تاریخ : شنبه, ۲۰ تیر , ۱۴۰۵ 26 محرم 1448 Saturday, 11 July , 2026

سیاست بین‌الملل معاصر: آنارشی یا جنگ جهانی؟

  • ۲۰ تیر ۱۴۰۵ - ۱۲:۲۴
سیاست بین‌الملل معاصر: آنارشی یا جنگ جهانی؟
در حال حاضر هیچ ائتلاف جهانی مشخصی از دو جبهه متقابل وجود ندارد.

#اختصاصی

نویسنده: ایوان تیموفیف؛ مدیر کل شورای امور بین‌الملل روسیه

بحران در روابط میان روسیه و «غرب جمعی»، عملیات نظامی ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران و وضعیت غزه، یمن و دیگر کانون‌های بحران جهانی، به‌طور طبیعی این پرسش را مطرح می‌کند که دقیقاً چه چیزی در جهان معاصر در حال وقوع است؟ درگیری‌های نظامی با انقلاب در امور نظامی، استفاده گسترده از اشکال گوناگون به‌اصطلاح «جنگ ترکیبی» در حوزه‌های اطلاعاتی و دیجیتال و همچنین محدودیت‌های اقتصادی و مالی همراه شده‌اند. این وسوسه وجود دارد که این وضعیت را آغاز یک جنگ جهانی جدید بدانیم که هم‌اکنون جریان دارد و پایان آن نیز در افق قابل مشاهده نیست. با این حال، چنین ارزیابی‌ای زودهنگام به نظر می‌رسد. روابط بین‌الملل همچنان در همان وضعیت آشنای آنارشی قرار دارد؛ یعنی رقابت میان دولت‌ها در غیاب نظامی پایدار و مؤثر از حقوق بین‌الملل و نیز در نبود انحصار مشروع بر کاربرد زور. آنارشی ممکن است در گذر زمان به یک جنگ جهانی منتهی شود، اما به‌هیچ‌وجه معادل آن نیست. طبقه‌بندی دقیق وضعیت کنونی برای تعیین ابزارهای مناسب سیاست خارجی اهمیت اساسی دارد.

مفهوم جنگ جهانی را می‌توان از منظر گستره، شیوه‌های جنگ و ساختار سازمانی طرف‌های درگیر تعریف کرد. از نظر گستره، جنگ جهانی مستلزم مشارکت همه یا بخش قابل‌توجهی از قدرت‌های بزرگ و گسترش درگیری به سراسر یا بخش عمده‌ای از فضای جغرافیایی جهان است. از نظر شیوه‌ها، به‌کارگیری طیف وسیعی از ابزارهای نظامی و غیرنظامی را در بر می‌گیرد که هدف آن‌ها وادار کردن دشمن به تسلیم یا فرسایش بنیادین توان او و تحمیل تغییر در سیاست‌های داخلی و خارجی اوست. از نظر سازمانی نیز وجود ائتلاف‌های پایدار یا دست‌کم موقت از دولت‌های درگیر در تقابل را پیش‌فرض می‌گیرد. همچنین می‌توان به نبرد میان ایدئولوژی‌ها و آموزه‌های سیاسی که این ائتلاف‌ها را به هم پیوند می‌دهند اشاره کرد، هرچند این ویژگی همگانی نیست. محرک اصلی درگیری‌ها، به نظر می‌رسد برخورد منافع مادی مشخص دولت‌های بزرگ باشد؛ یعنی رقابت آن‌ها بر سر منابع، قدرت و سلطه در مناطق مختلف و در کل نظام بین‌الملل.

قرن بیستم نمونه‌های فراوانی از جنگ‌های جهانی را در خود جای داده است. کانون اصلی جنگ جهانی اول اروپا بود. عملیات نظامی در سایر مناطق شدت بسیار کمتری داشت، اما نتیجه جنگ عملاً مسیر تقسیم مجدد جهان میان قدرت‌های بزرگ استعمارگر را تعیین کرد. در این جنگ، همه ابزارهای شناخته‌شده نظامی و غیرنظامی، از جمله تبلیغات گسترده و محاصره‌های تجاری، به کار گرفته شدند. این جنگ میان دو ائتلاف رخ داد که در طول جنگ تکامل یافتند، هرچند ساختار آن‌ها پیش از آغاز جنگ شکل گرفته بود.

