
  • چین به دنبال آزادی کشتیرانی است و ناوگان دریایی بزرگی دارد. در این شرایط موضع چین نمی‌تواند خنثی بماند.

ب) دیدگاه کارشناسان ایرانی

  • طی یک سال گذشته، در حالی که مذاکرات میان ایران و آمریکا جریان داشت، ایران در دو مرحله در مورد تهاجم نظامی قرار گرفت. این امر بدبینی عمیقی نسبت به نیات آمریکا در افکار عمومی و نخبگان ایرانی ایجاد کرده است.
  • علیرغم تلاش‌های دیپلماتیک چین و روسیه، این تلاش‌ها به بازدارندگی یا موازنه قدرت منجر نشده است. به همین دلیل، احتمال ازسرگیری جنگ وجود دارد. علاوه بر این، این موضوع نشان دهنده «تنهایی راهبردی» ایران در وضعیت ژئوپلیتیک کنونی است.
  • شخصیت تغییریابنده ترامپ صرفاً با زبان قدرت متوقف می‌شود – قدرتی که می‌تواند از سوی ایران یا متحدانش مانند روسیه و چین اعمال شود.
  • ترامپ امروز نیازمند یک پیروزی تعیین‌کننده در موضوع ایران است. این مسئله وضعیت خلیج فارس را بغرنج کرده است.
  • ایران از صلح استقبال می‌کند، اما روح جامعه آسیب دیده و فضای سیاسی داخلی را رادیکال کرده است. در این شرایط پرسش کلیدی این است که برای بقا به چه توافقی باید دست یافت و آیا ترامپ به دنبال «توافق بر اساس مصالحه» است یا «سازش و تسلیم».
  • مردم ایران امیدوار هستند فضای موجود به صلح منجر شود و چین در این زمینه نقشی تعیین‌کننده دارد. جامعه ایران از دوستان چینی خود انتظار دارد تا مانع یک‌جانبه‌گرایی آمریکا شوند، چراکه سقوط ایران، راهبرد منطقه‌ای چین را نیز با چالش مواجه خواهد کرد.
  • فضای پساآتش‌بس به شدت شکننده بوده و بدبینی نسبت به نیات آمریکا بالاست. نقش چین به عنوان یک قدرت بزرگ، چه در قالب میانجی‌ و چه در حمایت از ایران، در تعیین مسیر آینده منطقه نقشی حیاتی خواهد داشت.
  • این جنگ باید در بستر تاریخی فروپاشی سوریه، عراق و لیبی توسط آمریکا درک شود. هدف، جلوگیری از ظهور قدرتی در منطقه است که بتواند اسرائیل را به چالش بکشد. جنگ جاری به خواست توسعه‌طلبانه نتانیاهو برای کسب اراضی بیشتر مربوط می‌شود.
  • ایران نگران اجرای «مدل لیبی» توسط آمریکا است و از تنگه هرمز به عنوان اهرمی برای جلوگیری از حمله مجدد استفاده می‌کند.
  • یکی از وظایف اصلی قدرت‌های بزرگ، مدیریت بازیگران و بحران‌هاست؛ در غیر این صورت بحران تشدید شده و به حوزه‌های پیرامونی منتقل خواهد شد.
  • از نقش چین انتظار بیشتری می‌رفت. انتظار می‌رود چین با حفظ موازنه و بهره‌گیری از ظرفیت‌های دیپلماتیک خود، مانع از تشدید بحران و یک‌جانبه‌گرایی آمریکا شود.
  • در این شرایط از چین دو انتظار وجود دارد: ۱) تلاش برای صلح‌سازی و میانجی‌گری در منطقه، ۲) حمایت و ارائه کمک‌های فنی. بهبود وضعیت پدافندی ایران، شانس جنگ مجدد را کاهش می‌دهد.
  • این ایده وجود دارد که تنها چین می‌تواند در مقابل یک‌جانبه‌گرایی آمریکا بایستد. ایران متحد اصلی چین در منطقه است و سابقه میانجی‌گری چین بین ایران و عربستان (با میانجیگری پاکستان) قابل توجه است.
  • متأسفانه کشورهای عرب منطقه به دنبال کاهش تنش و تثبیت صلح نیستند و مواضعشان به اسرائیل نزدیک‌تر است. این مسئله، موازنه امنیتی منطقه و سیاست‌های جهانی را در آینده تغییر خواهد داد.
  • ایران در وضعیت «توافق بزرگ» قرار ندارد. در سال ۱۹۷۵، ضرورت‌های ساختاری به نتیجه‌گیری سیاست کسینجر کمک کرد، اما امروز موازنه‌گرایان رئالیست در آمریکا نقش چندانی ندارند. از این رو چین می‌تواند با حمایت از ایران، نقشی مؤثرتر برای ثبات منطقه ایفا کند.
  • در مقابل حمایت اروپایی‌ها از آمریکا و ورود ناتو به تحولات، ایران امیدوار است چین و روسیه حمایت بیشتری از ایران داشته باشند..

