#اختصاصی
نویسنده: مرضیه مرادی، دانشجوی دکتری مطالعات روسیه، دانشگاه تهران
مقدمه
جنگ ۴۰ روزه میان ایران، اسرائیل و آمریکا که از ۹ اسفند ۱۴۰۴ تا ۱۹ فروردین ۱۴۰۵ ادامه یافت، یکی از مهمترین و گستردهترین رویاروییهای مستقیم میان دو طرف از زمان شکلگیری جمهوری اسلامی ایران به شمار میرود. این جنگ، علاوه بر ابعاد نظامی، امنیتی و ژئوپلیتیکی، به عرصهای برای رقابت روایتها و شکلدهی به افکار عمومی نیز تبدیل شد؛ به گونهای که رسانهها نه تنها نقش انتقالدهنده اخبار، بلکه نقشآفرینانی فعال در چارچوببندی وقایع، تفسیر اهداف بازیگران و جهتدهی به برداشت مخاطبان داخلی و بینالمللی بودند.
بررسی نحوه بازنمایی این جنگ در رسانههای روسیه، از دو جهت اهمیت دارد؛ یک: تداوم جنگ روسیه و اوکراین سبب شده است که رسانههای روسی، بیش از بسیاری از رسانههای بینالمللی، جنگها را از دریچه ملاحظات امنیتی، ژئوپلیتیکی و تقابل قدرتهای بزرگ تحلیل کنند. این رسانهها نه از جایگاه ناظری بیطرف، بلکه از منظر کشوری که خود درگیر یک جنگ طولانی و پرهزینه است، به این بحران پرداختهاند. بنابراین، روایتهای ارائهشده از جنگ ۴۰ روزه ایران با اسرائیل و آمریکا را میتوان بازتابی از درک امنیتی و محاسبات راهبردی روسیه نیز دانست. دو: رسانههای روسی صرفا بازتابدهنده رویدادها نیستند، بلکه در بسیاری موارد به عنوان بخشی از ابزار سیاست خارجی روسیه عمل کرده و تلاش میکنند برداشت مخاطبان از بحرانهای بینالمللی را در چارچوب منافع و اولویتهای راهبردی مسکو شکل دهند. از این منظر، مطالعه روایتهای رسانهای روسیه میتواند تصویری روشن از نحوه ادراک این کشور نسبت به جنگ، جایگاه ایران در محاسبات ژئوپلیتیکی روسیه، نگاه مسکو به اسرائیل و ایالات متحده و همچنین ارزیابی آن از آینده نظم امنیتی خاورمیانه ارائه دهد.
این گزارش به بررسی پوشش جنگ ۴۰ روزه ایران با آمریکا و اسرائیل در دو رسانه روسی ایزوستیا (Izvestia) و کامرسانت (Kommersant) میپردازد. هدف اصلی گزارش، شناسایی روایتهای غالب و تفاوتهای موجود میان این دو رسانه در بازنمایی جنگ است.
ایزوستیا
روزنامه ایزوستیا یکی از قدیمیترین و پرنفوذترین رسانههای روسیه است که فعالیت خود را از سال ۱۹۱۷ آغاز کرده و امروزه بهعنوان یک روزنامه سراسری با نسخه چاپی و پایگاه خبری آنلاین (IZ.RU) فعالیت میکند. این رسانه علاوه بر پوشش روزانه اخبار داخلی و بینالمللی، گزارشهای تحلیلی، یادداشتهای کارشناسی و مصاحبههای اختصاصی در حوزههای سیاست، اقتصاد، امنیت، روابط بینالملل و مسائل نظامی منتشر میکند.[۱] ایزوستیا در فضای رسانهای روسیه عموما بهعنوان رسانهای جریان اصلی و نزدیک به رویکردهای حاکمیتی شناخته میشود، هرچند در مقایسه با خبرگزاریهای رسمی، سهم بیشتری به تحلیلهای کارشناسی و گزارشهای تفسیری اختصاص میدهد. در مدت زمان جنگ میان ایران با آمریکا و اسرائیل مجموعا ۳۲۴۳ خبر، تحلیل و یادداشت منتشر شده است و میتوان گفت این روزنامه صرفا به بازتاب رویدادها نپرداخته، بلکه چند روایت مشخص را بهصورت مستمر بازتولید کرده است که اهم آن به شرح زیر است:
- اسرائیل و آمریکا آغازگر جنگ