جنگ جهانی دوم ابعادی به‌مراتب گسترده‌تر یافت. افزون بر جبهه تعیین‌کننده اروپا، نبردها اقیانوس آرام و آفریقا را نیز دربر گرفت. نقطه اوج آن استفاده عملیاتی از سلاح هسته‌ای بود. این جنگ با شکست کامل قدرت‌های محور پایان یافت.

جنگ سرد هرگز به مرحله استفاده از تمامی انواع تسلیحات موجود نرسید. توازن هسته‌ای و تهدید وارد آمدن خسارات غیرقابل‌قبول به مهاجم در صورت حمله متقابل، مانع چنین وضعیتی شد. با این حال، رویارویی نظامی در مناطق پیرامونی قدرت‌های بزرگ همچنان ادامه یافت؛ از جمله در کره، ویتنام، افغانستان و دیگر نقاط. پیرامون دو رقیب اصلی، یعنی اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده، ائتلاف‌های پایداری شکل گرفت که با پیوندهای نزدیک نظامی، اقتصادی و ایدئولوژیک به هم متصل بودند. جنگ سرد به معنای دقیق جنگ‌های جهانی پیشین به جنگ جهانی سوم تبدیل نشد، اما بی‌تردید ماهیتی جهانی داشت و با شکست بلوک شوروی پایان یافت. پیامد آن فروپاشی ائتلاف کشورهای سوسیالیستی، ادغام آن‌ها در الگوی غربی و در نهایت فروپاشی خود اتحاد شوروی بود.

وضعیت کنونی به‌وضوح با آن تجربه تاریخی تفاوت دارد. درگیری‌های مسلحانه در نقاط مختلف جهان به‌سختی از منطق واحدی در رقابت میان مراکز مشخص قدرت پیروی می‌کنند؛ منطقی که پایه جنگ‌های جهانی گذشته بود. بحران خلیج فارس تنها ارتباطی محدود با جنگ اوکراین دارد. هر دو را می‌توان بخشی از تلاش ایالات متحده برای حفظ هژمونی خود دانست. اما مشکل اینجاست که واشنگتن فاقد یک دشمن منسجم و متحد است. برای نمونه، ایران و روسیه هیچ تعهد نظامی متقابلی نسبت به یکدیگر ندارند. تنش‌های مرزی هند و پاکستان نیز به‌سختی در چارچوب یک جنگ جهانی قابل تفسیر هستند. همین امر درباره درگیری‌های مرزی چین و هند و نیز منازعات کوچک‌تر اما آموزنده‌ای مانند جنگ اخیر ارمنستان و جمهوری آذربایجان نیز صادق است. هیچ خط اصلی و فراگیری از یک درگیری جهانی در پس این تحولات دیده نمی‌شود.

در نتیجه، در حال حاضر هیچ ائتلاف جهانی مشخصی از دو جبهه متقابل وجود ندارد. در نگاه نخست ممکن است چنین ائتلافی پیرامون ایالات متحده شکل گرفته باشد، اما این ائتلاف در شرایط و با اهداف متفاوتی ایجاد شده است. افزون بر این، اصولاً ائتلافی در برابر آن وجود ندارد. کشورهای موسوم به «اکثریت جهانی» پراکنده و فاقد انسجام هستند. برخی از آن‌ها روابط بسیار نزدیکی با ایالات متحده دارند. حتی چین که ظاهراً رقیب راهبردی آمریکا محسوب می‌شود، برای قطع روابط اقتصادی و انسانی با آن شتابی ندارد. روسیه نیز با جمهوری خلق چین همکاری نزدیکی دارد، اما میان آن‌ها نه اتحاد نظامی وجود دارد و نه تعهد متقابل برای ورود به جنگ در صورت حمله به طرف دیگر.

