تاریخ : پنج شنبه, ۱۶ مهر , ۱۴۰۵ 26 ربيع ثاني 1448 Thursday, 8 October , 2026

گفتمان اروپایی درباره روسیه در هشتاد و یکمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد: از فشار و بازدارندگی تا دیپلماسی مشروط

  • ۱۶ مهر ۱۴۰۵ - ۱۱:۵۸
گفتمان اروپایی درباره روسیه در هشتاد و یکمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد: از فشار و بازدارندگی تا دیپلماسی مشروط
با وجود اشتراک‌های قابل توجه، این سخنرانی‌ها را نمی‌توان یک موضع کاملاً یکدست اروپایی دانست.

#اختصاصی

نویسنده: سعید خاوری‌نژاد، دانشجوی دکترای روابط بین‌الملل، دانشگاه دولتی تومسک، فدراسیون روسیه

مقدمه

هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد در شرایطی برگزار شد که جنگ روسیه و اوکراین همچنان یکی از مهم‌ترین مسائل امنیتی اروپا و یکی از آزمون‌های جدی برای نظم بین‌المللی بود. مناظره عمومی این نشست از ۲۲ تا ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۶ برگزار شد و موضوع جنگ اوکراین در سخنان شماری از رهبران و مقام‌های اروپایی جایگاه برجسته‌ای داشت [۱].

بررسی این سخنرانی‌ها نشان می‌دهد که اگرچه نمی‌توان گفتمان اروپایی را صرفاً به دلیل تأکید بر آتش‌بس، مذاکره، گفت‌وگو و نقش سازمان ملل، به «رد دیپلماسی» تقلیل داد، اما در کنار این تأکید، بر فشار، بازدارندگی، تقویت توان دفاعی و افزایش هزینه‌های جنگ نیز تأکید شده است.

از این منظر، مسئله اصلی نه فقدان دیپلماسی، بلکه شرایطی است که در آن دیپلماسی امکان‌پذیر و مطلوب تلقی می‌شود. بر این اساس، سخنرانی‌های منتخب را می‌توان حول چند مضمون مشترک بررسی کرد: نخست، بازگشت به منشور ملل متحد و حقوق بین‌الملل؛ دوم، فشار و بازدارندگی به‌عنوان ابزارهایی برای ایجاد شرایط صلح؛ سوم، گسترش مفهوم تهدید از جنگ متعارف به جنگ ترکیبی؛ و چهارم، حفظ مسیر مذاکره، اما در چارچوبی که آتش‌بس، حاکمیت اوکراین و تضمین‌های امنیتی را پیش‌شرط آن قرار می‌دهد.

روسیه به‌مثابه آزمون نظم بین‌المللی

یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های سخنرانی‌های اروپایی، قرار دادن جنگ اوکراین در چارچوب گسترده‌تر دفاع از منشور ملل متحد و نظم بین‌المللی مبتنی بر قواعد است. در این روایت، مسئله تنها پایان یک جنگ نیست؛ بلکه اعتبار اصولی مطرح است که استفاده از زور برای تغییر مرزها و سلب حق تعیین سرنوشت از دولت‌ها را محدود می‌کند.

امانوئل مکرون در سخنرانی خود در مجمع عمومی، جنگ روسیه علیه اوکراین را در ارتباط مستقیم با حاکمیت یک کشور مستقل و اصول منشور قرار داد. او در عین تأکید بر حمایت فرانسه از اوکراین، اعلام کرد که پاریس برای آغاز هرچه سریع‌تر یک مذاکره «مفید» میان اوکراین و روسیه تلاش خواهد کرد. مکرون همچنین پیشنهاد یک دوره توقف حملات به زیرساخت‌های انرژی و غیرنظامی و نیز توقف حملات در دریای سیاه را مطرح کرد [۲].

رئیس شورای اروپا، آنتونیو کوستا، این مسئله را از منظر نهادی اتحادیه اروپا بیان کرد. او در سخنرانی خود در مجمع عمومی تأکید کرد که چندجانبه‌گرایی تنها یک آرمان متعلق به گذشته نیست، بلکه راه عملی برای مواجهه با بحران‌های امروز است. در موضع او، هیچ کشوری حتی اگر قدرتمند باشد، به‌تنهایی قادر به ایجاد صلح پایدار نیست [۳]. کوستا در سخنان خود در شورای امنیت نیز این چارچوب را مشخص‌تر کرد. او گفت تنها راه پیش رو «دیپلماسی و آتش‌بس فوری» است، اما همزمان تصریح کرد که صلح باید با احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی اوکراین و تضمین‌های امنیتی معتبر همراه باشد [۴].