یکی از مهمترین روایتهای شکلگرفته در پوشش ایزوستیا، معرفی اسرائیل و ایالات متحده بهعنوان عوامل اصلی آغاز جنگ است. در این چارچوب، حملات اولیه اسرائیل نه بهعنوان بخشی از یک درگیری متقابل، بلکه بهعنوان اقدامی پیشدستانه و آغازگر بحران توصیف میشود و در بسیاری از گزارشها از عبارت “حمله پیشدستانه” (preemptive strike) برای اشاره به عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل استفاده شده است. این روزنامه همچنین با بازتاب گسترده مواضع مقامات روس، بهویژه اظهارات سرگئی لاوروف، تلاش میکند این برداشت را تقویت کند که حملات اسرائیل فاقد توجیه حقوقی و سیاسی بوده و آغازگر چرخه تشدید تنشها در منطقه محسوب میشود. در کنار این موضوع، نقش ایالات متحده نیز بهطور مداوم در گزارشها مورد توجه قرار گرفته و از آن بهعنوان حامی و همراه اصلی اسرائیل در این عملیات یاد میشود. ایزوستیا با انتخاب واژگان، نحوه روایت رویدادها و استناد به منابع رسمی روسی، مسئولیت اصلی آغاز جنگ را متوجه اسرائیل و آمریکا دانسته و این دو بازیگر را عامل اصلی بیثباتی و گسترش بحران در خاورمیانه معرفی میکند.
- ایران در موضع دفاع
روایت دیگری که بهطور مستمر در پوشش ایزوستیا مشاهده میشود، ترسیم ایران بهعنوان بازیگری است که در موضع دفاعی قرار دارد و اقدامات نظامی خود را در واکنش به حملات اولیه اسرائیل انجام میدهد. در گزارشهای این روزنامه، عملیات موشکی و پهپادی ایران عمدتا در ادامه حملات اسرائیل روایت شده و از آن با عنوان «پاسخ» یا «واکنش» یاد میشود، نه اقدامی برای آغاز درگیری. همچنین، ایزوستیا با تأکید بر مواضع مقامات ایرانی و تحلیلهای نظامی، تلاش میکند آمادگی نیروهای مسلح ایران برای دفاع از تمامیت ارضی و حفاظت از زیرساختهای حیاتی کشور را برجسته سازد. در کنار این موضوع، توان موشکی، ظرفیت بازدارندگی و قابلیتهای دفاعی ایران نیز از جمله محورهایی است که بهطور مکرر در گزارشها مورد توجه قرار گرفته و بهعنوان عواملی مؤثر در حفظ موازنه نظامی معرفی شدهاند. چارچوب روایی ایزوستیا ایران را نه بهعنوان آغازگر جنگ، بلکه بهعنوان کشوری بازنمایی میکند که در برابر یک حمله خارجی قرار گرفته و اقدامات نظامی خود را در چارچوب دفاع از امنیت ملی و پاسخ به عملیات طرف مقابل تعریف میکند.
- شکست راهحل نظامی
از هفته دوم جنگ، ایزوستیا بهتدریج از پوشش صرفا خبری فاصله گرفته و با انتشار گزارشها و یادداشتهای تحلیلی، روایت تازهای را درباره ناکارآمدی راهحل نظامی شکل میدهد. در این مطالب، این دیدگاه بارها مطرح میشود که دستیابی به اهداف سیاسی از طریق عملیات نظامی، بهویژه در قبال ایران، امکانپذیر نیست و تداوم جنگ نهتنها به پایان بحران منجر نخواهد شد، بلکه بر پیچیدگیهای آن خواهد افزود. تحلیلهای منتشرشده در این روزنامه تأکید دارند که حذف یا تضعیف رهبری ایران لزوما به پایان درگیری یا تغییر رفتار این کشور منجر نشده و سناریوی تغییر حکومت نیز از منظر سیاسی و اجتماعی واقعبینانه ارزیابی نمیشود. همچنین، ایزوستیا با اشاره به هزینههای روزافزون جنگ، پیامدهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی ادامه درگیری را برای آمریکا و اسرائیل مورد توجه قرار داده و این نکته را برجسته میکند که تداوم عملیات نظامی میتواند منافع و جایگاه راهبردی این دو کشور را بیش از پیش با چالش مواجه سازد. این روزنامه با برجسته کردن محدودیتهای گزینه نظامی و افزایش هزینههای جنگ، این برداشت را میرساند که راهحل نظامی نهتنها قادر به حل بحران نیست، بلکه خود به عاملی برای تشدید بیثباتی منطقهای تبدیل شده و تنها مسیر واقعبینانه برای پایان دادن به بحران، بازگشت به دیپلماسی و راهحلهای سیاسی است.