همچنین هیچ آموزه سیاسی مشخصی وجود ندارد که مرزهای دو اردوگاه متقابل را روشن کند. ایالات متحده و بلوک غرب همچنان از دکترین به‌جامانده از دوران جنگ سرد پیروی می‌کنند، اما هنوز هیچ جایگزین منسجم و کاملاً تدوین‌شده‌ای برای آن ارائه نشده است. شعارهایی وجود دارد، اما فلسفه سیاسی جایگزینی وجود ندارد. همچنین در حال حاضر نشانه‌ای از برخورد جهانی تمدن‌ها دیده نمی‌شود. هرچند برخی قدرت‌ها مانند روسیه، چین و هند مؤلفه تمدنی را در هویت سیاسی خود وارد کرده‌اند، اما هنوز بسیار زود است که از «برخورد تمدن‌ها» سخن بگوییم، چه رسد به اینکه آن را در قالب یک جنگ جهانی تصور کنیم.

ممکن است گفته شود که جنگ جهانی به اشکال «ترکیبی» منتقل شده است. اما آیا چنین اشکالی پیش‌تر وجود نداشته‌اند؟ رقابت‌های اطلاعاتی به قدمت تاریخ بشر هستند. کارزارهای تبلیغاتی نیز از زمان اختراع صنعت چاپ وجود داشته‌اند. آنچه تغییر کرده، بستر فناورانه است، نه ماهیت بنیادی این پدیده‌ها. اگر روزگاری اسرار توسط جاسوسان حرفه‌ای ربوده می‌شد، امروز ممکن است این کار را یک متخصص فناوری اطلاعات انجام دهد. بی‌تردید ابزارهای جدید خطرناک‌اند و مرزهای کاربرد آن‌ها هنوز روشن نیست، اما این اشکال «ترکیبی» از تقابل میان دولت‌ها به‌تنهایی یک جنگ را به جنگی جهانی تبدیل نمی‌کنند.

در مجموع، در حال حاضر جنگ جهانی وجود ندارد. آنچه وجود دارد مجموعه‌ای از بحران‌ها و درگیری‌ها با شدت، بازیگران، اهداف و ابزارهای متفاوت است. اما اگر این وضعیت جنگ جهانی نیست، پس چیست؟

هر دانشجوی روابط بین‌الملل با یک اصل بنیادین آشنا می‌شود: روابط بین‌الملل ماهیتی آنارشیک دارد. برخلاف سیاست داخلی که در آن دولت انحصار مشروع استفاده از زور را در اختیار دارد، در عرصه بین‌المللی چنین انحصاری وجود ندارد. حقوق بین‌الملل وجود دارد، اما اجرای آن از طریق اجبار دائمی، نظام‌مند و از همه مهم‌تر مشروع، امکان‌پذیر نیست.

از این رو، دولت‌ها ناگزیرند همواره با هراس از احتمال تجاوز زندگی کنند و برای کسب منابع و نفوذ با یکدیگر رقابت نمایند. به بیان دیگر، آن‌ها در وضعیت موسوم به «هراس هابزی» قرار دارند؛ وضعیتی که در آن «دولت، گرگِ دولت است». معضل امنیت را می‌توان از طریق افزایش توانمندی‌های خود، تشکیل ائتلاف با شرکای نسبتاً هم‌تراز یا هم‌پیمانی با قدرت‌های بزرگ‌تر بر اساس شرایط آن‌ها مدیریت کرد. آنچه امروز شاهد آن هستیم، نمونه‌ای کلاسیک از آنارشی در روابط بین‌الملل است؛ وضعیتی که در آن بازیگران همچنان با همان شیوه‌های آشنا به دنبال تأمین امنیت خود هستند، هرچند فناوری‌های نوین ابعاد تازه‌ای به این رقابت بخشیده‌اند.

آیا چنین آنارشی‌ای خطرناک است؟ بدون تردید. برخورد میان دو قدرت، خواه عمدی باشد یا تصادفی، می‌تواند پیامدهایی جهانی داشته باشد. برای مثال، تبادل حملات هسته‌ای میان روسیه و ایالات متحده بر همه جهان اثر خواهد گذاشت. اما چنین رخدادی لزوماً نتیجه مستقیم یک جنگ جهانی نخواهد بود. خطر اصلی در این است که تداوم زنجیره‌ای از درگیری‌های متنوع که ویژگی ذاتی آنارشی است، می‌تواند پیامدهایی به بار آورد که دامنه‌ای بسیار فراتر از طرف‌های درگیر داشته باشد. این پیامدها می‌توانند از اختلال در زنجیره‌های لجستیکی گرفته تا آثار ناشی از استفاده از سلاح‌های هسته‌ای را شامل شوند.