رئیس‌جمهور استونی، همین موضوع را از زاویه اعتبار سازمان ملل مطرح کرد. آلار کاریس جنگ روسیه علیه اوکراین را یکی از بزرگ‌ترین آزمون‌های اعتبار سازمان ملل دانست و تأکید کرد که تجاوز روسیه حاکمیت، تمامیت ارضی و ممنوعیت استفاده از زور را نقض می‌کند. در روایت او، اعتبار این اصول تنها با محکومیت لفظی حفظ نمی‌شود، بلکه مستلزم اقدام و پاسخگویی است [۵].

اما مفهوم پاسخگویی در سخنان کارول ناوروکی، رئیس‌جمهور لهستان، برجسته‌تر بود. او استدلال کرد که ناکامی تاریخی در پاسخگو کردن عاملان تجاوز می‌تواند زمینه تکرار رفتارهای مشابه را فراهم کند. از این منظر، پاسخگویی بخشی از شرط ایجاد صلح پایدار و حفظ اعتبار حقوق بین‌الملل است [۶].

بنابراین، در بخش مهمی از گفتمان اروپایی، روسیه صرفاً به‌عنوان طرف یک منازعه نظامی بازنمایی نمی‌شود؛ بلکه جنگ اوکراین به آزمونی برای اعتبار نظم بین‌المللی و قواعد منشور ملل متحد تبدیل شده است.

فشار و بازدارندگی؛ صلح از مسیر افزایش هزینه‌ها

یک بحث محوری دیگر، ارتباط میان قدرت، بازدارندگی و صلح است. در بخش مهمی از این سخنرانی‌ها، صلح پایدار نه در مقابل قدرت دفاعی، بلکه تا حدی وابسته به توانایی ایجاد هزینه برای ادامه جنگ تعریف می‌شود.

رئیس‌جمهور جمهوری چک، پتر پاول، این رابطه را به روشنی بیان کرد. او ضمن تأکید بر نقش گفت‌وگو و دیپلماسی، گفت که جامعه بین‌المللی باید هزینه جنگ برای روسیه را افزایش دهد، اما در همان حال به تلاش‌های دیپلماتیک «فرصتی واقعی» بدهد. نکته مهم در سخنان پاول این بود که دیپلماسی بیش از همه در روابط میان دشمنان اهمیت دارد؛ جایی که توافق از ابتدا دشوار است [۷].

در لهستان نیز بازدارندگی در همین چارچوب قرار گرفت. ناوروکی تأکید کرد که لهستان در حال تقویت نیروهای مسلح و ائتلاف‌های خود «نه برای جنگ، بلکه برای جلوگیری از جنگ» است. او ناتو را همچنان ضامن امنیت اروپا دانست و بازدارندگی و دفاع را مکمل یکدیگر معرفی کرد [۶].

در سخنان نماینده بریتانیا، این رابطه میان قدرت و صلح با تأکید بر افزایش هزینه‌های ادامه جنگ همراه شد. اندی برنهام، نخست‌وزیر بریتانیا، گفت روسیه می‌تواند مسیر دیگری را انتخاب کند: پذیرش آتش‌بس و آمدن به میز مذاکره. اما تا آن زمان، لندن به حمایت از اوکراین ادامه خواهد داد و برای افزایش هزینه ادامه جنگ تلاش خواهد کرد [۸]. این منطق در سخنرانی زلنسکی، مستقیم‌تر است. او در مجمع عمومی گفت که برای متوقف کردن رهبری روسیه باید توانایی روسیه برای ادامه جنگ محدود شود و به‌طور مشخص بر منابع مالی و ظرفیت تولیدی این کشور تأکید کرد. در روایت او، فشار بر ظرفیت جنگی روسیه ابزار رسیدن به پایان جنگ است، نه هدفی مستقل [۹].

