سیاست خارجی ارمنستان پس از ۳۵ سال استقلال؛ روسیه، غرب و جایگاه ایران در راهبرد جدید ایروان
“سپر آشیل“ و چشمانداز تنش زدایی در روابط ترکیه و یونان؛ تقویت بازدارندگی یا تعمیق شکاف؟
دلارزدایی در بریکس؛ گامهای کوچک برای تغییر یک نظم بزرگ
شخصیت؛ آثار و مبانی اندیشگی الکساندر دوگین: از متافیزیک سیاسی تا استراتژیهای نئواوراسیاگرا
بازآفرینی «کارتاز»: قمار هرمز و ظهور «مونتروی خلیج فارس»
بریکس ۲۰۲۶؛ ملاحظات چین و پیامدهای آن برای ایران
اختلافات مذهبی در آسیا دارای ریشه های عمیق تاریخی است که اغلب در قالب ترکیبی از دین، قدرت و منافع سیاسی تبلور یافتهاند.
جهتگیریهای کلی سیاست خارجی ترامپ در قبال آسیای مرکزی سطوحی از تداوم و تغییر را در آسیای مرکزی نشان میدهد. وجه بارز و مشخصۀ این راهبرد «عملگرایی» است که میتواند بروندادهای نامناسبی در رویکردهای سلبی ترامپ برای ایران، روسیه و چین در آسیای مرکزی در بر داشته باشد. تجربۀ دور قبل ریاستجمهوری ترامپ اثبات کرده که تنها راه موازنه با این رویکرد رفتاری عملگرایانه به طریق مشابه است که در چارچوب تنشهای ایران و آمریکا در جنوب غرب آسیا منجر به برخی نتایج شد. در آسیای مرکزی نیز ایران در بازۀ پیشرو ناگزیر از اتخاذ عملگرایی بیشتر خواهد بود.
سقوط رژیم اسد، منافع روسیه را فراتر از سوریه آسیب زده است. این فروپاشی، پیش از هر چیز، ضربهای جدی به شهرت روسیه بهعنوان متحدی قابلاعتماد وارد کرده است که قادر به تضمین بقای شرکای خود نیست.
بشار اسد، رژیمی که در آخرین لحظه در پاییز 2015 با تلاشهای ایران و روسیه نجات یافت، به نوعی «وقت اضافه» نهساله دریافت کرد تا به آشتی ملی برسد، اما هرگز موفق نشد سوریها را متحد کند.
دولت پاکستان در واکنش به این اعلامیه عمران خان گفته است که کشور در حال حاضر به نافرمانی مدنی نیاز ندارد، بلکه به پیشرفت و توسعه احتیاج دارد.
هوش مصنوعی در حال تبدیل شدن به یکی از ابعاد جدید قدرت در دنیاست. این موضوع میتواند به ساختار مرکز- پیرامونی نظام بینالملل که ناشی از شکاف تکنولوژیکی است، عمق بیشتری ببخشد. در این میان، 5 کشور آسیای مرکزی به خوبی متوجه تغییرات در حوزۀ قدرت و نظام بینالملل شدهاند و ضمن تعریف چشماندازهای مشخص، گامهای هوشمندانهای جهت بهرهبرداری از ظرفیتهای هوش مصنوعی برداشتهاند. در این مسیر جمهوری قزاقستان و پس از آن جمهوری قرقیزستان پیشگام هستند و از زیرساختهای معتبرتری برخوردارند.
کوژانوف توضیح داد که مسکو مجبور بود از بشار اسد حمایت کند زیرا او یکی از معدود رهبرانی بود که به طور علنی طرفدار روسیه در منطقه بود.