تاریخ : شنبه, ۱۴ شهریور , ۱۴۰۵ 23 ربيع أول 1448 Saturday, 5 September , 2026

بحران پهپادی لایپزیگ/هاله و ورود روابط آلمان و روسیه به مرحله‌ای تازه

  • ۱۴ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۶
بحران پهپادی لایپزیگ/هاله و ورود روابط آلمان و روسیه به مرحله‌ای تازه
انتساب رسمی حمله پهپادی لایپزیگ/هاله به روسیه، با این حال، تنها به تشدید تنش میان برلین و مسکو محدود نشد، بلکه به سرعت ابعادی اروپایی پیدا کرد.

#اختصاصی

بهزاد احمدی، هیئت علمی دانشگاه تهران و عضو شورای علمی موسسه ایراس

در اوت ۲۰۲۶، با کشف یک پهپاد مجهز به مواد منفجره در فرودگاه لایپزیگ/هاله، دولت آلمان در ابتدا محتاطانه از احتمال یک حمله هیبریدی سخن گفت، اما کمتر از یک ماه بعد، یوهان واده‌فول، وزیر خارجه آلمان، در اول سپتامبر اعلام کرد که این کشور، روسیه را مسئول اقدام نافرجام لایپزیگ می‌داند و این حادثه را نه اقدامی منفرد، بلکه بخشی از مجموعه عملیات خرابکارانه، سایبری، اطلاعاتی و امنیتی روسیه علیه آلمان و اروپا ارزیابی می‌کند. مسکو با رد این اتهام، اقدامات برلین را تشدید کم‌سابقه تنش در روابط دو کشور خواند و دستور تعطیلی مؤسسات گوته در روسیه را صادر کرد (Auswärtiges Amt, 2026; Embassy of the Russian Federation in Germany, 2026).

روابط آلمان و روسیه سال‌هاست که از دوره همکاری راهبردی فاصله گرفته و پس از جنگ اوکراین عملاً وارد مرحله تقابل شده است. آنچه حادثه هاله را متفاوت می‌کند، تغییر درک تهدید آلمان از روسیه و افزایش آن است. در صورت تثبیت ارزیابی دولت آلمان درباره هاله، روسیه به بازیگری تبدیل می‌شود که تهدید آن می‌تواند مستقیماً در خاک آلمان، علیه زیرساخت‌های این کشور و در فاصله‌ای بسیار نزدیک از زندگی روزمره شهروندان آلمانی ظاهر شود. به همین دلیل، هاله را نمی‌توان جدا از تحولی فهمید که طی یک دهه گذشته در سیاست خارجی و امنیتی آلمان رخ داده است. همین تحول بود که مفهوم چرخش تاریخی (Zeitenwende) را وارد سیاست آلمان ساخت و در دولت فریدریش مرتس به تلاش گسترده‌تری برای بازسازی قدرت اقتصادی، نظامی و امنیتی این کشور منجر شد (Hamilton, 2023; Roth, 2022; Scholz, 2022; Stelzenmüller, 2025).

از سیاست نگاه به شرق تا بازدارندگی

سیاست آلمان در قبال شوروی و سپس روسیه برای چند دهه بر یکی از مهم‌ترین آموزه‌های سیاست خارجی جمهوری فدرال استوار بود: تغییر از طریق نزدیک‌سازی روابط (Wandel durch Annäherung) که به تدریج در دوران پس از جنگ سرد به تغییر از طریق تجارت (Wandel durch Handel) تبدیل شد. منطق اصلی ساده بود. پیوندهای اقتصادی، تجارت، انرژی، تماس‌های اجتماعی و وابستگی متقابل نه تنها برای اقتصاد آلمان سودآورند، بلکه در بلندمدت انگیزه تقابل روسیه با اروپا را کاهش می‌دهند. روسیه در این نگاه کشوری بود که می‌بایست در معماری سیاسی و اقتصادی اروپا ادغام شود، نه آنکه در بیرون از آن مهار گردد (Hamilton, 2023). اتحاد مجدد آلمان و پایان جنگ سرد این برداشت را تقویت کرد. آلمان در محیطی قرار گرفته بود که برخلاف تاریخ طولانی این کشور، تقریباً تمام همسایگانش شریک یا متحد بودند. امنیت سخت را تا حد زیادی آمریکا تأمین می‌کرد، روسیه انرژی ارزان در اختیار اقتصاد آلمان می‌گذاشت و بازارهای جهانی، به‌ویژه چین، ظرفیت گسترش صادرات و صنعت آلمان را فراهم می‌کردند (Stelzenmüller, 2025).

