تاریخ : دوشنبه, ۱۱ مهر , ۱۴۰۱ 8 ربيع أول 1444 Monday, 3 October , 2022

تاریخچه باله روسی

  • ۱۵ مهر ۱۴۰۰ - ۲۱:۱۲
تاریخچه باله روسی
رقص از دوران باستان وارد زندگی انسان شد و از قدیمی ترین هنرها برای بیان عواطف انسانی است. و اما باله در عصر رنسانس در ایتالیا پدید آمد، این واژه از فعل ایتالیایی ballare به معنی رقصیدن گرفته شده است.

مقدمه

باله یک هنر صحنه ای است، زبان اصلی آن رقص است، در قالب یک نمایشنامه و همراه با موسیقی اجرا می شود. رقص یکی از اشکال بازتاب دهندۀ تاریخ و فرهنگ اقوام است. چهره های برجستۀ هنر با توجه به دوره ای که در آن زندگی می کردند و جهان بینی که داشتند تعریف خاصی از مفهوم رقص ارائه دادند. پوشکین آرزوی پرواز روح را داشت، بالزاک معتقد بود رقص یکی از اشکال وجود است، چایکوفسکی رقص را مانند آواز همراه همیشگی زندگی روزمره می دانست، و گوگول دربارۀ رقص های محلی و زبان پرشور آنها نوشته است.

رقص کلاسیک یکی از عالی ترین اشکال رقص است که هنر و خلاقیت همۀ ملل در آن انعکاس یافته و به استانداردی جهانی تبدیل شده به طوری که برای همه قابل درک باشد. باله در روسیه به کمال تکنیکی رسید و اشکالی به خود گرفت که نمایندگان این هنر در سراسر جهان را تحت تاثیر قرار داد. به گفتۀ واگانوا رقص کلاسیک صورتی از حرکت عواطف انسانی است، همچون موسیقی که شعر اصوات است، این رقص نیز شعر حرکات انسان است. به عبارتی بیانگر دنیای معنوی انسان است، باله روسی بخاطر این ویژگی در جهان شناخته شده و استانداردی در سطح جهانی قلمداد می شود. باله روسی دارای جریان ها و موضوعات مختلف است، با موسیقی درخشان و طراحی نبوغ آمیز صحنه، حرکات موزون، و مهارت بازیگری فوق العاده اش. تاریخچۀ بالۀ روسی از جنبه های گوناگونی برخوردار است و مطالعۀ آن در همۀ دوران حائز اهمیت است، که در ادامه به اختصار به آن می پردازیم.

در قرن پانزده و شانزده میلادی باله در دربارهای اروپا رواج یافت. اولین اجرای باله در تاریخ در سال ۱۵۸۱ در پاریس در دربار کاترین دمیچی رقم خورد. در آن اجرا، رقص، موسیقی، پانتومیم و کلمات با هم ترکیب شدند. یک بالۀ کمدی بود و کارگردان ایتالیایی بالتازارینی دی بلژیوسیو آن را طراحی کرده بود. از آن زمان باله وارد دربار فرانسه شد. پییر بوشام طراح رقص و رئیس آکادمی رقص فرانسه که بعدها به باله اپرای پاریس تبدیل شد، قواعدی را برای باله تنظیم کرد. در قرن نوزده باله اروپا وارد مکتب رومانتیسم شد، بالۀ «ژیزل» یک نمونۀ موفق از بالۀ رمانتیک است. در این دوره تکنیک پوانت نیز به وجود آمد.

در نیمۀ دوم قرن نوزدهم، امپرسیونیسم، آکادمیسم، و مدرنیته باله را به زوال کشاندند و در این دوره تنها بالۀ روسی موفق شد تا ضمن حفظ فرم ها و سنت ها، صعود و پیشرفت را تجربه کند. در قرن بیستم بالۀ مدرن و پست مدرن پدید آمد. در نیمۀ دوم قرن بیستم رقصندگان مهاجر روسی نقش بسزایی در پیشرفت باله در جهان داشتند.

