تاریخ : شنبه, ۱۵ آذر , ۱۴۰۴ 16 جماد ثاني 1447 Saturday, 6 December , 2025

بریکس و رویایی به نام دلار زدایی

  • ۰۶ شهریور ۱۴۰۴ - ۱۴:۴۱
بریکس و رویایی به نام دلار زدایی
با رصد فضای منطقه‌ای و فرا منطقه‌ای و وجود بحران های متعدد جهانی و ظهور سوژه ترامپ در سپهر روابط بین‌الملل می‌توان ذکر کرد که دلار زدایی با چالش‌های متنوعی مواجه است

#اختصاصی

به قلم: پرهام پوررمضان، پژوهشگر و دکتری علم سیاست، دانشگاه تهران

در دهه‌های اخیر، دلار آمریکا به عنوان ارز ذخیره جهانی و محور اصلی معاملات بین‌المللی به‌ویژه در حوزه انرژی و کالاهای استراتژیک نقش محوری داشته است. این وضعیت به آمریکا امکان داده است که در سیاست‌های اقتصادی و بین‌المللی خود از مزایای فراوانی بهره‌مند شود، از جمله کنترل جریان‌های مالی جهانی، ایجاد فشار تحریمی بر کشورهای رقیب و کاهش هزینه‌های بدهی. اما ظهور گروهی از اقتصادهای نوظهور، تحت عنوان بریکس (برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی)، همراه با چالش‌های ژئوپولتیک و تغییرات اقتصادی جهانی، موجی از بحث‌ها درباره «دلارزدایی» ایجاد کرده است؛ فرآیندی که طی آن این کشورها تلاش دارند از سلطه دلار در تجارت و ذخایر خود بکاهند و سیستم مالی جهانی چندقطبی‌تر شود.حال باتوجه به موارد مذکور در این کوتاه نوشتار به، بررسی انگیزه‌ها، اقدامات و چالش‌های بریکس در مسیر دلارزدایی، تحلیل پیامدهای اقتصادی و ژئوپولتیکی آن و ارائه سناریوهای ممکن برای آینده خواهم پرداخت:

کشورهای عضو بریکس با دلایل مختلفی به دنبال کاهش وابستگی به دلار هستند: نخست کاهش آسیب‌پذیری اقتصادی؛ وابستگی به دلار باعث می‌شود اقتصادهای بریکس نسبت به نوسانات ارزی و سیاست‌های پولی آمریکا حساس باشند. تحریم‌ها و محدودیت‌های مالی آمریکا نمونه‌ای از این آسیب‌پذیری هستند. دوم تقویت استقلال مالی، ایجاد سیستم‌های مالی جایگزین و استفاده از ارزهای ملی در تجارت دوجانبه، امکان مدیریت بهتر نقدینگی و کنترل بر سیاست‌های پولی داخلی را فراهم می‌کند. سوم کاهش هزینه‌های تراکنش؛ تجارت جهانی به دلار نیازمند تبدیل ارز و استفاده از شبکه‌های مالی بین‌المللی است که هزینه‌بر و گاهی کند است. استفاده از ارزهای ملی می‌تواند هزینه‌ها و زمان تراکنش را کاهش دهد و درنهایت افزایش قدرت ژئوپلیتیکی کاهش سلطه دلار، کاهش نفوذ آمریکا در سیاست‌های بین‌المللی و افزایش نقش سیاسی و اقتصادی بریکس در جهان را ممکن می‌سازد.