بحران کریمه در سال ۲۰۱۴ نخستین ضربه جدی به این الگو بود، اما هنوز به فروپاشی آن منجر نشد. آلمان از تحریم‌های روسیه حمایت کرد و آنگلا مرکل در مدیریت پاسخ اروپا نقش اساسی داشت، اما برلین همزمان کانال‌های ارتباطی خود با مسکو را باز نگاه داشت، وابستگی انرژی ادامه یافت و نورد استریم ۲ حتی پس از ۲۰۱۴ پیش رفت. سیاست آلمان در آن دوره هنوز بر این فرض استوار بود که فشار و تعامل می‌توانند در کنار یکدیگر عمل کنند و روسیه، با همه مشکلات، نهایتاً باید بخشی از معماری امنیتی اروپا باقی بماند. حمله گسترده روسیه به اوکراین در فوریه ۲۰۲۲ این محاسبه را به نقطه شکست رساند. اعلام مفهوم چرخش تاریخی در سیاست خارجی آلمان از سوی اولاف شولتس در بوندستاگ، فقط واکنشی به جنگ نبود، بلکه اعتراف به شکست مجموعه‌ای از مفروضات سیاست خارجی این کشور بود. شولتس تصریح کرد که جهان پس از ۲۴ فوریه دیگر همان جهان سابق نیست و برلین با ایجاد صندوق ویژه صد میلیارد یورویی برای بوندس‌ور، افزایش هزینه‌های دفاعی، ارسال تسلیحات به اوکراین و کاهش شدید وابستگی به انرژی روسیه وارد مسیری شد که برای چند دهه با فرهنگ راهبردی جمهوری فدرال فاصله داشت (Scholz, 2022, 2023).

تحولی که در ابتدا تحت فشار شوک جنگ آغاز شده بود، به تدریج نهادینه شد. راهبرد امنیت ملی آلمان در ۲۰۲۳ امنیت را مفهومی یکپارچه دانست که دفاع نظامی، حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی، امنیت سایبری، تاب‌آوری اقتصادی و اجتماعی را به یکدیگر پیوند می‌دهد. سیاست نگاه به شرق نیز از منطق تفاهم و وابستگی متقابل به سمت ایجاد یک معماری امنیتی مبتنی بر بازدارندگی روسیه حرکت کرد. در این برداشت تازه، مسئله دیگر صرفاً رفتار روسیه در اوکراین نبود، بلکه این پرسش مطرح بود که آیا اصلاً می‌توان امنیت اروپا را با مشارکت روسیه ساخت یا باید آن را در برابر روسیه سازمان داد (Bundesregierung, 2023; Meister & Jilge, 2023; Roth, 2022).

دولت فریدریش مرتس این روند را متوقف نکرد، بلکه آن را صریح‌تر و تا حد زیادی اجرایی‌تر کرد. مرتس روسیه را بزرگ‌ترین تهدید علیه امنیت اروپا می‌داند و در عین حال معتقد است آلمان نمی‌تواند مانند گذشته، قدرت اقتصادی را جایگزین قدرت نظامی کند. افزایش شدید هزینه‌های دفاعی و تلاش برای تبدیل بوندس‌ور به قوی‌ترین نیروی متعارف اروپا، توسعه صنعت دفاعی، تقویت نقش آلمان در جناح شرقی ناتو و تلاش برای تبدیل اروپا به بازیگری دارای قدرت دفاعی بیشتر، اجزای همین برداشت‌اند (CDU, 2025; Koalitionsvertrag zwischen CDU, CSU und SPD, 2025; Merz, 2026). در نگاه دولت مرتس، آلمان در حال بازسازی مدلی از قدرت است که طی دو دهه گذشته بیش از حد به محیط بین‌المللی مساعد وابسته شده بود. انرژی ارزان روسیه از دست رفته، رقابت چین فشار بیشتری بر صنعت آلمان وارد می‌کند و اتکاپذیری کامل تضمین‌های امنیتی آمریکا نیز دیگر بدیهی نیست. بنابراین افزایش قدرت دفاعی بخشی از سیاستی بزرگ‌تر برای کاهش آسیب‌پذیری آلمان است. در چنین بستری است که حادثه هاله معنای واقعی خود را پیدا می‌کند. اما چرا حادثه هاله مهم است؟