باله در روسیه

باله در سال ۱۷۳۵ در روسیه ظاهر شد. متعاقبا رقص های محلی نه تنها در قرن هجده بلکه در اواخر قرن هفده وارد باله، اُپرا و نمایش های کمدی شده بودند. در سال ۱۶۷۵ در دوران سلطنت تزار آلکسی میخایلویچ، نمایشی کمدی تحت عنوان «پریان دریا» یا «پریان اسلاو» روی صحنه رفت. اولین اجرای تئاتر به سال ۱۶۷۲ مربوط می شود. دوران سلطنت پتر کبیر گرچه تاثیر قابل توجهی بر پیشرفت و تکامل باله نداشت اما در تاریخ باله از اهمیت بسزایی برخوردار است. سال ۱۷۳۴ نقطۀ عطفی در تاریخ بالۀ روسیه است. در آن سال یک گروه باله از ایتالیا و یک رقصندۀ فرانسوی از پتربورگ دیدن کردند: ژان باتیست لَنده نقش بسیار مهمی در پیشرفت بالۀ روسیه ایفا کرد. به لطف زحمات او در ماه مه ۱۷۳۸ اولین مدرسۀ تئاتر در تاریخ روسیه افتتاح شد که از اهمیت فوق العاده ای در شکل گیری بالۀ روسیه برخوردار بود. در سال ۱۷۵۷ طراح رقص جُوانی لوکاتلی به روسیه آمد. باله های او، از جمله «سادکو» گامی بزرگ به جلو بود و زمینۀ پیشرفت را فراهم کرد.

یکاترینا دوم به رونق تجارت تئاتر اهمیت زیادی می داد. بالۀ روسی در زمان یکاترینا دوم به یکی از مهم ترین عرصه های اصلاحات بالۀ کلاسیک تبدیل شد. در این دوره رقصندگان سن پتربورگ در سطح پاریس اجرا می کردند، پیشرفت تکنیک ها قابل مشاهده بود. اگر گیلفردینگ و آنجولینی در آغاز دوران کاترین در عرصۀ باله درخشیدند، در پایان این دوره کارل لپیک، ج. کانتسیانی، و والسبرگ لسوگوروف مورد توجه قرار گرفتند. والسبرگ سوئدی بود اما خود را روس می دانست، به لطف او این هنر گامی به جلو برداشت. در نیمۀ دوم دوران یکاترینا نیز رقصندگان بااستعدادی مانند بالاشوف و یروپکین ظهور پیدا کردند. تا به امروز از پرشهای یروپکین در صحنۀ بالۀ روسی همچون معجزه یاد می شود. در دوران پاول اول بالرین هایی مانند پامورِوا و کولومبوسَوا درخشیدند.

بالأخره در ثلث اول قرن نوزدهم بالۀ روسی به بلوغ و پختگی خود رسید. افتتاح تئاتر بالشوی در سال ۱۸۲۵ در مسکو یک رویداد مهم قلمداد می شود. گروه های بالۀ مسکو و سن پتربورگ اجرا با تجهیزات پیشرفته را آغاز کردند. آثار اپرای گلینکا تأثیر قابل توجهی بر باله گذاشت. در دهه های ۳۰ و ۴۰ مکتب رومانتیسم در باله انعکاس یافت. ویژگی بارز آن انتقاد از واقعیت و اساس آن خیال بود. در چنین باله هایی ارواح، جن ها و اساطیر شخصیت های نمایش هستند. ویژگی دیگر این آثار ایجاد هارمونی میان رقص و پانتومیم است.

خیلی زود در اواسط قرن نوزده رئالیسم جانشین رومانتیسم در هنر و ادبیات شد. اما اثرات آن در باله منعکس نشد، زیرا باله هنوز یک هنر درباری بود و عملکرد آن در اصل زیبایی و سرگرمی بود. در این دوره تکامل باله در سطح تکنیک ها، ترکیب ها و فرم ها متوقف شد.

