#اختصاصی
حمیدرضا شیرزاد، کارشناس فرهنگی افغانستان
گروه طالبان پس از روی کار آمدن در افغانستان تمامی نهادهای دموکراسی موجود در کشور مانند پارلمان را منحل و یا تعطیل کرده و در سیستم آموزشی نیز آموزههایی را که مطابق مذاهب غیر حنفی بود را حذف کرد. از جمله موضوعاتی که از ابتدای تسلط طالبان بر افغانستان حذف شد؛ تدریس واحدهای درسی مربوط به شیعیان در آموزش ابتدایی و عالی در افغانستان بود.
در قانونهای اساسی قبلی افغانستان و همچنین آخرین آنها؛ که طالبان آن را ملغی اعلام نمود آزادی مذهب وجود داشت و دو مذهب حنفی و جعفری به رسمیت شناخته شده بود. پیروان این مذاهب در این کشور آزادانه آیینهای مذهبی خود را برگزار کرده و حتی در مراسمهای مذاهب دیگر شرکت و با احترام به عقاید مذاهب دیگر در کنارهم با صلح و آرامش زندگی میکردند. در بسیاری از موارد دو نفر با دو مذهب و اعتقاد کاملا متفاوت با یکدیگر ازدواج کرده و یا با هم مشغول کسب و کار بودند، به صورتی که این تفاوت مذهب قابل تشخیص نبود.[۱]
با اینحال، حکومت طالبان پس از به قدرت رسیدن به بهانههای مختلف از جمله اختلاط دانشآموزان اهل سنت و تشیع و جلوگیری از اختلاف مسلمانان، اقدام به تهیه سوالات آزمون ورود به دانشگاهها بر اساس فقه حنفی کرده و دستور دادهاند که تدریس فقه حنفی جایگزین فقه جعفری گردد.
در این خصوص بارها رهبران شیعیان و کمیسیون عالی شیعیان به این مساله اعتراض و خواهان تجدید نظر طالبان در دستور خود شدند، که نه تنها طالبان با بی اعتنایی از کنار آن گذشته است، بلکه محدودیتهای بیشتری برای آیینهای مذهبی شیعیان ایجاد کرده است.
در این راستا ولایت بامیان که مرکزی برای شیعیان محسوب میگردد از این قانون مستثنی نبوده و با دستور مسئولین محلی مجوز رسمی دپارتمان تدریس فقه جعفری در دانشگاه بامیان که مهمترین مرکز شیعه شناسی در این کشور به شمار میرفت، تعطیل گردید.
منطقه هزارجات با مرکزیت ولایت بامیان در افغانستان در طول تاریخ این کشور محل تجمع و زندگی شیعیان بوده است و هم اکنون ۹۰ درصد جمعیت آن را شیعیان اثنیعشری از قوم هزاره و کمتر از ده درصد از اهل سنت و تعداد بسیار کمی هم از شیعیان اسماعیلیه تشکیل میدهند. این مساله در حالی است که سابق بر این نزدیک به ۹۸ درصد جمعیت این ولایت از شیعیان و ۲ درصد از جمعیت را جامعه غیر شیعه را تشکیل می دادند. در طی ۲۰ساله دوره جمهوریت در افغانستان حکومت آن کشور که خود از قوم پشتون بوده، تلاش نمود تا ترکیب مذهبی و جمعتی منطقه را جابجا نماید، تا جاییکه در آخرین دوره انتخابات پارلمان (ولسی جرگه) افغانستان از بین کاندیداهای موجود فردی غیر شیعی به پارلمان راه یافت.
همچنین با توجه به بافت مذهبی و قومی منطقه هزاره جات در طول سالهای گذشته ارکان دولتی از جمله والی و مسئولین اداری ، فرهنگی و … ولایت از بین شیعیان انتخاب می شدند، لیکن پس از تسلط طالبان بر افغانستان تمامی رویهها تغییر کرد و طالبان بر اساس همان اعتقادات خود نظام اداری را از اهل تشیع به اهل سنت تغییر داده و مسئولین دولتی را از بین اهل سنت انتخاب نمود. مسئولین منصوب طالبان نیز در همان ابتدای مسئولیت فعالیتهای شیعی خصوصا در زمینه آموزش را تعطیل نمودند. همچنین وزارت تحصیلات عالی طالبان تدریس فقه جعفری را در مؤسسهی تحصیلات عالی دایکندی، از دیگر ولایات شیعهنشین افغانستان، منع کرد و دانش آموزان و دانشجویان اکنون مجبور به آموزش فقه حنفی هستند.
