تاریخ : چهارشنبه, ۲۱ مرداد , ۱۴۰۵ 28 صفر 1448 Wednesday, 12 August , 2026

توافق مکه؛ نشانه‌ای از شکل‌گیری نظم امنیتی جدید در جنوب و غرب آسیا؟

  • ۲۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۰۰
توافق مکه؛ نشانه‌ای از شکل‌گیری نظم امنیتی جدید در جنوب و غرب آسیا؟
هنوز نمی‌توان گفت توافق مکه یک مسیر تثبیت‌شده است؛ بلکه دقیق‌تر آن است که بگوییم توافق مکه می‌تواند آغاز یک مسیر امنیتی جدید باشد، اما هنوز برای اثبات شکل‌گیری وابستگی به مسیر زود است.

#اختصاصی

حسن بهشتی‌پور؛ کارشناس مسائل بین‌المبب و عضو شورای علمی ایراس

مقدمه

توافق دفاعی مشترک عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان که در ۷ اوت ۲۰۲۶ در مکه به امضا رسید، در نگاه نخست یک توافق امنیتی میان سه کشور مهم جهان اسلام است؛ اما اهمیت آن شاید فراتر از مفاد مستقیم توافق باشد. پرسش اصلی این تحلیل آن است که آیا توافق مکه را باید صرفاً یک پیمان دفاعی برای مقابله با تهدیدهای جاری دانست، یا آن را می‌توان نشانه‌ای از تلاش سه قدرت منطقه‌ای برای ایفای نقش مؤثرتر در نظم امنیتی در حال شکل‌گیری در جنوب و غرب آسیا تلقی کرد؟

در این تحلیل، ابتدا با استفاده از رئالیسم ساختاری، تغییرات محیط بین‌المللی و منطقه‌ای بررسی می‌شود و سپس با استفاده از تحلیل وابستگی به مسیر، توضیح داده می‌شود که چرا سه کشور در این مقطع، با وجود اختلافات و مسیرهای تاریخی متفاوت، به سمت ایجاد یک چارچوب امنیتی مشترک حرکت کرده‌اند.

الف: تغییر ساختار نظام بین‌الملل

۱. گذار از نظم مسلط به محیطی با توزیع پراکنده‌تر قدرت

یکی از ویژگی‌های مهم محیط بین‌المللی کنونی، افزایش عدم قطعیت درباره شکل نظم آینده است. جنگ روسیه و اوکراین، جنگ غزه و سپس جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، همراه با بحران امنیت انرژی و اختلال در مسیرهای حیاتی تجارت، نشان داده‌اند که ترتیبات امنیتی موجود با فشارهای جدیدی مواجه شده‌اند.

در مورد خاورمیانه، بسته‌شدن یا اختلال شدید در تردد از تنگه هرمز، اهمیت ژئوپلیتیکی منطقه را فراتر از مسائل امنیتی محلی برده است. تنگه هرمز در سال ۲۰۲۵ نزدیک به ۲۰ میلیون بشکه نفت در روز را عبور می‌داد و حدود ۸۰ درصد این جریان به آسیا می‌رفت؛ بنابراین هرگونه اختلال پایدار در آن، پیامدهایی فراتر از خلیج فارس دارد.

از این منظر، خاورمیانه نه فقط یک منطقه بحرانی، بلکه یکی از گره‌های اصلی امنیت انرژی، تجارت و رقابت قدرت‌ها در نظم در حال گذار است.

۲. تضعیف انحصار ترتیبات امنیتی سنتی

از منظر رئالیسم ساختاری، دولت‌ها در شرایط نااطمینانی نمی‌توانند صرفاً به تضمین‌های یک قدرت خارجی وابسته بمانند. توافق مکه را می‌توان در چنین چارچوبی به عنوان بخشی از تلاش برای تنوع‌بخشی به ترتیبات امنیتی تفسیر کرد. گزارش‌های اخیر درباره توافق نیز آن را در چارچوب تلاش برای شکل‌دهی به یک نظم امنیتی منطقه‌ای با وابستگی کمتر به ترتیبات سنتی تحلیل کرده‌اند. البته این به معنای خروج عربستان، ترکیه یا پاکستان از روابط خود با قدرت‌های بزرگ نیست؛ بلکه می‌تواند به معنای افزایش گزینه‌های راهبردی آنها باشد.

