تاریخ : یکشنبه, ۱۰ مهر , ۱۴۰۱ 7 ربيع أول 1444 Sunday, 2 October , 2022

جنگ روسیه در اوکراین و موضع اسرائیل

  • ۰۵ شهریور ۱۴۰۱ - ۶:۱۸
جنگ روسیه در اوکراین و موضع اسرائیل
حمله روسیه به اوکراین در پنجم اسفند 1400 پس از گذشت هشت سال از الحاق کریمه ، عملا دو سوی آتلانتیک را علیه روسیه متحد کرد. اما واکنش سایر کشورهای دنیا کاملا متنوع و در بعضی موارد مانند قزاقستان غیر قابل انتظار بود. این تنوع از موضع بیطرفی هند تا سیاست یکی به نعل یکی به میخ ترکیه و سیاست همکاری سیاسی و اقتصادی چین با روسیه در عین موضع رسمی این کشور در حمایت نکردن از تجاوز نظامی روسیه به اوکراین بود. مجموعه این موضع گیری ها نشان دهنده شروع دوره ای جدید از تنش بزرگ در روابط بین‌الملل در آغاز سومین دهه قرن ۲۱ است. شاید بتوان این تنش ها را ناشی از تعارض بوجود آمده بین ارزش های جهانی و منافع ملی کشورها بدانیم.

حسن بهشتی پور  

در این میان موضع گیری اسرائیل، متحد راهبردی آمریکا در خاورمیانه و شریک استراتژیک روسیه که مناسبات بسیار نزدیکی با اوکراین هم دارد بسیار قابل تعمق و تحلیل است. 

به طور خصوصی، مقامات اسرائیل عنوان می کردند که نمی‌ خواهند روسیه را از خود برانند، زیرا برای مقابله با ایران  و همچنین اقدام های خود در سوریه، به مسکو احتیاج دارند. اما آنها در واقع نمی خواستند نفوذ گسترده خود در اوکراین را به واسطه حمایت از موضع روسیه در جنگ علیه اوکراین از دست بدهند . اسرائیل در بخش های نظامی و غیر نظامی اوکراین سالهاست که سرمایه گذاری کرده است و این سرمایه گذاری آنقدر اهمیت دارد که اسرائیل با وجود رنجش شدید مسکو ، همچنان به صورت آشکار از موضع اوکراین در دفاع در برابر تهاجم روسیه حمایت کند.

البته نباید فراموش کرد حضور صدها هزار یهودی که از روسیه و اوکراین  به فلسطین اشغالی  مهاجرت کرده‌اند عامل مهم دیگری برای درک تعارض های موجود در رژیم صهیونیستی است. لیبرمن وزیر خارجه سابق اسرائیل که در سودای بدست آوردن پست نخست وزیری بود در گذشته ادعا کرده بود  «در آینده‌ای نزدیک، نخست‌وزیر اسرائیل روس‌زبان خواهد بود.» لیبرمن که از یهودیان مهاجر از روسیه است پس از ضمیمه کردن شبه جزیره کریمه به روسیه ، در سال ۲۰۱۶ به مسکو سفر کرد و هنگام گفتگو  با پوتین، و سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه  با آنها به زبان روسی صحبت کرد، زیرا این زبان، زبان مادری اوست.

علاوه بر این برای حاکمیت توسعه طلب اسرائیل، حفظ روابط راهبردی با آمریکا به عنوان نزدیکترین همپیمان خود، بسیار با اهمیت تر از حفظ رضایت  مسکو است. آن هم در شرایطی که در عمل ماجراجویی پوتین در اوکراین روسیه را در انزوای جهانی قرار داده است.

اما فراتر از این ملاحظات، یک ملاحظه بزرگ دیگر برای حاکمان تل آویو در جنگ روسیه در اوکراین وجود دارد. روسیه به بهانه تهدید علیه امنیت ملی خودش، هنجار بین المللی را که حداقل از سال ۱۹۴۵ تاکنون در منشور سازمان ملل به رسمیت شناخته شده است و ان حق حاکمیت ملی کشورها است، نادیده گرفت و با استفاده از قوه نظامی تلاش کرد کشور همسایه خود را به تجدید نظر در سیاست غلطی که در مورد عضویت در ناتو در پیش گرفته است، وادار سازد.