در نگاه نخست شاید بتوان استدلال کرد اروپا طی سال‌های گذشته با چندین عملیات خرابکارانه منتسب به روسیه روبه‌رو بوده و در نتیجه هاله تحول کاملاً تازه‌ای نیست. آلمان پیش از اوت ۲۰۲۶ نیز هدف عملیات سایبری، جاسوسی، کارزارهای اطلاعات نادرست و اقدامات خرابکارانه‌ای قرار گرفته بود که مقام‌های این کشور مسئولیت آنها را متوجه روسیه می‌دانستند. قتل سلیم‌خان خانگوشویلی، شهروند گرجستانیِ چچنی‌تبار و از مخالفان روسیه، در پارک کلاینر تیرگارتن در برلین در سال ۲۰۱۹، حملات سایبری، طرح‌های مرتبط با تأسیسات نظامی و صنعتی و ماجرای بسته‌های آتش‌زا همگی در تغییر تدریجی نگاه دستگاه امنیتی آلمان نقش داشته‌اند. اداره فدرال حفاظت از قانون اساسی نیز بارها ادعا کرده است که سرویس‌های اطلاعاتی روسیه پس از اخراج شمار زیادی از مأموران خود از اروپا، بیش از گذشته از عوامل واسطه، مجرمان و افرادی استفاده می‌کنند که ارتباط سازمانی آنان با روسیه به آسانی قابل اثبات نیست (Bundesamt für Verfassungsschutz, 2025, 2026). در ژوئیه ۲۰۲۴ نیز یک بسته خوداشتعال‌ در مرکز پردازش دی‌اچ‌ال در همین فرودگاه لایپزیگ/هاله آتش گرفت. بسته‌های مشابه در لهستان و بریتانیا نیز کشف شدند. تحقیقات مشترک اروپایی با هماهنگی یوروجاست، تا مارس ۲۰۲۶ به شناسایی ۲۲ مظنون در لیتوانی و لهستان انجامید. یوروجاست اعلام کرد عوامل از طریق پیام‌رسان‌های اینترنتی جذب، وظایف میان افراد مختلف تقسیم شده و پرداخت‌ها عمدتاً از طریق رمزارز صورت گرفته بود. ادعای اصلی تحقیقات این بود که این شبکه به نمایندگی از اطلاعات نظامی روسیه فعالیت می‌کرده است (Eurojust, 2026). بنابراین لایپزیگ/هاله پیش از حادثه اوت نیز در جغرافیای این نوع عملیات قرار داشت.

اما پرونده جدید از سه جهت اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

نخست، ابزار و ظرفیت تخریبی عملیات است. استفاده از پهپادی که مواد منفجره حمل می‌کند در محدوده یک فرودگاه فعال، فاصله میان خرابکاری محدود و عملیاتی را که می‌تواند به تلفات انسانی و اخلال گسترده در هوانوردی منجر شود کاهش می‌دهد. اهمیت مسئله در پیچیدگی فناوری پهپاد نیست، بلکه در آن است که یک وسیله در دسترس و نسبتاً ارزان می‌تواند علیه زیرساختی بسیار گران‌قیمت و حساس به کار گرفته شود و حتی یک عملیات ناموفق نیز هزینه امنیتی و اقتصادی قابل توجهی ایجاد کند (Berger, 2026).

دوم، خود فرودگاه هاله است. لایپزیگ/هاله فقط یک فرودگاه غیرنظامی نیست. هاب دی‌اچ‌ال در این مجموعه یکی از مهم‌ترین مراکز لجستیکی اروپا است. در کنار آن، این فرودگاه میزبان ظرفیت حمل‌ونقل راهبردی سنگین در چارچوب برنامه سالیس ناتو است و هواپیماهای آنتونوف مستقر در آن برای مأموریت‌های کشورهای عضو ناتو و اتحادیه اروپا، از جمله پشتیبانی لجستیکی از جناح شرقی، مورد استفاده قرار می‌گیرند (DHL Group, 2024; NATO, 2026). از این منظر آلمان نوعی «نقطه کانونی راهبردی» دفاع اروپا  است که اختلال در زیرساخت‌های حمل‌ونقل، انرژی و ارتباطات آن می‌تواند توان ناتو را حتی پیش از آغاز یک درگیری متعارف کاهش دهد (Lange, 2025).