شایان ذکر است که بریکس تاکنون اقدامات متنوعی را برای کاهش سلطه دلار آغاز کرده است ازجمله؛ ایجاد بانک‌های توسعه و صندوق‌های مشترک در این معنا که بانک توسعه بریکس و صندوق‌های ذخیره مشترک، امکان تامین مالی پروژه‌ها بدون وابستگی به دلار را فراهم کرده‌اند. همچنین توسعه سیستم‌های پرداخت جایگزین؛بدین معنا که چین با ایجاد سیستم پرداخت نوین و هند با توسعه شبکه‌های داخلی، نمونه‌هایی از کاهش اتکا به سوئیفت و دلار هستند.در سومین مورد افزایش معاملات تجاری با ارزهای ملی را در دستور کار قرار داده است و این به معنای این است که  توافقات دوجانبه بین اعضای بریکس برای تجارت نفت، گاز و کالاهای استراتژیک با استفاده از یوآن، روپیه در حال گسترش است. و درنهایت تقویت ذخایر طلا و دارایی‌های غیر دلاری، کشورهای بریکس سرمایه‌گذاری‌های عظیمی در طلا و دارایی‌های غیر دلاری کرده‌اند تا وابستگی به دلار کاهش یابد.

اما با رصد فضای منطقه‌ای و فرا منطقه‌ای و وجود بحران های متعدد جهانی و ظهور سوژه ترامپ در سپهر روابط بین‌الملل می‌توان ذکر کرد که دلار زدایی با چالش های متنوعی مواجه است که در ذیل به آنها پرداخت خواهد شد:

  1. قدرت شبکه مالی جهانی:

یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های دلارزدایی، تسلط ساختارهای مالی و بانکی جهانی بر دلار است. بیشتر تراکنش‌های بین‌المللی، از پرداخت‌های بانکی گرفته تا تسویه معاملات نفت و کالاهای استراتژیک، از طریق شبکه سوئیفت و سیستم‌های مبتنی بر دلار انجام می‌شود. این زیرساخت‌ها میلیاردها تراکنش را به صورت روزانه تسهیل می‌کنند و جایگزینی سریع آنها با سیستم‌های محلی یا ارزهای ملی نیازمند سرمایه‌گذاری عظیم، اعتمادسازی بین‌المللی و هماهنگی پیچیده بین کشورهاست. بدون این زیرساخت‌ها، تلاش برای دلارزدایی می‌تواند با کندی و اختلال جدی در تجارت جهانی مواجه شود.

  1. عدم اعتماد جهانی به ارزهای نوظهور:

ارزهای ملی کشورهای بریکس، مانند یوآن، روپیه یا رئال، هنوز نتوانسته‌اند به سطح نقدشوندگی، ثبات و اعتماد جهانی دلار دست پیدا کنند. بسیاری از سرمایه‌گذاران و بانک‌ها ترجیح می‌دهند در ذخایر و تراکنش‌های بین‌المللی خود از دلار استفاده کنند، زیرا نوسانات کمتر، پذیرش جهانی و تجربه طولانی‌مدت آن تضمین‌کننده امنیت اقتصادی است. در نتیجه، حتی اگر کشورها بخواهند معاملات دوجانبه را با ارز ملی انجام دهند، پذیرش جهانی محدود می‌تواند مسیر دلارزدایی را آهسته و پرچالش کند.

  1. وابستگی تجاری به اقتصاد آمریکا:

اقتصاد بسیاری از کشورهای بریکس، به ویژه چین و هند، تا حد زیادی با بازار آمریکا و قراردادهای دلاری مرتبط است. این وابستگی تجاری باعث می‌شود کاهش سریع استفاده از دلار با ریسک‌های اقتصادی و کاهش صادرات، افزایش هزینه‌های معامله و حتی تأثیر منفی بر رشد اقتصادی همراه باشد. بنابراین، اجرای سیاست دلارزدایی نیازمند راهبردی تدریجی و هماهنگی دقیق با زنجیره‌های تامین و قراردادهای بین‌المللی است تا شوک ناگهانی ایجاد نشود.

  1. رقابت داخلی و عدم همگرایی:

اعضای بریکس اهداف اقتصادی و سیاسی متفاوتی دارند و در بسیاری از موارد، سطح همکاری و هماهنگی کافی برای اجرای سیاست‌های مشترک دلارزدایی وجود ندارد. چین ممکن است بر توسعه یوآن تمرکز کند، در حالی که روسیه بر طلا و انرژی تاکید دارد و هند و برزیل نیز ملاحظات خاص خود را دارند. این عدم همگرایی، طراحی و اجرای برنامه‌های مشترک مالی و تجاری را دشوار می‌سازد و می‌تواند سرعت پیشرفت دلارزدایی را کاهش دهد یا مسیر آن را به سمت تصمیمات پراکنده و ناکارآمد سوق دهد.