برای اسرائیل این بخش داستان کاملا قابل درک بود زیرا این رژیم دقیقا به همین بهانه در سالهای گذشته به کشورهای همسایه خود مصر، سوریه ، اردن و لبنان ، بارها و بارها تجاوز کرده است و حتی بخش هایی از این کشورها را در جولان ، صحرای سینا ، جنوب لبنان و غرب اردن، اشغال کرده است. اما بخش دوم ماجرا که روسیه به عنوان دفاع از حقوق هفت میلیون روس تبار که در اوکراین زندگی می کنند و تابیعت اوکراینی دارند، در صدد تجزیه منطقه دونباس در شرق اوکراین  برامده است، برای اسرائیل حساسیت بیشتری دارد. زیرا آنها هم به این فکر می کنند اگر بنا باشد روسیه بر اساس آنچه که در قانون اساسی اش آورده خود را برای دفاع از حقوق روس تبارها مجاز به دفاع از حقوق روس تبارها در سایر کشورهای جهان بداند، در این شرایط  حدود دو میلون مهاجر روس تبار که به فلسطین اشغالی مهاجرت کردند یک تهدید امنیتی  محسوب خواهد شد.

به همین دلیل به نظر می رسد اسرائیل قید حمایت از روسیه را برای الحاق مناطق مختلف کشورها با استفاده از قدرت نظامی به عنوان یک رویه مرسوم زده است تا نکند در آینده خود گرفتار معضل مشابهی از سوی روسیه در دفاع از روس تبارهای مقیم اسرائیل نشود.

نتیجه آنکه امروزه دیگر پوشش دفاع از هنجارهای بین المللی مثل احترام به حق استقلال و حاکمیت ملی کشورها در تعارض آشکار با منافع ملی کشورها قرار گرفته و در نهایت رفتارهای بعضا متناقضی را از سوی کشورها شاهد هستیم که درست شبیه آنچه که در دوران شدت گرفتن بیماری کرونا در اقصی نقاط جهان شاهد بودیم، کشورها بیش از آنکه به سرنوشت مشترک انسانها توجه کنند به منافع مردم کشورهای خود توجه نشان دادند.  

 اینکه هنجارهای بین المللی  همواره از سوی قدرتهای سلطه جو مانند آمریکا رعایت نشدند، نمی تواند بهانه ای باشد برای اینکه سایر کشورها هم به رفتارهای هنجار شکنانه در روابط بین الملل متوسل شوند.  به نظر می رسد سالها طول خواهد کشید تا بتوان تحلیل دقیق و همه جانبه ای از تاثیرات جنگ روسیه در اوکراین ارایه کرد. اما بی تردید مقام های رژیم اسرائیل به خوبی می دانند که چگونه در بین روسیه و اوکراین بازی جدیدی را شروع کنند تا هم از حمایت های گذشته روسیه بهره مند شوند و هم موقعیت کنونی خود را در اوکراین از دست ندهند. زیرا توسعه طلبی در ذات حکومت تل آویو نهادینه شده است.

نتیجه :

۱-از نگاه اسرائیل روابط با روسیه به آن میزان اهمیت ندارد که مناسبات همه جانبه اسرائیل با مقام های آمریکایی و منافع بلند مدت آنها در اوکراین قربانی روابط با مسکو شود. در واقع اسرائیل متحد تاکتیکی مسکو و استراتژیک واشنگتن است.

۲- اسرائیل نمی خواهد شریک ماجراجویی روسیه در اوکراین باشد و بیشتر ترجیح می دهد در جبهه آمریکا و متحدانش قرار گیرد تا بتواند در آینده اوکراین نقش بیشتری ایفاء کند. اما از سوی دیگر اسرائیل نمی خواهد روسیه را کاملا از دست بدهد. بنابراین پس از پایان جنگ در اوکراین احتمالا شاهد تغییراتی در مواضع  اسرائیل  در قبال روسیه خواهیم بود.

۳- نقش یهودی های مهاجر از روسیه و اوکراین و نفوذ آنها در احزاب سیاسی حاکم در رژیم تل آویو در نوع موضع گیری اسرائیل در جنگ روسیه علیه اوکراین نقش مهمی داشته و دارد.

۴- اسرائیل از شعار روسیه در مورد حمایت همه جانبه از حقوق روس تبارها در هرکجای جهان که باشند، به شدت بیمناک است. همین موضوع انها را دربرابر اقدام های روسیه در اوکراین محتاط تر کرده است.

۵- از ابتدای حمله روسیه به اوکراین اسرائیل بارها از تمامیت ارضی اوکراین حمایت کرده  و اقدامات روسیه را در حمله به یک کشور مستقل محکوم کرده است. اما رژیم توسعه طلب اسرائیل خود فراموش کرده است است که از سال ۱۹۴۸ تاکنون حداقل چهار جنگ با اعراب و فلسطینی ها را بخاطر همین نگاه توسعه طلبانه به راه انداخته است.  

نویسنده

لینک کوتاه : https://www.iras.ir/?p=6181
  • نویسنده : حسن بهشتی پور
  • منبع : ایراس

برچسب ها

برچسب ها