#اختصاصی
نویسنده: سوسن بابایی استاد هنر ایران و اسلام
از زمان آغاز جنگ، ایران خساراتی جبرانناپذیر به بافت شهری، زیرساختها و محیط زیست خود متحمل شده است. دردناکترین پیامد این درگیریها، از دست رفتن جان انسانهاست؛ از جمله حمله به مدرسه دخترانهای در میناب که دستکم ۱۶۸ کشته بر جای گذاشت. با این حال، گزارشهای منتشرشده درباره آسیب دیدن بناها و محوطههای تاریخی نیز باید زنگ خطری جدی برای همه کسانی باشد که دغدغه حفظ میراث فرهنگی جهان را دارند.
ارزیابیهای اولیه از خسارات، تصویری اندوهبار از آسیبهای واردشده ارائه میدهد. در کاخ گلستان تهران، مقر حکومت سلسله قاجار (۱۷۸۹ تا ۱۹۲۵)، بیشترین آسیب به باشکوهترین بخش مجموعه، یعنی ایوان تخت مرمر، وارد شده است. این ایوان به گونهای طراحی شده بود که چشماندازی وسیع به باغ و حوض بزرگ مقابل آن داشته باشد؛ جایی که سفرا، مقامات و میهمانان خارجی از مسیر حوض به سوی شاه حرکت میکردند.
تزئینات باشکوه آینهکاری، همراه با طلاکاری و رنگآمیزیهای فاخر، این فضا را به یکی از درخشانترین تالارهای سلطنتی ایران تبدیل کرده بود؛ فضایی که از نظر شکوه و کارکرد، با تالار آینه کاخ ورسای فرانسه مقایسه میشود.
آسیب شدید به کاخهای تاریخی
هنر آینهکاری در ایران پیشینهای طولانی دارد و ریشههای آن به مجموعه سلطنتی صفوی در اصفهان، میان اواخر قرن شانزدهم تا اوایل قرن هجدهم میلادی، بازمیگردد. نخستین نمونههای کامل این هنر در قرن هفدهم در همین مجموعه اجرا شد؛ آثاری که آنها نیز در حملات ماه مارس آسیب دیدند.
در میان آثار تاریخی، کاخ چهلستون اصفهان شاید بیشترین خسارت را متحمل شده باشد. موج انفجار ناشی از اصابت بمب در نزدیکی این بنا، بخشهایی از آینهکاری ایوان را از جای خود جدا کرده است؛ همان ایوانی که شاهان صفوی در آن مراسم رسمی و ضیافتهای سلطنتی برگزار میکردند.
بخشهایی از سقف چوبی نقاشیشده و زراندود تالار چهلستون فرو ریخته است. پنجرههای چوبی مشبک و شیشههای تالار اصلی نیز شکسته و قطعات آنها سراسر کف بنا را پوشانده است. تصاویر منتشرشده از نقاشیهای دیواری باشکوه این کاخ، که صحنههای پذیرایی شاهان صفوی از سفیران خارجی در میانه قرن هفدهم را به تصویر میکشند، ترکها و شکافهای عمیقی را نشان میدهند.
خسارات وارده به کاخ عالیقاپو نیز هنوز به طور کامل ثبت و مستندسازی نشده است. این بنای پنجطبقه که در ضلع غربی میدان نقش جهان قرار دارد، در دوره صفوی ورودی اصلی مجموعه کاخ سلطنتی به شمار میرفت و علاوه بر استقرار دستگاه قضایی، از ایوان مرتفع آن چشماندازی کمنظیر به میدان، مسابقات چوگان، بازارها و مراسم استقبال از سفرا دیده میشد. امروزه این میدان همچنان محل گردش، استراحت و حضور خانوادهها و گردشگران است.
ضرورت برنامهریزی برای مرمت
در حالی که جهان باید سالها درباره پیامدهای اخلاقی تخریب آثار فرهنگی بیندیشد، از هماکنون باید برای بازسازی آنها برنامهریزی شود. چه کسانی مسئول مرمت میراث فرهنگی ایران خواهند بود؟ چه منابع و ظرفیتهایی برای این کار وجود دارد؟
ایران سابقهای طولانی در حفاظت از میراث فرهنگی دارد. در اوایل قرن بیستم، گروهی از اندیشمندان و سیاستمداران ملیگرا انجمن آثار ملی ایران را برای شناسایی و حفاظت از آثار تاریخی بنیان نهادند. با وجود دو جنگ جهانی و تحولات سیاسی متعدد، حفاظت از میراث فرهنگی همواره یکی از اولویتهای کشور باقی ماند.
در طول این سالها، نظامی منسجم برای ثبت، مرمت و حفاظت از بناهای تاریخی شکل گرفت. اگرچه در مراحل اولیه از همکاری برخی متخصصان اروپایی نیز استفاده شد و ساختارهای اداری با تغییرات سیاسی دگرگون شدند، اما اصل حفاظت از میراث فرهنگی همواره حفظ شد.
میراثی که با دانش و مهارت حفظ شد
باستانشناسان و معماران ایرانی همواره در کنار استادکاران سنتی فعالیت کردهاند؛ هنرمندانی که مهارتهایی چون آینهکاری، نقاشی دیواری، گچبری، نجاری و کاشیکاری را نسل به نسل منتقل کردهاند. بخش مهمی از این فعالیتها توسط نهادی که امروز با عنوان وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی شناخته میشود، مستندسازی شده است.
میان سالهای ۱۹۶۴ تا ۱۹۷۸ نیز پروژه مهمی با همکاری اداره باستانشناسی ایران و مؤسسه ایتالیایی مطالعات خاورمیانه و خاور دور (IsMEO) برای ارزیابی وضعیت حفاظت از آثار اصفهان و تخت جمشید اجرا شد. حاصل این همکاری، آرشیوی ارزشمند در تهران و رم و همچنین تربیت نسلی از متخصصان مرمت بود که حتی پس از انقلاب ۱۳۵۷ نیز به فعالیت خود ادامه دادند و نسلهای بعدی را آموزش دادند.
همین متخصصان، همراه با استادکاران محلی، بخشهایی از مسجد جامع اصفهان، ثبتشده در فهرست میراث جهانی یونسکو، را مرمت و احیا کردند.
دفاع از میراث ایرادرو که نمادهای پادشاهی و تصاویر انسانی را با حکومت اسلامی ناسازگار میدانستند، قصد داشتند نقاشیهای دیواری کاخ چهلستون را نابود کنند و حتی تخت جمشید را تخریب کنند. اما مرمتگران و حافظان میراث فرهنگی، به معنای واقعی کلمه، با حضور فیزیکی خود در برابر این اقدامات ایستادند و موفق شدند بخش عمدهای از این آثار را نجات دهند.
اکنون نیز، نویسنده معتقد است که دفاع از میراث فرهنگی ایران، چه ملموس و چه ناملموس، بار دیگر بر دوش نسل جوان ایران خواهد بود.
درباره نویسنده:
در مؤسسه کورتولد لندن و نویسنده کتاب اصفهان و کاخهای آن: حکمرانی، تشیع و معماری همزیستی در ایران آغاز دوران مدرن (۲۰۰۸) است.