سومین تفاوت و شاید مهم‌ترین آنها، تصمیم برلین به انتساب رسمی حادثه به روسیه است که مهم‌تر از خود حادثه می‌باشد. در عملیات هیبریدی، ابهام بخشی از ابزار عملیات است، نه نقص آن. همین ویژگی، یکی از مزیت‌های اصلی جنگ در منطقه خاکستری است. اگر کشور هدف برای تکمیل یک پرونده قضایی چند سال صبر کند، طراح عملیات در این فاصله می‌تواند شبکه تازه‌ای بسازد. اگر بدون شواهد کافی اتهام بزند، اعتبار سیاسی و اطلاعاتی خود را به خطر می‌اندازد. اگر واکنش نشان ندهد، هزینه عملیات برای طرف مقابل پایین باقی می‌ماند. در واقع یکی از اهداف عملیات هیبریدی، قرار دادن دولت هدف در همین معادله دشوار است (Auswärtiges Amt, 2026; Bundesregierung, 2026a). برلین با انتساب رسمی، در واقع از منطقه‌ای از ابهام که طی سال‌های گذشته در بسیاری از پرونده‌های هیبریدی وجود داشت، فاصله گرفته است. پیام این اقدام فقط به مسکو نیست. دولت آلمان همزمان به افکار عمومی خود، متحدان اروپایی و ساختارهای امنیتی داخلی می‌گوید که مجموعه این حوادث را دیگر نباید به صورت پرونده‌هایی منفرد دید، بلکه ممکن است اجزای یک راهبرد هماهنگ‌تر باشند. این تغییر در چارچوب‌بندی سیاسی بسیار مهم است.

واکنش  ملی و اروپایی آلمان

واکنش اولیه آلمان به حادثه در دو مرحله شکل گرفت. در مرحله نخست، یعنی پیش از اعلام انتساب، مسئله عمدتاً امنیت داخلی بود. دادستانی کل فدرال وارد پرونده شد، شورای امنیت ملی جلسه تشکیل داد و وزارت کشور بر تقویت توان مقابله با پهپادها تأکید کرد. دولت آلمان پیش از حادثه نیز مرکز مشترک دفاع پهپادی را ایجاد کرده، قانون چتر حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی را به اجرا درآورده و مرکز مشترک مقابله با تهدیدات هیبریدی نیز فعالیت خود را آغاز کرده بود. هاله بیش از آنکه چنین سیاستی را ایجاد کند، فوریت آن را افزایش داد (Bundesregierung, 2026a, 2026b). با اعلام انتساب در اول سپتامبر، پاسخ از حوزه حفاظت داخلی به سیاست خارجی منتقل شد. دولت آلمان دستور تعطیلی سرکنسولگری روسیه در بن را صادر کرد، قرارداد «خانه روسیه» در برلین را لغو کرد، سفیر روسیه را احضار نمود و اعلام کرد محدودیت‌های بیشتر علیه افراد مرتبط با فعالیت‌های هیبریدی، محدودیت ورود برخی اتباع روسیه، فشار بیشتر بر ناوگان سایه روسیه و اقدامات اطلاعاتی جدید را دنبال خواهد کرد. واده‌فول همزمان تأکید کرد که آلمان خواهان وخامت بیشتر روابط نیست، اما مسئولیت وضعیت کنونی را متوجه سیاست رهبری روسیه می‌داند و حمایت برلین از اوکراین نیز ادامه خواهد یافت (Auswärtiges Amt, 2026).