از این منظر، یک الگوی مشترک شکل می‌گیرد: فشار برای ایجاد شرایط مناسب‌تر برای مذاکره. در این چارچوب، بازدارندگی الزاماً جایگزین دیپلماسی نیست؛ بلکه قرار است موقعیتی ایجاد کند که در آن ادامه جنگ برای طرف مقابل پرهزینه‌تر شده و در نتیجه، انگیزه بیشتری برای پذیرش آتش‌بس یا ورود به مذاکره ایجاد شود. بنابراین، در این گفتمان‌ها قدرت نظامی، حمایت از اوکراین و فشار اقتصادی نه به‌عنوان اهدافی مستقل، بلکه عمدتاً به‌عنوان ابزارهایی برای تغییر محاسبات طرف مقابل و بازگرداندن منازعه به مسیر دیپلماتیک معرفی می‌شوند. به بیان دیگر، صلح در این روایت نه صرفاً محصول گفت‌وگو، بلکه نتیجه ترکیبی از فشار، بازدارندگی و آمادگی برای مذاکره است؛ هرچند درباره میزان فشار لازم و نحوه دستیابی به این توازن میان فشار و دیپلماسی، میان دولت‌های اروپایی و اوکراین تفاوت‌هایی وجود دارد.

از جنگ متعارف تا تهدیدهای ترکیبی

گسترش مفهوم تهدید روسیه از جنگ متعارف به مجموعه‌ای از تهدیدهای ترکیبی، سایبری، اطلاعاتی و خرابکارانه، سومین مضمون مهم است.

این تحول، در سخنان رئیس‌جمهور لتونی بسیار آشکار است. ادگارس رینکویچ از حملات پهپادی، نقض حریم هوایی، آسیب به زیرساخت‌های حیاتی، حملات سایبری و اقدامات خرابکارانه سخن گفت و تأکید کرد که این تهدیدها نباید کم‌خطرتر از جنگ متعارف تلقی شوند. رینکویچ همچنین خواستار آتش‌بس فوری و کامل در اوکراین شد [۱۰].

گیتاناس ناوسدا، رئیس‌جمهور لیتوانی، نیز جنگ اوکراین را در کنار تهدیدهای ترکیبی و امنیتی علیه کشورهای منطقه قرار داد. او از نقض حریم هوایی لیتوانی، حملات ترکیبی، اطلاعات نادرست و خرابکاری سخن گفت و جنگ روسیه را بزرگ‌ترین تهدید برای نظم جهانی توصیف کرد. در روایت ناوسدا، صلح پایدار باید با حفظ حاکمیت، استقلال و تمامیت ارضی اوکراین همراه باشد [۱۱].

اما در سخنان نماینده آلمان، مفهوم تهدید از جنگ کلاسیک فراتر رفت. یوهان واده‌فول که پیش‌تر در نشست شورای امنیت در ۲۳ سپتامبر، جنگ روسیه را همراه با «کارزار جنگ ترکیبی» توصیف کرد و آن را مسئله‌ای برای امنیت اروپا دانسته بود [۱۲]، چند روز بعد در مناظره عمومی مجمع عمومی بر این نکته تأکید کرد که جنگ روسیه فقط مسئله‌ای مربوط به میدان نبرد نیست، بلکه حیات میلیون‌ها انسان، موجودیت دولت اوکراین و نظم صلح اروپا را تحت تأثیر قرار داده است. او همچنین روسیه را به حرکت به سوی مذاکره برای پایان جنگ فراخواند [۱۳].

مشابه آن، این مضمون در سخنان ناوروکی نیز دیده می‌شود. رئیس‌جمهور لهستان، حملات سایبری، خرابکاری و عملیات بی‌ثبات‌کننده را بخشی از یک جنگ ترکیبی گسترده‌تر دانست و گفت پاسخ به این اقدامات نمی‌تواند موردی یا نصفه‌نیمه باشد، بلکه باید منسجم و مشترک باشد [۶].

با توجه به موارد فوق، مفهوم امنیت، در بخش مهمی از گفتمان اروپایی، دیگر صرفاً به دفاع از مرزهای سرزمینی محدود نیست. فضای اطلاعاتی، زیرساخت‌های حیاتی، امنیت سایبری و تاب‌آوری اجتماعی نیز بخشی از محیط امنیتی محسوب می‌شوند. به همین دلیل، بازدارندگی نیز معنایی گسترده‌تر از توان نظامی پیدا کرده است.

