#اختصاصی
نویسنده: بهزاد احمدی، عضو هیئت علمی موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)
فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، اول اکتبر در شهر مونستر هشدار داد که کشورش باید خود را برای حملات هیبریدی بیشتر و حتی شدیدتری از سوی روسیه آماده کند. او در همان سخنرانی، تزلزل آلمان را مقدمه تزلزل اروپا و سپس اوکراین دانست و تأکید کرد فشارهای منتسب به مسکو نباید به کاهش حمایت برلین از کییف بینجامد. این سخنان بیش از آنکه اعلام ورود دو کشور به جنگی رسمی باشد، توصیف وضعیتی است که در آن مناسبات آلمان و روسیه دیگر در چارچوب صلح متعارف، رقابت اقتصادی یا اختلاف دیپلماتیک قابل توضیح نیست، اما هنوز نیز به رویارویی مستقیم نظامی نرسیده است. علامت سؤال در عنوان از همین ابهام حکایت دارد: میدان اصلی تقابل، منطقه خاکستری میان صلح و جنگ است که فشار امنیتی، اطلاعاتی، سایبری و سیاسی با هدف تحمیل هزینه و تغییر محاسبات طرف مقابل اعمال میشود، بیآنکه مسئولیت عملیات همواره بهگونهای اثبات شود که پاسخ مستقیم نظامی را ممکن یا اجتنابناپذیر سازد (Bundesregierung, 2026a; Deutschlandfunk, 2026).
حادثه فرودگاه لایپزیگ – هاله در اوت ۲۰۲۶ این وضعیت را برای افکار عمومی آلمان از سطح یک بحث انتزاعی به مسئلهای ملموس تبدیل کرد. کشف پهپاد مجهز به مواد منفجره در محدوده فرودگاه، بررسی موضوع در نهادهای امنیتی و سپس انتساب سیاسی آن به روسیه از سوی دولت آلمان، نشان داد که برلین تهدید هیبریدی را دیگر صرفاً مجموعهای از حملات پراکنده سایبری یا عملیات نفوذ نمیداند، بلکه آن را بخشی از فشار راهبردی علیه زیرساختها و اراده سیاسی کشور تلقی میکند. هرچند مسکو این اتهام را رد کرد اما اهمیت حادثه فقط در خسارتی نبود که میتوانست ایجاد کند، بلکه در تغییری بود که در زبان و رفتار دولت آلمان پدید آورد: حرکت از هشدار درباره تهدیدی عمومی به انتساب علنی، افزایش حفاظت از زیرساختهای حیاتی و تلاش برای بازدارندگی در برابر اقداماتی که زیر آستانه جنگ مستقیم باقی میمانند (احمدی، ۱۴۰۵الف؛ Bundesregierung, 2026b).
برای فهم اینکه چرا آلمان در کانون این فشار قرار گرفته است، باید به جایگاه آن در راهبرد اروپا در قبال جنگ اوکراین توجه کرد. آلمان بزرگترین اقتصاد اتحادیه اروپا، یکی از تأمینکنندگان اصلی کمک مالی و نظامی به اوکراین، گره مهم انتقال نیرو و تجهیزات ناتو و بازیگری تعیینکننده در حفظ تحریمهای اروپایی است. در عین حال، جامعه این کشور درباره افزایش هزینههای دفاعی، ارسال تسلیحات، پیامدهای اقتصادی تحریمها و آینده رابطه با روسیه اتفاق نظر ندارد. بنابراین، واردکردن هزینه به آلمان میتواند هم ظرفیت مادی حمایت از اوکراین را تحت فشار قرار دهد و هم شکافهای سیاسی و اجتماعی موجود را تشدید کند. جمله مرتس مبنی بر اینکه تزلزل آلمان به تزلزل اروپا و سپس اوکراین میانجامد، در واقع صورتبندی فشرده همین پیوند میان امنیت داخلی آلمان، انسجام سیاسی اروپا و توان مقاومت اوکراین است.