انتساب رسمی حمله پهپادی لایپزیگ/هاله به روسیه، با این حال، تنها به تشدید تنش میان برلین و مسکو محدود نشد، بلکه به سرعت ابعادی اروپایی پیدا کرد. حمایت فرانسه و لهستان از موضع آلمان در نشست وزرای خارجه «مثلث وایمار» در سوم سپتامبر ۲۰۲۶ نشان داد که برلین می‌کوشد این حادثه نه به‌عنوان یک پرونده امنیتی دوجانبه، بلکه در چارچوب گسترده‌تر عملیات هیبریدی روسیه علیه اروپا و بخشی از بحث گسترده‌تر اروپا درباره چگونگی پاسخ به عملیات هیبریدی روسیه فهم شود (von Osten, 2026). از همین رو، انتظار می‌رود پاسخ اروپایی به حادثه هاله نیز در سه حوزه گسترش پیدا کند. نخست، همکاری اطلاعاتی، پلیسی و قضایی. دوم، افزایش تاب‌آوری زیرساخت‌های حیاتی. آلمان در این زمینه تنها نیست. کشورهای شمال اروپا و بالتیک در سال‌های اخیر تجربه گسترده‌تری در برخورد با اختلالات جی پی اس، آسیب به کابل‌ها، فعالیت‌های مشکوک دریایی و عملیات خرابکارانه داشته‌اند (Ålander, 2024). سوم، ایجاد یک سازوکار تشدید تدریجی واکنش اروپایی است. یکی از مشکلات اروپا تاکنون این بوده که پس از هر حادثه تقریباً از ابتدا درباره اندازه و نوع پاسخ مذاکره کرده است. اگر فعالیت‌های هیبریدی منسوب به روسیه به عنوان یک کارزار مستمر در نظر گرفته شوند، پاسخ نیز باید انباشتی باشد. حادثه دوم نباید مانند حادثه نخست ارزیابی شود و عملیات دهم نباید از نقطه صفر پاسخ داده شود. افزایش شدت یا تکرار عملیات باید به صورت خودکار هزینه‌های بیشتری در حوزه تحریم، حضور دیپلماتیک، دسترسی مالی، تحرک افراد و اقدامات ضدجاسوسی ایجاد کند (Baumann & Pynnöniemi, 2025; Jones, 2025).

چشم انداز روابط آلمان و روسیه

حادثه هاله روابط آلمان و روسیه را تخریب نکرده است. شالوده این رابطه پیش از حادثه تا حد زیادی فرو ریخته بود. اما هاله لایه تازه‌ای به این گسست اضافه می‌کند. تا پیش از این، می‌شد بخش عمده خصومت میان دو کشور را به جنگ اوکراین نسبت داد و دست‌کم از نظر نظری تصور کرد که پایان جنگ یا رسیدن به نوعی توافق سیاسی می‌تواند زمینه کاهش تنش در روابط روسیه و آلمان را فراهم کند. هاله چنین فرضی را ضعیف‌تر می‌کند. اگر این برداشت در ساختار سیاسی و امنیتی آلمان تثبیت شود که روسیه مستقیماً عملیات خرابکارانه در خاک آلمان طراحی یا هدایت می‌کند، روسیه در آن صورت از یک تهدید خارجی علیه نظم اروپایی به تهدیدی علیه امنیت سرزمینی آلمان تبدیل می‌شود. این تفاوت بسیار مهم است و شاید مهم‌ترین پیامد سیاسی حادثه را نه در مجموعه اقدامات تنبیهی فوری برلین، بلکه در عبور تدریجی رابطه آلمان و روسیه از منطق «مدیریت اختلاف» به منطق «بازدارندگی در برابر تهدید» جست‌وجو کرد. اقدامات اخیر دو طرف، نشانه‌های فرسایش همان زیرساخت‌های سیاسی، کنسولی و فرهنگی است که حتی پس از آغاز جنگ اوکراین بخشی از کانال‌های محدود ارتباط میان دو کشور را حفظ کرده بود.

با این برداشت، می‌توان تحول نگاه آلمان به روسیه را در چهار مرحله خلاصه کرد. تا ۲۰۱۴، روسیه شریک دشوار اما بخشی از نظم اروپایی بود. از ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۲، روسیه به بازیگری تجدیدنظرطلب تبدیل شد که باید همزمان مهار و با آن مذاکره می‌شد. پس از ۲۰۲۲، روسیه بزرگ‌ترین تهدید علیه نظم امنیتی اروپا تلقی شد. هاله نشانه آغاز مرحله چهارم است که در آن، روسیه به عنوان تهدیدی درک می‌شودکه می‌تواند در داخل جغرافیای امنیتی خود آلمان نیز عمل کند. این تحول برای دولت مرتس اهمیت خاصی دارد. پروژه سیاسی مرتس بر این فرض استوار است که آلمان باید از یک قدرت عمدتاً اقتصادی به بازیگری تبدیل شود که قادر است هزینه کسب قدرت را بپردازد. روسیه در این پروژه فقط یک تهدید بیرونی نیست، بلکه مهم‌ترین استدلال برای افزایش بودجه دفاعی، تقویت بوندس‌ور، سرمایه‌گذاری در زیرساخت حیاتی، توسعه نهادهای امنیتی و افزایش نقش آلمان در بازدارندگی اروپا است. هرچه درک تهدید از روسیه از جغرافیای اوکراین به خاک خود آلمان نزدیک‌تر شود، این تغییر نیز مشروعیت و فوریت بیشتری پیدا خواهد کرد.