ملاحظات و جمع‌بندی

در سال‌های اخیر و به‌ویژه در بستر تشدید تنش‌های نظامی میان ایران و ایالات متحده و اسرائیل، الگوی کنش چین در خاورمیانه بیش از پیش به موضوعی محوری در تحلیل‌های راهبردی تبدیل شده است. مجموعه گزارش‌ها و دیدگاه‌های مطرح شده نشان می‌دهد که چین در این معادله نه به‌عنوان یک بازیگر مداخله‌گر امنیتی، بلکه به‌مثابه یک قدرت «مدیریت‌کننده ریسک‌های ژئوپلیتیکی» عمل می‌کند که هدف اصلی آن حفظ ثبات جریان انرژی، جلوگیری از گسترش جنگ منطقه‌ای و در عین حال صیانت از انعطاف‌پذیری راهبردی در روابط همزمان با ایران و کشورهای عربی خلیج فارس است. این رویکرد در واقع بازتابی از یک منطق ساختاری در سیاست خارجی چین است که در آن امنیت انرژی و ثبات مسیرهای تجارت جهانی بر هرگونه تعهد امنیتی یا اتحاد نظامی اولویت دارد و در نتیجه، پکن ترجیح می‌دهد در وضعیت‌های بحرانی به جای ورود به ائتلاف‌ها یا تقابل‌های آشکار، نقش تعدیل‌کننده و موازنه‌گر غیرمتعهد را ایفا کند.

در بستر جنگ ایران و ایالات متحده، چین این بحران را در وهله نخست نه صرفا یک منازعه منطقه‌ای، بلکه یک تهدید مستقیم علیه امنیت انرژی و ثبات اقتصاد جهانی تلقی می‌کند، زیرا بخش قابل توجهی از واردات نفت آن از مسیر خلیج فارس و تنگه هرمز عبور می‌کند و هرگونه اختلال در این شریان حیاتی می‌تواند پیامدهای فوری بر قیمت انرژی، هزینه‌های حمل‌ونقل و امنیت زنجیره‌های تأمین جهانی داشته باشد. با این حال، تحلیل‌های ارائه‌شده نشان می‌دهد که درک چین از این بحران صرفاً اقتصادی نیست، بلکه واجد یک بعد ژئوپلیتیکی نیز هست، به این معنا که تشدید درگیری میان واشنگتن و تهران می‌تواند در کوتاه‌مدت منابع راهبردی ایالات متحده را در خاورمیانه درگیر کرده و فضای مانور بیشتری برای چین در رقابت‌های فرامنطقه‌ای ایجاد کند، هرچند همین وضعیت در صورت تبدیل شدن به جنگ تمام‌عیار، به دلیل وابستگی انرژی چین به خلیج فارس، به یک تهدید مستقیم برای خود پکن نیز بدل خواهد شد. از این‌رو، سیاست مطلوب چین در چنین شرایطی نه حمایت از یکی از طرفین، بلکه مهار سطح تنش در حدی پایین‌تر از آستانه جنگ فراگیر و جلوگیری از فروپاشی نظم حمل‌ونقل انرژی است.