۳. چرا جنوب و غرب آسیا اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند؟

اهمیت این منطقه را نمی‌توان فقط با مسئله ایران و اسرائیل توضیح داد. در این منطقه چند مؤلفه مهم هم‌زمان به یکدیگر متصل شده‌اند: امنیت انرژی؛ مسیرهای دریایی و تجاری؛ خلیج فارس؛ دریای سرخ؛ اقیانوس هند؛ رقابت قدرت‌های بزرگ؛ امنیت آسیای جنوبی؛ و موقعیت ژئوپلیتیکی ترکیه میان اروپا، خاورمیانه و اوراسیا.

بنابراین می‌توان فرض کرد که سه کشور به تدریج به این جمع‌بندی رسیده‌اند که برای افزایش قدرت اثرگذاری خود در نظم آینده، همکاری با یکدیگر می‌تواند نسبت به عمل جداگانه مزیت بیشتری ایجاد کند.

ب: چرا ترکیه، پاکستان و عربستان؟

برای پاسخ به این پرسش مهم چارچوب نظری رئالیسم ساختاری به تنهایی کافی نیست. زیرا مناسبات این سه کشور به ویژه عربستان و ترکیه در سه دهه گذشته با نوسات متعددی روبرو بوده است از جمله ریاض و آنکارا در سال‌های گذشته اختلاف‌هایی مبنایی بر سر گرایش وهابیت در عربستان و اخوانی‌ها در ترکیه داشته‌اند و همین موضوع چالش‌های جدی در در روابط دو کشور به وجود آورده بود.

بنابراین پاسخ احتمالی را باید در ترکیب ظرفیت‌های متفاوت آنها جست‌وجو کرد. عربستان از موقعیت ژئوپلیتیکی، منابع مالی و اهمیت انرژی برخوردار است. ترکیه از ظرفیت‌های نظامی، صنعتی و موقعیت جغرافیایی و نظامی ویژه خود برخوردار است و هم‌زمان عضو ناتو است. پاکستان نیز دارای موقعیت ژئوپلیتیکی مهم در جنوب آسیا و ظرفیت‌های نظامی قابل توجه از جمله بمب هسته‌ای است.

بنابراین می‌توان این توافق را نه صرفا ائتلاف سه کشور مشابه، بلکه ترکیب سه مجموعه متفاوت از ظرفیت‌ها دانست. نکته مهم‌تر این است که این سه کشور، برخلاف یک اتحاد ایدئولوژیک کامل، الزاماً در همه مسائل دارای منافع یکسان نیستند. بنابراین پرسش واقعی این است: چه چیزی باعث شده منافع مشترک امنیتی و راهبردی در مقطع کنونی بر اختلافات قبلی غلبه کند؟

پ: توجه به ابزار تحلیل وابستگی به مسیر (Path Dependence)

برای پاسخ به این سؤال، می‌توان از ابزار تحلیلی وابستگی به مسیر برای تبیین این موضوع استفاده کرد. باید توجه داشت توافق مکه در خلأ تاریخی به وجود نیامده است. روابط امنیتی عربستان و پاکستان سابقه طولانی دارد و توافق دفاعی دوجانبه آنها در سال ۲۰۲۵ نیز زمینه مهمی برای شکل‌گیری ترتیبات جدید ایجاد کرد. توافق ۲۰۲۶ را بنابراین می‌توان در امتداد یک مسیر قبلی، اما با اضافه شدن ترکیه، بررسی کرد. از این منظر، مسیر احتمالی می‌تواند چنین باشد:

روابط دوجانبه تاریخی، همکاری‌های امنیتی، ایجاد اعتماد و منافع مشترک توافق دفاعی دوجانبه تغییر محیط منطقه‌ای ورود ترکیه  توافق سه‌جانبه مکه. بنابراین توافق مکه را نباید الزاماً یک «شروع از صفر» دانست.

۱. مسیر چگونه شکل گرفت؟

سه کشور پیش از توافق مکه نیز روابط سیاسی، اقتصادی و امنیتی مستقلی با یکدیگر داشتند. اما این روابط در مسیرهای متفاوتی شکل گرفته بود. آنچه اکنون اهمیت دارد این است که مسیرهای جداگانه آنها در نقطه‌ای به هم نزدیک شده‌اند.

از این منظر، توافق مکه می‌تواند حاصل همگرایی چند مسیر تاریخی متفاوت باشد، نه صرفاً ایجاد یک مسیر کاملاً جدید.