ماریوس  پتیپا رقصنده و طراح رقص برجسته زمانی فعالیت خلاق خود را آغاز کرد که سنت های پیشین دیگر منسوخ شده بود. در آثار او انگیزه و ویژگی شخصیت ها به وضوح از طریق رقص بیان شده است. چایکوفسکی و گلازونوف درنتیجۀ فعالیت مشترک، شاهکارهای این هنر را – چه از نقطه نظر موسیقی و چه باله – خلق کردند: بالۀ «زیبای خفته» (۱۸۹۰-چایکوفسکی)، «دریاچۀ قو» (۱۸۹۵-چایکوفسکی)، «رایموندا» (۱۸۹۸-گلازونوف)، و «چهار فصل» (۱۹۰۰-گلازونوف)، این آثار اوج سنفونی بالۀ قرن نوزدهم هستند. بدین ترتیب بالۀ روسی از نفوذ اروپا آزاد شد و رفته رفته ظاهر منحصر به فردی به خود گرفت.

در آغاز قرن بیستم بالۀ روسی به موقعیتی برتر در سطح جهانی دست پیدا کرد، مدرسۀ بالۀ روسی به عنوان بهترین رپرتوار شناخته شد. در این دورۀ همۀ هنرها تحت تأثیر تحولات جهانی به روز شدند. گورسکی و فوکین طراحان رقص این دوره بودند که با حرکات طبیعی، استیل صحیح و هماهنگی، اصلاحاتی در اصول باله ایجاد کردند. بالۀ «پرندۀ آتشین» ۱۹۱۰، و «پتروشکا» ۱۹۱۱، هر دو کروگرافی فوکین بودند. رویدادهای باشکوه نه تنها در عرصۀ باله بلکه در سایر حوزه های زندگی فرهنگی رخ می داد، بالۀ «فصل های روسی» در پاریس روی صحنه رفت، موسیقی افتتاحیۀ آن ابتکار استراوینسکی بود.

در زمان انقلاب اکتبر ۱۹۱۷، باله دیگر به یک گنجینۀ ملی تبدیل شده بود. تحولات بنیادین سیاسی و اجتماعی باعث شد بسیاری از رقصندگان مهاجرت کنند، اما برخی نیز ماندند و زیر فشارهای ایدئولوژیک به کار خود ادامه دادند. بالۀ شوروی در دهۀ ۱۹۳۰ به واسطۀ گرایشات قهرمانانه اش متمایز و شناخته می شود و پیچیدگی های روانشناختی قهرمانان را به تصویر می کشد، و دارای طیف گسترده ای ست که شعر و تراژدی را در بر می گیرد. دهۀ ۳۰ و ۴۰ با ترکیب فرم های رقص بالۀ کلاسیک و رقص ملی شناخته می شود. در این دوره سلطۀ درام در رقص دیده می شود. در باله هایی از این دست، رقص، موسیقی، پانتومیم، و اشکال هنری از عناصر اجرا هستند، و گرایش هنر این دوره به تاریخ و فولکلور ملی را نشان می دهند.

در سال های اولیۀ پس از جنگ میهنی، موضوع میهن پرستی در باله غالب شد. نسل جدید طراحان رقص کار با سیستم پیشرفتۀ تئاتر موزیکال را آغاز کردند. در سال ۱۹۵۷ یو.ان.گریگورویچ ورژن جدیدی از بالۀ «داستان گل سنگی» را ساخت که در همۀ اکت ها تابع موسیقی پروکوفیف و محتوای عمیق فلسفی و شاعرانۀ آن بود. در سال ۱۹۶۱ گریگورویچ شاهکار تازۀ خود بالۀ «افسانۀ عشق» با آهنگسازی آ.ملیکوف، و در سال ۱۹۶۸ «اسپارتاکوس» با آهنگسازی آ.خاچاتوریان را خلق کرد.

در سال ۱۹۷۹ اولین نمایش بالۀ «رومئو و ژولیت» در مسکو با تفسیر گریگورویچ در مسکو روی صحنه رفت و در سال ۱۹۸۰ نمایش های افسانه ای «مرغ دریایی» گریگورویچ با موسیقی ر.ک.شدرین و طراحی و اجرای رقص مایا پلیستسکایا بر صحنه ظاهر شد. خلاقیت پلیستسکایا نقطۀ عطفی در تاریخ بالۀ روسیه است. نبوغ مایا پلیستسکایا با ایفای نقش کارمن در سوئیتی با همین نام از بیزه – شدرین در سراسر جهان شناخته شد، او سهم قابل توجهی در بالۀ روسیه و جهان دارد.