در سطح روابط دوجانبه با ایران، شواهد نشان می‌دهد که برخلاف تصور رایج از یک «شراکت استراتژیک عمیق»، رابطه چین و ایران واجد ماهیتی نامتقارن و عمدتاً اقتصادی است که در آن محور اصلی تعاملات به فروش نفت ایران به چین محدود شده و سایر ابعاد همکاری، از جمله سرمایه‌گذاری، انتقال فناوری و همکاری نظامی، در سطحی بسیار محدود و کنترل‌شده باقی مانده است. همین ساختار نامتقارن سبب شده است که چین علی‌رغم خرید بخش مهمی از نفت ایران، در برابر فشارهای تحریمی ایالات متحده و نیز در برابر درخواست‌های ایران برای حمایت سیاسی یا امنیتی گسترده، رفتاری محتاطانه و حداقلی اتخاذ کند. در واقع، تحلیل‌های اقتصادی و سیاسی نشان می‌دهد که پکن از ورود به هرگونه تعهد امنیتی در قبال ایران پرهیز دارد، زیرا چنین تعهدی می‌تواند هزینه‌های تقابل با واشنگتن را به‌طور قابل توجهی افزایش داده و روابط گسترده‌تر چین با اقتصادهای عربی خلیج فارس را نیز در معرض خطر قرار دهد.

در همین چارچوب، سیاست چین در قبال تنش میان ایران و کشورهای عربی خلیج فارس بر پایه منطق «تعادل فعال بدون تعهد امنیتی» قابل توضیح است. پکن تلاش کرده است به‌طور همزمان روابط خود را با ایران، عربستان سعودی و امارات متحده عربی توسعه دهد، به‌گونه‌ای که ایران به‌عنوان تأمین‌کننده انرژی ارزان و تحت تحریم، و در مقابل کشورهای عربی به‌عنوان شرکای اصلی سرمایه‌گذاری، فناوری و بازارهای در حال رشد در نظر گرفته می‌شوند. این سیاست دوگانه، چین را قادر ساخته است از شکل‌گیری بلوک‌بندی‌های سخت در منطقه جلوگیری کند و از قطبی شدن کامل نظم خاورمیانه میان محورهای رقیب بکاهد. نمونه بارز این رویکرد را می‌توان در نقش میانجی‌گرانه چین در توافق ایران و عربستان مشاهده کرد که در آن پکن نه به‌عنوان ضامن امنیتی، بلکه به‌عنوان تسهیل‌گر کاهش تنش وارد عمل شد و هدف اصلی آن نه حل ریشه‌ای اختلافات ژئوپلیتیکی، بلکه تضمین ثبات حداقلی برای استمرار تجارت و جریان انرژی بود.

در مسئله حساس تنگه هرمز، موضع چین به‌مراتب حساس‌تر و در عین حال ساختاری‌تر است، زیرا هرگونه اقدام ایران در جهت بستن یا تهدید این گذرگاه استراتژیک، از دید پکن یک تهدید مستقیم علیه امنیت انرژی جهانی تلقی می‌شود. از این منظر، چین اگرچه در سطح دیپلماتیک از حق حاکمیت کشورها و ضرورت پرهیز از مداخله نظامی حمایت می‌کند، اما در سطح عملیاتی، خواهان تداوم باز بودن تنگه هرمز به‌عنوان یک «کالای عمومی بین‌المللی» است. در صورت وقوع بحران در این مسیر، انتظار می‌رود چین نه به حمایت نظامی از ایران روی آورد و نه به مشارکت در ائتلاف‌های نظامی علیه آن، بلکه با کاهش سطح تعاملات پرریسک، تلاش کند از طریق ابزارهای اقتصادی و دیپلماتیک، فشار برای بازگشت به ثبات را افزایش دهد و در عین حال مسیرهای جایگزین انرژی را برای کاهش آسیب‌پذیری خود فعال سازد.