۲. چرا این مسیر به جای مسیرهای دیگر تثبیت شد؟

چرا عربستان به جای اتکای صرف به ترتیبات امنیتی قبلی با آمریکا و تا حدودی با چین و روسیه، به سمت چنین ترکیبی حرکت کرده است؟ چرا ترکیه حاضر شده است ظرفیت‌های خود را وارد یک چارچوب امنیتی با عربستان و پاکستان کند؟ و چرا پاکستان در شرایط جدید، چنین ترتیبی را برای منافع خود مناسب دیده است؟ به نظر می‌رسد که تغییر محیط امنیتی در جهان و منطقه غرب آسیا، ارزش همکاری سه‌جانبه را افزایش داده است. در نتیجه، برخی اختلافات تاریخی که در گذشته مانع همکاری گسترده‌تر بودند، در محاسبه جدید اهمیت نسبی کمتری پیدا کرده‌اند.

۳. چه سازوکارهایی می‌توانند این مسیر را تقویت کنند؟

در این مرحله هنوز نمی‌توان با قطعیت گفت که یک مسیر خودتقویت‌شونده بین سه کشور شکل گرفته است؛ زیرا توافق بسیار جدید است. اما می‌توان سازوکارهای بالقوه آن را شناسایی کرد: ازجمله همکاری امنیتی به افزایش اعتماد متقابل می‌انجامد و همکاری نظامی و نهادی می‌تواند به پیوندهای اقتصادی و دفاعی بیشتر برسد و افزایش هزینه خروج از ترتیبات جدید در نهایت به تقویت همکاری سه جانبه یا حتی چند جانبه می‌انجامد. اگر چنین چرخه‌ای در سال‌های آینده شکل بگیرد، می‌توان گفت توافق مکه از یک توافق سیاسی به یک مسیر خودتقویت‌شونده در نظم جدید منطقه غرب آسیا تبدیل خواهد شد. در این صورت بعید نیست زمینه برای همکاری سایر کشورها از جمله ایران و مصر نیز فراهم شود که صد البته بستگی تام و تمام به نتایج جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل با ایران خواهد داشت.

۴. چرا تغییر مسیرهای قبلی دشوار بود و چرا اکنون امکان تغییر آنها ایجاد شده است؟

همانطور که گفته شد سه کشور دارای نظام‌های سیاسی متفاوتی در جهان اهل سنت هستند. در پاکستان نظامیان دنبال تقویت یک نظام سکولار هستند. در ترکیه اردوغان با مهار نظامیان دنبال تثبیت اخوانی‌ها در ارکان قدرت ترکیه در رقابت با احزاب لائیتیسیته هستند و در عربستان، آل سعود در دروان اصلاحات بن سلمان دنبال تثبیت گرایش‌های سکولار در برابر گرایش‌های وهابی در خاندان آل شیخ عبدالوهاب است.

بنابراین اگر صرفاً بر اساس گذشته تحلیل کنیم، همکاری امنیتی عمیق میان آنها چندان بدیهی به نظر نمی‌رسد. اما محیط جدید و تغییراتی که در دوران گذار به نظم امنیتی جدید شاهد آن هستیم می‌تواند اقبال کشورها را در سایه همکاری‌های منطقه‌ای برای افزایش میزان تاثیرگذاری در نظام بین‌الملل که خود در حال پوست اندازی است، فراهم سازد.

به عبارت دیگر، معادله قدرت در منطقه و جهانِ در حال تغییر، به نفع همکاری‌های سه یا چند جانبه چرخش پیدا کرده است در چنین موقعیتی تداوم اختلاف‌ها و از دست دادن فرصت‌ها در دوران گذار، هزینه‌های بسیار بیشتری در مقایسه با دوران جهان دو قطبی یا تک قطبی، برای کشورها دارد.

با توجه به این واقعیت می‌توان گفت مقاومت در برابر کنار گذاشتن اختلاف‌ها به پایان رسیده و هر سه کشور برای ارتقاء جایگاه منطقه‌ای و بین‌المللی برای هم آغوش گشودند. اگر این تحلیل درست باشد، توافق مکه را می‌توان نمونه‌ای از بازتنظیم مسیر تاریخی دانست.

۵. چه شرایطی می‌تواند مسیر جدید را تثبیت یا متوقف کند؟

این سؤال هنوز پاسخ قطعی ندارد، اما می‌توان چند متغیر تعیین‌کننده را شناسایی کرد. مسیر جدید در صورتی احتمالاً تثبیت می‌شود که: محیط امنیتی منطقه همچنان پرتنش باقی بماند؛ منافع سه کشور در حوزه امنیتی بیشتر به هم گره بخورد؛ همکاری‌های نهادی از سطح سیاسی فراتر رود؛ همکاری اقتصادی و فناوری نیز توسعه پیدا کند؛ و اعضای جدید به تدریج به ترتیبات موجود اضافه شوند.