ت. ب. پردیینا دربارۀ دهۀ ۸۰ و ۹۰ و تاثیر این دوران بر بالۀ روسی چنین می نویسد: آخرین مرحله از بالۀ شوروی سال های ۱۹۸۵-۱۹۹۱ را شامل می شود، که با سیاست پرسترویکای گورباچف ​​در ارتباط است. در این سالها، فشار اداری و سیاسی بر هنر کمتر شد، در نتیجه جنبۀ استفادۀ تبلبغاتی از نمایش ها منع شد. اما تنها در قرن بیست و یکم بود که مرحله تازه ای در تکامل باله روسی آغاز شد.

باله در قرن بیست و یکم

در قرن ۲۱ چهره های تازه ای در عرصۀ باله ظهور یافتند. احیای این هنر در پایان دهۀ ۲۰۰۰ پس از یک دورۀ زوال آغاز شد. آ. اُ. راتمانسکی یکی از بزرگترین اساتید باله محسوب می شود. «جریان روشن» با موسیقی شاستاکویچ (۲۰۰۰) برای تئاتر بالشوی، و «سیندرلا» برای تئاتر مارینسکی از جمله نمایش های او بودند. او در سال ۲۰۰۳ جایزۀ «ماسک طلایی» را برای نمایش «لیا» و دریافت کرد.

در این دوره علاوه بر مراکز تئاتر دولتی، گروه ها و مدارس خصوصی شروع به فعالیت کردند، که از سایر جریان های باله حمایت می کردند. در این میان می توان به «تئاتر رقص» به ریاست آ. ن. فادییِچِف، «تئاتر رقص پست مدرن» به سرپرستی گ. م. آبراموف، و هم چنین بالۀ سلطنتی گ. تاراندا اشاره کرد.

تئاتر بالشوی و مارینسکی همچون سابق نسل جدیدی از استعدادهای درخشان را پرورش می دهند که امروز صحنه های جهان را فتح کرده اند. امروزه باله با سرعت چشمگیری در حال توسعه است، مسابقات باله به طور منظم برگزار می شوند، آثار کلاسیک هنوز اجرا می شوند، هم چنین اجراهای غیرمتعارفی با موسیقی از ژانرهای مختلف روی صحنه ظاهر می شوند: او. لاپاتکینا، د. ویشنیُوا، ن. تسیسکاریدزه، س. زاخارُوا، م. آلکساندرُونا، ای. تسویرکو، د. خاخلُوا، اِ. لاتیپاف، ن. باتایوا، و بسیاری از ستاره های دیگر. بالۀ قرن ۲۱ هنوز در آغاز راه است، و چشم انداز خوبی برای آن پیش بینی می شود.

نتیجه

بالۀ روسی که در نیمۀ دوم قرن ۱۷ به عنوان یک سرگرمی در دربار ظاهر شد، در قرن ۱۸ به یک هنر اصیل و منحصر به فرد تبدیل شد. در قرن ۱۹ از باله در سایر کشورها پیشی گرفت و به یک مشخصۀ بارز روسیه تبدیل شد. باله در روسیه از رقص ملی و نفوذ خارجی تاثیر پذیرفت، رقصندگان فرانسه و ایتالیا فداکارانه در روسیه کار کردند، و سپس رقصندگان روس، بالۀ روسی را به اوجی بی سابقه رساندند. پیچیدگی و پیشرفت تکنیک ها، مهارت بازیگری، درام عمیق و متفکرانه، مراحل تکاملی است که طی آن بالۀ روسی صعود کرد، و از یک سرگرمی به هنری با بالاترین استانداردها تبدیل شد. بالۀ روسی پدیده ای فرهنگی و منشاء کمال اخلاقی است که باید حفظ و تغذیه شود.

مترجم: سحر کیقبادیفر، دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات روسیه دانشگاه تهران

منبع:  (referatreferatovich.ru)

نویسنده

لینک کوتاه : https://www.iras.ir/?p=2906
  • نویسنده : سحر کیقبادیفر
  • منبع : ایراس

برچسب ها

برچسب ها