سفر اعلامنشده مرتس به کییف در ۴ اکتبر نیز باید در همین چارچوب دیده شود. او در شرایطی به اوکراین رفت که حملات روسیه به شهرها و زیرساختهای انرژی این کشور شدت گرفته بود و با تأکید بر اینکه اگر ماشین جنگی روسیه متوقف نشود، دیر یا زود متوجه دیگر کشورهای اروپا خواهد شد، حمایت از اوکراین را آشکارا بخشی از دفاع از امنیت آلمان دانست. حضور وزیر اقتصاد، کاترینا رایشه، و شماری از مدیران شرکتهای دفاعی و انرژی آلمان در این سفر نیز نشان میداد که سیاست برلین دیگر تنها بر کمک مالی یا ارسال تسلیحات استوار نیست، بلکه بهتدریج در پیوندزدن بازسازی انرژی اوکراین، همکاری صنعتی و تولید مشترک سامانههای دفاعی و پهپادی با امنیت بلندمدت اروپا است. اعلام کمک نظامی تازه و منابعی برای ترمیم زیرساخت انرژی، در کنار برنامه توسعه همکاری در صنعت دفاعی، این پیام را به مسکو منتقل میکرد که فشارهای نظامی و هیبریدی نهتنها قرار نیست اراده برلین را در حمایت از کییف فرسوده کند، بلکه میتواند آلمان را بیشتر به یک پشتیبان صنعتی و امنیتیِ پایدار برای اوکراین تبدیل کند. با این همه، همین انتخاب هزینه سیاسی داخلی دارد و بهویژه در فضایی که بخشی از جامعه آلمان نسبت به تداوم و هزینههای جنگ تردید دارد، یکی از زمینههای اصلی مناقشه حزبی بر سر روسیه و اوکراین باقی خواهد ماند (Bundesregierung, 2026c; Reuters, 2026).
این صورتبندی، در عین حال، بخشی از منازعه روایی بزرگتر است. دولت آلمان حمایت از اوکراین، تقویت جناح شرقی ناتو و حفاظت از زیرساختهای داخلی را واکنشی دفاعی به سیاست روسیه معرفی میکند، در حالی که مسکو گسترش ناتو، ارسال تسلیحات دوربرد و افزایش حضور نظامی آلمان در اروپای شرقی را نشانه تشدید سیاست مهار روسیه میداند. در نتیجه، هر اقدامی که از دید یک طرف برای افزایش بازدارندگی ضروری است، از دید طرف دیگر میتواند بر دامنه تهدید بیفزاید. این همان معمای امنیتی است که اکنون نه فقط در استقرار نیرو و تسلیحات، بلکه در حوزههایی چون امنیت سایبری، حفاظت از زیرساخت، کنترل سرمایهگذاری، محدودیتهای مسافرتی و جنگ روایتها نیز بازتولید میشود. از این منظر، منطقه خاکستری حاشیه جنگ اوکراین نیست، بلکه یکی از عرصههای اصلی سرایت آن به درون اروپا است.
ریشه این وضعیت را باید در فروپاشی تدریجی نظم امنیتی اروپا پس از جنگ سرد جستوجو کرد. برای نزدیک به سه دهه، بخش مهمی از سیاست آلمان بر این فرض استوار بود که تجارت، وابستگی متقابل انرژی، گفتوگوی سیاسی و نهادهای چندجانبه میتوانند روسیه را در نظم اروپا نگه دارند و هزینه تقابل را برای همه طرفها افزایش دهند. الحاق کریمه در سال ۲۰۱۴ این فرض را بهشدت تضعیف کرد و حمله روسیه به اوکراین در فوریه ۲۰۲۲ بنیان سیاسی آن را فروریخت. از آن پس، سیاست «تغییر از طریق تجارت» جای خود را به تحریم، کاهش وابستگی انرژی، افزایش هزینههای دفاعی و تقویت جناح شرقی ناتو داد؛ تغییری که فقط مناسبات برلین و مسکو را دگرگون نکرد، بلکه منطق معماری امنیتی اروپا را از همکاری و مدیریت اختلاف به سوی مهار و بازدارندگی سوق داد (احمدی، ۱۴۰۵ب).