- جنگ، آزمونی برای فناوریهای نوین نظامی
یکی دیگر از روایتهای شاخص ایزوستیا، نگاه به جنگ ۴۰ روزه ایران با اسرائیل و آمریکا بهعنوان عرصهای برای آزمون و ارزیابی فناوریهای نوین نظامی است. برخلاف بسیاری از رسانهها که تمرکز اصلی خود را بر تحولات سیاسی و دیپلماتیک قرار دادهاند، این روزنامه بخش قابل توجهی از گزارشهای خود را به تحلیل ابعاد فنی و نظامی درگیری اختصاص داده و تلاش کرده است عملکرد تجهیزات و سامانههای تسلیحاتی دو طرف را مورد بررسی قرار دهد. در این چارچوب، موضوعاتی همچون سامانههای دفاع هوایی و لیزری اسرائیل، موشکهای پیشرفته آمریکا، جنگ پهپادی، فناوریهای ضدپدافندی و همچنین توان موشکی و تسلیحات دوربرد ایران بهصورت مستمر در گزارشها و تحلیلها مطرح شدهاند. ایزوستیا با بهرهگیری از دیدگاه کارشناسان نظامی، این جنگ را فراتر از یک تقابل منطقهای دانسته و آن را صحنهای برای سنجش کارآمدی تسلیحات و تاکتیکهای نوین در شرایط واقعی نبرد توصیف میکند. بر این اساس، جنگ نه صرفا بهعنوان رویارویی دو بازیگر منطقهای، بلکه بهعنوان میدان آزمایش نسل جدید فناوریهای نظامی و ارزیابی توان بازدارندگی و اثربخشی سامانههای دفاعی و تهاجمی قدرتهای درگیر بازنمایی میشود.
- پیامدهای جهانی جنگ
یکی از مهمترین چارچوبهای روایی ایزوستیا، فراتر بردن جنگ از سطح یک منازعه دوجانبه و بازنمایی آن بهعنوان بحرانی با پیامدهای گسترده بینالمللی است. در بسیاری از گزارشها، این روزنامه تلاش میکند نشان دهد که آثار جنگ تنها به ایران، آمریکا و اسرائیل محدود نمیشود، بلکه میتواند ثبات اقتصاد جهانی، امنیت انرژی و شبکه حملونقل بینالمللی را نیز تحت تأثیر قرار دهد. در این راستا، موضوعاتی همچون احتمال بسته شدن تنگه هرمز، اختلال در صادرات نفت و گاز، افزایش بهای حاملهای انرژی، تغییر مسیر پروازهای بینالمللی و تهدید امنیت کشتیرانی در آبراههای راهبردی، از جمله محورهای پرتکرار در پوشش خبری و تحلیلی ایزوستیا به شمار میروند. این رسانه همچنین با استناد به دیدگاه کارشناسان و تحلیلگران، پیامدهای اقتصادی و امنیتی گسترش جنگ را برای بازارهای جهانی مورد بررسی قرار داده و نسبت به تأثیر آن بر زنجیره تأمین انرژی و تجارت بینالمللی هشدار میدهد. ایزوستیا جنگ ۴۰ روزه را نه یک رویارویی منطقهای، بلکه بحرانی با ابعاد جهانی معرفی میکند که آثار آن میتواند فراتر از خاورمیانه، بر اقتصاد، امنیت و ثبات نظام بینالملل نیز تأثیرگذار باشد.