در نهایت گفتنی است باتوجه به رصد فضای جهانی ۳ سناریو را می توان برای این امر متصور بود:

۱- سناریوی محتاطانه: آهسته و پایدار

در این سناریو، بریکس به تدریج حجم معاملات با ارزهای ملی را افزایش می‌دهد، اما دلار همچنان در ذخایر ارزی و تجارت جهانی نقش عمده دارد. پیامدها شامل افزایش نفوذ اقتصادی بریکس بدون ایجاد بحران جهانی است.

۲- سناریوی شتاب‌دار: تحول سریع

در این حالت، توافقات گسترده تجاری و مالی باعث کاهش سریع استفاده از دلار می‌شود. پیامدها شامل افت ارزش دلار، فشار بر اقتصاد آمریکا و ظهور یک سیستم مالی چندقطبی جهانی خواهد بود.

۳- سناریوی مختلط: نوسانات و رقابت

استفاده از دلار و ارزهای بریکس به‌طور همزمان ادامه دارد، اما نوسانات اقتصادی و عدم اعتماد به ارزهای نوظهور، باعث ناپایداری مقطعی بازارها می‌شود. این سناریو احتمالاً با چالش‌های سیاسی و اقتصادی جدی همراه خواهد بود.

تحلیل روندهای اخیر نشان می‌دهد که دلارزدایی، گرچه یک هدف بلندمدت برای کشورهای عضو بریکس است، اما با محدودیت‌ها و پیچیدگی‌های ساختاری قابل توجهی مواجه است. سلطه دلار در نظام مالی جهانی به دلیل عمق بازارهای سرمایه، نقدشوندگی بالا، و پذیرش گسترده بین‌المللی، یک مانع طبیعی در برابر جایگزینی سریع ارزهای ملی محسوب می‌شود. هم‌زمان، عدم هماهنگی و اهداف متفاوت اعضای بریکس، محدودیت در اعتماد جهانی به ارزهای نوظهور و وابستگی به بازار آمریکا، مسیر دلارزدایی را پرچالش و تدریجی کرده است.

با این حال، اقدامات عملیاتی بریکس از جمله توسعه سیستم‌های پرداخت جایگزین، افزایش معاملات دوجانبه با ارزهای ملی و سرمایه‌گذاری در دارایی‌های غیر دلاری، نشان‌دهنده یک گرایش واقعی به کاهش وابستگی به دلار است. از منظر علمی، این روند را می‌توان به عنوان بخشی از حرکت به سمت چندقطبی شدن مالی جهانی تحلیل کرد که احتمال دارد در دهه‌های آینده ساختار قدرت اقتصادی و جریان سرمایه جهانی را متوازن‌تر کند.

بنابراین، دلارزدایی نه به عنوان یک فرآیند آنی و انقلابی، بلکه به عنوان یک روند تدریجی و هم‌زمان با تغییرات ژئوپلیتیکی، مالی و تجاری قابل پیش‌بینی است. این روند می‌تواند ضمن کاهش تسلط آمریکا، توانایی کشورهای نوظهور در مدیریت ریسک‌های اقتصادی و نفوذ در سیاست‌های جهانی را افزایش دهد، اما موفقیت کامل آن مستلزم هماهنگی استراتژیک، توسعه زیرساخت‌های مالی جایگزین و تقویت اعتماد بین‌المللی است.

 

لینک کوتاه : https://www.iras.ir/?p=12949
  • نویسنده : پرهام پوررمضان، پژوهشگر و دکتری علم سیاست، دانشگاه تهران
  • منبع : موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)
  • 1061 بازدید

برچسب ها

ثبت دیدگاه

انتشار یافته : ۰

دیدگاهها بسته است.