بااین‌حال، این سیاست محدودیت‌های داخلی مهمی دارد. جامعه آلمان درباره روسیه، جنگ اوکراین و اندازه هزینه‌هایی که باید برای بازدارندگی پرداخت شود یکدست نیست. افزایش هزینه دفاعی، گسترش اختیارات امنیتی و تبدیل بیشتر زیرساخت‌های غیرنظامی به بخشی از منطق امنیت ملی می‌تواند مناقشه داخلی را افزایش دهد. حزب آلترناتیو برای آلمان و جریان‌هایی در جناح چپ نیز می‌توانند از هر ابهام در پرونده هاله برای زیر سؤال بردن سیاست دولت استفاده کنند. موفقیت راهبرد جدید بنابراین فقط به شدت پاسخ خارجی وابسته نیست، بلکه به توان دولت آلمان برای حفظ اعتماد عمومی و توضیح مستند تهدید نیز بستگی دارد.

نتیجه‌گیری

براساس آنچه گفته شد، می‌توان حادثه هاله را نه یک بحران مستقل، بلکه مرحله تازه‌ای از چرخش تاریخی آلمان بدانیم. حادثه هاله می‌تواند مرحله‌ای باشد که در آن جدایی سنتی میان امنیت خارجی و امنیت داخلی کاهش می‌یابد و این دقیقاً همان تغییری است که راهبرد امنیت ملی آلمان با مفهوم «امنیت یکپارچه» آغاز کرده بود، و حادثه‌ای مانند هاله آن را از سطح سند به تجربه ملموس سیاسی منتقل می‌کند.

در نهایت، اگر تحقیقات بعدی، ارزیابی دولت آلمان در نسبت دادن علنی مسئولیت هاله به روسیه را تقویت کند، روابط برلین و مسکو وارد مرحله‌ای خواهد شد که بازگشت از آن حتی با پایان جنگ اوکراین آسان نخواهد بود. سه دهه پس از پایان جنگ سرد، پرسش اصلی برلین این خواهد بود که چگونه می‌توان در برابر روسیه‌ای که تهدید آن همزمان نظامی، سایبری، اطلاعاتی، اقتصادی و در مواردی فیزیکی شده است، یک سیاست بلندمدت بازدارندگی ایجاد کرد، بی‌آنکه اروپا وارد چرخه‌ای از تشدید کنترل‌ناپذیر تنش یا بحران شود. روابط آلمان و روسیه بنابراین بیش از هر زمان دیگری به سمت یک تقابل مهارشده حرکت می‌کند که در آن همکاری استثنا، بی‌اعتمادی قاعده، و بازدارندگی اصل سازمان‌دهنده خواهد بود.

منابع

Ålander, M. (2024, November 14). Death by a thousand paper cuts: Lessons from the Nordic-Baltic region on countering Russian gray zone aggression. Carnegie Endowment for International Peace.

Auswärtiges Amt. (2026, September 1). Außenminister Wadephul zu russischer Urheberschaft bei Anschlagsversuch in Leipzig bei der gemeinsamen Pressekonferenz mit Innenminister Dobrindt.

Baumann, M., & Pynnöniemi, K. (2025, November 5). European security in the era of hybrid warfare: Active measures in Russia’s confrontation with Europe. German Council on Foreign Relations.

Berger, J. (2026, September 1). „Russland führt einen hybriden Krieg gegen Deutschland“: Interview mit dem Sicherheitsexperten Dr. Edmund Ratka. Konrad-Adenauer-Stiftung.