- روسیه؛ بازیگری مسئول و میانجی
یکی از پررنگترین روایتهای ایزوستیا در جریان جنگ ۴۰ روزه ایران با اسرائیل و آمریکا، بازنمایی روسیه بهعنوان بازیگری مسئول، متوازن و حامی راهحلهای سیاسی برای پایان دادن به بحران است. در بخش قابل توجهی از گزارشها و تحلیلهای این روزنامه، مواضع رسمی کرملین از طریق نقلقولهای مکرر از ولادیمیر پوتین، سرگئی لاوروف و دیگر مقامات ارشد روسیه برجسته شده و بر ضرورت توقف درگیریها، جلوگیری از تشدید تنش و بازگشت طرفین به مسیر دیپلماسی تأکید میشود. ایزوستیا همچنین تلاش میکند نقش روسیه را فراتر از یک ناظر صرف به تصویر بکشد و با اشاره به روابط مسکو با هر دو طرف و جایگاه این کشور در معادلات خاورمیانه، ظرفیت روسیه برای ایفای نقش میانجی و تسهیلکننده گفتوگوهای سیاسی را برجسته سازد. در این چارچوب، مخالفت با گسترش دامنه جنگ، هشدار نسبت به پیامدهای منطقهای و بینالمللی ادامه درگیری و حمایت از سازوکارهای دیپلماتیک، از مهمترین محورهای تکرارشونده در روایت ایزوستیا به شمار میروند. این رسانه با چارچوببندی اخبار و برجستهسازی مواضع رسمی مسکو، روسیه را بهعنوان قدرتی مسئول، ثباتآفرین و متعهد به حلوفصل سیاسی بحران معرفی میکند؛ روایتی که با رویکرد سیاست خارجی روسیه در قبال تحولات خاورمیانه همخوانی قابل توجهی دارد.
کامرسانت
روزنامه کامرسانت یکی از معتبرترین و تأثیرگذارترین رسانههای روسیه در حوزه سیاست، اقتصاد و روابط بینالملل است. این روزنامه که نخستین بار در سال ۱۹۸۹ منتشر شد و از سال ۱۹۹۲ بهصورت روزنامه روزانه درآمد، بهعنوان نخستین روزنامه خصوصی و تجاری روسیه پس از دوره شوروی شناخته میشود. کامرسانت علاوه بر نسخه چاپی، از طریق پایگاه خبری kommersant.ru، رادیو Kommersant FM و مجموعهای از نشریات تخصصی فعالیت میکند. این رسانه به دلیل انتشار گزارشهای تحلیلی، گفتوگو با کارشناسان و پوشش عمیق موضوعات سیاسی، اقتصادی، امنیتی و ژئوپلیتیکی، مخاطبان نخبگانی، مدیران، سیاستگذاران و فعالان اقتصادی را هدف قرار داده است. اگرچه کامرسانت در سالهای اخیر در چارچوب فضای رسانهای روسیه فعالیت میکند، اما در مقایسه با رسانههای رسمی، رویکردی تحلیلیتر داشته و معمولا تلاش میکند ابعاد مختلف رویدادها و پیامدهای آنها را از منظر کارشناسان بررسی کند.[۲] در مدت زمان جنگ میان ایران با آمریکا و اسرائیل مجموعا ۸۱۶ تحلیل و یادداشت منتشر شده است و میتوان گفت این روزنامه صرفا بازتاب رویدادها نداشته و چند روایت مشخص را بهصورت مستمر بازتولید کرده است که به شرح زیر است:
- جنگ، نقطه عطفی در نظم منطقهای
یکی از مهمترین روایتهای شکلگرفته در پوشش کامرسانت، معرفی جنگ ۴۰ روزه ایران با اسرائیل و آمریکا بهعنوان نقطه عطفی در تحولات ژئوپلیتیکی خاورمیانه و آغاز مرحلهای جدید در نظم امنیتی منطقه است. برخلاف گزارشهایی که این جنگ را صرفا در قالب یک رویارویی نظامی میان دو بازیگر منطقهای تفسیر میکنند، کامرسانت تلاش دارد آن را در بستری گستردهتر و در چارچوب تغییر موازنه قدرت در خاورمیانه تحلیل کند. در گزارشها و یادداشتهای این روزنامه، بارها به تحول در قواعد بازدارندگی، افزایش احتمال رویارویی مستقیم میان قدرتهای منطقهای و تغییر الگوهای امنیتی پس از این جنگ اشاره شده است. همچنین، تحلیلگران کامرسانت بر این باورند که پیامدهای این درگیری به پایان عملیات نظامی محدود نخواهد شد، بلکه آثار آن در آینده بر روابط میان بازیگران منطقهای، آرایش ائتلافها و معادلات امنیتی خاورمیانه نیز قابل مشاهده خواهد بود. از این منظر، جنگ ۴۰ روزه ایران با اسرائیل و آمریکا نه یک رویداد مقطعی، بلکه بخشی از فرآیند بازآرایی ژئوپلیتیکی منطقه و نشانهای از ورود خاورمیانه به مرحلهای جدید از رقابتهای راهبردی و موازنه قدرت تلقی میشود.
