مصاحبه با: دکتر محمود شوری، معاون پژوهشی موسسه مطالعات ایران و اوراسیا و کارشناس ارشد مسائل اوراسیا
به گزارش شورای راهبردی روابط خارجی؛ روسیه به رهبری پوتین پیش از این نیز بارها تلاش کرده نشان دهد که به دنبال این است تا یک نقطه پایانی برای جنگ اوکراین تعریف کند یا حداقل نشان دهد که ایده و برنامهای برای این موضوع دارد. درواقع مسکو سعی دارد نشان دهد که طرحها و ایدههایی برای پایان جنگ علیه اوکراین دارد و این درگیری با بنبست مواجه نشده است. به بیان دیگر، روسیه به لحاظ گفتمانی به بنبست در جنگ علیه اوکراین اعتقادی ندارد و میکوشد اینگونه نشان دهد که راهحلی سیاسی برای پایان دادن به بحران وجود دارد. البته این راهحل مطابق با چیزی است که روسیه تعریف میکند.
در شرایط فعلی و به خصوص بعد از روی کار آمدن دونالد ترامپ در ایالات متحده آمریکا، روسها امیدوار شدند که بتوانند از فرصت حضور ترامپ در کاخ سفید استفاده کرده و مسئله جنگ را با فشار و همراهی آمریکا مدیریت کنند و نقطه پایانی برای این موضوع بیابند. با توجه به مخالفتهای اروپاییها و این مسئله که اروپا هیچگاه با طرحها و ایدههای روسیه همراهی نکرده، این امر تا به امروز محقق نشده است. البته بعد از اتفاقات اخیر در غرب آسیا و جنگ رمضان، شرایط تاحدودی به نفع روسیه شد؛ از این جهت که بسیاری از توجهات به جنگ ایران، آمریکا و رژیم اسرائیل و بحران در خلیجفارس و تنگه هرمز معطوف گشت. در این بین روسیه توانست فرصتی پیدا کند تا در بازار انرژی با محدودیتهای کمتری مسیر و اهداف خود را دنبال کند.
ضمن اینکه بخشی از ظرفیتها و توانمندیهایی که میتوانست از سوی اروپا و آمریکا متوجه کمک به اوکراین شود، تحت تاثیر بحران ایران و آمریکا، به جنگ در منطقه خلیجفارس معطوف شد. به همین دلیل روسها شرایط فعلی را شرایط خوبی میدانند تا تحت تاثیر تنشها بین تهران و واشنگتن و منحرف شدن نسبی نگاهها از بحران اوکراین، برخی سیاستها و اهداف خود را پیش ببرند و موضوع اوکراین را براساس اهدافی که در نظر دارند به نقطه سرانجامی برسانند. به همین دلیل به نظر میرسد که اینگونه اظهارنظرها بیشتر در این قالب است که باید از فرصت تنشها در منطقه خلیجفارس استفاده کرد. زیرا غرب امروز با بحران انرژی مواجه است و قیمت انرژی دائما در حال افزایش است. بنابراین روسیه به نوعی میخواهد از این فرصت استفاده کرده و غربیها را متقاعد کند که با تغییر سیاستهایشان در مورد اوکراین شاید بتوانند راهحلی برای بحران انرژی جهانی با کمک روسیه پیدا کنند.
از سوی دیگر، غرب همواره نگاه و ایده خود را طرح کرده است. به ویژه اروپاییها همیشه تاکید داشتهاند که روسیه باید سرزمینهای اوکراین را رها کند و دست از اشغالگری این کشور بردارد تا بتوان در خصوص آینده اوکراین با روسیه وارد مذاکره شد. امروز در مواضع اروپاییها و اوکراین هیچ تغییری ایجاد نشده است و به نظر نمیرسد که تغییر چندانی حداقل در سطح اعلامی رخ داده باشد. ممکن است بعضی اختلافنظرها در درون خود اروپاییها وجود داشته باشد اما آن چیزی که از بیرون شاهد آن هستیم این است که آنها مواضع نسبتا ثابتی را در چهار سال گذشته در ارتباط با بحران اوکراین دنبال کردهاند و به نوعی به دنبال این هستند که روسیه از همه دستاوردهایی که طی ۴ سال اخیر در اوکراین به دست آورده، عقبنشینی کند. هرچند این خواسته غرب و کیف، به گونهای نیست که به لحاظ عملیاتی بتوان آن را قابل تحقق دانست.
در رابطه با موضع آمریکا نیز بعد از روی کار آمدن دونالد ترامپ، ما شاهد تفاوتهای بسیاری در مواضع واشنگتن بودیم. ترامپ به دنبال این بوده که به نوعی اعلام کند که او مسئله اوکراین را حل و فصل کرده است و به همین دلیل شاهد دادن برخی امتیازات به روسیه در جنگ علیه اوکراین هستیم. ولی این امر که روسیه چگونه میتواند از این فرصت و امکان استفاده کرده، تفاوت دیدگاه بین اروپا و آمریکا را حل کند و اروپاییها را نیز متقاعد کند که در مسیر آمریکا گام بردارند، تاحدودی قابل تصور نیست و بعید است که اروپاییها بخواهند مانند آمریکا امتیازاتی به روسیه بدهند.