دیپلماسی حذف نشده؛ اما مشروط شده است

شاید مهم‌ترین نتیجه بررسی این سخنرانی‌ها این باشد که مذاکره از گفتمان اروپایی حذف نشده است. برعکس، تقریباً در همه طیف‌های آن، از ضرورت پایان جنگ، آتش‌بس یا مذاکره سخن گفته شده است؛ اما این دیپلماسی معمولاً درون مجموعه‌ای از شرایط تعریف می‌شود. اصطلاح «دیپلماسی مشروط» توصیف دقیق‌تری از این وضعیت نسبت به «رد دیپلماسی» است. مذاکره نفی نشده است؛ اما مذاکره معمولاً در چارچوبی تعریف می‌شود که شامل آتش‌بس، احترام به حاکمیت اوکراین، تضمین‌های امنیتی و تغییر محاسبه هزینه‌های ادامه جنگ است.

مکرون از یک سو حمایت فرانسه از اوکراین را ادامه‌دار دانست و از سوی دیگر خواستار آغاز سریع مذاکرات میان اوکراین و روسیه شد. پیشنهاد او برای توقف حملات به زیرساخت‌های انرژی و غیرنظامی و نیز در دریای سیاه، نمونه‌ای از تلاش برای ایجاد یک مرحله محدودکننده در مسیر رسیدن به مذاکره است [۲].

در موضع اتحادیه اروپا نیز این ترکیب بسیار روشن است. کوستا در شورای امنیت گفت «تنها راه پیش رو دیپلماسی و آتش‌بس فوری» است؛ اما بلافاصله شرایط صلح را مشخص کرد: احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی اوکراین، حق این کشور برای انتخاب آینده خود و تضمین‌های امنیتی معتبر [۴].

ایتالیا نمونه جالب دیگری از همین منطق است. آنتونیو تاجانی، وزیر خارجه، در سخنرانی خود در مجمع عمومی تأکید کرد که ایتالیا هم از اوکراین حمایت می‌کند و هم برای صلح عادلانه تلاش خواهد کرد. او گفت آتش‌بس «امتیازی به طرف مقابل» نیست، بلکه نخستین گام برای امنیت اروپایی است. تاجانی سپس فرمولی ارائه کرد که شاید به‌خوبی وضعیت فعلی این گفتمان را خلاصه کند: صلح به گشودگی و در عین حال قاطعیت نیاز دارد؛ گفت‌وگو بدون حقیقت ضعف است و قاطعیت بدون گفت‌وگو به بن‌بست می‌رسد [۱۴]. این موضع اهمیت خاصی دارد، زیرا نشان می‌دهد حتی در میان دولت‌هایی که آشکارا خود را بخشی از غرب و ساختارهای امنیتی آن می‌دانند، دیپلماسی الزاماً به معنای عقب‌نشینی یا بی‌طرفی تلقی نمی‌شود. تاجانی تصریح کرد که ایتالیا در کنار غرب و اروپا قرار دارد، اما این تعلق نباید به معنای «بستن خود در یک قلعه» باشد؛ بلکه باید امکان گفت‌وگو و ایجاد پل با دیگران را حفظ کند [۱۴].

پاول نیز همین ترکیب را از زاویه دیگری بیان کرد: افزایش هزینه جنگ برای روسیه باید ادامه یابد، اما تلاش‌های دیپلماتیک باید فرصت واقعی داشته باشند. در نگاه او، اهمیت سازمان ملل دقیقاً در این است که حتی میان دشمنان نیز امکان گفت‌وگو را حفظ کند [۷]. در کشورهای بالتیک، دامنه دیپلماسی محدودتر تعریف می‌شود. رینکویچ از یک سو خواستار آتش‌بس فوری و کامل است، اما در همان چارچوب بر خروج نیروهای روسیه از قلمرو اوکراین و مسئولیت روسیه تأکید می‌کند [۱۰]. در لیتوانی، این محدودیت حتی آشکارتر است. ناوسدا تصریح کرد که تنها «پیروزی نهایی اوکراین» همراه با تضمین حاکمیت، استقلال و تمامیت ارضی این کشور می‌تواند زمینه صلح و امنیت پایدار را فراهم کند [۱۱].