Bundesamt für Verfassungsschutz. (2025, June 10). Verfassungsschutzbericht 2024 vorgestellt.

Bundesamt für Verfassungsschutz. (2026, June 30). Spionage, Cyberangriffe und sonstige nachrichtendienstliche Aktivitäten.

Bundesregierung. (2023). Wehrhaft. Resilient. Nachhaltig. Integrierte Sicherheit für Deutschland: Nationale Sicherheitsstrategie.

Bundesregierung. (2026a, August 10). Regierungspressekonferenz vom 10. August 2026.

Bundesregierung. (2026b). Was tut die Bundesregierung gegen hybride Angriffe und Drohnenvorfälle?

CDU. (2025). Wahlprogramm.

DHL Group. (2024, July 31). DHL extends partnership with Mitteldeutsche Flughafen AG until 2053.

Embassy of the Russian Federation in Germany. (2026, September 1). Kommentar der Botschaft der Russischen Föderation in der Bundesrepublik Deutschland.

Eurojust. (2026, March 6). Joint investigation team disrupts group using self-igniting parcels for terrorist attacks.

Hamilton, D. S. (2023). Can Germany keep pace in a fast-forward world? Internationale Politik Quarterly, 3.

Jones, S. G. (2025, March 18). Russia’s shadow war against the West. Center for Strategic and International Studies.

Koalitionsvertrag zwischen CDU, CSU und SPD. (2025). Verantwortung für Deutschland.

Lange, P. (2025). Noch nicht Krieg, aber auch nicht Frieden: Drei Impulse für die nationale Wehrhaftigkeit und Resilienz. Bundesakademie für Sicherheitspolitik.

Meister, S., & Jilge, W. (2023). After Ostpolitik: A new Russia and Eastern Europe policy based on lessons from the past. German Council on Foreign Relations.

Merz, F. (2026). Remarks at the Munich Security Conference. Stiftung Münchner Sicherheitskonferenz.

NATO. (2026, July 9). Strategic airlift.

Roth, M. (2022). A new Ostpolitik for the watershed moment. Internationale Politik Quarterly, 3.

Scholz, O. (2022). Policy statement. Bundesregierung.

Scholz, O. (2023). The global Zeitenwende: How to avoid a new Cold War in a multipolar era. Foreign Affairs, 102(1).

Stelzenmüller, C. (2025). Germany: An internationalist vision in crisis. In Competing visions of international order. Chatham House.

von Osten, D. (2026, September 3). Die russische Führung ist das Problem. Tagesschau.

لینک کوتاه : https://www.iras.ir/?p=14623
  • نویسنده : بهزاد احمدی، هیئت علمی دانشگاه تهران و عضو شورای علمی موسسه ایراس
  • منبع : موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)
  • 8 بازدید

برچسب ها

ثبت دیدگاه

انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برچسب ها
آسیای مرکزی،روسیه،اوکراین آفریقا،روسیه آمریکا،روسیه،تحریم ارمنستان،باکو،ترکیه،ایران افغانستان،طالبان،قدرت اوراسیا،ایران،تجارت اوکراین،آمریکا،روسیه اوکراین،روسیه،آمریکا،جنگ اوکراین،روسیه،جنگ ایران،آذربایجان ترکیه،زلزله ترکیه،زلزله،امنیت رشت،روسیه،ایران،آستارا روسیه،اعراب،اوکراین روسیه،اوکراین،آمریکا روسیه،ایبورسک روسیه،ایران روسیه،ایران،اتحاد روسیه،ایران،تجارت روسیه،تاجیکستان روسیه،خاورمیانه روسیه،خاورمیانه،آفریقا روسیه،دریای سرخ روسیه،سند،سیاست روسیه،سیاست خارجی غلات،روسیه،اوکراین قزاقستان،ازبکستان قزاقستان،انتخابات قطار، ریل نفت،روسیه،آذربایجان هند،چین،بالون چین،آمریکا چین،آمریکا،بالن چین،اوکراین،جنگ،ر.سیه چین،ایران چین،ایران،اوکراین،روسیه چین،ایران،رئیسی چین،ایران،عربستان چین،ترکیه،روسیه،آسیای مرکزی چین،روسیه چین،روسیه،اوکراین چین،روسیه،ایران چین،هند چین،هژمونی،غرب چین،پاکستان،هند،هسته ای