در سطح کلان‌تر، تحلیل‌ها نشان می‌دهد که راهبرد چین در خاورمیانه را می‌توان در قالب یک مدل سه‌لایه‌ای شامل «بقای انرژی»، «تعادل منطقه‌ای» و «نفوذ محدود غیرامنیتی» صورت‌بندی کرد. در لایه نخست، هدف اصلی جلوگیری از اختلال در جریان انرژی و مدیریت پیامدهای جنگ‌های احتمالی قرار دارد، در لایه دوم، حفظ روابط همزمان و متوازن با ایران و کشورهای عربی برای جلوگیری از شکل‌گیری صف‌بندی‌های خصمانه دنبال می‌شود، و در لایه سوم، چین تلاش می‌کند از طریق ابزارهای اقتصادی، پروژه‌های زیرساختی و ابتکارات دیپلماتیک محدود، نوعی نفوذ غیرمستقیم و غیرامنیتی در نظم منطقه‌ای ایجاد کند. نتیجه این ساختار آن است که چین در بحران‌های ایران و آمریکا نه به‌عنوان یک قدرت مداخله‌گر یا جانبدار، بلکه به‌عنوان یک بازیگر محافظه‌کار عمل می‌کند که در عین بهره‌برداری اقتصادی از همه طرف‌ها، از ورود به تعهدات پرهزینه امنیتی اجتناب می‌ورزد.

در مجموع می‌توان گفت که سیاست چین در قبال جنگ ایران و آمریکا، تنش ایران با کشورهای عربی خلیج فارس و مسئله تنگه هرمز، در یک چارچوب واحد قابل فهم است که بر اساس آن پکن به دنبال «ثبات حداقلی قابل مدیریت» به جای «حل نهایی منازعات» است و در این مسیر، ترجیح می‌دهد هم‌زمان از مزایای اقتصادی روابط متنوع خود بهره‌برداری کند، بدون آنکه به سطحی از درگیری برسد که بتواند آن را به یک بازیگر امنیتی در خاورمیانه تبدیل کند. در نهایت باید به این نکته توچه داشت که ترجیح چین حفظ نظام سیاسی در ایران است، اما آنها گزینه سقوط نظام به عنوان یک گزینه محتمل را در محاسبات خود جدی تلقی می‌کنند.

لینک کوتاه : https://www.iras.ir/?p=13930
  • نویسنده : تحریریه ایراس
  • منبع : موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)
  • 112 بازدید

برچسب ها

ثبت دیدگاه

انتشار یافته : ۰

دیدگاهها بسته است.

برچسب ها
آسیای مرکزی،روسیه،اوکراین آفریقا،روسیه آمریکا،روسیه،تحریم ارمنستان،باکو،ترکیه،ایران افغانستان،طالبان،قدرت اوراسیا،ایران،تجارت اوکراین،آمریکا،روسیه اوکراین،روسیه،آمریکا،جنگ اوکراین،روسیه،جنگ ایران،آذربایجان ترکیه،زلزله ترکیه،زلزله،امنیت رشت،روسیه،ایران،آستارا روسیه،اعراب،اوکراین روسیه،اوکراین،آمریکا روسیه،ایبورسک روسیه،ایران روسیه،ایران،اتحاد روسیه،ایران،تجارت روسیه،تاجیکستان روسیه،خاورمیانه روسیه،خاورمیانه،آفریقا روسیه،دریای سرخ روسیه،سند،سیاست روسیه،سیاست خارجی غلات،روسیه،اوکراین قزاقستان،ازبکستان قزاقستان،انتخابات قطار، ریل نفت،روسیه،آذربایجان هند،چین،بالون چین،آمریکا چین،آمریکا،بالن چین،اوکراین،جنگ،ر.سیه چین،ایران چین،ایران،اوکراین،روسیه چین،ایران،رئیسی چین،ایران،عربستان چین،ترکیه،روسیه،آسیای مرکزی چین،روسیه چین،روسیه،اوکراین چین،روسیه،ایران چین،هند چین،هژمونی،غرب چین،پاکستان،هند،هسته ای