جشنواره چترهای هسته‌ای: بازدارندگی هسته‌ای گسترده با ویژگی‌های آسیایی

آیا رویارویی کنونی میان غرب و روسیه بخشی از یک جنگ جهانی است؟ خیر، زیرا اساساً جنگ جهانی‌ای در جریان نیست. این تقابل در واقع پیامد طولانی‌مدت پایان جنگ سرد و فروپاشی اتحاد شوروی است. در این رویارویی ممتد، غرب کوشیده است با گسترش زیرساخت‌های نظامی خود به سمت شرق و جذب کشورهای پساشوروی به مدار نفوذ خود، نتایج پایان جنگ سرد را به سود خویش تثبیت کند. اوکراین، به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین اجزای باقی‌مانده از اتحاد شوروی، در این فرایند جایگاهی محوری داشته است؛ زیرا بدون آن هر پروژه ادغام منطقه‌ای ناقص می‌ماند. روسیه که در اوایل دهه ۲۰۰۰ قدرت بیشتری یافت، تلاش کرد این روند را معکوس کند. جنگ اوکراین به اوج بحرانی تبدیل شد که زمینه‌های آن طی سه دهه انباشته شده بود. سرانجام این بحران همچنان نامعلوم است. با این حال، هنوز مجموعه گسترده‌ای از بازیگران از دیگر مراکز قدرت پیرامون تقابل روسیه و «غرب جمعی» شکل نگرفته است که بتواند آن را به یک جنگ جهانی تبدیل کند.

آنچه امروز مشاهده می‌کنیم، تلاشی برای تکرار الگویی شبیه به جنگ کریمه (۱۸۵۳ تا ۱۸۵۶) در قبال روسیه است. اوکراین در این چارچوب نقشی مشابه امپراتوری عثمانی در آن زمان ایفا می‌کند. با این حال، تفاوت‌های بسیاری میان این دو وضعیت وجود دارد. مهم‌ترین تفاوت آن است که کشورهای غربی به‌صورت آشکار وارد جنگ نشده‌اند و روسیه نیز در موقعیت دفاع منفعلانه در برابر دشمنی مهاجم قرار ندارد. با این همه، طبقه‌بندی و تحلیل جنگ روسیه و اوکراین خود موضوعی مستقل و نیازمند بررسی جداگانه است.

 

 

لینک کوتاه : https://www.iras.ir/?p=14256
  • نویسنده : ایوان تیموفیف؛ مدیر کل شورای امور بین‌الملل روسیه
  • منبع : https://russiancouncil.ru/en/analytics-and-comments/analytics/contemporary-international-politics-anarchy-or-world-war/
  • 3 بازدید

برچسب ها

ثبت دیدگاه

انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برچسب ها
آسیای مرکزی،روسیه،اوکراین آفریقا،روسیه آمریکا،روسیه،تحریم ارمنستان،باکو،ترکیه،ایران افغانستان،طالبان،قدرت اوراسیا،ایران،تجارت اوکراین،آمریکا،روسیه اوکراین،روسیه،آمریکا،جنگ اوکراین،روسیه،جنگ ایران،آذربایجان ترکیه،زلزله ترکیه،زلزله،امنیت رشت،روسیه،ایران،آستارا روسیه،اعراب،اوکراین روسیه،اوکراین،آمریکا روسیه،ایبورسک روسیه،ایران روسیه،ایران،اتحاد روسیه،ایران،تجارت روسیه،تاجیکستان روسیه،خاورمیانه روسیه،خاورمیانه،آفریقا روسیه،دریای سرخ روسیه،سند،سیاست روسیه،سیاست خارجی غلات،روسیه،اوکراین قزاقستان،ازبکستان قزاقستان،انتخابات قطار، ریل نفت،روسیه،آذربایجان هند،چین،بالون چین،آمریکا چین،آمریکا،بالن چین،اوکراین،جنگ،ر.سیه چین،ایران چین،ایران،اوکراین،روسیه چین،ایران،رئیسی چین،ایران،عربستان چین،ترکیه،روسیه،آسیای مرکزی چین،روسیه چین،روسیه،اوکراین چین،روسیه،ایران چین،هند چین،هژمونی،غرب چین،پاکستان،هند،هسته ای