کاهش نقش سازوکارهای کنترل تسلیحات و ناتوانی نهادهایی مانند سازمان امنیت و همکاری اروپا در جلوگیری از جنگ یا بازسازی اعتماد، این چرخش را تشدید کرده است. در مقابل، ناتو بار دیگر به نهاد مرکزی امنیت اروپا تبدیل شده و اتحادیه اروپا نیز از نقش عمدتاً اقتصادی و تنظیمگر خود فراتر رفته و در حوزه تحریم، صنایع دفاعی، امنیت انرژی و تأمین مالی اوکراین فعالتر شده است. برای آلمان، این تحول به معنای عبور دشوار از هویتی است که قدرت آن را عمدتاً اقتصادی، نهادی و غیرنظامی تعریف میکرد. برلین اکنون ناگزیر است میان محدودیتهای تاریخی و اجتماعی خود از یک سو و انتظار شرکای اروپایی برای پذیرش سهم بیشتری از هزینه و مسئولیت دفاعی از سوی دیگر، توازن تازهای ایجاد کند. از همین رو، مناقشه با روسیه به آزمونی برای جایگاه آینده آلمان در نظم امنیتی اروپا نیز تبدیل شده است.
پاسخ عملی برلین را باید در پیوند میان دو سطح خارجی و داخلی دید. در سطح خارجی، استقرار تیپ دائمی آلمان در لیتوانی، افزایش بودجه دفاعی، توسعه صنایع تسلیحاتی و تداوم پشتیبانی از اوکراین، بازگشت قدرت سخت به سیاست امنیتی این کشور را نشان میدهد. در سطح داخلی، اجرای قانون حفاظت از زیرساختهای حیاتی، تعیین استانداردهای مشترک برای بخشهایی چون انرژی، حملونقل، آب، ارتباطات و سلامت، ایجاد سازوکارهای هماهنگی میان پلیس، ارتش و نهادهای اطلاعاتی و توسعه توان کشف و مقابله با پهپادها، مفهوم دفاع را از حفاظت از مرزها به صیانت از کارکردهای حیاتی دولت و جامعه گسترش داده است (Bundesregierung, 2026b). هدف این مجموعه اقدامات، انتخاب پاسخ نظامی مستقیم نیست بلکه هدف آن است که عملیات زیرآستانهای دشوارتر، پرهزینهتر و کماثرتر شود و همزمان توان آلمان برای ادامه سیاست خود در قبال اوکراین حفظ گردد.
با این حال، فاصله میان اعلام سیاست و ایجاد توان واقعی همچنان قابل توجه است. این دشواری در فضای سیاسی چندپاره آلمان آشکارتر میشود. دولت ائتلافی، احزاب اتحادیه دموکرات مسیحی و سوسیال مسیحی، سبزها و بخش مهمی از حزب سوسیال دموکرات درباره خطر بلندمدت روسیه و ضرورت حمایت از اوکراین اشتراک نظر دارند، اما درباره دامنه کمک نظامی، شیوه تأمین هزینههای دفاعی، نقش دیپلماسی و حدود اختیارات نهادهای امنیتی اختلاف دارند. محافظهکاران عموماً بر بازدارندگی و آمادگی نظامی تأکید بیشتری میگذارند؛ سوسیال دموکراتها حمایت از اوکراین را با ضرورت حفظ مسیرهای دیپلماتیک و کنترل تسلیحات همراه میکنند؛ و سبزها معمولاً خواهان حمایت گستردهتر و سریعتر از کییفاند (CDU, 2025; SPD-Bundestagsfraktion, 2026; Deutscher Bundestag, 2026c). این تفاوتها هنوز درون چارچوب کلی سیاست مهار روسیه قرار میگیرند، اما بر سرعت و شکل اجرای آن اثر میگذارند.
در سوی دیگر، حزب آلترناتیو برای آلمان مهمترین مخالف سیاست جاری است و کاهش کمک مالی و نظامی به اوکراین، مخالفت با عضویت این کشور در اتحادیه اروپا و مخالفت با تضمینهای نظامی را دنبال میکند و رفع مرحلهای تحریمهای روسیه را مشوقی برای مذاکره میداند. بخشهایی از حزب چپ و جریان واگنکنشت نیز، با مبانی و انگیزههایی متفاوت، بر هزینههای اجتماعی، خطر گسترش جنگ و ضرورت مذاکره تأکید میکنند (AfD-Fraktion im Deutschen Bundestag, n.d.; Deutscher Bundestag, 2026a, 2026b). همپوشانی این نیروها در مخالفت با ارسال سلاح یا تحریم به معنای یکسانبودن آنها یا اثبات ارتباط سازمانیشان با روسیه نیست با این حال، وجود چنین شکافی نشان میدهد سیاست روسیه و اوکراین به یکی از خطوط اصلی رقابت حزبی و انتخاباتی آلمان تبدیل شده است.