تفاوت‌های درون گفتمان اروپایی

با وجود اشتراک‌های قابل توجه، این سخنرانی‌ها را نمی‌توان یک موضع کاملاً یکدست اروپایی دانست. تفاوت در وزن دادن به عناصر مختلف همچنان قابل مشاهده است: در فرانسه و در موضع اتحادیه اروپا، چندجانبه‌گرایی و نقش سازمان ملل اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. مکرون مسئله اوکراین را در چارچوب دفاع از اصول منشور و مقابله با «قانون جنگل» قرار می‌دهد، در حالی که کوستا چندجانبه‌گرایی را شرط حل مسائل جهانی و ایجاد صلح پایدار می‌داند [۲؛ ۳]. اما در اروپای مرکزی، مسئله بازدارندگی و امنیت منطقه‌ای برجسته‌تر است. پاول بر ضرورت افزایش هزینه جنگ همراه با حفظ مسیر دیپلماتیک تأکید می‌کند و ناوروکی تقویت ارتش و ناتو را ابزار بازدارندگی می‌داند [۷؛ ۶]. در حالی که در کشورهای بالتیک، تجربه تاریخی و نزدیکی جغرافیایی به روسیه وزن بیشتری به مفاهیمی مانند حاکمیت، تهدید ترکیبی و دفاع از مرزهای شرقی اروپا می‌دهد. در این میان، رینکویچس بیشتر بر جنگ ترکیبی و آتش‌بس، ناوسدا بر پیروزی اوکراین و حاکمیت، و کاریس بر اعتبار منشور و پاسخگویی تمرکز می‌کنند [۱۰؛ ۱۱؛ ۵].

از سوی دیگر، آلمان نیز ترکیبی از این عناصر را ارائه می‌کند: مخالفت با جنگ روسیه، تأکید بر امنیت اروپا، توجه به تهدیدهای ترکیبی و در عین حال حفظ مطالبه مذاکره برای پایان جنگ [۱۲؛ ۱۳]. همچنین بریتانیا در سخنان برنهام ترکیبی از حمایت از اوکراین، افزایش هزینه‌های ادامه جنگ، بازدارندگی و مقابله با تهدیدهای اطلاعاتی را مطرح کرد، در حالی که هم‌زمان  از روسیه خواست آتش‌بس را بپذیرد و وارد مذاکرات شود [۸].

در این میان، زلنسکی جایگاهی متفاوت دارد. او بخشی از فضای سیاسی و امنیتی اروپا است، اما سخنانش را نباید به‌عنوان نماینده «گفتمان اروپایی» در معنای نهادی آن در نظر گرفت. با این حال، سخنرانی او برای مقایسه اهمیت دارد: منطق فشار بر روسیه، محدود کردن ظرفیت ادامه جنگ و استفاده از فشار برای رسیدن به پایان جنگ، در گفتمان اوکراینی نیز حضور بسیار پررنگی دارد [۹].

بنابراین، بهتر است از یک گفتمان اروپایی چندلایه سخن گفت؛ گفتمانی که در برخی اصول ــ به‌ویژه حاکمیت اوکراین، تمامیت ارضی، حقوق بین‌الملل و ضرورت پایان جنگ ــ اشتراک قابل توجهی دارد، اما درباره وزن بازدارندگی، پاسخگویی، چندجانبه‌گرایی و شرایط آغاز مذاکره، تفاوت‌های درونی آن محسوس است.

نتیجه‌گیری: دیپلماسی حذف نشده، اما فضای آن محدود شده است

سخنرانی‌های هشتاد و یکمین مجمع عمومی نشان می‌دهند که صلح، آتش‌بس، مذاکره، گفت‌وگو و نقش سازمان ملل همچنان در سخنان دولت‌های اروپایی و اتحادیه اروپا حضور دارند اما دیپلماسی در این گفتمان مشروط‌تر شده است. مذاکره معمولاً نه به‌عنوان جایگزین فشار و بازدارندگی، بلکه در کنار آنها مطرح می‌شود. در این چارچوب، فشار قرار است هزینه ادامه جنگ را افزایش دهد و بازدارندگی قرار است از گسترش جنگ جلوگیری کند؛ در حالی که مذاکره باید در شرایطی صورت گیرد که حاکمیت اوکراین، اصول حقوق بین‌الملل و ترتیبات امنیتی آینده مورد توجه قرار گرفته باشند.