- تحمیل محاسبات جدید به منطقه از سوی آمریکا و اسرائیل
یکی از روایتهای غالب در پوشش کامرسانت، تبیین محاسبات راهبردی آمریکا و اسرائیل در قبال ایران و پیامدهای آن برای معادلات امنیتی خاورمیانه است. در گزارشها و یادداشتهای تحلیلی این روزنامه، تلاش میشود اقدامات نظامی واشنگتن و تلآویو صرفا بهعنوان واکنشی به تحولات میدانی تفسیر نشود، بلکه در چارچوب اهداف کلان راهبردی آنها مورد بررسی قرار گیرد. در این چارچوب، موضوعاتی نظیر تضعیف توان بازدارندگی و ظرفیتهای نظامی ایران، افزایش فشار بر برنامه هستهای جمهوری اسلامی، محدود کردن نفوذ منطقهای ایران و تغییر موازنه قدرت در خاورمیانه، از جمله اهدافی هستند که بهعنوان انگیزههای اصلی این عملیات مطرح میشوند. با این حال، کامرسانت در کنار تشریح این اهداف، ارزیابی انتقادی از میزان تحقق آنها نیز ارائه میدهد و این پرسش را مطرح میکند که آیا استفاده از ابزار نظامی توانسته است اهداف مورد نظر را محقق سازد یا برعکس، به افزایش پیچیدگی بحران و تقویت موقعیت ایران در برخی حوزهها انجامیده است. این روایت جنگ را نتیجه مجموعهای از محاسبات راهبردی و رقابتهای ژئوپلیتیکی میان بازیگران اصلی منطقه و فرامنطقهای میداند و بر این باور است که پیامدهای این محاسبات، فراتر از میدان نبرد، بر آینده نظم امنیتی خاورمیانه نیز تأثیرگذار خواهد بود.
- عدم امکان دستیابی به پیروزی نظامی قطعی برای طرفین
یکی از روایتهای برجسته در پوشش کامرسانت، تأکید بر این نکته است که جنگ ۴۰ روزه ایران با اسرائیل و آمریکا فاقد چشمانداز روشن برای دستیابی به یک پیروزی نظامی قاطع از سوی هر یک از طرفین است. در گزارشها و تحلیلهای این روزنامه، بارها این دیدگاه مطرح میشود که ادامه درگیری نهتنها به تحقق اهداف راهبردی بازیگران منجر نخواهد شد، بلکه هزینههای نظامی، سیاسی، اقتصادی و امنیتی را برای همه طرفهای درگیر افزایش خواهد داد. کامرسانت با بررسی روند تحولات میدانی و ظرفیتهای نظامی دو طرف، این برداشت را تقویت میکند که تداوم جنگ میتواند به فرسایشی شدن بحران و گسترش دامنه بیثباتی در منطقه بینجامد، بدون آنکه نتیجهای تعیینکننده برای هیچیک از بازیگران حاصل شود. در این چارچوب، بازگشت به مسیر مذاکرات و استفاده از ابزارهای دیپلماتیک بهعنوان گزینهای واقعبینانهتر و کمهزینهتر مطرح میشود. نکته قابل توجه آن است که این روایت بیش از آنکه بر ابعاد اخلاقی یا انسانی جنگ متمرکز باشد، بر تحلیل هزینه و فایده، محاسبات راهبردی و محدودیتهای استفاده از قدرت نظامی استوار است و نتیجه میگیرد که ادامه جنگ، بیش از آنکه دستاوردی برای طرفین به همراه داشته باشد، به تعمیق بحران و پیچیدهتر شدن معادلات امنیتی منطقه منجر خواهد شد.