در این میان و در هفتههای گذشته خبرگزاریها به نقل از «سیدنصرالله واعظی»، رئیس شورای علمای شیعه بامیان از دستیابی شورای علمای شیعه افغانستان و مقامات حکومت طالبان به توافقی خبر داده که بر اساس آن، تدریس فقه جعفری در تعدادی از مدارس و حوزههای علمیه استان بامیان از سال ۱۴۰۵ از سر گرفته میشود؛ اقدامیکه میتواند بخشی از نگرانیهای مذهبی جامعه شیعه را کاهش دهد.
منابع محلی در بامیان تأیید کردهاند که پس از سلسله نشستها و رایزنیهای فشرده میان شورای علمای شیعه افغانستان و مقامات حکومت طالبان، توافقی برای ازسرگیری تدریس فقه جعفری در مدارس و حوزههای علمیه نهایی شده است. این توافق در پی درخواستهای مکرر جامعه شیعه و واکنشها نسبت به توقف تدریس این مذهب در سالهای اخیر صورت گرفته است.
بر اساس اطلاعات اولیه منتشر شده از این توافق، قرار است فقه جعفری در چارچوب برنامههای آموزشی مدارس دینی بامیان که اکثریت دانشآموزان آن پیرو مذهب جعفری هستند، قرار گیرد. همچنین در مناطق دارای اکثریت حنفی، فقه حنفی تدریس میشود و در کلاسهای مختلط، فقه هردو مذهب در کنار هم آموزش داده خواهد شد.
ریاست آموزش و پرورش بامیان تأکید کرده که مسئولین مدارس مکلف به اجرای این برنامههای آموزشی هستند و در صورت تخلف، از سوی معارف اسلامی و ریاست آموزش و پرورش مورد پیگرد قرار خواهند گرفت.
پس صدور انجام این توافق تعدادی از کارشناسان امور آموزشی این سوال را مطرح کردهاند که آیا توافق حاصله به مانند دیگر موافقتهای طالبان با آزادیهای مذهبی در افغانستان به صورت نمایشی بوده و بر روی کاغذ باقی خواهد ماند، یا طالبان به تفاهم خود پایبند خواهد بود و این تفاهم را اجرایی ساخته و بارقههای امید را در اذهان مذاهب افغانستان به وجود خواهد آورد؟
به هر حال، هنوز این تردید جدی است که آیا طالبان در اعتقادات مذهبی خود تجدید نظر کرده و قصد دارد با انجام این توافق حق مسلم پیروان مذهب شیعه را رعایت کرده و به تقویت وحدت و همزیستی مذهبی در کشور کمک کند.
از سویی دیگر موفقیت این طرح وابسته به اجرای عملی، تداوم و نظارت دقیق بر روند تدریس خواهد بود. هنوز روشن نیست که این توافق به نهادهای تحصیلات عالی نیز گسترش خواهد یافت یا صرفاً در سطح مدارس و حوزههای علمیه باقی میماند.
همچنین توافق طالبان برای از سرگیری تدریس فقه جعفری در مدارس و حوزههای علمیه بامیان را میتوان یک گام مثبت در حوزه آموزش دینی و مدیریت تنوع مذهبی در کشور ارزیابی کرد. این اقدام در صورت اجرا، میتواند به کاهش نگرانیهای بخشی از جامعه شیعه و تقویت احساس مشارکت آنان در نظام آموزشی، افزایش شناخت متقابل میان پیروان مذاهب مختلف اسلامی و تقویت فرهنگ همزیستی مذهبی کمک نماید؛ موضوعی که در جوامع چند مذهبی اهمیت ویژهای دارد.
[۱] البته علیرغم تلاشهای صورت گرفته برای اختلاف افکنی ، هنوز موضوع همزیستی مسالمت آمیز در این کشور وجود دارد زیرا عنصر اصلی وفاق ملی در این کشور قومیت بوده و اگر اختلافی وجود داشته باشد بر سر برتری طلبی قومیتی است.