سخنان تاجانی شاید این وضعیت را به‌صورت فشرده بیان می‌کند: صلح به گفت‌وگو نیاز دارد، اما گفت‌وگو بدون نوعی قاطعیت و دفاع از اصول می‌تواند به بن‌بست برسد [۱۴] و پاول نشان می‌دهد که حتی در میان دولت‌هایی که بر افزایش هزینه جنگ تأکید می‌کنند، دیپلماسی هنوز ضروری تلقی می‌شود؛ زیرا دیپلماسی دقیقاً زمانی اهمیت پیدا می‌کند که طرف‌های منازعه دوست یکدیگر نیستند [۷].

اما در گفتمان بالتیک، فضای دیپلماسی محدودتر است. برای لیتوانی، نتیجه جنگ و تضمین حاکمیت اوکراین اهمیت بنیادی دارد؛ برای لتونی، آتش‌بس باید با مسئولیت‌پذیری روسیه و احترام به حاکمیت اوکراین همراه باشد؛ و برای استونی، فشار بر روسیه بخشی از تلاش برای حفظ اعتبار منشور و جلوگیری از عادی شدن مصونیت از مجازات است [۱۱؛ ۱۰؛ ۵].

از این منظر، شاید مهم‌ترین ویژگی گفتمان اروپایی در هشتاد و یکمین مجمع عمومی نه «نبود دیپلماسی»، بلکه «دیپلماسی مشروط» باشد: دیپلماسی‌ای که همچنان ضروری تلقی می‌شود، اما در چارچوبی قرار گرفته است که بازدارندگی، حقوق بین‌الملل، حاکمیت اوکراین و افزایش هزینه ادامه جنگ، فضای آن را از پیش تعریف می‌کنند.

پرسش مهم‌تر این است که اگر هدف نهایی صلح پایدار است، آیا این چارچوب برای طراحی همه متغیرهای لازم برای یک توافق سیاسی کافی است؟ سخنرانی‌های امسال درباره ضرورت پایان جنگ نسبتاً روشن‌اند، اما درباره معماری سیاسی و امنیتی مرحله پس از آتش‌بس تصویر به همان اندازه روشنی ارائه نمی‌کنند.

در این فاصله میان «خواست پایان جنگ» و «طراحی مسیر سیاسی برای پایان دادن به آن» شاید بتوان مهم‌ترین مسئله گفتمان اروپایی درباره روسیه در هشتاد و یکمین مجمع عمومی را مشاهده کرد.

 