- پیامدهای اقتصادی و انرژی جنگ
یکی از روایتهای محوری در پوشش کامرسانت، تمرکز بر پیامدهای اقتصادی و انرژی جنگ و تأثیر آن بر اقتصاد جهانی است. در بسیاری از گزارشها و تحلیلهای این روزنامه، جنگ ۴۰ روزه ایران با اسرائیل و آمریکا صرفا بهعنوان یک تقابل نظامی بررسی نمیشود، بلکه آثار آن بر بازارهای بینالمللی انرژی، تجارت جهانی و ثبات اقتصادی نیز مورد توجه قرار میگیرد. کامرسانت بهطور مکرر به موضوعاتی همچون نوسانات قیمت نفت و گاز، امنیت تردد کشتیهای تجاری در تنگه هرمز، افزایش هزینههای حملونقل دریایی و بیمه کشتیرانی و همچنین واکنش بازارهای مالی به تشدید تنشها میپردازد. در این چارچوب، تحلیلگران این روزنامه تلاش میکنند نشان دهند که هرگونه گسترش درگیری میتواند زنجیره تأمین انرژی، تجارت بینالمللی و روند بهبود اقتصاد جهانی را با چالشهای جدی مواجه سازد. علاوه بر این، کامرسانت با توجه به جایگاه روسیه بهعنوان یکی از بزرگترین صادرکنندگان انرژی، پیامدهای جنگ را از منظر منافع اقتصادی و راهبردی مسکو نیز ارزیابی کرده و تأثیر تحولات خاورمیانه بر بازارهای انرژی و فرصتها و چالشهای پیشروی اقتصاد روسیه را مورد تحلیل قرار میدهد.
- روسیه و تلاش برای ممانعت از گسترش جنگ
یکی از روایتهای برجسته در پوشش کامرسانت، تأکید بر ضرورت جلوگیری از گسترش جنگ و مدیریت بحران از طریق ابزارهای دیپلماتیک است. در گزارشهای این روزنامه، مواضع روسیه تنها بهعنوان واکنشی سیاسی به تحولات منطقه بازتاب نمییابد، بلکه در چارچوب منافع راهبردی و ژئوپلیتیکی مسکو مورد تحلیل قرار میگیرد. کامرسانت بر این نکته تأکید میکند که تداوم و گسترش درگیری میتواند موازنه قدرت در خاورمیانه را بر هم زده، امنیت منطقه را بیش از پیش متزلزل کند و زمینه مداخله گستردهتر بازیگران فرامنطقهای را فراهم آورد. از این منظر، جلوگیری از تشدید جنگ نهتنها در راستای حفظ ثبات منطقه، بلکه برای صیانت از منافع سیاسی، امنیتی و اقتصادی روسیه نیز ضروری تلقی میشود. در بسیاری از تحلیلها، حفظ کانالهای ارتباطی با تمامی طرفهای درگیر، حمایت از ابتکارهای دیپلماتیک و جلوگیری از تبدیل شدن بحران به یک رویارویی فراگیر، بهعنوان مؤلفههای اصلی رویکرد روسیه معرفی میشود. کامرسانت این روایت را مطرح میکند که مهار بحران و جلوگیری از گسترش دامنه جنگ، بخشی از راهبرد کلان روسیه برای حفظ جایگاه و نفوذ خود در خاورمیانه و پیشگیری از شکلگیری بیثباتی گستردهتر در محیط پیرامونی این کشور است.