در جمعبندی میتوان گفت تقابل آلمان و روسیه در منطقه خاکستری، نشانه ورود اروپا به نظمی است که در آن صلح و جنگ دیگر دو وضعیت کاملاً جدا از یکدیگر نیستند. آلمان در برابر انتخابی ساده میان گفتوگو و بازدارندگی قرار ندارد. مسئله اصلی آن است که چگونه بدون افتادن در چرخه تشدید کنترلناپذیر، هزینه عملیات زیرآستانهای را افزایش دهد، حمایت از اوکراین و امنیت متحدان شرقی را تداوم بخشد، و در داخل نیز مشروعیت دموکراتیک سیاست خود را حفظ نماید. این مسئله زمانی ابعاد گستردهتری پیدا میکند که سخنان اخیر سرگئی لاوروف در مجمع عمومی سازمان ملل درباره «نظامیشدن دوباره» آلمان و ژاپن در نظر گرفته شود. مسکو میکوشد تحولات جاری را نه فقط واکنشی به جنگ اوکراین، بلکه نشانه بازگشت سیاست قدرت و تجدیدنظر در ترتیبات پس از جنگ جهانی دوم معرفی کند که بررسی نسبت آن با تحول نظم بینالمللی و نظم امنیتی اروپا، به یادداشتی مستقل نیاز دارد.
منابع
احمدی، ب. (۱۴۰۵الف، ۱۱ شهریور). از یک حادثه امنیتی تا مرز تازه تقابل با روسیه [یادداشت تحلیلی].
احمدی، ب. (۱۴۰۵ب). سیاست خارجی آلمان در پرتو تحولات بینالمللی (۲۰۱۴–۲۰۲۵) از منظر واقعگرایی نوکلاسیک. رهیافتهای سیاسی و بینالمللی، ۱۸(۲)، ۸۷–۱۱۲.
https://piaj.sbu.ac.ir/article_106902_2f83404c6d4d41d7372abeb24310fa83.pdf
AfD-Fraktion im Deutschen Bundestag. (n.d.). Positionspapier zum Russland-Ukraine-Krieg. https://afdbundestag.de/ukrainekrieg/
Bundesregierung. (2026a, October 1). Kanzler Merz beim Deutsch-Niederländischen Korps in Münster. https://www.bundesregierung.de/breg-de/suche/kanzler-beim-korps-in-muenster-2455246
Bundesregierung. (2026b, September). Was tut die Bundesregierung gegen hybride Angriffe und Drohnenvorfälle? https://www.bundesregierung.de/breg-de/aktuelles/hybride-bedrohung-fragen-antworten-faq-2449150
CDU. (2025, October). Hybride Bedrohungen wirksam abwehren. https://www.cdu.de/aktuelles/aussen-und-sicherheitspolitik/hybride-bedrohungen-wirksam-abwehren/
Deutschlandfunk. (2026, October 1). Merz warnt vor wachsender Gefahr durch Russland für Deutschland und Europa. https://www.deutschlandfunk.de/merz-warnt-vor-wachsender-gefahr-durch-russland-fuer-deutschland-und-europa-102.html
Deutscher Bundestag. (2026a, June 25). Haltung der AfD zum Ukraine-Krieg stößt auf breiten Widerspruch. https://www.bundestag.de/dokumente/textarchiv/2026/kw26-de-aktuelle-stunde-ukraine-1191868
Deutscher Bundestag. (2026b, September 24). Antrag gegen EU-Mitgliedschaft und Beistandsgarantien für die Ukraine. https://www.bundestag.de/dokumente/textarchiv/2026/kw39-de-ukraine-1216892
Deutscher Bundestag. (2026c, July 8). Antrag zur militärischen Unterstützung der Ukraine abgelehnt. https://www.bundestag.de/dokumente/textarchiv/2026/kw28-de-ukraine-1192530
SPD-Bundestagsfraktion. (2026, September 1). Russische hybride Angriffe: Bundesregierung muss entschlossen handeln. https://www.spdfraktion.de/presse/statements/russische-hybride-angriffe-bundesregierung-muss-entschlossen-handeln
Bundesregierung. (2026c, October 4). Federal Chancellor Merz in Kyiv: “You can continue to count on our support.” https://www.bundesregierung.de/breg-en/news/federal-chancellor-merz-kyiv-2455678
Reuters. (2026, October 4). Merz unveils fresh military aid in Kyiv, says Germany won’t be intimidated.