در مقابل، این مسیر ممکن است تضعیف شود اگر: تهدید مشترک کاهش یابد؛ اختلاف منافع سه کشور افزایش پیدا کند؛ روابط آنها با قدرت‌های بزرگ به شکل متفاوتی تغییر کند؛ یا مسائل دوجانبه و منطقه‌ای دوباره بر منافع مشترک غلبه کنند.

بنابراین هنوز نمی‌توان گفت توافق مکه یک مسیر تثبیت‌شده است؛ بلکه دقیق‌تر آن است که بگوییم توافق مکه می‌تواند آغاز یک مسیر امنیتی جدید باشد، اما هنوز برای اثبات شکل‌گیری وابستگی به مسیر زود است.

نتیجه گیری

بر اساس این تحلیل ترکیبی، توافق مکه را نمی‌توان صرفاً یک توافق دفاعی برای مقابله با تهدیدهای جاری دانست. از منظر رئالیسم ساختاری، تغییر محیط بین‌المللی و منطقه‌ای، افزایش نااطمینانی امنیتی و اهمیت فزاینده جنوب و غرب آسیا، انگیزه دولت‌ها برای ایجاد ترتیبات امنیتی منطقه‌ای و متنوع‌سازی شرکای راهبردی را افزایش داده است.

از منظر وابستگی به مسیر، این توافق نیز یک رویداد کاملاً منفرد نیست؛ بلکه بر بستر روابط و همکاری‌های قبلی سه کشور شکل گرفته و می‌تواند بخشی از یک فرایند تدریجی بازتنظیم روابط امنیتی آنها باشد.

بنابراین می‌توان نتیجه گرفت توافق مکه ممکن است واکنش سه قدرت منطقه‌ای به تغییر ساختار محیط امنیتی در جنوب و غرب آسیا باشد؛ واکنشی که در آن، سه کشور بخشی از اختلافات تاریخی خود را در برابر هدف مشترک افزایش قدرت اثرگذاری، کاهش نااطمینانی امنیتی و مشارکت فعال‌تر در شکل‌دهی به نظم منطقه‌ای آینده، به حاشیه رانده‌اند.

اگر این همکاری در سال‌های آینده به ایجاد نهادهای پایدار، منافع مشترک، همکاری‌های مستمر و هزینه‌های فزاینده خروج منجر شود، آنگاه می‌توان از شکل‌گیری یک مسیر جدید و خودتقویت‌شونده سخن گفت. اما در مقطع کنونی، بهتر است با احتیاط بگوییم توافق مکه نه هنوز یک نظم امنیتی جدید است و نه صرفاً یک توافق دفاعی محدود؛ بلکه می‌تواند یکی از نخستین نشانه‌های تلاش قدرت‌های منطقه‌ای برای مشارکت فعال‌تر در شکل‌دهی به نظم امنیتی در حال گذار در جنوب و غرب آسیا باشد.

 

لینک کوتاه : https://www.iras.ir/?p=14495
  • نویسنده : حسن بهشتی‌پور؛ کارشناس مسائل بین‌المبب و عضو شورای علمی ایراس
  • منبع : موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)
  • 2 بازدید

برچسب ها

ثبت دیدگاه

انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برچسب ها
آسیای مرکزی،روسیه،اوکراین آفریقا،روسیه آمریکا،روسیه،تحریم ارمنستان،باکو،ترکیه،ایران افغانستان،طالبان،قدرت اوراسیا،ایران،تجارت اوکراین،آمریکا،روسیه اوکراین،روسیه،آمریکا،جنگ اوکراین،روسیه،جنگ ایران،آذربایجان ترکیه،زلزله ترکیه،زلزله،امنیت رشت،روسیه،ایران،آستارا روسیه،اعراب،اوکراین روسیه،اوکراین،آمریکا روسیه،ایبورسک روسیه،ایران روسیه،ایران،اتحاد روسیه،ایران،تجارت روسیه،تاجیکستان روسیه،خاورمیانه روسیه،خاورمیانه،آفریقا روسیه،دریای سرخ روسیه،سند،سیاست روسیه،سیاست خارجی غلات،روسیه،اوکراین قزاقستان،ازبکستان قزاقستان،انتخابات قطار، ریل نفت،روسیه،آذربایجان هند،چین،بالون چین،آمریکا چین،آمریکا،بالن چین،اوکراین،جنگ،ر.سیه چین،ایران چین،ایران،اوکراین،روسیه چین،ایران،رئیسی چین،ایران،عربستان چین،ترکیه،روسیه،آسیای مرکزی چین،روسیه چین،روسیه،اوکراین چین،روسیه،ایران چین،هند چین،هژمونی،غرب چین،پاکستان،هند،هسته ای