ارجاعات

  1. General debate of the eighty-first session of the General Assembly. (2026). United Nations. https://www.un.org/pga/81/event/general-debate-of-the-eighty-first-session-of-the-general-assembly/?utm_source=chatgpt.com
  2. Macron, E. (2026, September 22). Discours du Président de la République lors de la 81e Assemblée générale des Nations Unies. Élysée. https://www.elysee.fr/emmanuel-macron/2026/09/22/81-session-de-lassemblee-generale-des-nations-unies-a-new-york-deuxieme-journee?utm_source=chatgpt.com
  3. Speech by President António Costa at the 81st United Nations General Assembly. (2026, September 24). European Council. https://www.consilium.europa.eu/hu/press/press-releases/2026/09/24/speech-by-president-antonio-costa-at-the-81st-united-nations-general-assembly/?utm_source=chatgpt.com
  4. Remarks by President António Costa at the United Nations Security Council meeting on maintenance of peace and security of Ukraine. (2026a, September 23). European Council. https://www.consilium.europa.eu/en/press/press-releases/2026/09/23/remarks-by-president-antonio-costa-at-the-united-nations-security-council-meeting-on-maintenance-of-peace-and-security-of-ukraine/?utm_source=chatgpt.com
  5. Address by the President of the Republic of Estonia Alar Karis at the 81st United Nations General Assembly. (2026, September 23). Office of the President of Estonia. https://president.ee/en/official-duties/speeches/58800/?utm_source=chatgpt.com
  6. Address by the President of the Republic of Poland at the 81st session of the United Nations General Assembly. (2026, September 23). United Nations General Assembly transcript. https://transcripts.un.org/en/asset/k1b/k1b5jwwa58
  7. Statement in the General Debate of the 81st UNGA Session. (2026, September 23). Office of the President of the Czech Republic. https://www.hrad.cz/en/president-of-the-cr/current-president-of-the-cr/public-addresses-and-interviews/president-pavel-statement-in-the-general-debate-of-the-81st-unga-session-19568?utm_source=chatgpt.com
  8. PM speech at UNGA: 22 September 2026. (2026, September 22). Prime Minister’s Office, 10 Downing Street. https://www.gov.uk/government/speeches/pm-speech-at-unga-22-september-2026?utm_source=chatgpt.com
  9. Address by the President at the General Debate of the UN General Assembly in New York. (2026, September 24). Office of the President of Ukraine. https://www.president.gov.ua/en/news/zvernennya-prezidenta-na-zagalnih-debatah-generalnoyi-asambl-106573?utm_source=chatgpt.com
  10. Statement by H.E. Mr. Edgars Rinkēvičs, President of the Republic of Latvia, at the 81st session of the United Nations General Assembly. (2026, September 23). Permanent Mission of Latvia to the United Nations. https://www2.mfa.gov.lv/en/newyork/news/74028-statement-by-h-e-mr-edgars-rinkevics-president-of-the-republic-of-latvia-at-the-81st-session-of-the-united-nations-general-assembly-new-york-23-september-2026
  11. Address by Gitanas Nausėda, President of the Republic of Lithuania, at the United Nations General Assembly. (2026, September 22). United Nations General Assembly transcript. https://transcripts.un.org/en/asset/k17/k17s3dutob?utm_source=chatgpt.com
  12. German statement during United Nations Security Council meeting on Ukraine. Federal Foreign Office. (2026a, September 23). https://new-york-un.diplo.de/un-en/2803784-2803784?utm_source=chatgpt.com
  13. Statement by the Federal Foreign Minister at the 81st United Nations General Assembly. (2026b, September 26). Reuters Connect. https://www.reutersconnect.com/item/81st-united-nations-general-assembly-at-un-headquarters-in-new-york-city/dGFnOnJldXRlcnMuY29tLDIwMjY6bmV3c21sX1JDMjVSTkFZMEJPUA?utm_source=chatgpt.com
  14. Minister Antonio Tajani addresses the United Nations General Assembly. (2026, September 26). Ministry of Foreign Affairs and International Cooperation of Italy. https://www.esteri.it/en/sala_stampa/archivionotizie/approfondimenti/2026/09/il-ministro-antonio-tajani-interviene-allassemblea-generale-delle-nazioni-unite/
لینک کوتاه : https://www.iras.ir/?p=14818
  • نویسنده : سعید خاوری‌نژاد، دانشجوی دکترای روابط بین‌الملل، دانشگاه دولتی تومسک، فدراسیون روسیه
  • منبع : موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)
  • 1 بازدید

برچسب ها

ثبت دیدگاه

انتشار یافته : ۰

دیدگاهها بسته است.

برچسب ها
آسیای مرکزی،روسیه،اوکراین آفریقا،روسیه آمریکا،روسیه،تحریم ارمنستان،باکو،ترکیه،ایران افغانستان،طالبان،قدرت اوراسیا،ایران،تجارت اوکراین،آمریکا،روسیه اوکراین،روسیه،آمریکا،جنگ اوکراین،روسیه،جنگ ایران،آذربایجان ترکیه،زلزله ترکیه،زلزله،امنیت رشت،روسیه،ایران،آستارا روسیه،اعراب،اوکراین روسیه،اوکراین،آمریکا روسیه،ایبورسک روسیه،ایران روسیه،ایران،اتحاد روسیه،ایران،تجارت روسیه،تاجیکستان روسیه،خاورمیانه روسیه،خاورمیانه،آفریقا روسیه،دریای سرخ روسیه،سند،سیاست روسیه،سیاست خارجی غلات،روسیه،اوکراین قزاقستان،ازبکستان قزاقستان،انتخابات قطار، ریل نفت،روسیه،آذربایجان هند،چین،بالون چین،آمریکا چین،آمریکا،بالن چین،اوکراین،جنگ،ر.سیه چین،ایران چین،ایران،اوکراین،روسیه چین،ایران،رئیسی چین،ایران،عربستان چین،ترکیه،روسیه،آسیای مرکزی چین،روسیه چین،روسیه،اوکراین چین،روسیه،ایران چین،هند چین،هژمونی،غرب چین،پاکستان،هند،هسته ای