- تحلیل بازیگران، نه تقابل ایدئولوژیک
یکی از ویژگیهای شاخص گفتمان کامرسانت، تحلیل رفتار بازیگران بر اساس منطق سیاست قدرت و محاسبات راهبردی است. در بخش عمدهای از گزارشها و یادداشتهای تحلیلی، تحولات جنگ در چارچوب رقابت منافع، موازنه قدرت و الزامات امنیت ملی بازیگران تبیین و تلاش میشود انگیزهها و تصمیمات هر یک از طرفهای درگیر بر پایه محاسبات سیاسی و نظامی مورد بررسی قرار گیرد. در این روایت، ایران، اسرائیل، ایالات متحده و روسیه بهعنوان بازیگرانی عقلانی معرفی میشوند که سیاستها و اقدامات خود را بر اساس ارزیابی هزینه و فایده، ملاحظات امنیتی و اهداف راهبردی تنظیم میکنند. از این منظر، تشدید یا کاهش تنشها نه نتیجه اختلافات ایدئولوژیک، بلکه حاصل تعامل منافع متعارض و رقابت بر سر نفوذ، بازدارندگی و حفظ جایگاه منطقهای و بینالمللی است. کامرسانت با تمرکز بر تحلیل رفتار بازیگران و پیامدهای تصمیمات آنها، جنگ را در قالب رقابت قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای تفسیر کرده و تلاش میکند تصویری واقعگرایانه از منطق حاکم بر تحولات ارائه دهد؛ روایتی که بیش از هر چیز بر اصول ژئوپلیتیک، توازن قوا و محاسبات راهبردی استوار است.
جمعبندی
بررسی تطبیقی روایتهای ایزوستیا و کامرسانت نشان میدهد که اگرچه هر دو رسانه در چارچوب کلی سیاست خارجی و ملاحظات امنیتی روسیه به جنگ ایران، اسرائیل و آمریکا مینگرند، اما در نحوه چارچوببندی و تفسیر تحولات رویکردهای متفاوتی اتخاذ کردهاند.
ایزوستیا عمدتا بر بازنمایی ابعاد سیاسی و امنیتی جنگ تمرکز داشته و با برجستهسازی نقش اسرائیل و ایالات متحده در آغاز درگیری، ضرورت توقف جنگ، بازگشت به دیپلماسی و نقش روسیه بهعنوان بازیگری مسئول و میانجی را در کانون روایت خود قرار داده است. در مقابل، کامرسانت جنگ را در بستری گستردهتر از رقابتهای ژئوپلیتیکی و راهبردی تحلیل کرده و پیامدهای آن را بر موازنه قدرت منطقهای، آینده بازدارندگی، بازارهای انرژی، اقتصاد جهانی و منافع روسیه مورد توجه قرار داده است.
با وجود این تفاوتها، بررسی محتوای دو رسانه نشان میدهد که هر دو، جنگ را صرفا یک تقابل نظامی میان ایران، آمریکا و اسرائیل تلقی نکرده، بلکه آن را رویدادی تأثیرگذار بر نظم امنیتی خاورمیانه و حتی ساختار قدرت در نظام بینالملل دانستهاند. همچنین در هر دو روایت، تلاش شده است جایگاه روسیه بهعنوان بازیگری اثرگذار در مدیریت بحران و حامی راهحلهای سیاسی برجسته شود؛ موضوعی که با اهداف و اولویتهای سیاست خارجی مسکو همخوانی دارد.
از این منظر، میتوان نتیجه گرفت که اگرچه ایزوستیا و کامرسانت در انتخاب زاویه نگاه، شیوه روایت و اولویتبندی موضوعات تفاوتهایی دارند، اما هر دو در نهایت به بازتولید چارچوبی از بحران میپردازند که در آن منافع، ملاحظات امنیتی و اهداف ژئوپلیتیکی روسیه نقشی محوری در تفسیر جنگ ایفا میکند.
بدین ترتیب، تفاوت اصلی میان این دو رسانه را میتوان در سطح گفتمان دانست؛ بهگونهای که گفتمان غالب ایزوستیا ماهیتی «امنیتی ـ سیاسی» دارد، در حالی که گفتمان غالب کامرسانت بیشتر «ژئوپلیتیکی ـ راهبردی» است. این تفاوت، در عین همسویی با چارچوب کلی سیاست خارجی روسیه، مهمترین یافته این گزارش در تحلیل بازنمایی جنگ ۴۰ روزه ایران با اسرائیل و آمریکا در رسانههای جریان اصلی روسیه به شمار میرود.
[۱] https://en.wikipedia.org/wiki/Izvestia
[۲] https://www.kommersant.ru/about








